مناظره مشفقانه یا دورهمی خصمانه؟

Shargh - - رسانه -

مناظره چیســت و براســاس تعریفهــای علوم ارتباطات چه کارکردی دارد؟

مناظــره یکــی از گونههــای مصاحبــه اســت؛ مثل نظرخواهی، میزگرد، کنفرانــس خبری، مباحثه و مجادله. در مناظره، مصاحبهکننده، موضوع یا موضوعاتی را بین دو یا چند نفر که دیدگاههای متضادی نســبت به آن موضوع یــا موضوعات دارند بــه بحث میگذارد تا آنــان، دلایل و دیدگاههای خــود را درباره موضوع بیان کننــد یا آن را به چالش بکشــند؛ حتی اگر در مواردی دیگر دیدگاه موافق با هم داشته باشند.

مناظرههایــی که در دوازدهمیــن دوره انتخابات ریاســتجمهوری در حال انجام اســت را میتوان در چنین چارچوبی دید یا خیر؟

متأسفانه خیر. همانطور که در تعریف حداقلی مناظره اشــاره کردم، مناظره، طرح بحث میان افرادی اســت که دربــاره یک موضوع واحــد یا موضوعاتی واحــد، نظراتی متفــاوت و دیدگاههایــي متضاد دارند امــا در مناظرههای انتخاباتی که تاکنون دیدهایم، مخاطب با چنین مصاحبهای روبهرو نمیشود. باید توجه داشت که مناظره با نظرخواهی یک فرق اساسی دارد؛ در نظرخواهی ممکن است افراد دیدگاههای متضاد و گاه موافق در قبال موضوع داشــته باشــند اما در مناظره، تضارب آراست کــه اهمیت ویــژهای دارد. از ســوی دیگــر، در ایــن مناظرهها، متأســفانه مصاحبهکننــده )مجری برنامه( هیچ کوششــی برای پیگیری پاسخ پرسش خــود از مصاحبهشــوندهها نــدارد. بهعنوان مثــال اگر از کاندیدایی درباره مسئله فرهنگ سؤال میکند، مخاطب آن پرسش، خود را مختار میداند درباره هر چیزی که مایل است سخن بگوید به جز پاسخ به پرسش مورد نظر. این در حالی است که مصاحبهکننده این حق را دارد که اظهارات مصاحبهشوندهها را قطع کند، تذکر دهد و از آنها بخواهد فقط به پرســش مورد نظر جواب بدهند. وقتی که در این مناظــره چنین اتفاقی نمیافتد، بیننده درواقع شــاهد یک دورهمی خواهد بود که در آن، هر کاندیدایی بدون پایبندی به قاعده بازی، هرچه میخواهد میگوید. به عبارت دیگر، مصاحبهکننده در این مناظرههــا، در حکم «وقتنگهدار» ظاهر شده، شــبیه آنچه اغلب در مناظرههای دانشگاهی شاهدیم. گرچه در بخش عمدهای از مناظرات دانشگاهی هم مناظرهکنندگان، خود را پایبند به قواعد بازی میدانند.

آیا مصاحبهشــوندهها مجبور نشــدهاند به خاطر حداقلیبودن سؤالات، اینطور پاسخ بدهند؟

پرسشها، دو اشکال مهم داشتند؛ اول اینکه موضوعات کلی را مطرح میکردند که میشــود ساعتها درباره آنها حرف زد. وقتی کــه از صاحبنظری درباره علت افزایش طلاق سؤال میشود، چنین پرسشی به دقایق بسیاری برای آسیبشناســی موضوع نیاز دارد نه بــه دو دقیقه یا چهار دقیقه. دوم اینکه پرســشها نامتوازن و غیرحداقلی بود. البته شــاید طراحان پرسش در جســتوجوی آن بودهاند که دیدگاه کلی مصاحبه شــونده را مورد توجه قرار دهند یا اساســا با طرح پرسشهای کلی و غیرچالشی، مناظره را به ســمت یک دورهمی عصرانه به صرف چای و شیرینی هدایت کننــد اما به طور کلــی در مناظره، ســؤالها باید معطوف به جزئیات و چالشی باشد.

بههرحال آیا پرســشها به مخاطب کمک کرد که به افقی از برنامههای اجرائی مصاحبهشوندهها برسد؟

تقریبا خیر. پرســشها آنقدر کلی بود که نمیشــد از دلِ آن، توضیح برنامه کاندیــدا را دریافت. بهویژه آنکه در روند مناظره، مجری برنامه دخالت لازم و قانونی را انجام نمیداد تا از پاســخهای غیرضــرور و غیرموجه جلوگیری کند. توجه داشته باشید با پاسخهای دودقیقهای نمیشود بــه برنامههــای اجرائی در باب یک موضوع مهم رســید. چگونگی ایجاد شغل برای چند میلیون بیکار نیاز به ارائه یک برنامه تشریحی و توضیحی دارد که چنین فرصتی برای توضیــح در اختیار کاندیدا قرار نــدارد. از طرف دیگر حتی پرسشها نیز معطوف به پرســشهایی برای یک مناظره نبودند.

