سیاستورزی خردمندانه

Shargh - - دیپلماسی - دکتر بهزاد صابری*

چند ســال پیش در حاشیه جلســهای، با یک دیپلمات ارشد ترکیه گپ میزدم. میگفت زمانی کــه میخواســتیم کار در وزارت خارجه ترکیه را آغاز کنیــم، باید در دورهای آموزشــی در آکادمی دیپلماســی این وزارتخانه شــرکت میکردیم. در این دوره، اســتاد ما میگفت )نقــل به مضمون( کــه ایرانیان ســابقه چند هــزار ســال زمامداری و دولــت دارند و تازه به دوران رســیده نیســتند. فرقی نــدارد که چه حکومتی در ایــران روی کار باشــد؛ آن خــرد و آن تجربــه چندهزارســاله در ایران هست و همین باعث میشود ایران همواره یک بازیگر مهــم در منطقه و جهان باشــد. چند ســال بعد از این گفتوگو، در شــهر وین اتریش، پایتخت دیرینه امپراتوری رم-ژرمانی و امپراتوری اتریش-مجار، شهر سیاســتمداران بزرگی مانند مترنیخ )معمــار اروپای پس از ناپلئــون(، گذرم به «آکادمــی دیپلماتیک وین» افتاد که تأســیس آن به ســه قرن پیش بازمیگردد و از قدیمیترین و معتبرترین مراکز آموزش دیپلماســی در جهان است. نخستین چیزی که در ارتباط با این آکادمی توجه مرا جلب کرد، نشــان )یا لوگوی رســمی( این آکادمی اســت. روی این نشــان، علاوه بر نام آکادمــی که بــه زبان آلمانی اســت، به خط و به زبان فارســی نوشته شــده: «از برای حق، از برای پادشــاه». فارغ از محتوای این پیام )که اشــاره به حاکمیــت دوگانه آســمانی و زمینی دارد(، نفس درج این عبارت به زبان و خط فارسی روی لوگوی رسمی این آکادمی قدیمی و معتبر معلوم میکند که ســابقه و قدمــت سیاســتورزی و زمامداری ایرانــی چه تأثیر درخورملاحظهای بر سیاســت و دیپلماســی در جهان داشته اســت. همین قبیل تأثیرها اســت که باعث میشود شخصیتی مانند مونتسکیو نظریهپرداز «تفکیک و استقلال قوا» نام کتاب معروف خــود را «نامههای ایرانی» بگذارد. منظــور از آوردن این مثالها، این اســت که ایران، بهعنــوان یک قلمــرو جغرافیایــی مزایایی دارد؛ مثل دسترســی خوب و راحت بــه آبهای آزاد، موقعیت اســتراتژیک، برخورداربودن از نفت، گاز، برخی معادن، کوهســتان و... . معایبی هم دارد؛ مثل کمبود آب، وســعت خاک بیابانــی غیرقابل کشــت و مانند آن. سایر کشــورها هم از اینگونه مزایــا و معایب دارند. اما ایران فقط این نیســت. ایــران را باید بهعنــوان یک موجودیــت تاریخی، بهعنوان یک ملت و بهعنوان یک فرهنگ هم دید. از ایــن زاویه، ایران چیزی نیســت جز همه ما. ما ایران هســتیم؛ همگی ما، با هــر دین و مذهب و نژاد و ســلیقه سیاسی. نیاکان و مردگان ما هم در این «ما» حضور دارند. حتی آن ایرانیانی که محل زندگیشان در گذشــته در خاک جغرافیایی ایران بوده و امروز نام کشور دیگری را بر خود دارند هم در شکلگیری این «ما» نقش داشته و دارند و چه نیکوست هنگامي که این میراث را تحویل آیندگان میدهیــم، هرکدام به ســهم خود بــر افزایش و غنیترشدن سهم دانش و خرد و تدبیر در «ایران» کوشــیده باشــیم. این «ما»، این «ایران»، همچنان که آن اســتاد دیپلماسی در ترکیه به دیپلماتهای جوان این کشــور گفته بــود، همانند یک انســان خردمند و سرد و گرم چشیده است که دورانهای طولانــی خوشــی و ناخوشــی، قــدرت و ضعف، کاستی و فزونی را دیده و تاب آورده است. حاصل این همــه آمدن و رفتــن دولتها و سلســلهها، حاصل گفتار و کردار حکیمان و سیاستمداران با هر تفکر و مشربی، از سعدی و فردوسی و خواجه نصیرالدین طوسی و نظامالملک تا قوامالسطنه و مصدق و مدرس، در تجربــه ملی و عقل جمعی ایران امروز ما انباشــته شده اســت. رفتار و منش و سیاســتورزی ایرانی باید بازتابــی از این تجربه و خرد باشــد. جهان شــاید از نفــت و گاز و منابع معدنی ایران بینیاز شود، اما منطقه و جهان هرگز از خرد، سیاســت و تجربه دیرینه ایران کهن بینیاز نخواهد بود. ایران در منطقه و جهان همواره باید به سیاست و عقل و تدبیر شناخته شود.

*پژوهشگر مسائل حقوقی و بینالمللی

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.