نگاهی به اقتصاد سیاسی انتخابات

Shargh - - سياسي - مراد راهداري عضو هیئت علمي دانشگاه پیامنور

نظام مبتنیبر مردمســالاری، برای تصمیمگیری درباره چگونهشدن بخش عمومی، قدرت تصمیمگیری و اجرا را به مردم میســپارد. بدیهی اســت که چگونهبودن حوزه عمومی، بر چگونهشــدن حوزه خصوصی نیــز تأثیرگذار اســت. انتخابات شــورا )خواه مجلس ملــی یا محلی( و ریاســتجمهوری، همین کارکــرد را دارند. افراد بهصــورت پراکنده، در تعیین چگونهبودن نهادهــای مردمنهاد، نقش تأثیرگــذاری کمتری در خود میبینند، بنابراین با همگرایی در زمینههایی که با معماری سازوکار جامعه مرتبط است، حول آن زمینهها هماهنگ میشوند تا درخور خود را بیابند و حمایت کنند و آنطور که تمایل دارند، برنامه سازندگی در جامعه را به اجرا برســانند. از آنجا که نهادهای مردمســالار بر توزیع امکانات و تخصیص منابــع تأثیرگذارند، از درون مــردم و رأیدهندگان، گروههایی شکل میگیرند تا با قدرت بیشتر تعیینکننده تصدی امور عمومی شوند، در نتیجه ســطح فکر و ســامت نفس هویت جمعی آنها باید رصد و با شاخصهایی اندازهگیری شود. معمولا، نامزدهای انتخابات به گروههایی متصل میشوند و نوعی وابستگی میانشان شکل میگیرد. گروههایی که از میان مردم برمیخیزند، متأثر از وجوه مشــترک در تابع مطلوبیت خود، مطالباتی دارند. ازهمینرو، گروهها میتوانند جامعه کارگری، کشاورزان، زمیندارها، اصناف مختلف صنعتی، سرمایهداران، بازاریان، فرهیختگان مانند معلمان، دانشــگاهیان و حتی علمای دینی باشند. در مواقعی که انتخابات ســطح ملی را هدف قرار داده که بســیار مهم اســت، چهبسا در جوامعی، گروههای پشــتیبان، گاهی منشأ بیرونی نیز بیابند. مناسبات نظامهای اجتماعی با بیرون، سبب برخی تعامات اینچنینی میشود. در هر صورت، برای جذب مؤثر آرای مردم، پراکنده و فردی عمل نمیشود. در ایــن میان، برنامههای نامزدها و وعدههای ســازنده آنها، در جذب آرا بســیار مؤثر است؛ به همین دلیل برخی به مردمفریبی نیز رو میآورند و مثا میگویند بیکاری تا فان مدت حل خواهد شد، با توزیع پول به مردم درمانده کمک خواهد شد، تورم و مشکل مسکن جوانان به همین ترتیب از میان میرود و خاصه در عمل با احساسهای پاک بازی میشود تا از ســتون بیرأی به ستون بارأی، فرجی حاصل شود. کانون توجه منتخبان مردم در دهــه 60 عمدتا جامعــه کارگری و کشــاورزان، فرهیختگان و بهطورکلی آحاد مردم بودند و در جهت تامین عدالت تاش میشد. مردم از میان شــکنجهدیدگان و مبارزان دست به انتخاب میزدند و حوزههای فعالیت زحمتکش، تولیدگر و مســتضعف، مدنظر سیاســتگذاری قرار میگرفتند. خدمات جهاد ســازندگی یکی از دستگاههای تأثیرگذار در آن زمانه بود. هرگاه احســاس عدول میشد، در نبرد فقیر و غنی، طرفداران اســام سرمایهداری طرد میشــدند، شکلگیری مجلس ســوم متأثر از این احســاس مقدس بود. به مرور اقتصاد نفتــی که موجب تزریق پول در بیرون از مســیر تولید داخلی شد، از یکســو و موج خصوصیسازی فرصتطلبانه از سوی دیگر، ســبب بهوجودآمدن مطالبات بیزحمت، بهخصوص در میان برخی متصدیان امور شد. نتیجهاش تا به امروز شده اســت میلیاردها دلار مفقودشــده و بیتأثیر بر اقتصاد کشور، درآمدهای نجومی و فاصله طبقاتی میان تولیدکنندگان با فرصتطلبان ســودجو، انحصــارات ســاختگی در فعالیتهــای تجاری و پیمانــکاری پرهزینه، دیربازده گذشت که هرازگاهی آمارش سر بلند میکند. دولت اگر به پول نفت متصل باشد نه به مالیات، احساس تعلقخاطر به امور بخش تولید وابسته به مردم نمیکند؛ بنابراین نتیجهاش