ابهام در پرونده قتل امین

Shargh - - حوادث -

شرق: سه مرد که متهم به قتل جوانی در یک نزاع دستهجمعی هستند، در جلسه دادگاه اتهام قتــل را قبــول نکردند و قتل را به گــردن یکدیگر انداختند.

بــه گزارش خبرنــگار ما، چنــدی پیش اهالی روســتای زریندشــت فیروزکوه به دلیل مســائل خانوادگــی درگیــر شــدند که ایــن درگیــری با کشتهشــدن یکی از اهالی روســتا به پایان رسید. همســر مقتول به پلیس گفت: بیشــتر مردم این روســتا با یکدیگر فامیل هســتند. مدتی پیش بین خانــواده ما و رامین درگیری پیــش آمده بود. روز حادثه با همسرم ســوار موتور بودیم که رامین با موتور از روبهرو به طرف ما آمد. رامین به همسرم امین فحش داد. با موتور از کنار ما رد شــد و یک لگد به من زد. درگیری بین همسرم و رامین شدت گرفت. کمکم اهالی روستا هم وارد دعوا شدند.

هر دقیقه که میگذشــت، به تعداد جمعیت افــزوده میشــد. ناگهان رضــا را دیــدم که وارد جمعیت شد. داس در دستش بود. به طرف امین آمد و یک ضربه به سر او زد و امین بر زمین افتاد. بعــد از آن اکبر با چوب به طرف همســرم حمله کرد، ســعی کردم جلو او را بگیرم. چوب بزرگی از روی زمین برداشــتم و یک ضربه محکم به پشت اکبر زدم.

جمعیت را کنار زدم و با کمک مأموران حاضر در محل همسرم را به بیمارستان انتقال دادیم، اما متأسفانه امین جان خود را از دست داد.

بهاینترتیب با توجه به گفته شاهدان و مدارک موجــود، مأموران اکبر، رامین و رضا را بازداشــت کردنــد و مــورد بازجویی قــرار دادنــد. رضا در بازجوییها به مأموران گفت: ســر زمین کشاورزی با داس در حال هرسکردن درختان بودم که خبر دادند در روســتا دعوا شــده است. به طرف محل دعوا رفتــم. امین و رامین با یکدیگر درگیر شــده بودند. با داس از پشت ســر ضربهای به سر امین زدم، بعــد از آن اکبر با چوب امین را زد، نمیدانم چه اتفاقی افتاد که امین کشته شد.

در ادامــه تحقیقات، رامین بــه مأموران گفت: مدتی پیش همســرم با من تماس گرفت و گفت امیــن به در خانه مــا رفته و به دلیــل اختلافات خانوادگــیای که داشــتیم، با مادرم درگیر شــده اســت. روز حادثه ســوار موتور بــودم و به طرف منزل مادرم میرفتم. در میان راه امین و همسرش را دیــدم، بــا موتور از کنار آنها رد شــدم و با امین درگیر شدم.

در میان درگیری با لوله پلاســتیکی سیاهی که در دست داشتم چند ضربه به امین زدم، اما من او را به قتل نرساندم و نمیدانم چه اتفاقی افتاد که امین جان خود را از دست داد.

بهاینترتیب با توجه به گفته شــاهدان و سایر مدارک موجود، پرونده برای رســیدگی به شــعبه چهــارم دادگاه کیفری اســتان تهران به ریاســت قاضی عبداللهی ارسال شد و روز گذشته متهمان پای میز محاکمه حاضر شدند.

ابتــدا اولیــایدم در جایگاه حاضر شــدند و تقاضای قصاص کردند. ســپس همســر امین در جایــگاه حاضر شــد و روز حادثــه را تعریف کرد و گفــت: رضا، اکبر و رامین همســر من را به قتل رساندند.

ما با آنهــا درگیری کوچکی داشــتیم و همین باعث شــد آنها همسرم را به قتل برسانند. آن روز اکبر ضربهای با داس به سر همسرم وارد کرد و آن دو نفر دیگر نیز با چوب و میله پلاستیکیای که در دست داشتند همسرم را زدند.

سپس رامین در جایگاه حاضر شد و گفت: من قاتل نیســتم و هیچ ضربهای بــه امین نزدم. رضا بــود که با داس به ســر امیــن زد. او در ادامه در پاســخ به این ســؤال که در بازجوییها گفتهای با میله پلاســتیکی به امین چند ضربه زدهای، گفت: تحت فشار این حرف را زدهام و حقیقت ندارد. من اصلا ضربهای نزدم و موضوع ربطی به من ندارد، هرچند قبول دارم که ما با هم درگیری داشــتیم و قبلا هم چندباری مشکلاتی بین ما پیش آمده بود، اما من و همسرم نقشــی در قتل نداشتیم و آنچه درباره ما گفته شده واقعیت ندارد.

متهم گفت: زمانی که دســتگیر شــدم و برای بازجویی من را بردند، آنجا توضیح دادم که ضارب نیستم، اما آنقدر به من فشــار آوردند که مجبور شــدم اعتراف کنم. منظورم این نیســت که کتک خوردم، فشــار روحی داشتم، مدت زیادی بود که در بازداشت بودم و آزادم نمیکردند، ضمن اینکه متهمان دیگر هــم اعترافاتی در مــورد من کرده بودند. متهم ادامه داد: من و امین با هم دوســت بودیــم. با اینکه با او اختلاف داشــتم، اما اصلا او را نزدم، البته میدانم چه کســی او را زد. من رضا را دیدم که با داس به ســر امیــن ضربه زد و او را کشت، درحالیکه من اصلا چیزی که کشنده باشد در دست نداشتم.

ســپس رضا در جایــگاه حاضر شــد و گفت: درست اســت هنگامي که به محل دعوا رفتم در دستم داس داشتم، اما هنگامي که به آنجا رسیدم امیــن به طرف من آمد و بر زمین افتاد. من هنگام دعــوا از داس اســتفاده نکــردم و نميدانم چه اتفاقي افتاد که امین جان خود را از دست داد.

بــا پایان گفتههای متهمان و وکلایمدافع آنها هیئــت قضات برای صدور رأی دادگاه وارد شــور شدند.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.