معادن بزرگ در قبضه شبهدولتیها

Shargh - - اقتصاد -

قطعا در حادثــهای که اتفاق ادامه از صفحه5

افتاد، طبق اظهاراتی که تاکنون وجــود دارد، خطای انســانی عامل اصلی بوده اســت. همین اتفــاق را در ترکیــه و آمریکا و چیــن در معادن زغالســنگ هم داشــتیم. در چین، حجم تولید بالاست و ایــن اتفاقات زیاد رخ میدهــد. این اتفاقات باید درس عبرتی باشــد که حوادثی از این دست به حداقل برسد. نباید فراموش کنیم نوســازی اینها میتواند بســیار مؤثر باشد. 2.5 میلیون تُن سالانه به زغال نیاز داریم. اگر طرح توسعه در ذوبآهن که در حال انجام است، موفق باشد، برای طــرح 55 میلیون تُن فولاد، باید ظرفیتمان را بالا ببریم و قطعا نیازمند هســتیم که خرید زغال را افزایش دهیــم. پس بایــد شــرایطی را ایجاد کنیم کــه معادن موجود ما بتواند پاســخگوی مصرف ما باشد. اینجاست که میگوییم باید شــرایط ویژهای را داشته باشیم. وقتی میخواهیم خوراک کوره بلند را داشــته باشــیم، حتما زغال بیشتری نیاز داریم و باید برنامهریزی کرده و معادن را نوسازی کنیم. اینجاست که دولت میتواند کمک کند. یکی از کمکها همزمان نوسازی و تجهیز وسایل ایمنی و آموزشهای لازم است. ایمیدرو میتواند نقش بزرگی در آموزش داشــته باشــد؛ ولی به این مفهوم نیست که ما آموزش ندیده و ندادهایم. ســهامداران این شــرکت، خودشان از کســانی بودند که میتوانم بگویم سردمدار کار فولاد کشــور هســتند و اطلاعات کافی را در بخش مســائل فنی و ... دارند؛ یعنی بدنه بخش زغال کشور ما سهامداران این شرکت هستند. بخشی از این سهامداران از مجموعهای در کشــور هســتند که بدنــه قوی در کار بهرهبرداری از معادن زغالسنگ و زیرزمینی دارد.

منظورتان کدام سهامداران هستند؟

نمونهاش تکادو )شــرکت مجتمع صنایع و معادت احیای ســپاهان( یا بازنشســتههای البرز شــرقی. آنها بازنشستگان شرکتهای سرب و روی هستند و بچههای معدنی کشــور هستند. سهم عمدهای هم برای صندوق مهر ایرانیان اســت. نگین طبس هــم بچههای معدنی کشور هســتند. این اتفاق افتاده و میتوانم بگویم منابع نیروی انســانی به این راحتی جبرانشدنی نیست. امروز منابع نیروی انســانی از بین رفتهانــد. چه راهکاری باید داشته باشیم. نسخه تعطیلکردن معدن، اشتباه بزرگی اســت که مرتکب میشــویم. باید ببینیم چه کنیم این بخش را دوبــاره فعال کنیم که بــه کارش ادامه دهد. حدود 280 نفر نیروی انســانی آنجا فعال هستند. آنجا 11 دهانه تونل داشــتیم که این اتفاق در یکی از آنها رخ داده اســت. حال باید چه کنیم که با تجهیزات و شرایط نو، الگویی شویم برای آینده که در معادن زغالسنگمان همین مســائل را نداشته باشــیم. فراموش نکنیم در دو سال گذشــته در معادن زغالسنگمان متأسفانه حادثه داشتهایم. تجهیزات کهنه و عمدتا فرسوده است. طبق اعلامی کــه داشــتند، در همین معدن، چهار دســتگاه اخطاردهنده داشــتند. این معدن جزء معادنی بوده که نمره منفی نداشته.

پس قضیه محكومیت پیمانكاران این معدن چه بوده؟

من ماجرای محکومیــت را نمیدانم؛ اما این معدن جــزء یکی از معادن زغالی بــوده که میگفتند تولید گاز ندارد؛ یعنی به اندازهای نبود که دائما موانع داشته باشد. ظاهرا به رگهای برخورد کرده بودند که تولید گاز کرده و متوجه نشدهاند. اینکه دستگاههای اخطاردهنده مشکل داشته یا انباشت گاز بوده، مهمترین فاکتور خطای انسانی بوده است.

