پیروزی نئولیبرالیسم بر ملیگرايی فرانسوی چگونه رقم خورد

Shargh - - جهان -

اردشــیر زارعیقنواتی:

انتخابات ریاســتجمهوری فرانســه در شرایطی برگزار شــد که همه احزاب و جناحهای سیاســی بــه غیر از بخش عمده «چــپ رادیکال» کــه انتخابات را تحریم کرده بود، در پشتســر «امانوئل مکرون» بهصف شــده بودند. ایــن موج حمایت از مکــرون و حزب «به پیش» او که در این شرایط حســاس در تاریخ فرانسه پاسدار نئولیبرالیسم حامی اتحادیه اروپا بود، توانســت از موج هراس از راست افراطی «جبهه ملی» در مقابل رقیب خود «مارین لوپن» بیشترین استفاده ممکن را ببرد.

حمایتها تنها منحصر به احزاب و جناحهای سیاسی نبود، بلکه در کنار آن تمام رســانههای جریان اصلی در فرانســه و اروپا و همچنین مجموعه دولتهــای عضو اتحادیه نیز بخشــی از کمپین تبلیغاتــی مکرون بودند و درواقــع رقابت بین لوپن با تمام ســاختار حاکم بر اتحادیه اروپایی و مدیای جهانــی در حال رقمخوردن بود. رأیدهندگان فرانســوی تحتتأثیر همین موج و هراس از بهقدرترســیدن راســت افراطی به گزینهای رأی دادند که مصیبت و تهدید آن برای آینده فرانســه کمتر از رقیب خود نبود. حاکمیت افسارگســیخته سیستم نئولیبرالی بر همه ارکان اتحادیه اروپایی و از جمله ساختار سیاسی فرانسه هرچند در دور دوم انتخابات ریاستجمهوری تابع موج انتخاب بین «بد» و بدتر» توانست زیر چتر خطر فاشیسم به یک پیروزی قاطع دســت یابد، اما نباید فراموش کرد که بســتر رشد همین افراطگرایی راست به دلیل عملکرد بسیار مخرب حاکمیت نئولیبرالیسم بوده است.

بههمیندلیل اکثریت رأیدهندگان فرانســوی در روز یکشــنبه از ترس «معلول» دوباره دســتبهدامن «علت» شدند در حالی که تجربه پیشینی در سال 2002 میادی نشــان داده بود این معادله و سیکل معیوب دقیقا همان بیماری اســت که بستر رشد راســت افراطی را مهیا کرده است. در انتخابــات دور دوم ریاســتجمهوری 2002 وقتی «ژاک شــیراک» و «ژان ماری لوپن»، پدر مارین، به دور دوم رســیدند همه نیروهای چپ تا راست بهصورت یکپارچه پشتسر شیراک به صف شدند تا او را با 82 درصد از آرا روانه کاخ الیزه کنند. همین پیروزی قاطع شــیراک ساختار سیاسی فرانسه را تمامقد به ورطه نئولیبرالیســم پرتاب کرد و آرای 82 درصدی هم دقیقا همان چک سفیدامضایی بود که به او داده شد تا سیاستهای موسوم به «اقتصاد بازار» را جایگزین «کینزگرایی» فرانسوی کند.

اگر بهدرســتی تحولات 15ساله بین ســال 2002 تا 201۷ مورد بررسی قرار گیرد و یک مقایســه علمی و آماری بین آرای امروز امانوئل مکرون با حدود ۶5 درصد و مارین لوپن با حدود 35 درصد انجام شــود، بهروشنی میتوان دید در این فاصله 15ســاله آرای راست افراطی از رشد دوبرابری برخوردار بوده است. برخاف تمام تصویرسازیهای انحرافی عامل اصلی این رشد در تداوم همان بیماری ناشی از ساختار نئولیبرالی نهفته است که امروز هم با چک سفیدامضایی که برای مکرون صادر شد درواقع تداوم و استمرار این راه از پیش شکستهخورده را تضمین میکند.

