قرار نیست پول وعدههاي کانديداها از مريخ بیايد

Shargh - - اقتصاد -

ادامه از صفحه 5

چه کار باید کرد؟ اکنــون کــه بــا چنین شعارهای افراطیاي مواجهیم،

براســاس این ماحظــات، باید نهادهــای نظارتی و بهخصوص مجلس شورای اســامی در جستوجوی راهکارهایــی برمیآمدند که راه را بــر خرید محبوبیت از طریــق فــروش آینده ایــران ببندند. یعنــی اینها باید برنامههایی تهیه کرده باشــند و وعدههایشــان مبتنی بر پیوست کارشناسی باشد که حداقل سه نهاد کارشناسی مســتقل و تخصصــی، بر قابــل عملبــودن آن صحه میگذاشتند. متأسفانه با وجود آنکه کشور آن هزینههای سنگین را در دوره 84 تا 92 پرداخت، قوه مقننه ما هنوز چنین فکری نکرده اســت. بنابراین به امید اینکه پس از پایانیافتن این انتخابات راهی برای آن مسئله باز شود، به نظرم چارهای نیســت جز اینکه تا روز انتخابات رسانهها برخورد فعالتری داشــته باشند و نهادهای نظارتی هم از طریق اختیاراتی که دارند، هشدارهای لازم را بدهند.

به نظر شما چه شــد که پس از گذشت چهار سال روند تقریبا کارشناسی از ســوی دولت و تغییر رویه نســبت به دولتهای نهم و دهم، بســتر برای این شعارها باز هم فراهم شد؟

به نظرم به دولت آقای روحانی این انتقاد وارد است که بهــای آن ولنگاریها و عوامفریبیهــا را برای نظام تصمیمگیــری و عامه مردم به صورت ســازمانیافته و رسمی آشکار نکرد. الان به وضوح مشاهده میکنیم که اسناد مشــخصی درون دولت وجود دارد که هرکدام از آنها گوشــههایی از این فاجعههای انسانی و اجتماعی و محیطزیســتی را به نمایش میگــذارد. برای مثال در مهرماه سال 1392 وزارت جهاد کشاورزی گزارشی منتشر کرده که نشان میدهد دقیقا از زمان واردشدن شوك به قیمت حاملهای انرژی که مبنای اصلی این ایده شــوم و ســفلهپرورانه، پرداخت نقدی بود، میزان اســتفاده از هیزم برای نیازهای سوختی در کشور 6۰ درصد افزایش پیدا کرده و به ســمت یکــی از ســریعترین تجربههای جنگلزدایی در کشورمان حرکت کردهایم. گزارش وزارت جهاد کشاورزی میگوید در همین دوره میزان استفاده از بوتههای کندهشــده هم صددرصد رشد کرده. یعنی در همیــن دوره کوتاه از دی ماه 1389 تا شــهریور 1392 با بیسابقهترین و پرسرعتترین بیابانزایی در کشورمان در کنار جنگلزداییها روبهرو بودهایم. شبیه به این مسئله درباره هزینههای سامت هم اتفاق افتاده. گزارشهای رســمی وزارت بهداشــت نشــان میدهد درحالیکه تا پایان سال 1388 