گفته میشود چند بار در این معدن، اخطار ایمنی داده بودند که توجهی نكردهاند.

اطلاعــی در ایــن زمینه نــدارم. قانون به مــا اجازه میدهد تمام آن وظایف را بهطور مطلوب انجام دهیم. ما خودمان طرح میدهیم؛ اما کارفرماســت که باید این وظایف را انجام دهد.

کارفرمای معدن ســهامداران بودند؟ چه کسی کارفرمای اصلی این معدن بوده؟

ســهامداران مالــك معــدن هســتند. چــون اینجا بهصورت تفکیك بوده، حتما از بین خودشــان کســانی را بهعنوان مدیــران هیئتمدیره تعیین کردهاند. اعضای هیئتمدیره قطعا مدیرعاملی را بهعنوان مسئول اجرائی انتخاب کردهاند. هیئتمدیره است که همیشه پاسخگوی فعالیتهای ماست. درست است که پروانه بهرهبرداری به نام شرکت اســت؛ اما به نام شرکتی است که ترکیب ســهامدار دارد که نمایندگانشــان در آنجا حضور دارند و مســائل را دنبال میکنند و بر اســاس آن موارد، قطعا آموزش، تجهیزات و سرمایهگذاری، نیاز کارگری و رفاهی، مســئولیت صددرصد کارفرمایان اســت که باید آنها را انجام دهند. علاوه بر بیمههــای معمول برای کارگران، بیمههای مســئولیت محــدود هــم رد میکنند؛ چون همیشه با حادثه روبهرو هستیم.

جــز صنــدوق مهــر ایرانیان کــه متعلــق به شبهدولتیهاســت، شــبهدولتی یا بخــش عمومی دیگری هم در این معدن حضور دارد؟

خیــر، تکاتو، مهــر ایرانیان و نگین طبــس از بخش خصوصــی در بیــن ســهامداران حضور دارنــد. تکاتو زیرمجموعه شــرکتهای ذوبآهن است. نگین طبس هــم بخشــی از فعالان معــادن زغالســنگ در طبس هســتند. بازنشستگان زغالسنگ البرز شرقی هم هستند که خودشان بازنشستگانی بودند که سهام اینجا را خریده و به دلیل تجربــهای که دارند، در آن حضــور یافتهاند. خوشــبختانه در ترکیب ســهامداران اینجا این تخصص وجود دارد.

گفته میشــود سه نفر از هفت نفر هیئت مدیره از صندوق مهر ایرانیان هستند. درست است؟

بله، درست است.

آیا ترکیبی وجود دارد که نشــان دهد چند درصد از معادن در دســت بخــش خصوصــی، دولت یا

شبهدولتیهاست؟

میتوانــم از نظر تعدادی بگویــم بیش از 95 درصد معادن در اختیار بخش خصوصی است.

بخش خصوصی واقعی؟

از نظر تعدادی و کمیتی میگویم. از نظر بحث میزان تولید و نقششــان در تولید، نمیگویم. میتوانم بگویم بیش از 95 درصد و شــاید 97 درصــد در اختیار بخش خصوصی اســت. شــاید ترکیب خصوصیهای واقعی 90 درصد باشــد. معادن کوچك بدون اســتثنا، فرضا در سنگهای ساختمانی، تقریبا صددرصد در اختیار بخش خصوصی است.

با این حســاب، شش، هفت درصد شبهدولتیها هستند؟

اگر درصدی حســاب کنیم، میتوانم بگویم بیشتر از آن نیست.

بیشتر واگذاریهای معادن در کدام دولت اتفاق افتاده؟

در برنامه سوم استارت واگذاریها زده شد. در دولت آقای هاشمی استارت واقعی خورد و بخش عمدهای از آن زمان شــروع شــد و در زمان آقای خاتمی ادامه پیدا کرد. پس از آن دیگر اتفاق خاصی نیفتاد.

