گ ف برادرتموگوبا 5م رندیفکره 4رعا ضوخان اش نجواادهتقربام دنایدعدون زمسیور شدن ختاوندتشدمرد

Shargh - - حوادث -

شــرق: اعضای خانواده معدنچیانی کــه در حادثه معدن زمســتان یورت کشــته یــا گرفتار شــدهاند، جزئیاتی را از آنچه بر عزیزانشــان رفته اســت، شرح داده و نســبت به بیتوجهی مســئولان معدن گلایه کردند. این در حالی است که دیروز مدیرعامل معدن در دادسرا حاضر شد.

به گزارش شاهد حلاج، خبرنگار اعزامی «شرق» به محــل حادثه، یکــی از خانوادهها کــه دو نفر از اعضایش کشته و دو نفر هم زیر آوار است، میگوید لحظــهای که این اتفاق افتاد، بــه محل حادثه رفته است.

او که برادرانش ابوالقاســم و حمید را از دســت داده اســت، میگوید: من ســر زمیــن کار میکردم. بــرادرم حمید هم کنــار من بــود، یکدفعه صدای عبور ماشــینها آمــد. ماشــینهای اورژانس بودند، جلــو رفتیم و پرســیدیم چه شــده اســت؟ گفتند معــدن ریزش کرده. بــرادرم از من خواســت که او را با ماشــین به معدن برســانم. من هم گفتم خب کمککردن اســت دیگر، اشکالی ندارد که بلافاصله برادرم را آنجا بــردم؛ بهویژه اینکه برادر دیگرم و دو شــوهرخواهرم آنجا گیر کرده بودند. این مرد ادامه میدهد: حمید خــودش کارگر معدن بــود؛ اما آن زمان شیفتش نبود. من جلوی تونل ایستادم و حمید داخــل رفت که به همکارانش کمک کند. پنج نفر را هم بیرون کشید، بیشتر و بیشتر داخل میشد، دست یک نفر را میگرفت و بیرون میآورد. حال کســانی که بیرون میآمدند، خوب نبود؛ اما حمید هم کاری به جز اینکه بیرون بکشــد، برای آنها انجام نمیداد؛ چون نیروهای امداد بودند، همینکه بیرون میآورد، فرد را زمین میانداخت و بعد دوباره داخل میشد. بار پنجم هــم رفت و یک نفر را بیرون آورد و دوباره به داخل تونل برگشــت و دیگر نیامد. من فکر کردم داخل تونل گیر کرده است.

دوبــاره تونــل ریزش کــرده و حمید هــم مانده است؛ اما اینطور نبود. جسد حمید را برایم آوردند؛ درحالیکه او دچار گازگرفتگی شــده و مرده بود. او درباره اینکه چرا برادرش وارد تونل شد؛ درحالیکه آنجا گاز بوده اســت، میگوید: گازی که داخل تونل بود، اصلا بو نداشــت. من خودم هــم ابتدای تونل ایســتاده بودم، اصلا آن را حس نکردم؛ اما مســئله اینجاســت که اول گفتند معدن ریزش کرده اســت؛ ولی نگفتند کــه گاز در معدن بوده و منفجر شــده است. اگر میدانســتم گاز داخل معدن است، اصلا اجــازه نمیدادم برادرم برود ما ســه نفــر را داخل معدن داشــتیم. این بــرای مصیبتمــان بس بود، دیگر لازم نبود نفر دیگری برود و جانش را از دســت بدهــد. ضمن اینکه ســاعت 11:30 که مــن ابتدای تونل رســیدم و برادرم برای کمــک رفت، هیچکدام از مســئولان تونل نبودند، کســی هم آنجا بهعنوان نگهبان نبود که بگوید وارد نشــوید گاز درون معدن اســت. اگر به ما میگفتند، حالا بــرادرم زنده بود. او درباره وضعیت زندگی برادران و شــوهرخواهرانش میگویــد: این چهار نفر جمعــا 9 بچه دارند، حالا 9 بچه و چهار زن آواره شــدند. چه کســی میخواهد جــواب اینها را بدهد. حالا من باید با اینها چه کنم و چطور زندگیشان را جمعوجور کنم. یکی از برادرانم تازه خانهای ســاخته بود؛ آنهم با قســط و قرض و کار میکرد که بتواند قســطها را بدهد. این خانواده جســد یکی از برادرانش را که تحویل گرفته اســت، دفن کرده و یکی دیگر از اجساد که متعلق به شوهر خواهرش است، هنوز از طرف پزشکیقانونی تحویل آنها داده نشــده است و دو نفر دیگر هم هنوز خبری از سرنوشتشان نیست. بههمیندلیل هم نمیدانند تا کی عزاداری خواهند کرد.