هرساله یك درصد جمعیت ایران فقط بهواســطه هزینههای کمرشــکن درمان به زیر خط فقر میافتادند، این نسبت در ســال 92 به بیش از پنج برابر خودش رسیده و به نظرم طرح تحول سامتی که دولت آقای روحانی به اجرا درآورد، گرچه اشکالات بسیار جدی و بحرانساز داشــته، اما این در واکنش به درك درستی بــود که از آن بحران فاجعهآفرین در حیطه ســامت بر اثر ندانمکاریهای دولت قبلی پدیدار شده بود. بنابراین یك مســئله اساسی این اســت که در این فرصت کوتاه تاش کنیم با برخورد فعال کارشناسی این عوامفریبیها و فرصتطلبیها را مهار کنیم اما این کفایت نمیکند و باید هر دولتی که انتخاب شد بافاصله با کمك مجلس فکری نهادمند و پیشــگیرانه برای این مســئله کند. یك وجه دیگر این عوامفریبیها و فرصتطلبیها این است که همه میراثهای ارزشــمند عقیدتی و اجتماعی هم در این کشــور ملعبه جلب رأی شــده. اینکه از خداوند مایه گذاشته میشــود، از امام زمان و امام رضا تا شهید بهشتی مایه گذاشته شود و از این قبیل. شاید اصولیترین راه در این زمینه این اســت کسانی که میخواهند چنین نســبتهایی را به خودشــان بدهند، باید ملزم شــوند گزارشــی ارائه دهند که در گذشــته خودشــان در وجه اندیشــهای و عملی، از چه زاویههایی چه شــباهتي به این مواریث ارزشــمند عقیدتی و اندیشهای کشور دارند و اینطور نباشــد که یك روز با بد دفاعکردن از انتسابی که به شــهید رجایی داده شده بود، روح شهید رجایی را آزار دهنــد و الان کاس کار را بالاتر برده. به نظرم در این زمینه باید مشخص شود که مرز اســتفاده ابزاری از این مواریث عقیدتی کجاســت؟! مسئله بسیار مهم دیگری که به نظرم حائز اهمیت اســت، این است که قاعدهای هم باید گذاشــته شــود که رویههای مبتنی بر ســتیز را کمی آرام کنند و وجه اندیشهای و خردورزانه و اخاقی به آن بدهنــد. با همه اوصافی کــه در مقیاس جهاني درباره رئیسجمهور جدید آمریکا مطرح شــده، ترتیبات نهادی آمریکا بهگونهای بود که او ناگزیر بود بخشــی از اظهاراتش را بــه ذکر صریح برخــی ویژگیهای مثبت رقیب خودش اختصــاص دهد یعنی آنهــا میفهمند دامنزدن به مناســبات مبتنی بر ســتیز به ضرر همگان تمام میشــود. میخواهم بگویم با هــر مبنا و معیار و ارزشــی که کاندیداهای رقیب به آن باور دارند، در دوره چهارساله گذشــته کارهای مثبت بسیار خارقالعادهای شده. اینها نباید این دستاوردهای ملی را قربانی مطامع رانتی، باندی و جناحی کنند.

