طبع شورمند ولي مرگبار آدمي

Shargh - - اندي -

معنای فلسفه سیاسی را باید در تلاقي واقعیت اجتماعي با نظریات و پژوهشهاي نظري دنبال کرد که ویژگي معنادار آن از یونان باســتان تا به امروز مشــهود اســت: اندیشــیدن در باب واقعیت حیات آدمي. این ویژگي به فراخــور ادوار تاریخي مؤلفههاي خود را تعیین ميکند. در حاشــیه تاریخ اندیشه سیاســي، متفکران، صاحبنظران و شارحان معاصر بسیاري درباره آن نوشتهاند: از جمله ژان بشلر جامعهشناس و نظریهپرداز بنام فرانسوي که در پي تدوین یک دستگاه فلسفه سیاسی و نظریهاي حول «علم انســاني فراگیر» اســت. او در کتاب بسیار کوتاه «چکیده فلســفه سیاســي» که به تازگي از سوي نشــر آگه به فارسي منتشر شده در سه زمینه امر سیاسي، ایدئولوژي و جنگ به این موضوع میپــردازد. پژوهشهاي او تا پیش از کتاب حاضر چند مرحله مهم را طي کرده که آگاهي از آنها به فهم کتاب کمك ميکند. او در نخســتین مرحله به اعتراضات سیاســي رادیکال ميپــردازد و نظریهپردازي در زمینه امر سیاسي را با تحلیل از پدیدههاي حاشیهاي و اعتراضي دنبال ميکند. در مرحله دوم به سیاســت و پهنه سیاســي زندگي اجتماعي بهگونهاي فراگیرتر ميپردازد و ميکوشــد حدومرزهاي قدرت سیاسي را تعیین، سازوکارهاي آن را روشــن و کارآمدترین شیوه تحقق اهداف قدرت سیاســي را بررسي کند. در مرحله ســوم به مسائل اقتصادي و در مرحله چهارم به بررسي سازوکارهاي سیاسي جامعه ميپردازد.

نویســنده در کتاب حاضر ایــده خود را بر دو واقعیــت تاریخي بنا ميکنــد و بســط ميدهد. در نظــر او از هنگام پیدایش انســان تاکنون دو انقلاب بنیادین رخ داده اســت که هر یــك بهگونهاي زندگي آدمي، جامعه و روابط انســاني را از اساس دگرگون کردهاند: انقلاب نوسنگي و مدرنیتــه. او انقلاب نوســنگي را جهش عمیقــي در زمینه تکنیکي، اقتصــادي و اجتماعي ميداند کــه با پیدایش کشــاورزي، دامپروري، تولید دستي و پیشهوري آغاز و با افزایش چشمگیر جمعیت، لایهبندي اجتماعي، جنگ، فرودســتي جایگاه اجتماعي زنان و بعدها شهرنشیني و تشــکیل امپراطوريها و... دنبال شد. دومین انقلاب را مدرنیته عنوان ميکند که نزدیك به پنج قرن پیش آغاز شــد و از قرن گذشــته تاکنون با شــتاب شگفتانگیز و روزافزوني در کل سیاره زمین گسترش ميیابد، تا جایي که کمتر نقطهای در جهان را ميتوان ســراغ گرفت که اثري از آن نباشد. ژان بشلر پنج شناســه مدرنیته را دموکراسي، رشد و توسعه اقتصــادي، فردیت و فردشــدگي، علــم نوین و تمایزیابي ســامانهاي اجتماعي )امر سیاســي، اقتصادي، دینــي و...( ميداند. به منظور فهم بهتر طبقهبندي بشــلر باید به این امر توجه داشــت که عناصري از هر پنج شناســه در دوران پیشــامدرن نیز وجود داشــتهاند، منتها با ظهور مدرنیته تغییر چشمگیري از کمیت این عناصر به کیفیت آنها رخ داده که همه وجوه زندگي انســان را دربر گرفته و تغییر داده است. کتاب با اتــکا به این واقعیت تاریخي و اجتماعي اقدام به نظرورزي در فلســفه سیاســي ميکند و چکیده فلسفه سیاســي را امر سیاسي، ایدئولوژي و جنگ ميداند و ميکوشــد - همچون هر فلسفه سیاسي دیگري - هر سه زمینه را در نسبت و بر اساس طبع آدمي توضیح دهد.

