گفتوگو باح عماینقدهلماتسد ت در حرلهريانلگبارره تغ م ا دییاررنیشورمینجنبش متوهم نيستيم

Shargh - - سیاست -

شرق، آرزو فرشــید:

جنبش مقاومت اسلامی فلسطين )حماس( سهشنبه گذشته منشور تازهای را منتشر كرد كه براســاس آن شــكلگيری فلســطين را در مرزهای 1967 به رسميت شناخت. همچنين برخلاف اساسنامه پيشين اشــارهای به اخوانالمســلمين نداشت. اين دو تغيير رويكرد، واكنش بسياری در رسانههای دنيا داشت و برخی اين را «عقبنشينی» ناميدند؛ اما خالد قدومی، نماينده اين جنبش در تهران اين را قبول ندارد و معتقد اســت كه در منشــور جديد حــرف تازهای زده نشــده است. او میگويد جنبش در سالهای گذشته، تحولات رو به رشــدی داشــته اســت و اين امر در كنار تحولات بينالمللــی به صدور بيانيه جديد انجاميده اســت. به اعتقاد او انتشــار منشــور جديد هيچ تأثيــری در روابط ايــران و حماس ندارد؛ زيرا حمــاس چيزی را كه مورد اجمــاع همه گروههای فلســطينی نباشــد، نمیپذيرد و ايــران نيز به نظر مردم فلســطين احتــرام میگذارد. نماينده جنبش مقاومت اســلامی فلسطين در حماس همچنين تأكيد دارد كه راه فتح را نخواهند رفت و هرگز اسرائيل را به رسميت نمیشناسند. مشروح گفتوگوی «شرق» با خالد قدومی را در ادامه میخوانيد.

چه ضرورتهایی حماس را به اینجا رساند که در مقطع کنونی منشور جدید خود را صادر کند؟

همانطــور كــه اســتحضار داريد حمــاس عمری 30ســاله را ســپری كرده و تلاشهايی برای صدور اين سند كه آن را سند اصول و مبانی ناميدهايم شده است. ســندی متناســب با حجم تحولات و گسترش جنبش. ضــرورت اصلی، همين تغييرات كــه در جنبش ايجاد شده است، بود. اين سند در واقع تأكيدی است بر اصول اعتقادی نظير قدس، مسجدالاقصی و بازگشت آوارگان.

حماس در ســالهای قبل نیز مسئله شکلگیری فلســطین در مرزهای 1967 را تلویحا بیان میکرد؛ نمونــه آن مصاحبه چند ســال قبل خود شــما با روزنامه «شرق» اســت. با وجود این، هیچوقت به صورت رسمی به شکل یک سند درنیامده بود. اکنون چه تغییری اتفــاق افتاده که حماس این موضوع را در قالب یک منشور جدید بیان کرد؟

من معتقد نيستم كه اين منشــور از ايجاد تغيير در نگاه حماس به مسئله مرزهای 1967 حكايت میكند. جنبش در سال 2006 سند وفاق ملی را كه توافق ميان گروههای فلســطينی بــود، امضا كرد. در آن ســند نيز جنبش با اين مسئله موافقت كرد به شرط اينكه حاصل يک توافق جمعی باشــد. بههرحال در ســند جديد نيز چهار پارامتر مشــخص شــده اســت؛ اولا اين عقيده و نظر جنبش است و نبايد يک طرح ابتكاری تلقی شود. بهعبارتــی حماس هم میخواهد نظر خــود را درباره مرزهای 1967 كه در جهان و منطقه مطرح است، بيان كند. پارامتر دوم اين اســت كــه تصميم درباره پذيرش مرزها حاصــل خرد و توافق جمعی باشــد. اين بحث همچنيــن ارتباط تنگاتنگی با عدم بهرسميتشــناختن رژيم صهيونيســتی دارد؛ يعنی در ســند جديد حماس به مرزهــای 1967 منهــای بهرسميتشــناختن رژيم صهيونيســتی اشــاره كرده اســت. پارامتر چهارم سند نيز تأكيد بر اين اســت كه آوارگان بايــد به منازل خود و مناطقی كه از آن كوچانده شــدهاند، بازگردند. قدس نيز بايد بهعنوان پايتخت يک كشــور مستقل فلسطينی دارای حاكميــت و تماميــت ارضی باشــد. اين چهار پارامتــر قبلا شــناور بــود و موضع حمــاس درباره آن مشخص نبود. منشور جديد در حقيقت موضع جنبش درباره اين پارامترها را رسما اعلام كرده است.

