بیحوصلگی قرن ما

Shargh - - كتابِ - پيام حيدرقزويني

در حاشیه انتشار آثاری درباره سزان، وانگوگ و پیکاسو

امیــل زولا در یکی از رمانهایش با عنوان «اثر» یا «شــاهکار»، روایتی از یک نقاش به دســت میدهد که تمام تلاشش این است که طبیعت را در اثرش به چنگ آورد و هســته واقعی طبیعت را همانطور که هســت در اثرش بیافریند. نقاش در ثبت طبیعت در آثارش ناکام میماند و در آخر دســت به خودکشی میزند و خود و خانوادهاش را نابود میکند. نقاشِ این رمان کســی نیســت جز پل سزان؛ دوســت دوران کودکی امیل زولا. زولا و سزان اگرچه از کودکی با هم دوســت بودند اما بعدها هریک بــه راه خود رفتند و زولا نویســنده شــد و ســزان نقاش. زولا فکر میکرد که ســزان نقاشی شکستخورده اســت و تلاشهای او برای گرفتن طبیعت و ثبــت آن در آثارش چیزی جز شکســت نیســت. ازاینرو بود که رمان «شــاهکار» یا «اثر» را نوشــت که باعث رنجش ســزان هم شــد. شــخصیت این رمان زولا در یافتن فرم مورد نظرش برای اثر هنریاش درمیماند و در آخر شکستاش را میپذیرد. باید مدتی میگذشــت تا دیگران دریابند که ســزان در آثارش دست به خلق چه چیزی زده و او را به عنوان پدر کوبیسم بشناسند. اما تا پیش از آن به تمسخر میگفتند سزان درختی را بغل کرده و میخواهد آن را داخل نقاشــیاش کند. سزان نمیخواست از پرسپکتیو استفاده کند چرا که معتقد بود این شــیوهای قلابی است درحالی که قصد داشت جسمیت درخت را در نقاشــیاش تصویر کند. سزان تمام وســایل بیانی موجود را ناکافی میدانســت و میخواست زبان یا فرم جدیدی پیدا کند.

ســزان از بزرگترین نقاشــان قرن نوزدهم بهشــمار میرود اما ایدهها و آرای او درباره هنر و نقاشی چندان در دست نیست و برای دریافتن نظراتش باید به نامههایی که به دوســتان نزدیکش نوشته رجوع کرد. ســزان نامهنویســی شــگفتآور بود و امروز بسیاری از نامههایش باقــی مانده اما او حتی در نامههایش هم بیش از آنکه درباره هنر و نقاشیهایش حرف بزند درباره امور خانوادگی و مسائل کلی صحبت کرده اســت. یکی از کتابهای قابلتوجهی که درباره سزان در ایران منتشر شده، «زندگی و هنر سزان» نوشته آمبرواز ولار است که سالها پیش با ترجمه اکبر معصومبیگی منتشر شده بود و بهتازگی نشر نگاه آن را به چاپ رسانده است. ولار تاجر آثار هنری و مجموعهدار و ناشر فرانسوی بود که اهمیتاش در نقاشی مدرن به دلیل حمایتی است که از نقاشان نوآور کرده است. معصومبیگی در مقدمه ترجمهاش نوشته که بسیاری از نقاشان، «از امپرسیونیستها گرفته تا پیکاســو و شاگال شهرت امروزی خود را مدیون کمکهای بیدریغ ولارند. ولار ســلیقهای خاص و دیدی آیندهنگر داشت و این حمایتها را با علم بر بهخطر انداختن سرمایه، حرفه و شهرت خود انجــام میداد». کتاب ولار شــامل دو بخش اســت؛ بخش اول که به زندگی او مربوط است و بخشــی دیگر که به هنر سزان پرداخته است. فصلی از بخش اول کتاب، به رابطه سزان و زولا مربوط است و ولار در این بخش به رنجش سزان از انتشار رمان «شاهکار» اشاره میکند. در بخش دوم، گزیدهای از نامههای ســزان منتشــر شده و همچنیــن تعدادی از نامههای زولا به ســزان هــم در اینجا آمده اســت. یکی از نامههای زولا بســیار خواندنی است و زولا در آن به اوضاع زمانهشــان اشاره کرده. در بخشــی از این نامه به تاریخ 25 ژوئن 1860 نوشته شــده اینطور میخوانیم: «در آخرین نامهات به نظــر نومید آمدی؛ از هیچچیز جز پرتکــردن قلمموهایت به طرف ســقف اتاق حرفی نــزدهای، از تنهایی و انزوایی کــه تو را فراگرفته است آه میکشــی؛ پاک بیحوصله شــدهای. فکر نمیکنی که این بیحوصلگی و ملال هولآور بیماری همه ما، طاعون قرن ما باشد؟ و آیا یاس و نومیدی یکی از نتایج این افسردگی نیست که دارد همه ما را خفه میکند؟»

به جز «زندگی و هنر ســزان»، معصومبیگی در سالهای گذشته دو کتــاب دیگر هم درباره وانگوگ و پیکاســو ترجمه کرده بود که این دو کتاب نیز بهتازگی در نشــر نگاه بازچاپ شــدهاند. «زندگی و هنر وانگوگ» نوشــته پیر کابان یکی از این کتابهاســت. این کتاب نیز بیش از هرچیز بر پایه نامههای وانگوگ نوشــته شــده و به این ترتیــب در بخشهــای زیادی از کتــاب درواقع این خــود وانگوگ اســت که صحبت میکند. مترجم کتاب در بخشــی از مقدمهاش ادامه از صفحه 9 درباره وانگوگ نوشــته: «با آنکه ونســان وانگوگ در سراسر عمر کوتاه و بهویژه در ده ســاله واپسین زندگی خود سرنوشتی اندوهبار و تراژیک داشــت و از هنــر چون ابزار نجات شــخصی بهره گرفت امــا هرگز این حالوهوای تراژیک )جــز در یکی، دو مورد( در آثار او تاثیر نگذاشــت و نقاشیهای ونسان همچنان شــاد، پرشور و شرر، سرزنده و ستایشگر زندگی، انسان و طبیعت ماند. تنها پس از بحران نخســتین حملههای جنون، قطع رابطه با گوگن و ســرانجام انتقال به بیمارســتان روانی سنرمی است که تاثرات روحی ونسان خود را به تمامی در چند تابلو نشــان میدهد و رنگ و خط و طرح صورتی چرخان، پیچدرپیچ و توفانزا به خود میگیرد؛ «شــب پرستاره» اوج این عذاب و درد روحی است.»

«زندگی و هنر پیکاســو» نوشــته لوتاربوخهایم است که این نیز شــامل دو بخش است. بخش اول به زندگی پیکاسو مربوط است و بعد از آن مقالهها و یادداشــتهایی درباره هنر پیکاسو به پیوست کتاب منتشــر شــده اســت. جان برجر، هربرت ریــد، ورنون کلارک، ماریوس دزایاس، ماکس رافائل، کلمنت گرینبرگ و میشل لیریس نویســندگان مقالههای بخش دوم کتاب هســتند. در این مقالات به وجوه مختلف هنر پیکاسو پرداخته شده و در برخی از آنها از منظر جامعهشناســی هنر آثار پیکاسو را بررسی کردهاند. پیکاسو از فرمها و رســانههای مختلی برای بهتصویرکشــیدن ایدههــای هنریاش اســتفاده میکرد؛ از نقاشــی و مجسمهســازی گرفته تا گرافیک و سرامیک. «زندگی و هنر» پیکاسو تلاشی است برای شناساندن وجوه مختلف فعالیتهای پیکاسو.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.