حرفِ ح و جای خالی کلنل

Shargh - - ب - علی شروقی

راســتش ترجیح میدادم به جــای اینکه اینطور شــروع کنم که از نویســندگان نســل طلایی ادبیــات معاصر ایران که امســال با کتابی تــازه در نمایشــگاه کتاب حضور دارند، یکی محمود دولتآبادی اســت با کتاب «این گفت و ســخنها» که مجموعــهای از گفتوگوهای او با مطبوعات در دو دهه اخیر اســت، مینوشــتم دولتآبادی امسال با دو رمان «زوال کلنل» و «طریق بسمل شدن» به نمایشگاه کتاب میآید؛ اما افسوس که نهتنها همچنان نســخههای جعلی «زوال کلنل» در پیادهروهای انقلاب به چشــم میخــورد، بلکه اخیرا حین قــدمزدن در انقلاب و ســیاحت بساطیهای پیادهرو دیدم که از رمانهای «کلیدر» و «جای خالی سلوچ» دولتآبادی هم که مشکل مجوز ندارند و بهصورت قانونی تجدید چاپ میشــوند و در همه کتابفروشیها میشود پیداشــان کرد، نسخههای افستیِ غیرقانونی به فروش میرسد. بخشی از این بلبشو یا به قول خود دولتآبادی، «بازی تلــخ»، البته باز میگردد به اینکه در ذهن مخاطبان کتاب اینطور جاافتاده که همیشه نسخه افستیِ یک کتاب از نسخه چاپی همان کتاب مطمئنتر است. تقصیری هم ندارند؛ ممیزی، مخاطبان را به کتابهای چاپ جدید بیاعتماد کرده و دلالان بازار سیاه هم که همیشه مترصدند از آب گلآلود ماهی بگیرند. بگذریم، بههرحال تا اطلاع ثانوی امســال از محمود دولتآبادی نه یک رمانِ پیش از این چاپ نشــده که مجموعهای از گفتوگوهای مطبوعاتی او در نشر چشمه عرضه میشود. این کتاب البته باید کتابی خواندنی باشد چون نویسندهای در حد و اندازه دولتآبادی با تجربه زیســته پرفرازونشیبی که داشته است، از هر گوشه این تجربه که ســخن بگوید، از رمانها و دیدگاههــای ادبیاش گرفته تا دیدگاههایش نســبت به مسائل دیگر و آنچه در این سالها بر رمانهای منتشرنشــدهاش رفته و ...، همه خواندنی هستند و تصویری از وضعیت فرهنگی و اجتماعی یک دوران را به دســت میدهند اما خواندن رمانی از دولتآبادی لذتی دیگر اســت که متأســفانه امسال هم مثل سالهای گذشــته، به اســتثنای مجموعه داســتان «بنیآدم» که تنها اثر داستانی منتشرشــده از دولتآبادی در چند ســال اخیر بود، از آن محروم هستیم. اما از اتفاقهای خوب نمایشــگاه امسال در حوزه ادبیات ایران، که در این کســادی اوضاع کتاب در این حوزه غنیمت اســت، انتشار مجلدی تازه از «کتاب کوچه» احمد شــاملو است. ســیزدهمین جلد این دایرهالمعارف بزرگ فرهنگ عامه که شامل «حرف ح» است در غرفه انتشارات مازیار در نمایشگاه کتاب عرضه میشود. به جز این اما انتشارات نگاه گزیده محمد حقوقی از اشــعار شــاملو را در مجموعه «شــعر زمان ما» تجدید چاپ کرده که علاوه بر منتخبی از شعرهای شــاملو، از «هوای تازه» تا «دشنه در دیس»، شامل مقالهای مبسوط در باب شعر شاملو و همچنین تفسیر و تحلیل موفقترین شــعرهای اوست. گذشته از کتاب «احمد شاملو»ی حقوقی در مجموعه «شعر زمان ما»، از تجدید چاپیهای انتشارات نگاه در حوزه ادبیــات ایران، باید به تجدید چاپ «میــرزا»ی بزرگ علوی هم اشــاره کرد. مجموعهای شامل شش داســتان کوتاه از علوی به نامهای «آب»، «میرزا»، «احسنالقصص»، «دربدر»، «یکه و تنها» و «وبا».