مرزهای 1967 تنها بخش درخور توجه منشــور نیست. براســاس این منشور فاصلهگرفتن از اخوان نیز بســیار حائز اهمیت اســت. چرا اکنون حماس چنین ضرورتی را احساس کرده است؟

مــا هيــچگاه نگفتهايم كه بخشــی از تشــكيلات و سازمان اخوانالمسلمين هستيم. نه در سند قبلی و نه در ســند جديد. ما افتخار میكنيم كه اخوانالمسلمين فلســطين هســتيم؛ اما هيچگونه ارتباط تشــكيلاتی با اخوانالمســلمين جهانــی نداريــم. از آنجايی كه اين ارتباط ساختاری وجود ندارد، در سند جديد به آن اشاره نشده است.

پس انــکار نمیکنید که حماس ریشــه اخوانی دارد.

ما ريشــه اخوانــی داريم، اما وابســته ســازمانی و تشكيلاتی نيستيم.

شما الان گفتید که ما اخوانالمسلمین فلسطین هستیم.

ما به تفكر اخوانــی افتخار میكنيــم، اما ارتباطی تشكيلاتی با اخوانالمسلمين نداريم.

در دوران بهــار عربــی که اخوان داشــت در منطقه قــدرت میگرفت. حمــاس بهخاطر همین تفکر مواضع همســو بــا اخوان میگرفــت. اکنون شــرایط منطقه تغییر کرده و شــما تأکیــد میکنید کــه ارتباط تشــکیلاتی با اخــوان ندارید. ســؤال مشخصم این اســت که تعریف حماس از روابطش با اخوانالمســلمین چقدر متأثر از اوضاع و احوال منطقه، مثلا اینکه کشورهایی مثل عربستان اخوان را یک گروه تروریستی میدانند، است؟

اولا در منشــور جديد هيچ اشــارهای مبنی بر اينكه ما اخوانالمســلمين نيستيم، نشده اســت. ثانيا تحت فشار هيچ كشــوري، چه عربستان سعودی، چه مصر و جــای ديگر قرار نگرفتهايم. مواضــع فكری و اعتقادی ما به اخوانالمســلمين نزديک اســت و از آن هم جدا نمیشــويم. موضع ما در بهار عربی نيز روشن و شفاف بود. در كنار و همراه تشكيلات اخوانالمسلمين نبوديم، بلكه در كنار مردم قرار گرفتيم. اينكه بگوييم از تحولات پيرامونی تأثير نمیپذيريم، ســادهلوحانه است؛ اما اين تغييرات در محيط پيرامونی ما باعث رشــد و پيشرفت حماس شد. بههمينخاطر سند جديد خود را متناسب با تحولات عرضه كرديم و به خاطر اين تحولات، ادبيات سند جديد با ادبيات ســند قبلی تفاوت دارد. بهتبع آن اگر تحولات جديدی پيــش آيد مواضعمان نيز متفاوت خواهد بود. اين از ويژگیهای يک جسم زنده و پوياست. ما در اين سند بين خطوط قرمز و مسئله اعتقادات تمايز قائل شدهايم. انسان هميشه انسان و فلسطينی هميشه يک فلســطينی است. خرد، عقل و جســم او رشد پيدا میكند اما قلب و هويتش دچار تغيير نمیشود.

در واقع میگویید هر دو مسئله ارتباط حماس با اخوانالمسلمین و شکلگیری فلسطین در چارچوب مرزهــای 1967 موضوع جدیدی نیســت و تنها در سند جدید به خاطر تحولات منطقه رسما اعلام شده است.

بله، به خاطر تحولات و دگرديســی خود جنبش و متناســب با تحولات جامعه پيرامونی شامل منطقه و كل دنيا. حماس قبل و بعد 2006 تفاوت دارد. حماسی كــه در انتخابات پارلمانی پيروز شــد همان حماســی نيســت كه قبل از آن بود. بنابراين حماس رشد كرده و قدرتمندتر شده است. ازهمينرو بايد بيشتر به اصول و ارزشها پايبند باشد و در ارتباط با تحولات پيرامونیاش عقلگرا باشد.