یعنی در دولتهای اخیر نبوده؟

دیگر واگــذاری به آن مفهوم نداشــتیم. دولت نهم و دهــم بحثــی در زمینــه واگذاریها نداشــت؛ چون همان انتقالات که انجام شــده بــود، فعالیتهای خود را انجــام مــیداد. در دولــت یازدهم مبنا، تشــخیص سرمایهگذاریهای جدید بود و مسائلی مانند کنسرسیوم المهدی مطرح شد؛ این معدن یك معدن بزرگ محسوب میشود که قرار بود به بخش خصوصی واقعی بدهند. این اتفاق در دولــت یازدهم افتاد و میتوانم بگویم یك افتخار اســت؛ یعنی حرکتی بود که نیازمنــد بودیم در بدنــه جامعه ما چنیــن اتفاقی بیفتــد و بتوانیم از بدنه بخش خصوصــی واقعی کشــور اســتفاده کنیم و آن ایجاد کنسرسیومهاســت. در واقع تشویق کنسرسیومها در جهت گرفتن فعالیتهای بزرگ، بسیار اهمیت دارد. همین کنسرسیومها را اگر شکل دهیم، میتوانیم معادن بزرگی مانند سنگان را که امروز در اختیار دولت است، به بخش خصوصی واقعی واگذار کنیم. این اشــتباه بزرگی است که نگاهمان را روی خصولتیها متمرکز کنیم.

معادن قبلی ما در دست این شش، هفت درصد است؟

شــبهدولتیها معمولا در معادن بزرگ هســتند. اگر 400میلیــون تن، کل تولید را در نظــر بگیریم، میتوانیم بگوییــم 25 درصد کل تولید کشــور در حوزه معادن در اختیار همین مجموعهها اســت. بقیه در اختیار بخش خصوصی واقعی هستند.

صحبــت از این بــود که بیمــه کارگــران، بیمه آرایشگری در نظر گرفته شده بود. این صحت دارد؟

نمیتوانــم بپذیرم، چــون در فعالیتهــای مدنی، همیشه محکمترین بیمهها را در قبال کارگرانمان داریم. مــا با نگاه بخش خصوصی واقعــی این بحث را داریم. امکان نــدارد هیچ فعال معدنی بدون بیمه، اجازه ورود به کار داشــته باشــد. این نگاهی اســت که کارفرمایان بخش خصوصی برای خودشــان وظیفــهای قانونی در نظر میگیرند.

ممكن است تخلف شده باشد؟

اگــر هم موردی انجام شــده، تخلفی اســت که از ســوی کارفرما بوده. دولت در این مسائل اصلا نظارت نمیکند. چطور میتواند بیمهها و این مسائل را کنترل کند؟ بیمه یکی از وظایف اولیه است. شاید سازمانهای دیگر نقشی را در این مسائل داشته باشند. من نمیتوانم بپذیرم، به این دلیل که میگویم شاید این اتفاق نیفتاده باشــد. حتی آمــاری را دارم که اینها بیمههایشــان به صورت کامل هم پرداخت شــده اســت. در فهرســت بیمه این معدن، 279 نفر بیمهشده بود، علاوه بر آنکه بیمههای تکمیلی هم دارند.

سخت و زیانآوربودنش مسئله است... .

ما به صورت اتوماتیك ســخت و زیانآور هســتیم؛ یعنی فهرستهای تمام معادن بدون استثنا به صورت ســخت و زیانآور رد میشــود. اگر اتفاق دیگری افتاده باشد ممکن است نظارتهای لازم از سوی سازمانهای بیمهای نشــده، ولی من اعتقاد دارم که حتما شده. این قانون از ســال 80 در دولت هشتم شروع شد و همهمان واحدهایمان را به صورت سخت و زیانآور بیمه کردیم.

ایــن قاعده اســت، اما خارج از ایــن قاعده چه اتفاقاتی میافتد؟

اصلا «باید» اســت. فهرســتی که مــا رد میکنیم ســختوزیانآور اســت و نمایندهای که از بیمه بازدید میکند باید بهعنوان ســخت و زیانآور آن را بررســی کند و نمیتواند نبیند. امروز نباید دنبال شناخت مقصر بگردیم. قطعا مقصر شناســایی خواهد شد. امروز باید مرهمی را برای تمام خانوادههایی که جوانانشــان را از دست دادهاند داشته باشــیم. چه راهکارهایی را برای حمایت از این افراد خواهیم داشت؟ چه سازمانهایی میتوانند درحالحاضر به ایــن مجموعه کمك کنند؟ اگر مقصر را امروز بخواهیم دار بزنیم، فردا میخواهیم این 280 نفر را که آنجا زندگی و کار میکنند چه کنیم؟ آیا مادامالعمر بیمه بیکاری خواهیم داد؟ خیر. قطعا درســت نیســت. پس باید هم یــك برنامهریزی فکری برای کسانی که امروز آســیب واقعی متحمل شدهاند داشــته باشــیم و هم با طراحی کاملا جدید و با هدف، این معدن را مجددا راهاندازی کنیم و برهمیناســاس بتوانیم امید را به آن منطقــه برگردانیم. در آن منطقه این معدن تنها فعالیت اقتصادی است. نباید آن معدن را امروز که این اتفاق افتاده فراموش کنیم. بســتهبودن معادن زغالسنگ، عوارض منفی و ناگواری دارد. گازی که در آنجا وجود دارد قطعا میتواند آنجا تجمیع شده و مشکلات و تخریبهایی را در آینده داشته باشد.

