شوخی، فراموشی و زوال

Shargh - - كتابِ -

رمان «مــرد شــوخ» از کِنِت هَری لِنــدن و مجموعــه داســتان «دیــوار خاطرات» از آنتونــی دوئر، از تازههای نشــر کلاغ در زمینه داستان ترجمه در نمایشگاه کتاب امســال هستند. «مرد شوخ» بهویژه برای ما ایرانیها رمانی خواندنی اســت چراکه نویســنده آن بین ســالهای 37 تا 40 شمســی در ایران زبان و ادبیات انگلیســی تدریس میکرده و رمان «مرد شوخ» ماحصل تجربیات اوســت در آن چندسالی که در ایــران بوده اســت. مترجــم کتاب، امیرحســین حاجقنبــری، در مقدمــه ترجمه فارسی این رمان درباره سابقه آشــناییاش با این رمان نوشــته است کــه از طریق کتــاب «ظلــم، جهل و برزخیان زمیــن» محمد قائد به وجود چنین کتابی پی برده و دنبال آن گشته و وقتــی متوجه شــده ترجمــهای از آن موجود نیســت، متــن اصلی کتاب را پیدا کــرده و خوانــده و ترجمهاش کرده اســت. «مرد شوخ» رمانی است طنزآمیز کــه اینگونه آغاز میشــود: «آرچی بلیکر صدای زنــگ تلفن را از راهرو میشــنید. صدایــی بیرمق که آهنگ مجابکنندهیی نداشت؛ درست مثــل محــل اقامتــش در خیابانی در محله پدینگتون، درست مثل مبلمان اتاقــش که هیــچ شوروشــوقی در او برنمیانگیخت. آهنــگ پرطنین تلفن از مدتها پیش امید رساندن هر پیغام مهمی را وانهاده بود و برایش اهمیتی نداشت به آن جواب دهد. نمیتوانست دلیل خوبی برای بلندشــدن از کاناپه تختخوابشــو و جوابدادن به تلفن پیدا کند. مثل همیشــه، پیغامی برای کروم است- کارمند بانکی که در اتاق مجاور زندگی میکند؛ تا از او بخواهند

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.