راغفر در چهاردهمين سالگرد دكتر عظيمي از آثار تمركز قدرت مالي در دست دولتها ميگويد

Shargh - - اقتصاد -

توسعه از مسير تاريخ علي رضاقلي نويســنده کتابهــاي جامعهشناسی خودکامگی و جامعهشناسی نخبهکشی

اقتصــاد و سیاســتي کــه از یکدیگــر منفك باشــند، وجود ندارد، آنهایي هــم که نظریهپردازي ميکنند و ميخواهنــد اقتصاد را خالــص ببینند، ناچارند از مسائل بســیاري صرفنظر کنند. اقتضائات سیاسي، تاریخي و فساد ایران و البته از همان ابتدایي که بشر حکومت تشــکیل داد، نشان ميدهد، نظم و امنیت رانتها را افزایش ميدهد و خشــونت آن را کنترل ميکند. رانتها هم اشکال متفاوتي دارند، مطالعه تاریخ نشان ميدهد، بشــر براي کنترل خشونت به منابع اقتصادي نیاز داشــت و براي منابع اقتصادي بایــد اقتصاد را دســتکاري ميکرد؛ حــالا یا از راه مالیات یا از راههاي دیگــر تا بتواند منابع اقتصادي لازم را فراهم کند تا از راه آن خشونت را کنترل کند؛ یعني باید نظمي ارائه شــود، سپس قانون و بعد از آن تولید را افزایش دهند؛ با تولید، راه افزایش پیدا ميکند؛ این فلســفه وجودي دولتهاست. از زاویه دیگــر هم دولتهایي هســتند کــه آمدهاند، نقش راهزن ســیار را ایفــا کردهاند و برخــي دیگر نقش راهزن ســاکن را؛ راهزنان ســیار دوقسمي هستند؛ یعنــي دو چهره دارند؛ یکي براي کنترل خشــونت، ارائه نظم، تأمین رفــاه، افزایش تولید و چهره دیگر این اســت کــه دریافتيهاي خودشــان را افزایش دهند.

ســازماني که بهعنوان دولت تشکیل ميشود و افرادي که در آن جمع ميشــوند، یكسري اهداف جمعي دارند و یكســري اهداف فردي. اگر اهداف فــردي آنهــا کنترل و بــر آن نظارت دقیق نشــود، قراردادها بهســوي خوداجرائي نــرود، رفتار فردي این افراد بهشــدت رانتخوارانه ميشود و هرکجا که بتوانند، به هر منبعي و با هرعنوان دســت پیدا کنند و براي خودشــان مصادره ميکنند. این رانت هم همان غارت و مصادره قدیم اســت و امروز نام رانت گرفته است.

تاریخ ایران فرایندهــاي مختلفي را در یك نظم دسترســي محدود پشتســر گذاشــته، امــا در آن گسست حاصل نشده است که از یك نظم ساختاري به نظم ساختاري دیگري برود. درنتیجه رخدادهاي گذشــته تداوم پیدا ميکند، ولي با اســامي، افراد و اشــکال مختلف؛ براي نمونه اگر ميخواســتند به گروهــي رانتــي بدهند، یك تکه زمیــن یا یك منبع اقتصــادي دیگر در اختیــار آنها ميگذاشــتند تا با این رانت کنترل خشــونت و رانتخواري خودشان را انجــام دهند؛ اما امروزه تکهزمیني به آن شــکل وجود ندارد که تقســیم شــود؛ پس فرایندهاي آن ميتواند تغییر کند، اما گسست از تاریخ وجود ندارد و همان موضوع وجود دارد.

اگر فــردي بخواهد اقتصاد سیاســي را در ایران مطالعه کند؛ جز از مســیر تاریخ امکانپذیر نیست. فهــم معضل گــذار، فهم پیچیدگيهــاي تعاملي است که انســانها با یکدیگر دارند. آنگاه که تاریخ

را مطالعه کنید متوجه ميشــوید، خصوصيسازي چه معنياي ميدهد؟ چه کســاني آن پشت جمع شدهاند؟ ميخواهند چهچیزهایي را بردارند؟ وقتي خــوب همهچیز را بردند و هیــچ نماند، بانك را به ورشکســتگي ميکشانند؛ بعد که هیچ کدام از اینها نمانــد، دولت دوباره آنها را ميخرد و ملي ميکند؛ دوباره اینها را از منابع مردم درســت ميکنند و این چرخه ادامه دارد... .

