نقاشها همیشه پول دوست داشتهاند

Shargh - - كتابِ شرق - جودیت بنهامو-هوئه ترجمه لیلی گلستان نشر مرکز

به پــولدرآوردن را در انــدازهای بس بزرگ به وجــود آوردهانــد. روبنس و دیگرانی هم هســتند کــه درسهایی برای آنها دارند. آنها هم با اســتادی تمام طلاساختن را بلد بودند. در واقع، این قضیه هنرمندان بســیاری را شامل میشــود. به این معنا که اگر به تاریخ هنر نگاه کنیم، متوجه میشــویم که بســیار کســان بودهاند که اســتعداد کمتری داشــتهاند، اما توانستهاند پول بیشــتری دربیاورند. بازار هنر در مورد کیفیت اثر داوری نمیکند. یک هنرمند ممکن اســت خوب باشــد یــا خوب نباشد، موفق شــود یا موفق نشود. در این حیطه حساس که نامش خلاقیت است باز هم بیعدالتی کار خودش را میکند. درست از اواخر قرن نوزدهم، پدیــدهای رمانتیک ظهــور میکند که از خــود هنرمند اثر هنری میســازد. و این وقتی به اوج خود میرســد که زمانــهاش بــه او روی خوش نشــان نداده باشــد و در یک نقاشــی برآمده از درد و رنج و بــدون مخاطب مظهر شهید غیردینی میشود». کتاب سیزده فصل دارد که هریــک به یک هنرمند مربوطانــد. عناویــن برخــي از آنها عبارتنــد از: دورر: مردی کــه بلد بود آثارش را بفروشــد، کراناخ: مردی که از ســایهاش هم تندتر نقاشی میکرد، تیسین: زیر باران طلایی دانائه، گوستاو کوربه: سلطان کســبوکار هنر، کلود مانه: در کسبوکار هرگز امپرسیونیسم وجود ندارد، ونسان ونگوگ: موفقیت برآمــده از بداقبالــی، پیکاســو: یــک ســکهزن واقعی و مگریت: وســواس کپیکردن... آثار خودش.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.