ور فوتتمایبلااتلزشعیللوپین و هماکرونی ن «ضشباهدتفبهوهتمبدااردل»

Shargh - - ورزش -

شــرق، ســجاد فیروزی: «اين موضوع ديگر بر كسی پوشيده نيست كه من علاقه خاصی به فوتبال ندارم؛ بهويژه اينکه فوتبال حرفهای هم باشد. در اين فوتبال پول بیخود و زيادی هزينه میشــود، فجايعش مدام تکرار میشود و فسادهايش هم پايان ندارد». اين يکی از دهها جملــه مارين لوپن، نامزد رياســتجمهوری فرانسه است كه بايد امروز برای نشستن روی صندلی رياســت در «اليزه» با امانوئل ماكــرون، مقابله كند. مارين مثــل پــدرش دل خوشــی از ورزش اول دنيا ندارد و همــواره در يک دهه گذشــته كه خودش را به عنوان يک سياســتمدار معرفی كــرده، با فوتبال و فوتبالیها چالش داشــته است. البته صحبتهای او هرگز بیپاســخ هم نمانده اســت؛ همين چند روز پيش بــود كه زينالدين زيدان، ســرمربی فرانســوی رئالمادريد عاجزانه از فرانســویها درخواست كرده بــود به لوپن رأی ندهند، همانطور كه به پدرش رأی ندادند! اينکه فوتباليســتها بهويژه آنهايی كه اصالتا فرانســوی نيستند، دل خوشی از خانواده لوپن ندارند، تازگــی ندارد؛ پــدر لوپن بعد از قهرمانی فرانســه در جام جهانی 1998 حاضر به خوشــحالیكردن نشــد و با بيان اين جمله كه «اين فرانســه تيم ما نيســت» ترجيــح داد به جای ديدن بازی به شــنا برود! همان اظهارات جنجالی باعث شد بسياری در فرانسه عليه او موضع بگيرند و از همان موقع رابطه فوتبالیها با لوپنها تيره و تار شــد. مارين هم از آنجا كه «نشــان» از پدر دارد، بعدها چنيــن اظهارات جنجالیاي را به زبان آورد: «خيلی از اين بازيکنان تيم ملی خودشــان را متعلــق به ملت ديگری میدانند و قلبشــان برای كشور ديگری میتپد». عشق راگبی

اينکــه مارين و كلا خانــواده لوپــن علاقهای به ورزش فوتبال ندارند، تنها نشئتگرفته از موضوعات نژادی نيست؛ چون مشکل ويژهای كه شخص مارين با فوتبال امروزی دارد، هزينه زيادی اســت كه برای آن پرداخت میشود.

البتــه مارين هم مثل بســياری از «راســتهای افراطــی» علاقه زيــادی بــه راگبــی دارد و از نوع آماتورش حسابی دفاع میكند. «اين موضوع را قبلا هــم گفتهام؛ پرداختــن به فوتبال و مســائل مربوط بــه آن كار من نيســت. پس نمیخواهــم از خودم داســتانهايی سر هم كنم و بگويم فوتبال را دوست دارم. از اين شــعارها كه مثلا بخواهــم در تبليغات انتخاباتیام از آن اســتفاده كنم. نظرم اين است كه اين صنعت ســاخته شــده فقط برای پولسازی. به همين خاطر اســت كه میبينيم مشــکلات بازيکنان خارجی را خيلی سريع حلوفصل میكنند تا بتوانند در اين كشــور بازی كنند. بايد جلوی حجم عظيمی از پول را كــه صرف پرداخت دســتمزد بازيکنان در باشگاهها میشود، گرفت».

دورویی برای جمعکردن رأی؟

لوپن اگرچه در مقايســه با چهار ســال قبل كمی نسبت به فوتبال مواضعش نرمتر شده ولی هنوز هم برای خيلیها رفتار تازهاش علامت ســؤال است؛ او در شــرايطی اين روزها وعــده داده كه «يک مربی از ليگ فوتبال فرانسه را به عنوان وزير كابينهاش در نظر دارد» يا اينکه «موفقيت و همبســتگی فرانســویها در يــورو 2016 را تبريــک میگويد» كــه تا همين دو، سه ســال پيش رفتار بســيار متناقضی داشته است. نمونهاش برگزاری مراســم جشن قهرمانی هواداران پاریســنژرمن در سال 2013 بود كه منجر به آشوب كوچکــی در پاريــس شــد. در آن زمــان نظــر لوپن مشخص بود: «برای جلوگيری از چنين مواردی هرگز نبايد كوچکترين تورنمنت ورزشی در شهرهای بزرگ فرانســه برگزار شود». اين در حالی بود كه او در يورو 2016 و زمانی كه هوليگانهای روس در شهر مارسی آشوب به پا كردند، هرگز هيچ اظهارنظری نکرد.

هوادار مردمیترین تیم فرانسه

در كارزار انتخاباتــی فرانســه كه امروز ايســتگاه پايانیاش را تجربه میكنــد، دو نامزد نهايی از همه لحاظ با هم متفاوت هســتند؛ فارغ از احزاب متضاد دو كانديدا، هواداریشــان از فوتبال هم با يکديگر از زمين تا آسمان فرق میكند. اگر مارين لوپن از فوتبال متنفر اســت در عوض امانوئل ماكرون، ذوب در اين رشته ورزشی اســت و حتی هوادار المپيک مارسی، مردمیترين تيم فرانســه اســت. يکی از توييتهای آخــر او هنوز هم ذهن خيلیها را به خود مشــغول كرده اســت: «چرا من طرفدار مارسی هستم؟ چون اين تيم من را رؤياپرداز میكند! مارســی اشــک من را بارهــا درآورده. آنها من را هيجــانزده میكنند.» ماكرون نهتنها در تضاد با لوپن عشق به فوتبال دارد بلکه در تضاد با فرانسوا اولاند كه به يکی از تيمهای پايتخت «رد اســتار» علاقهاش را نشان داد، به سراغ مردمیترين تيم فوتبال در اين كشور رفته است. برای فوتبالیبــودن او همين بس كه تــا اينجا بيش از60 بازيکن فوتبال حرفهای در فرانسه و خارج از فرانسه از او حمايت كرده و خواســتهاند كه مردم به ماكرون رأی بدهند. امانوئل البته برای اينکه نشان دهد فقط حرف فوتبــال را نمیزند بلکــه در عمل هم چيزی بلد است، در يکی از همين ســفرهای انتخاباتیاش به «سرســل» خــودش را به جوانانی كــه در محله مشــغول بازی فوتبال بودند، رســاند و يک پنالتی با آن بغل پای معروفــش زد. او البته در صحبتهای سياسیاش هم بارها از فوتبال و اصطلاحات فوتبالی ياد میكند تا نشــان دهد چه اندازه اين ورزش ملکه ذهنش شده است؛ همين چندیپيش بود كه از ستاد او اين جمله فوتبالی به گوش رسيد: «حيات سياسی دقيقا مثل فوتبال اســت؛ يعنی بايد گروهی بازی كرد وگرنه نمیتوان برنده شد.»

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.