آيندهنگري، غايب نظام تصميمگيري

حسين راغفر، اقتصاددان

تولید نفــت نهتنها در صد ســال گذشــته تاریخ ما را رقم زده، بلکــه آیندههاي متصور کشور را هم مشروط کرده اســت. تولید نفت به اســتقرار نهادهاي اســتخراجي در ایران انجامیده و همینطور تولید را در کشــور بهشــدت مقید کرده اســت. تولیــد در بخشهاي صنعت، کشــاورزي و خدمات شدیدا به فرازوفرودهاي میزان تولید نفت، درآمدهاي نفتي و مدیریت این منابع وابسته است. ساختار دولت در ایران همواره در یك تعامل دائمي با نظام تولید نفت در کشــور اســت، آن را حمایت ميکند و از ســوي آن هم حمایت ميشود. ساختار دولت و دیوانسالاري آن و به تبع آن ساختار بخش خصوصــي در کشــور را باید در پرتــو اقتصاد نفتي شــناخت. درآمدهاي نفتي همه تاروپود مناســبات اقتصادي-اجتماعــي جامعــه ایــران را متأثر کرده اســت. نظامهاي اداري، قضائي، آموزشــي، بانکي، مالیاتــي را تحت تأثیــر قرار داده و به شــکلگیري طبقات اجتماعي موجود کمك کرده است. تحولات آنهــا و مناســبات بین ایــن طبقات، ارتبــاط آنها با دولــت را تعیین کرده اســت. انحصــار درآمدهاي نفتــي و اســتفاده از این منابع بــراي تأمین مخارج جاري دولتها، مناســبات بین گروههاي اجتماعي و دولــت را شــکل داده، بهنحويکــه شــکلگیري فعالیتهاي انگلي از تجلیات بارز چنین مناســباتي اســت. فعالیتهــاي نامولدي کــه از فعالیتهاي مولد تغذیه ميکند. این فعالیتهاي انگلي موجب اتلاف منابع و انحراف تخصیص مناسب آنها هستند که بهتدریــج به یکي از هنجارهاي حاکم بر جامعه

تبدیل شدهاند. علت ناکارآمديهاي بزرگ در اقتصاد کشــور نیز همین حاکمیت اقتصاد انگلي اســت که گروههاي خاصي را شــکل داده کــه منافع خود را از شــیوه توزیــع درآمدهاي نفتي کســب ميکنند. نتایج ســلطه این نهادهاي ضد توســعه و فساد در کشــور محصول همین مناســبات اقتصادي است؛ بنابراین مادامي که این شــیوه و نظام تصمیمگیري در کشور وجود دارد، فساد بهعنوان بخشي از فساد ســاختاري باید در نظر گرفته شود. تخصیص منابع عمومي بیش از آنکه با قانونمنديها منافع ملي و بین نســلي را دنبال کند، پاسخگوي بلندپروازيهاي دولتها بوده اســت. تمرکز قدرت مالي در دســت دولت و تخصیص آن براســاس سلایق دولتمردان بخشي از گروههاي اجتماعي را وسوسه کرده است که خودشان را نزدیك کنند تا از مواهب درآمدهاي نفتي نصیب بیشتري ببرند؛ بخش درخور توجهي از دلیل رقابتها در ایران براي تســخیر دولت و کنترل منابع نفتي است.

این تلاشها در سهمخواهي از این منابع عمومي مناسبات طبقه متوسط را به زیان طبقات فرودست شکل داده اســت. بههمیندلیل اصلا سهمي براي گروههــاي محــروم در جامعه در منابــع عمومي وجود ندارد یا بســیار ناچیز است. منابع عمومي و بین نســلي بدون نگاهي به آینده توزیع ميشــود، بههمیندلیل یکي از مشــکلات نظام تصمیمگیري در ایران این است که آیندهنگري در آن غایب است. فرهنگ مصرفي، فرهنگ غالبي اســت که واردات بيرویه را در جامعه به دنبال داشــته و این یکي از نکاتي است که روش گروههاي مسلط است.