میشود تعطیلی 70 درصد خط تولید صنعت داخلی که دولت یازدهم به ارث برده اســت. تجارت نیز عمدتا میشــود تجارت کالاهای خارجی که غالبا در راهروهای مترو از آنها بهشدت تبلیغ میشــود. هرگاه تأمین مالی زودبازده مدنظر باشد، تولیدکننــده داخلی مغفول و پیمانکاران طلبکار پدید میآیند که از توان کار بازمیایستند، امروز فقط شهر تهران با بیش از 50 هزار میلیارد تومان بدهی به پیمانکاران و سازندگان و دولت با بدهی 500 میلیاردی که ارث از دولتهای قبل است، قدرت سازندگی داخلی را به زانو درآوردهاند. اگر نبود شکســت حصر تحریم، صادرات 2.5 میلیون بشکه در روز و جذب پول نفت صادراتی از مسیر نظام بانکی بینالمللی میسر نمیشد و امیدی به برخاستن اقتصاد داخلی نبود. از سال 1388 تا 92 تولید خالص داخلی کشور به قیمتهای ثابت منفی و هر سال کاهنده بوده است، در دو سال اخیر، این شــاخص مثبت و سال گذشــته حتی بدون نفت آن حدود سه درصد رشد کرده اســت. این حرکت ممکن نبود، مگر با توجه به بخش تولید و فاصلهگرفتن از اقتصاد رانتی )فرصتطلبانه( و ســودجویانه. در سیاستهای متروک گذشته؛ هدف، وسیله را توجیه میکرد و سودجویان در پشت شــعائر ارزشی به اقتصاد بومی آسیب رساندند، مثا با وامهای کان به خواص، حجم پول در هشت سال 11برابر شد؛ تورم به 40 درصد رسید، معوقات بانکی شش برابر حد مجاز برمبنای متوسط جهانی شد، قاچاق کالا نیز در آن دوره به همین ترتیب رشد چند صددرصدی داشته است، اشتغال در همان دوره )از 1384 تا 92( از خود هیچ حرکتی نشان نداده اســت، در حالیکه آن دولت معادل دو برابر صد سال قبل از خود، درآمد ارزی داشته است؛ این نابهنجاری غیرقابلگذشت است و بانی این فجایع باید بازخواست شوند. از چشمانداز 20ساله و برنامه پنجساله، 80 درصد عدول شد، درحالیکه مورد قانون بود و مورد تأیید نمایندگان مردم و رهبری ارجمند نظام بود. خاصه، اقتصاد کشــور را بهشــدت بیمار، ضعیــف و نحیف کردند تا اینکه در این دوره، به ضرورت مقاومســازی و درمان اقتصاد کشــور سخن به میان آمد و البته قرار شد آسیبها مخرب و غیرقابلگذشــتی که با آســیبهای وارده از دشمن بعثی قابل مقایسه اســت، پرداخته نشود و به هر دلیل مفاسد و اختاسها رونمایی نشوند، متأســفانه همین خواسته، امروز سبب روداری برخی مدعیان امروز شده است. خوشــبختانه با توصیه مقام معظم رهبری مراقبت شد از جریان انحرافی ذکرشــده، مردم دوباره گزیده نشــوند. اما ممکن اســت برخی روش و فرهنگ او را حداقل برای جذب آرا، موفق دیده باشــند و بنابراین ســبک گفتمان انحرافی را ســرلوحه تبلیغی خود قرار دهند، صرفنظر از توانایــی و عدم توجه بــه مخرببودن بعضی برنامهها، مانند رشــد چندبرابری یارانهها، رفع بیکاری تصاعدی، شــعارهای مردمپســند سر دهند و با گروههای فرصتطلب، پشــتیبانی از خود را جستوجو کنند و پشت ارزشهای مردم پنهان و سنگر بگیرند و از روشهای نامیمون خود دفاع کنند و ســادهدلان را مجذوب خود کنند، به فرمایش مقام عظمای ولایت، چون امر مهم است، کوچکترین انحراف نیز مهم و سرنوشتساز اســت. پس ضروری است مراقبت شــود تا دیدگاه گروههای کم بصیرت که پشــتیبان جریان منحرف مهارشده پیشــین بودند، امروز مجدد مبنای انتخــاب قرار نگیرنــد. هر ادعایی باید امکانســنجی شــود و با دیدگاه واقعگرایانه ارزیابی شــود. فرهیختگان مسئولیت دارند به محیط اطراف خود کمک فکری کنند. امروز بیش از آنکه تعلق خاطر جریان سیاســی خاص مهم باشد، عقانیت تعیینکننده است.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.