به گفته شما تحولات درون و پیرامــون حمــاس موجب شــده که بعد از اینهمه سال مسئله شــکلگیری فلسطین در چارچــوب مرزهای 1967 را رسما مورد تأیید قرار دهید. این همان راهی است که فتح رفته اســت. اکنــون تفاوت حماس و فتح که شــما آن را متهم به ســازش میکردید در چیست؟

مــا هيــچ اشــاره بــه اينكه مرزهای 1967 را به رسميت میشناسيم، نكردهايم. ما نظر خودمان را گفتهايم و بر اين اســاس اگر شناســايی مرزهــای 1967 و چنــد پارامتر ديگر از جمله مســئله آورگان و قدس مورد اجماع ســاير گروههای فلسطينی قــرار گيرد، حماس نيــز با آنها همراه خواهد شــد. به ســؤال شما بازگرديم. جنبش فتح كه ساف را در اختيار و در رأس آن محمــود عباس قرار دارد اســرائيل را به رسميت شناخته اســت و میگويد كشور فلسطين بايد در داخل مرزهای 1967 شــكل گيرد و اســرائيل نيز در كنار آن باشد. اين مسئله هيچ جايی در ادبيات حماس نــدارد. ما هيچ وجودی برای اســرائيل قائل نيســتيم. مرحوم ياسرعرفات در ســال 197۴ به مجمع عمومی سازمان ملل دعوت شــد. ذكرش خالی از لطف نيست كه او از ســوی رئيسجمهور فعلــی الجزاير كه در آن زمان وزيــر خارجــه الجزاير و رئيــس دورهای مجمع عمومی بود بــه مجمع عمومی ســازمان ملل دعوت شد. فتح در سال تأسيس ساف )1961( خواستار آزادی سرزمينهای غصبشــده در 19۴7 شــد. بهاينترتيب آقای عرفات فقط هفت ســال بعد دچار آن تحول شد كــه بگويد اجازه ندهيد شــاخه زيتون از دســتم بيفتد. به تعبيــری به صورت غيرمســتقيم از اســرائيل برای مذاكره دعوت كرد. در يک پروســه زمانــی از 7۴ تا 91 نيز اسرائيل را به رســميت شناختند. اما 30 سال است كه حمــاس همچنان عليه اســرائيل مبــارزه میكند. پرونده عملياتــی حماس در ميدان مبــارزه به خودی خــود بيانگر اعتقــادات اين جنبش اســت. در بندهای ‪25 ،2۴‬ و 26 منشــور جديد نيز ايمان كامل حماس به مقاومت آنهم مقاومت مسلحانه بهعنوان تنها راهكار رســيدن به آزادی و رهاسازی فلسطين مورد تأكيد قرار گرفته اســت. از آخر بگويم. نه ما فتح هســتيم نه آنها حماس هســتند. ما در مبارزه همسنگر و برابر هستيم. آنها نيز رزمنده هســتند و روش خود را در مبارزه دارند اما آنها حماس نيســتند. آن دموكراسی و ساختاری كه در حماس وجود دارد در فتح نيست. ما الان انتخاباتی داريم كه هر چهار سال يکبار برگزار میشود. چند روز ديگر رئيس جديد دفتر سياسی نيز انتخاب خواهد شد. اين نهادينهبودن در حمــاس جهت حركت حماس را بهخوبی نشان میدهد.

به مســئله دعوت غیرمســتقیم فتح از اسرائیل برای مذاکره اشــاره کردید. یکی از تحلیلها بعد از انتشار منشــور جدید حماس این بود که این منشور میتواند مقدمه ورود حماس به روند مذاکره باشد. نظرتان دراینباره چیست؟

اين ســؤال بســيار مهم و خوبی اســت. ما معتقد هســتيم اســرائيلیها هيچوقــت در مذاكــرات جدی نبودهاند و حاضر نيستند كه امتيازی بدهند. همانطور كه گفتم از ســال 197۴ تا امروز از سوی شخص عرفات و برادرانــش در فتــح امتيــازات بسياری به اســرائيل داده شد اما طــرف مقابل هيچ امتيازی نداد و اين مذاكرات غير از كمرنگكردن آرمان فلســطين هيــچ نتيجهای نداشــت. به تعبيری دلبستن به طرف اسرائيل يک سطحینگری سياســی است و نشــان میدهد ما بهــرهای از درسهای پيشــين نبردهايم. مســئله ديگــر جامعه جهانی است. متأســفانه جامعه جهانــی و حتی آمريــكا تا همين لحظــه پيامهــای بســيار منفی به ملت ما داده و آشــكارا از طرف اســرائيلی حمايت میكند. بنابراين دلبستن به اين روند ناديدهگرفتن تاريخ است.