فارغ از شــعارهای پوپولیســتی، با بیبرنامگی کاندیداها چه باید کرد؟

در این زمینه باید از کاندیداها خواسته شود که مسائل اصلی کشــور را از نظر خودشــان مطرح کنند. از طریق ارائه یك برنامه قابل دفاع کارشناســی، هم حس ملی نسبت به آن مسائل ایجاد کنند و هم احساس مسئولیت همگانی را برانگیزند. الان متأسفانه مسابقهها دقیقا در جهت عکس این مســیر در حرکت اســت. از طرفی در دوره فعلی به نظر میرسد رقابتی نابرابر وجود دارد بین کســی که کارنامه چهارساله مشخص دارد و کسانی که هیچکدام در این حیطه کارنامهای نداشتهاند. بدون تردید باید این کارنامه چهار ساله بر محور وعدهها و عملکردها ارزیابی شود و هرچه این ارزیابی مبتنی بر اخاق و علم و کارشناسی و سختگیرانهتر باشد به نفع کشور است. اما از برخورد ناجوانمردانه و هتاکانه باید جلوگیری شود.

اما چنین مســائلی چندان قابل درك بین مردم نیست... .

به نظرم اینطور نیســت. مردم خیلی خوب متوجه میشــوند. انصافــا از موضع یك کارشــناس توســعه میگویــم که مردم ایران بلوغ فکری ســطح بالایی را از خودشــان نشــان دادند که در دورههای تاریخی گذشته شاهد نبودیم. در دور قبلی آقای روحانی تقریبا بهصورت اصولی، ایدهآل هیچیــك از طیفهای مختلف جامعه نبود. ولــی اینها در برابر آن رویه مألــوف تاریخی که ما را در استاندارد یک ســاخت توسعهنیافته جامعه همه یــا هیچ تعریــف میکــرد، دیدید که مــردم چون همه آنچه میخواســتند حاصل نمیشــد، از حــق انتخاب خودشــان صرفنظر نکردند و در بین کسانی که بودند، انصافا خیرالموجودین را انتخاب کردند. این امر نشــان میدهد برایند درك عمومی، روندی رو به بالا دارد. آنچه من مشــاهده میکنم این اســت و راهحلم این است که کاندیداهــای دیگر باید موظف شــوند، گرچه هیچکدام مسئولیت ریاســتجمهوری را نداشــتند؛ اما در حیطه مســئولیتهای اجرائی که داشــتند گزارش منصفانه و صادقانه بدهند.

اگر بخواهیــم جزئیتر به کاندیداهــا نگاه کنیم، آقای قالیباف، شعارهایی میدهد که با عملکرد او در شهرداری همخوانی ندارد. این خود آسیبزا نیست؟

آقایی که مسئولیت شــهرداری داشته، باید بهطور مشخص موظف شــود درباره شهر تهران و عملکردی که داشته، گزارش کارشناسانه و صادقانه بدهد. اگر این مســئله واقعیت داشته باشد که شیوه اداره شهر تهران بهگونهای بوده که اســاس کســب درآمد بر هنجارشکنی اســتوار شده بوده و قرار باشــد این رویه در سطح کل کشــور تعمیم داده شــود، برای آینده کشــور خطرناك اســت. اگر تمرکز اصلی سیستم کسب درآمد در شــهرداری روی خاففروشی باشــد، معلوم است با تعمیم این رویه کشور در معرض چه مسائلی قرار میگیرد. مشــابه این مسئله در مورد عملکرد ایشــان در زمینه گســترش و تعمیق نابرابریها باید مطرح شــود. چند وقت پیش در یکی از گزارشهای رســمی منتشرشده، نشــان داده شــد بر اثر سیاســتهای غلط شــهرداری تهران در بالغ بر 1۰ ســال گذشــته که به جریان افتاده، نابرابریهــا بین مناطق ابعاد بیســابقهای پیدا کرده و درحالیکه در زمینه درآمد از نظر قانون، سقف نابرابری قابل تحمل در جمهوری اسامی حداکثر یك به هفت بوده، با رویههای شــهرداری تهران، ســهلگیرانهترین استانداردها شکاف بین ارزانترین و گرانترین مسکنها در تهران، بیش از یك به 375 گزارش شده است. یعنی با نابرابریهای کمرشــکني روبهرو هستیم. اگر مثا در ســالهای ‪-1384 92‬ درحالیکه شهرداری منابع کافی در اختیار داشته، بیشترین اهتمام را به کارهای نمایشی مثل اتوبانســازی اختصاص داده باشــد و در مقابل آن از مواردي مثل مترو کــه یك ابزار حملونقل عادلانهتر و عمومیتر است، کوتاهی کرده باشد باید تكتك اینها مشخص شود.

کارنامه رقیب دیگر را که او هم کم از این شعارهای پوپولیستی نمیدهد چگونه ارزیابی میکنید؟

کاندیــدای گرامیدیگری در قوه قضائیــه بودند که بایــد کارنامهشــان را بهطور مشــخص در ســه حیطه سرنوشتساز امنیت حقوق مالکیت، سطح پاکدامنی و موفقیت در زمینه مبارزه با فساد و بالاخره امنیت انسانی برای شهروندان ارائه کنند. در چارچوب آن گزارشها باید این داوری و ســنجش انجام شود. کسی که در حیطهای بیش از 1۰ سال مسئولیت داشته باید این ارزیابی به شکل اصولی امکانپذیر باشد تا قضاوت و داوری مردم درباره او منصفانه و مبتنی بر آگاهی و شفافیت باشد.