کارگران که اعلام کردهاند چند ماه حقوق معوقه داشتهاند و حقوق پایینی دارند. آیا نظارتی بر حقوق این افراد وجود ندارد؟

اینها مبادی و مسائل داخلی آنهاست و به مدیریت آنها برمیگــردد. نمیدانیم واقعا چنین اتفاقی صحت دارد یا نه، اما اگر درســت باشــد قطعا عادلانه نیست. بهعنــوان مطلع عرض میکنم، بــه دلیل اینکه گردش نقدینگــی در معادن زغالســنگ با مشــکلات زیادی روبهرو شــده بود، بعضــی واحدهای زغالســنگ در کشور دچار فشار زیاد در دو ســال گذشته بودند. چون عملا در پنج ســال گذشته خیلیهایشــان به تعطیلی رسیده بودند و نمیتوانستند فعالیت کنند چون قیمت خیلی پایین بود. شــاهد بودم بعضــی معادن با تأخیر به پرداختهایشــان اقدام میکردنــد، اما اینطور نبود کــه کارفرمایان نخواهند انجام دهنــد و مطمئنا چنین مشــکلاتی داشــتند. بررســی خواهیم کرد کــه آیا این مشکلات برایشان تعیینکننده بوده یا مسائل دیگری در کار بوده است.

آیا پروندههایــی در رابطه با معــادن در دادگاه وجود دارد؟

معمولا بله. در شوراهای حل اختلاف، پروندههایی وجود دارد که دعواهای حقوقی دارند. بعضی پروندهها به دلیل دخالتهای محلی و شــکایت محیطزیســت و منابــع طبیعــی وجــود دارنــد. بعضیوقتها بین سهامداران، دعواهای حقوقی است و این پروندهها به دادگاه میرود، اما بعضی پروندهها هســتند که دولت علیه آنها ممکن است جلو برود؛ صرفا به دلیل اینکه به تعهداتشان طبق قانون عمل نکردهاند، فرضا حقوق دولتیشان را ندادهاند، اما در مورد معادن زغالسنگ، سال گذشته اخطار داده بودم که به سبب فرسودهبودن تجهیزات، ممکن است دچار حادثه شوند. سال گذشته گفتــه بــودم گزارشها حاکی از آن اســت که اکثریت تجهیزات و ماشــینآلات بهکاررفتــه در معادن زغال کشــور فرســوده و قدیمی هســتند و کاربرد خود را از دســت دادهاند. از سویی دیگر تجهیزات ایمنی معادن زغال نظیر دستگاههای هشداردهنده گازهای خطرناک، سیســتمهای ضدجرقــه، تهویه مطلــوب و امکانات مربــوط به نگهداری از ســقف و دیوارههــای معادن بهشدت ناکارا هســتند و هر لحظه بیم آن میرود که با انفجاری مهیب یا ریزش سقف و دیوارهها، عدهای از کارکنان معدن در این انفجارها بســوزند و زیر دهها تن سنگ و خاک قرار گیرند. این گزارش را همان زمان برای وزارت صنعت فرستادیم و منتظریم ببینیم تا چه اندازه نسبت به ایمنی معادن زغالســنگ اقدام میشود. از سویی 65 درصد حقوق دولتی که بهرهبرداران معدنی به خزانه واریز میکنند طبق برآوردها براســاس میزان تولید ســالانه، بین 500 تا 800 میلیارد تومان است که باید طبق قانون معادن، در اختیار متولی بخش معدن قرار گیرد تا برای نوسازی، ایجاد زیرساختها و توسعه معادن به کار گرفته شــود، اما متأسفانه تاکنون چنین نشده و به همین دلیل متولی هم نمیتواند به تعهدات خود در این زمینه عمل کند.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.