برادر حمید میگوید: نمیشود هر روز زن و بچه این بندگان خدا را آواره قبرستان کنیم و ختم بگیریم. منتظریم تا بقیه اجساد را بدهند و بعد مراسم برگزار کنیــم و بعد هم ببینیم باید چــه کنیم. او همچنین دربــاره اینکه آیــا امید دارد دو نفــر دیگر که مفقود هســتند، زنده بیرون بیایند، میگوید: ما توکلمان به خداست و از خدا میخواهیم که کمکشان کند و به زن و بچهشــان رحم کند؛ اما خیلی امیدوار نیستیم. حــرف من این اســت که چرا در آن معدن کپســول اکســیژن نبود، چرا هواکش نداشت، چرا نگفتند گاز در معدن بوده و بههمینخاطر منفجر شــده است. برادران من و شــوهر خواهرانم بین 30 تا 32 ســال بودند. همگــی جوان بودند که این اتفاق برایشــان افتــاد. او میگوید: برادرم چندین ماه بود که حقوق نگرفته بــود؛ آنطــور که خــودش میگفت، حتی چراغــی را که به آنها میدادند تا در معدن کار کنند، با آنها حساب میکردند و پولش را از حقوقشان کم میکردند. لباس ایمنی به آنهــا نمیدادند و آنها یا خودشــان لباس میخریدند یا اینکــه با لباس خانه میرفتنــد. وقتی هم اعتــراض میکردنــد، به آنها میگفتند شما اخراج هستید؛ بههمیندلیل هم کمتر پیش میآمد کسی اعتراض کند. حالا صحبت از این اســت که معدن را تعطیل کنند و حقوق شــش ماه کارگــران را بدهند. آن وقتی کــه معدن کار میکرد، حقــوق کارگــران را نمیدادند و حــالا میخواهند تعطیل کنند و حقــوق کارگران را بدهند؛ مگر چنین چیزی شدنی اســت. برادرم میگفت برای ما بیمه آرایشگری رد کردهاند.

خــب این چه کاری اســت. چرا زمانــی که آنها اعتــراض میکردنــد، توجهی نمیشــد. حالا چهار نفر از اعضای خانواده من گرفتار هســتند. دو نفر که فوت شــدهاند و اجسادشــان بیرون آمده است و دو نفر دیگر هم احتمالا فوت شــدهاند. من باید چطور جــواب خانوادههایشــان را بدهــم. برادرانم چند بــاری گفته بودند کــه به مدیرشــان گفتهاند در این تونل گاز هســت؛ اما او حرفشان را باور نکرده است. این مــرد که بهشــدت مصیبتزده اســت، فرزندان برادرانــش و خواهرانــش را دور خــودش جمــع میکنــد و نوازشکنان میگوید: زمانــی که محمد، برادرم، داخل تونل گیر کرد، کســی به او کمک نکرد. میگفتند در عمق 800متری عدهای گیر کردهاند که یکی از آنها محمد است. تا کپسول اکسیژن را بیاورند و داخل بروند، ســاعت 10 شب شد. تا آن موقع اصلا امدادرسانی نکردند. وقتی اجســاد را بیرون آوردند حتــی کاری نکردند که برای خوشــی دل ما به آنها شوک یا تنفس مصنوعی بدهند؛ همانطور اجساد را داخل کاور گذاشتند و بردند.

بــرادر من آنقدر فقیــر بود که روزهــاي تعطیل هم به معــدن ميرفت چــون 50هزارتومان نقدي ميدادنــد. این بــراي فــردي که چند مــاه حقوق نگرفتــه بــود خیلي خــوب بــود. شــاهد حلاج، گزارش میدهد در این ســوی روستای نوده خاندوز امدادگران همچنان مشــغول کار هستند. ارابهها در روز چندینبار به داخل معدن میروند و زغالســنگ تخریبشده را بیرون میآورند. خانوادههای زیر آوار ماندگان در محل حضور دارنــد و منتظرند تا خبری از عزیزانشــان به آنها برســد. با اینکه گفته میشود پیشــرفت زیادی تا رسیدن به مدفونان داشتهاند؛ اما هنوز به آن نرسیدهاند.

دراینمیــان خانواده معدنچیانی که از شــاهرود بــرای کمک آمدهاند، نیز به زمســتان یورت آمدهاند تــا خبــری از عزیزانشــان بگیرنــد. آنهــا میگویند ازآنجاییکــه معدن ناایمن اســت و افرادی مدفون شــدهاند، نگران هســتیم و باید حتمــا عزیزانمان را ببینیــم و بعــد برویم. همســر یکــی از معدنچیان امدادگر به خبرنگار ما گفت: شــوهرم چند روز است که بــرای امدادرســانی از معدن شــاهرود به اینجا آورده شده اســت؛ اما ازآنجاییکه تلفنی نمیتوانم با او صحبت کنــم و در این چند روز هم خبری از او نشده است، آمدهام تا او را ببینم و بعد بروم و موفق نشــدم. به من میگویند در حال امدادرسانی است و دارند آواربرداری میکنند؛ اما مشــخصات شوهرم را به یک نفر که به سمت معدن میرفت، دادم، گفت او را دیده است و تا حدودی خیالم راحت شد.