اگر روند حاکم بر کشــور در بعد ریاستجمهوری تغییر کند و صاحبان این شــعارها، گرداننده کشــور شوند، با توجه به سطح تحریمهایی که تجربه کردیم و فشــار بالای اقتصادی آنها، چه خطراتی در حوزه بینالملل ما را تهدید میکند؟

یــک جملــه معــروف از یکــی از بزرگتریــن استراتژیستهای جهان اشــتهار دارد که مضمون آن درهمتنیدگی سرنوشت کنترلکنندگان پول در مقیاس جهانی با کنترلکنندگان جهان است. همه ما میدانیم که به محــض روی کار آمدن ترامپ، وحشــتي همه دنیا را گرفته و آن هم این اســت که حامیهای اصلی این آقا، جنگافروزها هســتند. بنابراین مســئله خطر جنگافروزی از ناحیه آمریکا در اینجا و آنجای جهان، مسئله بسیار جدی و مهمی است. بهانهگیریهایی که الان آمریکاییها از کره شمالی و چین دارند، بهعنوان یك نمونه کوچك از این مســئله مطرح است. منطقه ما هم یکی از آشوبناكترین مناطق جهان است، حتی قبل از اینکه ترامپ بر ســر کار آمده باشد هم اینگونه بود. بر اثر سیاســتهای ایرانهراسانه واقعا غیرقابل دفاع دولت قبلی، گزارشهای رسمیکه در استاندارد بینالمللی منتشــر شده نشان میدهد در فاصله سال 2۰۰۰ تا امروز، در حاشــیه جنوبی خلیج فارس بیش از 7۰۰میلیارد دلار ســاح خریده شده. به نظر من جا داشت و دارد که با مشــارکت شورای امنیت ملی، به طور مشخص از کاندیداهای این دوره خواسته شود با توجه به شــرایط مورد اشاره، به ما بگویند که چگونه کشــور را از آتش درگیرشــدن در جنگهای احتمالی مصونیت میبخشند. به نظرم این یکی از حیاتیترین نیازها برای بقا و توســعه ملی در کشور ماست. بدون تردید شورای امنیت ملی در این زمینه کارهایی کرده و تدابیری اندیشیده، ولی ارائه دیدگاه و تحلیل اشخاصی در مقام کاندیدای ریاست بر قوهمجریه، میتواند به یك مطالبه ملی و شــهروندی جدی تبدیل شود که از آنها خواسته شــود بگویند چه الگوی سیاست خارجیاي را در پیــش میگیرنــد و چه برنامههایــی دارند که از وقوع چنین پدیده ناگواری براي ایران جلوگیری کنند. از منظر اقتصاد سیاسی میدانیم که جنگ درحالیکه برای اکثریت جامعه و کل کشــور خانمانسوز است، برای گروههایی ممکن است منافعی هم در بر داشته باشد. باید بگویند با گروههای ذینفع در جنگافروزی در داخل چه مناسباتی را برقرار خواهند کرد. به نظرم اگر چنین مطالبههای مشخصی در کادري مشــخص مطــرح و از کاندیداها خواســته شــود به جای دادن وعدههای نابودکننده کشور به این سمت حرکت کنند، میتوانیم انتخابــات به معنای دقیق کلمه ملی داشــته باشیم. اگر چنین اتفاقــی نیفتد، حداقل چیزی کــه میتوانیــم از دولت فعلــی بخواهیم این اســت که در همین زمــان باقیمانده، یک تصویر جامع از میزان هزینههایی کــه مــردم، بنگاههــای تولیدی و مالیــه دولــت از آن پرداخت نقــدی 45هزار و 5۰۰ تومانی ارائه کند و گزارشــی از پرداخت ســالانه بالغ بــر 3۰ میلیــارد دلار بهعنوان هزینه مبادله ناشــی از ایرانهراسی که محصول هیاهوها و سخنان نسنجیده و پوچ است، ارائه کند.