تسخير دولت و مسير توسعه

بايزيد مردوخي اقتصاددان

تســخیر دولــت؛ بــراي نخســتین بــار بــا مفهوم تســخیر دولــت در یــك ســخنراني در بانك جهاني آشنا شدم. یکي از دلایل بروز بحران مالي سال 2008 را در اقتصاد آمریکا اینگونه تعریف ميکنند: در ماه آوریل چند ســال پیــش از آن، در زیرزمین برج بلند نیویورك جلســهاي با حضور نماینــدگان عاليرتبه پنج بانك بزرگ ســرمایهگذاري آمریکا تشکیل شد. در مدتي تنها معــادل 55 دقیقــه، تصمیم گرفته شــد شــرایط و ضوابط موجــود مختلــف را نظم دهنــد و نظارت بر عملیــات بانكها، مانند ضابطه کفایت ســرمایه در بانكها و... حذف شــود. طرف مذاکره رؤســاي بانكها در این جلســه مقامهاي بالاي کمیســیون مستقلي به اسم کمیسیون بورس و اوراق بهــادار بود. در همیــن 55 دقیقه با اعمال نفــوذ، فاتحه نظارت و تنظیم عمل بانكها خوانده و شرایط براي بحران عظیم مالي سال 2008 فراهم شــد. آنچه که مقدمهاي براي پیدایش بحران مالي بود، تسخیر دولت بود.

تسخیر دولت یا اعمال نفوذ در مراجع قانوني و مقامهاي سیاستگذار و نظارتکننده و به تعبیري خصوصيســازي سیاســت عمومي بهدلیل منافع گروهي یا شــخصي، از مصادیق مهم اقتصاد است. براین اســاس کوفمــن معتقد اســت، اعمال نفوذ گروههاي ذينفع براســاس اجــزا و لایههاي نظام تدبیــر، نقش مهم و تعیینکننــدهاي در تبیین علل شکســت یا ناموفقماندن برنامههاي توســعه در کشورهاي مختلف دارد.

بررســي تجربههاي مختلف نشــان ميدهد که درجایي کــه اعمال نفوذ نــاروا در دولتها، چه از درون خود دولت و چه از جانب گروههاي ذينفع، در برنامههــا، سیاســتها و تصمیمگیريهــاي دولتها شدید باشد، احتمال شکست در مقایسه با وضعیتي بدون این اعمال نفوذها بیشتر از 30 درصد اســت. هرگاه اعمال نفوذي ناروا ناچیز باشد، ولي باشد، احتمال شکســت از 10 درصد کمتر نخواهد بود. دانیل کوفمن این اعمال نفوذها را بحران نظام تدبیر یا بحران خاموش نامیده و مدعي شــده است دولتها و مراجــع بینالمللي در درك آن غفلت و اهمال کردهاند و نســبت به فساد سیاسي و اعمال نفوذها، بهویژه از نوع نامحسوس آن، یعني تسخیر دولت و لابيگري کوتاهي کردهاند. فراموش نکنیم که ژان تیرول، ميگوید: اقتصاد بازار، به دولتي قوي نیاز دارد. دولت مدرن، دولتي است که برابر لابيها مقاومــت کند. در دنیاي واقعي و در عمل، در همه کشورهاي توســعهیافته و درحالتوسعه، دولتها معمــولا از هویتــي یكپارچه و همگــن برخوردار نیســتند و از مجموعه تصمیمگیــران، تکنوکراتها و... تشــکیل ميشــوند که هر یــك از آنها ممکن است، گوشهچشــمي به منافع خود داشته باشند؛ همانطور که جیمز بوکانان اقتصاددان گفته است، خود تصمیمگیران، اعــم از ملي و محلي، هیچگاه از فشار گروههاي همسویي که دنبال جهتدادن و تحتتأثیر قراردادن ســرمایهگذاريهاي عمومي به نفع خویشاند، مصون نیستند.

مســیر دولت در شــرایطي که صاحبــان منافع ســوداگرانه بتوانند در فرایند شکلگیري سیاستها و رویکردهــاي دولتــي اثرگــذاري منفعتطلبانه داشته باشند، ميتواند اقتدار اخلاقي حکومتها را خدشهدار کند. در اقتصادهاي رفاقتي نیز وقتي بین قــواي مختلف مغایرت با قوانیــن بهوجود ميآید، ميتوان از تسخیر برنامه سخن گفت.

ادامه در صفحه 18

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.