در منشور جدید هیچ اشارهای مبنی بر اینکه ما اخوانالمسلمین نیستیم، نشده است. تحت فشار هیچ کشوري، چه عربستان سعودی، چه مصر و جای دیگر قرار نگرفتهایم. مواضع فکری و اعتقادی ما به اخوانالمسلمین نزدیک است و از آن هم جدا نمیشویم. در بهار عربی نیز در کنار و همراه تشکیلات اخوانالمسلمین نبودیم، بلکه در کنار مردم قرار گرفتیم

از نگاه غرب و آمریکا و همراهی آنها با اسرائیل صحبت کردید. گفته میشــود همین نگاه و رویکرد غرب، حماس را به این واقعبینی رســاند که باید به سمت مذاکره حرکت کند.

بخشــی از تفســير واقعيت دارد و بخشــی ندارد. مــا متوهم نيســتيم و بحمدالله از يک عقــل تحليلگر برخورداريــم. خــود اين ســند معرف خرد و انديشــه حماس است. حماس میخواهد قبل از هر چيز بگويد كه بسيار جدی و برخوردار از مشروعيت داخلی، عربی و اسلامی هستيم. ما يک جنبش و نهضت بسيار نيرومند كه براساس نظرسنجیهای داخلی از اكثريت برخوردار است، هســتيم و به اصول و ارزشهای ملت فلسطين پايبنديم. درعينحال در ســطح بالايی از پراگماتيســم هستيم و شــجاعت كافی داريم تا اعتقادات خود را به صورت شفاف و بدون بازی بيان كنيم. اگر میخواستيم چيــزی را بگوييم يقينــا در همين ســند میگنجانديم. همانطور كه در مقدمه اين ســند اشــاره شده، يكی از علل شكلگيری رژيم صهيونيستی بیاحترامی جامعه جهانی به حقوق حقه فلسطينیهاست. اين به جامعه جهانــی بازمیگردد. اگر میخواهد بــاز هم به حقوق فلسطينیها بیتوجه باشد كه به خودش مربوط است. ما فكر میكنيم مســئله فلســطين بــا توجه به حقوق فلســطينیها حلشدنی اســت و اگر آنها به رويه خود ادامــه دهند، جنبــش مقاومت فلســطين مطمئنا در صحنه خواهد ماند و سلاح خود را در دست دارد.

بــا وجود ایــن بســیاری از رســانهها بهویژه رسانههای عرب منشور جدید را عقبنشینی حماس و دستکشیدن از آرمان نابودی اسرائیل دانستند.

از بابت طرح اين انتقادات در ايران و منطقه خرسند هســتم؛ چون بيانگر آگاهی و توجه مــردم منطقه به مســئله فلسطين است. بارها تأكيد كرده و باز هم تأكيد میكنم كه ايــن آگاهی به ما ايــن اطمينان را میدهد كه مســئله فلســطين در مســير صحيح خود است و تضمينكننده اين مطلب اســت كه مقاومت همچنان به ســمت آزادسازی و رهاسازی سرزمينهای فلسطين حركــت میكند؛ درعينحال از خواهران و برادران عزيز خودم اين انتظــار را دارم كه اجازه ندهند اين انتقادات به شــک و ترديــد در جنبش حماس تبديل شــود. اين انتقادات نبايد به ايجاد شک درباره قدرت اين مقاومت كه انديشه، ادبيات سياسی و عملكرد آن بهخوبی نشان میدهــد همچنان و تا آزادی كامل ســرزمينش در راه مقاومت اســت، منتهی شــود. حماس از آغوش مردم فلسطين برآمده و به اين وابستگی و پيوند خود افتخار میكند. معتقد هستيم كه نخبگان و مردم جهان اسلام بايد همچنان ناظــر، منتقد، آگاه و مشــرف بر قضيه و درعينحــال مدافع و حامی و پشــتيبان اين جنبش كه انشــاءالله نوک ســرنيزه برای آزادی سرزمينش است، باشند.

بنابراین اصــرار دارید که حمــاس هیچ تغییر اساسیای در رویه خود نداشته است.

بههيچعنــوان از مســير خــود منحــرف نشــده و عقبنشينی نكردهايم؛ بلكه اعتقادات، باورها و پايبندی به اصول و ارزشهايمان روزبهروز بيشــتر میشود. ما هر روز به بيشتر به اين باور میرسيم كه در راه صحيح گام برمیداريم و مقاومت را تنها راه برای دســتيابی به حقوق فلسطينیها میدانيم.