بــدون تردید حمایت جریانات راســت و چپ میانــه از کمپین مکرون کاما قابل توجیه اســت چراکه بانکدار دیروز و رئیسجمهوری آینده نماد حاکمیت آنان و حفظ وضع موجود در فرانسه است. از دهه 80 میادی با تفوق گامبهگام نئولیبرالیسم بر نظام سرمایهداری معاصر بهمرور مرز بین چپ و راست میانه کاما مخدوش شد و این دو بال ساختار حاکم تابع یک پلتفرم بهشــدت راست روانه بودند که «سوسیالدموکراسی» اروپایی را از محتوای کاسیک خود تهی کرده بود. حمایت حزب «جمهوریخواهان» از راست میانه و حزب «سوسیالیست» از طیف چپ میانه، از کمپین مکرون در چارچوب همین تحولات ســاختاری کاما توجیهپذیر و قابل پیشبینی بود. اما آنچه در روزهای آینده در صحنه سیاســی فرانســه چالشبرانگیز خواهــد بود، دنبالهروی بخشهایی از رأیدهندگان چپ رادیکال و جناح چــپ حزب سوسیالیســت بود که درواقع با این حمایــت از ترس «مرگ» دست به «خودکشی» زدند.

حمایت این بخش از طیف چپ رادیکال از امانوئل مکرون نهتنها خون تازهای در رگ مسدودشــده نئولیبرالیسم فرانســوی تزریق کرد که هم راه را برای آلترناتیوســازی یک جنبش واقعی چپ بست و هم اینکه موجب انشــقاقی شــد که تبعات منفی آن در انتخابات پارلمانی ماه ژوئن خود را نشــان خواهد داد. کسانی که به بهانه ترس از پیروزی فاشیسم )از جمله بخشی از چپ رادیکال( به توصیه حزب کمونیست و حامیان «بنوا آمون» در طیف چپ حزب سوسیالیســت، با وجودی که واقعیات موجود نشــان میداد که مکرون با اختاف زیاد پیروز میشــود، مصمم به پای صندوق رفتند تا مهر تأیید به تثبیت قدرت نئولیبرالی حاکم بزنند، درواقع به بهترین شکل ممکن به این سیستم ناعادلانه کمک کردند.

شهروندان منتقد نئولیبرالیسم که مقهور دوقطبی مکرون-لوپن شدند و خــاف اعتقادات خود به امانوئل مکــرون رأی دادند، در تحولات آینده فرانســه و خون تازهای که در رگهای مسدودشــده این نظــم نئولیبرالی تزریق کردند، مسئولیت سیاســی و اخاقی دارند. بخشی از رأیدهندگان به مکرون کســانی بودند که معتقد به سوسیالیسم بوده و از تناسب قوای موجود در فرانسه شناخت درستی نداشتند و امروز چپ فرانسه را در پای نئولیبرالیسم به مسلخ و قربانگاه هدایت کردهاند.

به یک نکته مهم و بســیار ظریف در این انتخابات هم باید بهدرســتی توجــه کرد و از آن درس گرفت. حدود شــش درصد از رأی حامیان آمون و حدود هفت درصد از رأی مانشــون که به توصیه حزب کمونیســت به مکرون داده شد، درمجموع 13 درصد را شامل میشوند. اگر این 13 درصد به جنبش تحریم میپیوســتند، مکرون با رأی بسیار ضعیف پیروز میشد و نیروهای تحریم و ضدسیســتمی میتوانستند بالاتر از 40 درصد را شامل شــوند که در تحلیل نهایی بزرگترین نیــروی حاضر در صحنه بودند. این سرمایه بزرگ هم اینکه میتوانست همیشه بهعنوان یک عامل بازدارنده و اهرم فشار همچون شمشیر داموکلس بالای سر مکرون باشد و هم اینکه ســرمایه بزرگی را برای اتحاد عمل جنبش چپ در انتخابات پارلمانی ماه ژوئن فراهم میکرد که به دلیل درک اشتباه و تصمیمات غلط به هرز داده شد. این نیروی بزرگ اگر زیر جنبش «نه» به نئولیبرالیسم «نه» به فاشیسم مبارزه میکرد، میتوانست پیروز اصلی رقابت باشد.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.