مشکل کارگرانگف تموگبا عودمردنی کفهیقکیاز ا طعپضاویخا لنونادیهاسش جزء ت1،3 ماعیدنچمینبودی هم مهم است جسد 13 معدنچی دیگر از زیر آوار بیرون آورده شد

Shargh - - حوادث -

پنج روز بعد از حادثه انفجار معدن زمستان یورت و پیداشــدن 22 جسد در این مدت، گروه تجسس جسد 13 معدنچی دیگر را که در یک جا محبوس شده بودند، پیدا کرد.

به گــزارش خبرنگار ما، جســد ایــن 13 معدنچی دقیقا در محل انفجار کشف شده است و احتمال داده میشــود آنها در لحظات اولیه، جان خود را از دســت داده باشــند. بااینحال، علت دقیق مرگ بعد از انتقال اجساد به پزشکی قانونی مشخص شود.

حسین محبوبی، یکی از جانباختگان حادثه معدن «زمستان یورت» اســت که تا بامداد روز گذشته اطلاع دقیقی از او و 12 نفر دیگر در دست نبود. آنها در بخشی از معدن که به انتهای آن نزدیک اســت و به اصطلاح به آن «سینه کار» گفته میشود، محبوس بودند. برادر همسر حسین که پس از حادثه در محل معدن حضور داشــت، به خبرنگار ما گفت: «اجســاد را درآورده و به ســردخانه گنبد بردهاند؛ البته کار در معدنی که ریزش کرده اســت، هنوز ادامه دارد و شــاید کار آواربرداری با توجه به شــرایط تا یک ماه دیگر هم طول بکشــد. من معدنکار نیستم و دقیق نمیدانم چقدر طول میکشد؛ اما تا آنجا که من میدانم، از معدن پایین به این اجساد رســیدهاند و آنهایــی کــه در آن معــدن کار کردهاند، میگویند از اول گفته بودند که این راه بهتر اســت؛ اما کســی به آنها گوش نمیکرد. شــاید اگر از اول این کار را میکردند، زودتر به معدنچیانی که گیر افتاده بودند، میرسیدند و آنها زنده بودند یا حتی وضع اجساد بهتر بود و بــو نمیگرفت. من خودم بامداد یکشــنبه یکی، دو ســاعت یواشــکی در معدن کار کردم. او دراینباره میگویــد: از یکــی از بچههای کرمــان خواهش کردم کمکــم کنــد و او من را جــای خــودش داخل معدن فرستاد. فقط گفت ماسک را برندارم.

او درباره شــوهرخواهرش میگوید: حســین حدود 28ســاله بود و دو بچه، یک پســر دوونیمساله به نام امیرحســین و یک دختر یکونیمســاله به نام فرشته، داشــت. داماد ما و اجســاد دیگری که پیدا شدهاند در محل استخراج بودند و هنوز مشخص نیست چه تعداد زیر آوار هســتند. تا قبل از این، امید ما و بقیه این بود که در جایی که این اجساد وجود دارند، افرادی زنده باشند؛ اما با پیداشدن اینها تقریبا امیدی برای زندهماندن کسی وجود ندارد و فقط آوار را باید جابهجا کنند تا مشخص شود آیا کسی هم زیر آوار وجود دارد یا نه.

این مرد درباره حضور رئیسجمهور در بین کارگران و در محــل حادثه نیز گفت: همیــن که رئیسجمهور به آنجا آمد و یکســری اتفاق افتاد، برای ما و کارگران خوب بود و حال ما بهتر شــد؛ اما کاش رئیسجمهور یا هر مقام مســئولی زودتر و حتــی قبل از این اتفاق به مــا و معدنچیان توجه میکردند. الان هم من میگویم همه مشکل کارگران معدن پول نیست؛ اگر مشکل آنها پول بــود، با 800 هزار تومــان کار نمیکردند و در برابر پرداختنشــدن حقوقشان سکوت نمیکردند. مشکل آنها بیمهای اســت که بهجــای بیمــه کار در معدن، آرایشــگری و خیاطی رد شده است؛ مشکل آنها ایمنی معدن اســت که بارهــا آن را گفته بودنــد؛ اما به آنها گفته شــده بود اگر میخواهید بمانید، اگر نمیخواهید بروید. الان مســئولان معدن باید بگویند چرا این معدن کپسول اکسیژن نداشــت؟ اگر کپسول بود، کار به اینجا نمیکشید.

این مرد ادامه میدهد اصلا چرا برای حادثه معدن فقط در اســتان گلستان عزای عمومی اعلام کردند؛ اما برای پلاسکو که تعداد قربانیان آن نصف معدن بود، در سراسر کشور عزای عمومی اعلام کردند؟ ما با بیپولی و نــداری میســازیم؛ اما اینکه به ما توجه نشــود و ما را نادیــده بگیرند، برای ما درد دارد. به ما توهین شــده است. این کارگران چند بار با زن و بچه برای گرفتن حق و حقوقشــان جلــوی اداره کار و فرمانداری رفتند؛ اما برخورد تندی با آنها میشد. من خودم شاهد بودم روز اول کار زیادی نمیشــد؛ اما انصافــا از روز دوم به بعد کار جدی شــروع شــد و از جاهای مختلف معدنچیان بــه اینجا آمدند تا به هموطنــان خود کمک کنند. ما از همه آنها ممنون هســتیم. من خودم دو برادرم شهید هستند، ولی هیچکس از خانواده ما کارمند نیست. الان هم اگر جنگ شــود، ما و امثال ما اولین نفراتی هستیم که به جبهه میرویم؛ اما از مســئولان هم میخواهیم ما را نادیده نگیرند.

یکی از اهالی روستای سوسرا درباره اجساد 13 نفر از معدنکاران که بهتازگی پیده شد، میگوید: سه نفر آنها اهالی روستای ما بودند؛ مجید طالبی و هادی و مهدی سوسرایی که مهدی داماد ما بود، این افراد همانهایی هســتند که احتمال میدادند در محل اســتخراج زنده باشــند و انگار زنده هم بودند، کسانی که آنها را بیرون آوردند و آنجا را دیدند میگویند از بالای کارگاه با کلاه و دست مقداری از زغالها را کندهاند و زغالها را جابهجا کردهاند. تاجاییکه به من گفتنــد این افراد را در همان راستهای که گروه اول را پیدا کرده بودند بیرون آوردهاند. انگار آن تونل یک دویل )هواکش( قدیمی هم داشــته است که به من گفتند تعدادی از اجساد را در حالی پیدا کردند که صورتشــان را به آن دویل چسبانده بودند و دستشــان را دور گردن هم انداخته بودند تا اکســیژن بگیرند، آنها در چنین شــرایطی جــان داده بودند. اگر زودتر میجنبیدند آنها را میتوانستند زنده دربیاورند، در روستای ما پیش از این، سه جسد تحویل داده بودند و با این سه جسد تعداد تلفات قطعی روستای ما به شش نفر رسید. تا جایی که من خبر دارم، رفتهاند اجساد این ســه نفر را تحویل بگیرند؛ ولی نمیدانیم که شــرایط اجساد چطور است و اصلا قابل شستوشو باشند یا نه چون اجساد باد کردهاند و وضع خوبی ندارند.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.