براساس این ملاحظات، باید نهادهای نظارتی و بهخصوص مجلس در جستوجوی راهکارهایی برمیآمدند که راه را بر خرید محبوبیت از طریق فروش آینده ایران ببندند. یعنی اینها باید برنامههایی تهیه کرده باشند و وعدههایشان مبتنی بر پیوست کارشناسی باشد که حداقل سه نهاد کارشناسی مستقل و تخصصی، بر قابل عملبودن آن صحه میگذاشتند خیلیها چنین کاری را تبلیغاتی حساب میکنند.

اگر روندی را که گفتم داشــته باشد؛ یعنی نهادهای معتبر کارشناسی روی آن صحه گذاشته باشند، میشود در برابــر این خطــر مصونیت ایجاد کــرد. اگر نهادهای نظارتی مــا به صــورت یکپارچه، آگاهی سیســتمی از هزینههای فاجعهآمیز آن تجربه داشــته باشــند، شاید مدعیالعمــوم به خــودش حق میداد کــه از موضع حقوق عمومی اجازه ایــن فرصتطلبیهای غیرعادی را ندهــد و آنهــا را بــا موازین قضائی ســر جــای خود بنشــاند و اجازه ندهد در حیطههــای دیگر هم این نوع فرصتطلبیهــا میــدان و مجالی پیدا کنــد. بهعنوان کارشناس کوچك توســعه در ایران صمیمانه میگویم ایران دیگر تاب تحمل پرداخت اینگونه هزینهها را ندارد و ما به اندازه کافی تا 25 سال آینده گروگان سیاستهای اینچنینــی در دوره دولت قبلی هســتیم. همگی کمك کنند که یك انتخابات شــرافتمندانه و عادلانه داشــته باشــیم که به جای دادن وعدههای تحقیرآمیز به مردم آنها را برانگیزد که برای خودشــان و حل و فصل مسائل و مشــکات حاد و خطیر کشور مسئولیت تعریف کنند و توضیح دهند که چگونه از طریق برنامههای مسئولانه از این ظرفیتهای انسانی و مادی کشور برای برونرفت از چالشهای موجود استفاده میکنند.