پس با این حساب چرا مناظره؟

آنچــه اتفاق افتاد، طــرح ایرادها و اشــکالها و احیانا پارهای تهمتها و پارهای نســبتها به یکدیگر بود تا جایی که گاه فکر میکردیم ممکن اســت کار به جاهای باریکی برســد و حتی گاه تأســف میخوردیم که چــرا نامزدهای انتخابات ریاســتجمهوری به جای ارائه طرح و برنامه و روشنگریهای مستدل و بیان متین، آرام و صبورانه، نشست را به جای مناظره مشــفقانه تبدیل به دورهمی خصمانه و کینهتوزانه کردهاند. یادمان باشــد که چنین برخوردهایی توان جمعبنــدی به بیننده نمیدهــد یعنی مخاطب یک نظارهگر متعجب باقی میماند.

چرا در مقام نظارهگر و نه در مقام تحلیلگر؟

از آنجایــی که در ایــن دو مناظــره، مباحثهای صورت نمیگیرد، گفتوگویی جان نمیگیــرد تا مناظره به طرف مباحثــه و گاه مجادله برود، بنابرایــن مخاطب آنچه را در عمل میبیند، یک سرگرمی از نوع دیگر است. فکر میکنم نســل جوان، از این مناظره نباید راضی باشــد چون چیزی دســتش را نگرفته تا بتواند به تحلیل منطقیای برای یک انتخاب درســت برسد. یعنی اگر از جوانها بپرسی که چه کسی در مناظرهها خوب حرف زد و چه کسی حرفِ خوب زد، پاسخی به این پرسشها ندارند.

آیا در شرایط موجود نمیتوان امیدوار بود مخاطب به تحلیلی از فرایند انتخاب برسد؟

قطعا از درون این رقابت زبروخشن و بیرحمانــه کــه ترکیبــی نامتــوازن و حتــی غیراخلاقــی را گاهــی برمــلا میکند، نمیشــود به یــک جمعبندی مطلوب رســید چراکه اساســا تحلیل و جمعبنــدی به ظرفیت شــعور، درک و حافظــه تاریخی مخاطب نیــاز دارد؛ نهفقط ظرفیتهای احساسی او. به نظر میرسد حتی نامزدها در این مناظرهها، احساســات و ســواد مخاطب را نادیده گرفتهاند. پاســخهای هیجانی، خیلــی زود کارکرد خود را از دســت میدهد. فراموش نکنیم هماکنــون چهارونیم میلیون دانشــجو داریم و میدانیم عموما مهندسی افکار خانــواده و حتی افکار عمومــی جامعه در چنین مواقعی ازسوی همین جوانان انجام میگیرد.

کمی بیشــتر درباره وظایــف مصاحبهکننده در یک مناظره برایمان بگویید.

آقای مرتضی حیدری را تقریبا همه میشناســند؛ یک مجری موقر و مســلط در برنامههــای خبری و تحلیلی صداوســیما، اما به نظرم مشــکل شــرح وظایفی است که برای او در این مناظرهها نوشــتهاند: ســؤال را بپرس و بــدون توجه به جوابی که میدهند، وقت را محاســبه کــن و بعد نوبــت را به نفر بعدی بده. دســتت را ببر در گلدان شیشــهای، ســه بار بچرخان و اســم را روبهروی دوربین بگیر! اینها مأموریتهایی است که به او دادهاند، بنابراین نمیتوان او را مقصر دانست. ما آقای حیدری را در برنامههای دیگری دیدهایم و توان و تســلط وی را در اداره مناظرههــا میدانیم. باید اعتــراف کنم که به نظرم تلویزیــون کاریزمای یکی از بهتریــن مجریهای خود را )منظورم مجری-شــومنهایی نظیر شــومنهایی مانند جوان و علیخانی نیست( کشت، چون مأموریتی که به او سپرده شده، اشتباه است.

اگر قرار باشــد مقایســهای بیــن مناظرههای انتخاباتی چند دوره اخیر ریاســتجمهوری کنید، به کدام یک نمره بهتری میدهید؟

از نظر چگونگــی برگزاری، به گمان مــن مناظرههای ســال 88 بهتر از دو دوره اخیر بود. ما در آن دوره، شــاهد مناظرات دوبهدویی بودیم. یعنــی دو نامزد روبهروی هم مینشستند و درباره موضوعی واحد اظهارنظر میکردند و امکان درونکاوی و عمیقشدن بیشتر درباره موضوع مورد نظر فراهم میشــد. مخاطب هم این فرصت را به دست میآورد که با آرا و افکار کاندیداها درباره آن موضوع، بیشتر و بیشتر آشنا شود. کنشها و واکنشهای مناظرهکنندگان، خشم و مهر آنان مشهودتر بود. بنیانهای فکری، قوه ادراک و دریافــت و بهطورکلی کنشمندی آنهــا برای مخاطبان قابــل لمستر بود اما الان و در این دوره از مناظرات، وضع به کلی فرق میکند؛ یک نفر )مجری برنامه( در قبال شش نفر و این در حالی است که باید در دو دقیقه، هر فرد ضمن پاسخگویی، پرسشگر نیز باشد. البته ناگفته نگذارم در سال 88 هــم، مجری برنامه بیشــتر یک وقت نگهــدار بود اما فضای برنامه و شکل اجرائی آن، به مخاطب این فرصت و اجازه را میداد که به تحلیلی نسبی برسد.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.