منشــور تازه حمــاس با توجه بــه موضعگیری رسمی که درباره شناسایی مرزهای 1967 و ارتباط با اخوان داشته است، چه رویکردي در روابط حماس با کشورهایی مثل مصر و سوریه دارد؟

در اين ســند جديد چيزی نيســت كه براســاس آن بگوييد ما از اخوانالمســلمين فاصلــه گرفتهايم. اين ســند تحت فشار و به درخواســت هيچ كشور نگاشته نشده است. من گمان میكنم كه تأكيد منشور جديد بر عربيت و اسلاميت جنبش باعث میشود كه طرفهای منطقــهای و بينالمللی درصدد بهبــود روابط خود با حماس برآيند.

بــه نظر شــما روابط حمــاس با ایــران چقدر تحتتأثیر منشور جدید قرار میگیرد؟

اظهارات آقای دكتر ولايتی گواه اين است كه روابط ما با جمهوری اسلامی ايران بسيار متين و در اوج خود قرار داد. با توجه به اينكه جمهوری اسلامی ايران از هر سندی كه از وحدت و يكپارچكی مردم فلسطين سخن بگويد و درصدد ســازش با رژيم صهيونيســتی برنيايد؛ حمايت ميكند از سند جديد هم بسيار حمايت میكند. آقای ولايتی بعد از مطالعه دقيق اين سند تأكيد كردند كه اين ســند باعث وحدت همه گروههای فلســطينی اســت و نهتنها صحبت از سازش با رژيم صهيونيستی نمیكند، بلكه خطمشی مقاومت را تقويت میكند.

در ماههای اخیر وقتی که یک راکت از غزه شلیک شد و اسرائیل در پاسخ اقدام به بمباران کرد، به نظر میرسید با مطرحشــدن آقای یحیی سینوار که به ایران نزدیکتر اســت، لحن حماس در مبارزه علیه اسرائیل تندتر شــده؛ اما اکنون منشــور تازه نشان میدهد که قرار است حماس با ملایمت بیشتری به کار خود ادامه دهد. نظرتان چیست؟

با اين تحليل موافق نيســتم. موضع مــا در مقابل رژيم صهيونيستی يک موضع ثابت است و احساساتی نيســت. تصميمگيریهای متأثر از يک فرد با اندازههای جنبشی مثل حماس متناســب نيست. اين پيامی برای مخالفان حماس و رژيم صهيونيســتی اســت كه افراد در رأس جنبــش افــرادي قدرتمنــد و جدی هســتند. كســی هم كه از طريق انتخابات در رأس قرار میگيرد به صورت احساســاتی تصميمگيری نمیكند. سازمان گســتردهای مثل جنبش حماس كه تعداد اعضای آن به صد هزار نفر میرســد براساس خرد جمعی و نظر جمع تصميم میگيرد و عمل میكند. اينطور نيســت كه شــخصی مثل يحيی ســينوار يا حتی خالد مشعل بهتنهايی تصميمگيری كنند. آنچه خالد مشــعل در آن كنفرانس مطبوعاتی مطرح كردند نيز نظر جنبش است نه نظر شخصی.

از صحبت شــما میتوان اینطور نتیجه گرفت که حماس با آمدن آقای سینوار داشت تندتر عمل میکرد اما نظر جمعــی جنبش با آن رویکرد موافق نبود اکنون منشــور جدید که لحــن ملایمتری دارد بهعنــوان نظر جمعــی جنبش معیار قــرار خواهد گرفت.

اين تفســير شماســت كه به چه تندتــر و به چه ملايمتر بگوييد. بههرحال واقعيت آن چيزی اســت كه در منشور جديد نگاشته شده است. يعنی پايبندی به اصول مــردم فلســطين و عدم عقبنشــينی از خطوط قرمزی كه هيچگونه جای بحثی ندارد. تكرار میكنم عدم بهرسميتشناســی رژيم صهيونيستی، آزادی كل فلســطين و قــدس و مســجدالاقصی و بازگشــت آورگان خطوط قرمزی است كه هيچكس نمیتوانــد نزديک آن شــود. حماس يــک جنبش پراگماتيک، عقلگرا و خردگراســت كه میكوشــد با مشــاركت ســاير گروهها، توافق ملی و برخورداری از پشتوانه عربی و اســلامی و حضورش در جامعه جهانی، حقوق حقه مردم فلســطين را پيگيری كند. واقعيت ســند اين است و اينكه لحن آن تند است يا ملايم، تلقی شماست.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.