ی سخن

Shargh - - شرق -

ریاضی و شــهروز عمیدی و «تابســتان» ادیت وارتون ترجمــه مزدک بلوری دو رمان تازه منتشرشــده نشــر نی در حوزه ترجمهاند. «تابستان» چنانکه در پشت جلد کتاب آمده اســت روایت بیداری احساسات پرشــور و امیال آتشین دختری جوان در جریان عشقی ممنوعه اســت. داستان نخستین عشق چریتی رویال در دهکده کوچک نــورث درومر که از ملاقاتهای پنهانی و گردشهای عاشــقانه آغاز میشــود و در کلبهای در جنگلهای کوهستانی اطراف دهکده به اوج خود میرسد و مسیر زندگی او را برای همیشه تغییر میدهد. چریتی عشق را در بستر بیرحمیهای جامعه بســتهای تجربه میکند که متاثر از تنگنظریها و رسوم کهنهاش خواستههای او را برنمیتابد. «داستانهای کرونوپیوها و فاماها» هم از شناختهشــدهترین و پرطرفدارترین آثار کورتاسار بهشمار میرود. این کتابی است مشتمل بر چهار فصل که مرزهای واقعیت و خیال را درهم مینوردد و امروز را با روزگاران امپراتوری روم درهم میآمیزد. آنطور که در توضیحات پشــت جلد کتاب آمده، خولیو کورتاســار را با نثر پیچیده، عمیق و چندپهلویش میشناسند. کتاب عنوانش را وامدار فصل آخر است که داستان موجودات کوچکی است که کورتاسار برای اولینبار هنگامی که مشغول گوشدادن به اپرایی در پاریس بوده اســت، خلق میکند و نامهایی عجیب برایشان انتخاب میکند: کرونوپیو، فاما و اسپرانزا! موجوداتی اگرچه خیالی، اما آینه تمامعیار دنیای ما انسانها. در بخشی از کتاب میخوانیم: «هر روز ناچار باشی جدار خشت بلورین را نرم کنی و از میان توده انبوه چســبناکی که خود را جهان گیتی میخواند راهی برای خود بگشایی، صبحگاهان گریزی نداشــته باشــی که با همان فضای چهارگوش همیشگی که نامش برایت تهوعآور و منزجرکننده است رودررو شوی؛ با اینحال چونان سگی دستآموز راضی و خشــنودی: همهچیز و همهکس سرجای خودش قرار دارد، همان زن همیشگی در کنارت است، هر روز همان کفشهای همیشگیات را به پا میکنی و طعم گس خمیردندان همیشگی را مزهمزه میکنی.»

«زن غمگین» مجموعه داستانی است از محسن عباسی که در نشر نی منتشر شده است. این مجموعه شامل شش داســتان کوتاه است و عنوان داستانهای آن عبارتند از: خواب دور، مادر، گفتوگوی شــبانه، زنِ غمگین، فصلِ شنا و ترکم نکن. آنچه میخوانید ســطرهای آغازین داستان «مادر» است از این مجموعه: «مادرم ســواد خواندن و نوشتن دارد ولی نه طوری که بتواند روزنامه و مجله را بیغلط و روان بخواند یا به یک نگاه معنی جملات کم و بیش سخت را بفهمد. از جملات طولانی و پاراگرافهای بلند گیج میشود. اگر وسط صحبتش کلمات قلنبهسلمبه بشنوید، شک نکنید که از کسی شنیده. هرچند خیال نکنم این کلمات نشانه معلومات باشد و آدم انتظار ندارد آنها را از زن خانهداری بشنود. دستکم در خانه ما تا وقتی بابا زنده بود، نه انتظاری از او داشتیم و نه حالا از مامان.

روی هر جمله صبــر میکند و آن را جویدهجویده دو ســه بار برای خودش هجی میکند و زیر لب میخواند. اگر وسط جمله گیر کند، از نو میخواند...».

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.