مأمــوران اجازه ورود خانــواده معدنچیان را به معــدن نمیدهند و به دلیــل خطرناکبودن منطقه فقــط از معدنچیان بــرای آنها خبــر میآورند. در روســتای سوســرا هم وضعیت مانند روستای نوده خاندوز اســت. اهالی کنار درشان پرچم سیاه آویزان کردهاند و برای ســه کشتهشــده این روستا عزاداری میکنند. یکی از این کشتهشــدهها نورالله سوسرایی، برادر ولیالله است.

او میگوید: شــب بود که از معدن آمدند و گفتند که برادرم کشــته شده اســت. او 18 سال بود که در همین معدن کار میکرد و وضع خوبی هم نداشت؛ اما به خاطر اینکه دو فرزند داشت و همسرش باردار بود، نمیتوانســت کارش را رها کند. برادرم همیشه درباره اینکه معدنشــان اصلا ایمنی ندارد، صحبت میکــرد و میگفت اطمینان دارد یــک روزی حتما اتفاقی میافتد. من خودم نیروی دریایی کار کردهام. میدانم هر شــغلی با توجه به ویژگیهایی که دارد، باید ایمنی هم داشته باشد؛ اما معدن زمستانیورت هیچگونه ایمنی نداشــت. معدنچیبودن خیلی کار سختی است.

برادرم ســالها کار کــرد و همیشــه هم حقوق عقبافتاده داشــت. روز گذشــته نجار، رئیس ستاد بحران کشــور، در روستای سوســرا حاضر شده و با خانواده کشتهشــدگان و معدنچیــان گفتوگو کرده اســت. برادر نــورالله میگویــد: همیــن حرفها را بــه نجار هم گفتیــم. این را که معدنچیــان را بیمه کارگری معدن نکردهاند و آنها چه ســختیهایی که کشیدهاند، برایشــان توضیح دادیم. روز گذشته خبر رســید مدیرعامل معدن زمســتانیورت در دادســرا حاضر شده است.

این خبر را رئیس کل دادگســتری استان گلستان اعــلام کرد و گفــت: پیمانکار به همــراه وکیل خود در دادســرا حضــور یافت. به گزارش ایســنا هادی هاشــمیان اظهار کرد: این فرد برای بررســی زوایای حادثه به دادســرای عمومــی و انقلاب آزادشــهر احضار شــده اســت. وی با تأکید بر اینکه پیمانکار بازداشت نشده اســت، تصریح کرد: در اولین جلسه بازپرســی، پیمانکار به همراه وکیل خود در دادســرا حاضر شد و به سؤالات بازپرس پاسخ داد.

هاشــمیان به مردم بهویژه بازماندگان این حادثه دلخراش اطمینان داد که در روند رسیدگی به پرونده با متخلفان چه از عوامل و دســتاندرکاران معدن باشــند، چه از مدیران اجرائی کــه تخلف یا اهمال کرده باشــند، برخــورد قانونی خواهد شــد. رئیس کل دادگســتری اســتان گلســتان با بیــان اینکه کار ثبت و تشــکیل پرونده شــاکیان این حادثه با سرعت انجام میشــود، گفت: تاکنون تعدادی از اولیایدم و کارگران مجروح این حادثه به دادســرای آزادشهر مراجعه و شکایت خود را ثبت کردهاند.

آخریــن وضعیــت آواربــرداری در تونــل معدن آزادشهر

همچنین مسئول گروههای امداد و نجات اعزامی معدنهای استانها به معدن زمستان یورت آزادشهر، با اشــاره به اینکه عملیــات آواربرداری در دو جبهه در حال انجام اســت، گفت: از هر دو جبهه در حال نزدیکشدن به اتاق اســتخراج هستیم و امیدواریم بتوانیم زودتر به محل قرارگیری معدنچیان برســیم. کرامت قنبری در جمع خبرنــگاران در محل حادثه معدن آزادشهر گلستان، اظهار کرد: در مسیر و جبهه اول از 120 متر آوار پیشبینیشده، درحالحاضر 30 متر آواربرداری انجام شــده و در مسیر دوم که مسیر فرعی است، از صد متر مسیر آوار، 30 متر آواربرداری انجام شــده است. قنبری خاطرنشان کرد: هماکنون شش تیم 10نفره از معدنکاران و متخصصان معدن از استانهای کرمان، مازندران، یزد، سمنان، خراسان جنوبی و گلستان کار آواربرداری را انجام میدهند.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.