فقدان گفتمان احزاب در فضای اقتصاد سیاسی

Shargh - - اقتصاد س - علی قنبری عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس

در کشــورهای توســعهنیافته احزاب و تشــکلها یا ضعیف هســتند یا ماننــد رودخانههای فصلی و موســمی بوده و گاهی هستند و فعالاند و گاهی نیستند. معمولا بیشترین زمان فعالیت احزاب و تشکلها در زمان انتخابات است. این احزاب و تشکلها در پارادایم اقتصادی به عنوان «نهاد» دستهبندی میشوند.

هر چه ســاختار نهادی کشوری پیشــرفتهتر باشد آن کشور از شرایط بهتری برای پیادهســازی دموکراسی و قوانین بینالمللی برخــوردار اســت. تکثر احــزاب و تشــکلها در انتخابات باعث میشود همه صداها و اقشار مختلف جامعه پوشش داده شوند و از تکصدایی در کشــور جلوگیری شده و به این ترتیب موجب توانمندسازی اقتصاد کشور برای مواجهه با مقاومتهای بیرونی میشود.

امــا نقطــه آســیب ایــن نــوع نهادهــای حزبــی، در نحوه ســهمخواهی آنهــا در زمــان فعالیتهــای انتخاباتی اســت چراکه گفتمان مســلطی برای فضای حزبی در اقتصاد سیاســی ایــران وجود ندارد و این احزاب ســهم متناســب بــا عملکرد و نقشآفرینی خــود در انتخابات را مطالبــه نمیکنند و به جای آنکه به جریانهای موجهای مختلف شکل و ساختار دهند خود از جریانها و موجهای موجود شــکل میپذیرند به همین دلیل در عمل نقش موفقی در فضای سیاســی کشــور ایفا نمیکنند. در واقــع آنها نقــش اصلی خود که مطالبه برنامــه و راهکار از کاندیداهای مورد حمایت خود اســت را ایفا میکنند. احزاب در ایران اهداف و ساختار نامشخص و فرّاری دارند که نمیتوان آن را بهدرستی تشخیص داد.

اقتصاد سیاسی ایران که با مفاهیم جامعهشناختی در ارتباط تنگاتنگ است، نمیتواند به هدایت کاندیداها برای همراستاشدن با مصالح کلی کشــور از بعــد اقتصادی، سیاســی، اجتماعی و رفاهی کمک شــایانی کند. باید جریانها اصیل و ریشهدار شوند اما در کشــور ما احزاب بهشدت حذف شده و با ظهور مجدد در قالب نام یــا میثاقنامههای جدید ظهور پیدا میکنند که مانع از انباشت تجربه اجتماعی و تشکیل احزاب کارآمد است.

خواستهها و مواضع هر حزب قبل از انتخاب کاندیدای مورد حمایت باید مشخص باشد در غیر این صورت فعالیت حزبی به حد فعالیت ستادی تقلیل پیدا میکند.

شکلگیری تشکلها و احزاب معمولا ریشه در مسائل مهم و تاریخساز دارند و شکلگیری هر حزب میتواند در حد یک نقطه عطف در سرنوشــت سیاسی اقتصادی یک جامعه اثر بگذارد اما در ایران چنین موضوعی را شاهد نیستیم.

به جای وجود دو یا ســه حزب مسلط و کارآمد احزاب متکثر زیادی داریم بعضا تفکیک و تمییــز اهداف و برنامههای آنها از یکدیگر ممکن نیست.

در مدلسازی اقتصاد سیاسی همواره یکی از مشکات برآورد میزان اثرگذاری مســائل سیاســی بر اقتصاد است. امور سیاسی برخــاف مفاهیم و شــاخصهای اقتصــادی غیرقابــل برآورد و غیرکمــی هســتند و مدلســازی آنها با نگاه اقتصادی بســیار پیچیده و صعب اســت. اگر چه مشاهده آثار سیاست بر اقتصاد و رفتار ســیکلی انتخابات و رویکارآمــدن دولتهای جدید در شــاخصهای کان مانند تورم، بدهی خارجی و ســرمایهگذاری و نقدینگی کاما قابل لمس و مشــهود اســت اما مدلسازی آن پیچیده است.

بــه همیــن منظور هرچه اقتصــاد در دولت کوچک شــده و احزاب و تشــکلهای غیردولتــی افزایش پیدا کننــد و متولیان اقتصادی، به میزان بیشــتری در بخش بازار باشند نهتنها اقتصاد واقعیتر شــده و قدرت جهانیشدن کشــور بالا میرود، بلکه با واگــذاری امور به متولیان اصلــی آنها یعنی بخش خصوصی و بازار، بهرهوری اقتصادی شــدیدا افزایش مییابد اما رابط احزاب با بخش خصوصی اقتصاد نقطه مبهمی است که به دلیل عدم شفافیت در اقتصادهای در حال توسعه، مانع جدی برای تقویت و قدرت احزاب میشود تا زمانی که منبع مالی و حمایت احزاب مشخص نباشــد، نمیتوان از وجود این احزاب بهرهوری در حد پتانسیل آنها را به دست آورد.

در واقــع تمییزدادن اقتصاد از سیاســت همانقدر غیرممکن اســت که جداکردن اقتصــاد از بازار. به دیگر ســخن در اقتصاد و سیاســت نوین جهانی و با بهوجودآمدن نهادها و تشکلهای غیردولتی، سیاست و اقتصاد بیش از هر زمان دیگری در یکدیگر تنیده شــدهاند بهاینترتیب تبیین اقتصاد سیاسی از ضرورتهای هر اقتصادی به نظر میرســد. اقتصاد سیاســی بیشترین تبلور و مفاهیم خود را در انتخاباتها مییابد و در هر کشوری تعریف و مبانی اجرائی خودش را دارد.

هر کشوری بســته به میزان توســعهیافتگی و ساختار قدرت خود، ســاختارهای نهادی منحصر به فــردی دارد در واقع باید گفــت یکی از علل اختــاف در نتایج سیاســتها و برنامههای توســعهای در کشــورهای مختلف بســترهای نهــادی متفاوت اســت. به همین دلیل ســاختار نهادی تصمیمگیر و تصمیمساز اقتصادی در کشور باید از انسجام بالایی برخوردار باشد تا بتواند بالاتریــن نتایــج را از اعمال سیاســتها و بســتههای اقتصادی بهدست آورد.

احزاب باید ارائهدهنده برنامه و مطالبهکننده اهداف باشــند و نماینــده مورد حمایت خــود را در صورت پیــروزی تا تحقق کامل اهداف و برنامهها تحت مراقبت و نظارت داشــته باشــند اما در اقتصاد سیاســی ایران بعضــا کاندیدای مورد حمایت یک حزب تغییــر رأی داده و خــود را وامدار نمیداند یــا وفادار به تحقق اهداف آن حزب نیســت و به جای آنکه حزب آن نماینده منتخب را مورد بازخواست قرار دهد، منفعل شده و به لایههای غیرفعال سیاسی فرومیغلتد.

احزاب و تشــکلها یکی از نمودهای توســعهیافتگی هستند و بایــد با اخذ قــدرت برای بــرآوردن اهداف خــود، مبادرت به راضیکردن طبقه مورد حمایت خود کنند و این موضوع در گرو پذیرش و مشروعیت آنها است و در غیر این صورت نمیتوان یک تشــکل و نهاد اصیل و موفق در ساختار حزبی کشور شکل داد و از منافع آن که افزایش رضایت اجتماعی و بهرهوری اقتصادی و توسعه است، بهرهمند شد.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.