انتشــارات نیلوفر هم امســال یک کتاب تجدید چاپی بسیار مهم در نمایشگاه کتاب دارد. کتاب «حدیث مرده بر دار کردن آن سوار که خواهد آمد» از هوشــنگ گلشــیری که یکی از داســتانهای بلند مهم اوســت. این کتاب که بعد از ســالها تجدید چاپ شده اســت، به لحاظ تکنیک، خوانندهای را که «باغ در باغ» گلشــیری را خوانده باشد به یاد این ایده او در مقاله «روایت خطی، منابع شگردهای داستاننویسی در ادبیات کهن» میاندازد، آنجا که مینویســد: «مهمترین نکتــه برای ما امروز کنار هم چیدهشدن ســطوح متفاوت از روایتهای متفاوت و حتی متباین است. این نوع بیان یک قصه، امروز میتواند پایه نوعی داستان باشد متفاوت با داستانهایی که در آنها از تکنیک بازگشت به گذشته و جریان سیال ذهن و غیره ســود میجویند.» این مقاله اولینبار سال 1373 در «تکاپو» چاپ شده بوده اســت، یعنی حدود پانزده سال بعد از انتشار «حدیث مرده بر دار کردن آن سوار که خواهد آمد». اما آنها که هم مقاله را خواندهاند و هم «حدیث مرده بر دار کردن...» را میدانند که گلشــیری پیش از آنکه ایدهاش را درباب خلق روایتی مبتنی بر کنار همچیدن «ســطوح متفاوت از روایتهای متفــاوت و حتی متباین» به صورت تئوریک مطرح کند آن را در «حدیث مرده بر دار کردن...» به صورت عملی آزموده بوده اســت. در ضمن، زورآزمایی گلشــیری با نثر کلاســیک فارسی و توفیق او در نوشتن نثری که با نثر کهن پهلــو بزند و در عین حال بوی کهنگی ندهد، یکی از وجوه مهم این داســتان است. خودتان ســطرهایی را بخوانید و قضاوت کنید: «و اما وصف آن نقش به ایجاز آورده اســت، چه مردمان دور او را اشارتی بسنده میبود، گو که از خم طرهای میگفت یا نمیگفت، اما راقم این دور پوستبازکرده و بهشرح خواهد گفت، چه سکه سخن را هر دوری به نامی میزنند، مصلحت خلق را، که سخن بوالمجد یا بوالفضلی بدان طرز و تکلف، و آن ایجاز و صناعت، و آنهمه تلمیحات و ملمعات هیچ عاقلی نخرد...» اما از رمانهای ایرانی تازهچاپِ مهم که برای اولینبار در نمایشگاه امسال عرضه میشــوند باید به «بالزنها»ی محمدرضا کاتب اشــاره کرد که در نشر هیلا منتشر شــده که زیرمجموعه گروه انتشاراتی ققنوس است. راوی «بالزنها» دختری است که شغلش خانهبپایی است. مردی که «تردست» نامیده میشود یک روز سرِ راه این دختر قرار میگیرد و او را وارد یک بازی غریب جنایی میکند. او دنبال مردی است که «صید» و «ارباب» نامیده میشــود و میخواهد دختر را طعمه کند تا «صید» را به دام اندازد، در ادامه اما همه چیز پیچیدهتر از آنی میشــود که در آغاز به نظر میرســد. دو اثر داستانی از رضا جولایی که البته اواخر سال قبل چاپ شدهاند از دیگر خواندنیهای داستان ایرانی هستند که در نمایشگاه امســال عرضه میشوند؛ یکی رمان «یک پرونده کهنه» که در نشر آموت منتشــر شــده و دیگری «شــب ظلمانی یلدا» که این دومی البته اثری از جولایی اســت که بعد از سالها تجدید چاپ شده و ناشر آن نشر چشمه است. «یک پرونده کهنه» ماجرای قتل محمد مسعودِ روزنامهنگار است و «شــب ظلمانی یلدا» داســتانی که وقایع آن در دوران جنگهای ایران و روس میگذرد. فهرســت نویســندگان مطرح ایرانی را که امسال کتاب تازهای در نمایشــگاه دارند کاش میشد طولانیتر کرد. مثلا از امیرحسن چهلتن نام برد و خبر داد که آن رمانهایش که سالهاســت رنگِ چاپ به خود ندیدهاند یعنی دو بخش از «سهگانه تهران» و رمان «خوشنویس اصفهان»، بالاخره چاپ شدهاند و در نمایشگاه امسال عرضه میشوند و همچنین از دیگرانی که جایشان در ادبیات ایران خالی است و خیلی وقت است کار تازهای ازشان نخواندهایم.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.