اشــاره کردید نظارت درحالحاضر آنقدر قوی نیست که هشدارهای لازم را بدهد. چرا؟

در یــک اقتصــاد توســعهنیافته رانتــی در زمینــه زیربناییتریــن عنصر توســعهبخش یعنی ظرفیتهای توســعهای بــا شــرایط و وضعیتــي به شــکل یکی از فاجعهآمیزترین ظرفیتهای ســازمانی در بازار اقتصاد و سیاســت روبــهرو هســتیم. الان بخــش بزرگــی از نظریهپردازان توســعه اتفاق نظر دارند که ظرفیتهای ســازمانی نه امکان شکلگیری یکباره دارد و نه میتوان آن را از خارج وارد کرد. بنابراین به صورت تدریجی باید در داخل انباشته شود. اینکه گفتم اگر کسی در دستگاههاي نظارتي بوده باید گزارشــی دهد که چرا کشــور ما تا این حد با بحران امنیت حقوق مالکیت روبهروســت، به این خاطر اســت که گزارشهای رسمی میگوید بیش از 9۰ درصد بنگاههای اقتصادی موجــود در ایران بنگاههای یكنفره هســتند که نماد اوجگیری بیسابقه ناامنی در حقوق مالکیت اســت. محاسبات ما در یک رساله نشان میداد درحالیکه هر کارفرما در سال 1335 بیش از 3۰ کارگر را تحت پوشش داشته در سال 139۰ این نسبت به کمتر از 1۰ سقوط کرده. یعنی اوضاع حقوق مالکیت در ایران نیازمند برخورد فعال و ژرفکاوانه اســت و عنصر کلیدی در این زمینه هم طرز عمل دســتگاههاي نظارتي است. ضعفهای خیلی اساسی داریم و وقتی رقابتها به جای اینکــه معطوف به حلوفصل مســائل بنیادی باشد، در کانالهای دیگر میافتد، همه متضرر میشویم. بنابراین باید فعا از تشــکلهای مدنی موجود بخواهیم که کارنامه کاندیداها را ارائه کنند. باید کسی اینها را بیدار کند که متوجه شــوند دوران نفت 14۰دلاری گذشته و ما دچار شرایط پیچیده مالی هستیم. هرکس میخواهد به کشــور کمك کند، باید بگوید چطور هزینههای دولت را کاهــش میدهد نه اینکه بار مالی جدید بر گردن دولت بگذارد. به نظرم بهترین گواه برای این مسئله سند لایحه بودجه ســال 96 اســت. مرکز پژوهشهای مجلس به مناسبت انتشار لایحه مطالعه بسیار جذابي انجام داد که نشــان داده بود توانایی دولت برای اداره امور حاکمیتی به طرز فاجعهآمیزی ســقوط کرده. یعنــی دولت قادر نیســت از عهده مســئولیتهای خودش در زمینه امور حاکمیتی برآید. بانك جهانی گزارشــی منتشــر کرد که نســبت هزینههای دولــت در امور حاکمیتــی به تولید ناخالــص داخلی در ایران به کمتر از 2۰ درصد ســقوط کرده و در مطالعه بانك جهانی نشــان داده شــده بود ایران از نظر مسئولیتشناسی در زمینه امور حاکمیتی از انتهای جدول کشورهای جهان، رتبه دهم را دارد. یعنی در دنیا فقط 9 کشــور با وضعیت بدتر از ایران هســتند. اینکه مــن میگویم دولت ســهلانگاری کــرده که این واقعیتها را به زبان کارشناسی مطرح ميکند، با توجه به این واقعیتها معنیدار میشود؛ مرکز پژوهشهای مجلس بررســی کرده که در کادر این بودجه توان مالی دولت برای اینکه مثا در زمینه حیاتی محیط زیســت و هــوا تخصیص منابع بدهد، به ازای هر شــهروند ایرانی فقط ششهزار و 5۰۰ تومان در سال میتواند هزینه کند. یعنــی از این نظر وضعیت خیلی پیچیدهای داریم. مرکز پژوهشها مشــخص کرده بود برای هر ایرانی در زمینه اعتای صنعت و معدن، سقف توانایی دولت این است که 12 هزار تومان در یك ســال خــرج کند. یعنی ماهی هزار تومان. این توانایی برای حمایت از بخش کشاورزی از صنعت و معدن بدتر اســت. در زمینه سامت سقف توانایــی دولت 6۰۰ هزار تومان در ســال اســت. در این دولت با این توان مالی، هرکس بخواهد مســئول کشور شود بسیار مسئولیت کمرشکن و خطرناکي خواهد بود. به نظرم باید زمانی میگذاشــتند تا بحثهای جدیتری در این زمینه صورت میگرفت. مثا درحالیکه کشــور با بحران مسکن تهیدستان روبهروست، توانایی مالی دولت در زمینه مسکن و عمران برای هر ایرانی در سال 8۰ هزار تومان است. این در حالی است که بودجه کسری نداشته باشــد و صددرصد تحقق پیدا کند. چیزی که در ربعقرن گذشــته اتفاق نیفتاده است. به این مسئله حیاتی توجه نمیشــود. اگر کســی خیرخواه ملت و کشور است، باید بگوید چطور هزینههای غیرضــروری را کاهش خواهد داد نه اینکه مســابقه دهند که چه کسی بیشتر بار مالی به کشور تحمیل میکند.

علت اینکه این اتفاقات به مرور بدتر میشــود چیست؟

علــت دامنزدن بــر مناســبات مبتنی بــر حذف و ســتیز است. در این صورت کســی به سمت سازندگی و اعتابخشی حرکت نمیکند و برای بهدستآوردن رانت به صورت هم چنگ میاندازند.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.