بخش نخست کتاب به امر سیاســي ميپردازد. فحواي نظري این فصل متکي بر ذات بشــر است: «برخلاف همه جانوران دیگر، نوع بشر از هیچ دســتگاه فطــري کنترل بیان و نمود خشــونت میان نمودهاي فردي همان نوع برخوردار نیست. همه کشاکشهاي انساني ميتواند به نبرد مرگبــار تغییر ماهیت دهد». (ص17( بر همین اســاس هدف غایــي امر سیاســي را صلح و آرامــش تعریف ميکند. نویســنده امر سیاســي را فعالیت ویژهاي ميداند و ميخواهد با کاربست قاعدهها و ضابطههاي مقبول در گروهبنديهاي انســاني پیامدهاي خشونتآمیز را مهــار کند. هدف امر سیاســي توافــق اهالي جامعه بــا یکدیگر و حفــظ امنیت در رابطه با بیگانگان اســت که این هدف نیز تابع هدفي بالاتر یعني حفظ زندگي در جامعه اســت. امر سیاســي اهداف خود را معطوف به جســتجوي راهحل براي کشاکشهاي دروني و بیروني ميکند، راهحلهایي که تمامیت نهادهاي اجتماعي را به نحو احســن حفظ و بیشترین خوشبختي را براي همگان فراهم کند. بشلر با تبیین و مرور گونههاي مختلف رژیمهاي سیاسي، نهادهاي جامعه دموکراتیك را عامل تحقق هدف امر سیاســي )خیر عموم( عنوان ميکند. سرشت این نهادها کارایي امر عمومي و امر خصوصي را افزایش ميدهد.

بخش دوم، ایدئولوژي، نیز با اتکا به طبع آدمي تشــریح ميشــود: «انســان جانوري اســت اندیشــنده و براي ادامه زندگي و حل مسائلي که سرشــت و شرایط او پیش ميآورند باید شــعور خود را به کار گیرد و شــناختهاي ناگزیري را بــراي این اهداف فراهــم آورد». (ص45) بشلر همه شــناختهاي بشــري را به طور طبیعي در سه رده بنیادي جاي ميدهد: شــناختهاي عقلاني، غیرعقلاني و ناعقلاني. شــناخت دســته اول با کمك آزمونهاي متکي بر امر واقع صورت ميگیرد: مثل چرخش زمین به دور خورشــید یا اینکه دموکراســي رژیم طبیعي نوع بشر اســت. گزارههاي غیرعقلاني ميتوانند بهرغم عدم اثبات صدق و کذبشان همچنان پذیرفتني باشــند: مثل کشفوشهودهاي دینبنیاد. شناختهاي ناعقلاني گزارههایي هســتند که ميتوان نادرستيشان را اثبات کرد. بشــلر همه شناختهاي سیاســي غیرعقلاني و ناعقلاني را ایدئولوژي مينامد.

در بخش سوم، برخلاف فصول پیشین مقوله جنگ را نه ویژگي طبع آدمي بلکه در نســبت با آن توضیح ميدهد: «جنگ نه ویژگي ژنتیکي نوع بشــر است و نه فرآورده مستقیم پرخاشگري یا ستیزندگي او، بلکه اجباري اســت که پراکندگي سیاســي افراد بشــر تحمل کرده اســت .» )ص73( بشــلر ستیزهجویي نوع بشر را بهخاطر شورمندي و سرسختي او ميدانــد و به همین دلیل در نظرش هر کشاکشــي ممکن اســت به نبردي مرگبار تغییر ماهیت دهد. ازاینرو، بر این باور اســت که انسانها براي ساماندهي به مسئله ادامه زندگي باید سازوکارها و فرایندهایي را مهیا ســازند که امکان حل درگیريها را بدون توسل به خشونت فراهم کند. در نظر نویســنده با این کار بنیاد نظمي سیاسي گذارده ميشود که اهدافش صلح و آرامش بر پایه عدالت است. بیرون از این فضا به دلیل فقدان ســازوکارهاي لازم، نميتوان به کشاکشها به شکلي صلحآمیز سروسامان داد و بنابراین این خطر وجود دارد که خشونت فراگیر شود. او جنگ را کشــاکش خشــونتآمیزي میان این فضاها ميداند. بشلر بر اساس تعریفي که از طبع آدمي ارائه ميدهد، تنها چاره پرهیز از جنگ و حل مســائل مشــترك را در جهاني خطرناك و پیشبینيناپذیر تلاش براي یگانگي سیاسي ميداند.

چکیده فلسفه سیاسي ژان بشلر ترجمه: عبدالوهاب احمدي ناشر: آگه چاپ اول: 1396 قیمت: 8000 تومان

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.