از جعبه تصویر تا صندوق رأی

Shargh - - رسانه - سیدرضا صائمی

هنگامــه انتخابات زمانی اســت که سیاســت و رســانه به هم نزدیکتر میشــوند و چهبســا این سیاست اســت که دست کمک به روی رســانه میگشــاید و میفشارد. ســینما و ابزارهایش یعنی هــر آنچه در دنیای تصویر حیات دارد، هم به دلیل ذات رســانهای و رســانابودنش و هم به واســطه ماهیت و کارکردهای هنریاش، در کنــار تمهیدات رســانهای دیگر مثل مناظرههــا و گفتوگوهای تلویزیونی مورد توجه سیاســتمداران قــرار میگیرد تا از ظرفیت و ظرافت آن در جهت مقاصد تبلیغاتی خود بهره ببرند. فیلم مستند بهترین مدل تصویری – سینمایی برای این هدف است. اگرچه اکنون ســه دوره از انتخابات ریاستجمهوری اســت که مناظره به دلیل رویارویی و مواجهه مســتقیم نامزدها، از دامنه و عمق تأثیرگذاری اجتماعی بیشتری برخوردار شده و در مدیریت افکار عمومی نقشی گسترده ایفا کرده اســت، اما همچنان مستند و فیلمهای تبلیغاتی، یک ابزار قدرتمند تبلیغاتی در هنگام انتخابات اســت. قطعا میزان این تأثیرگذاری به امتیازها و قابلیتهای خود مســتند هم بســتگی دارد. برخی از مســتندهای تبلیغاتی بیشــتر یک گــزارش تصویری اســت که ســویه پروپاگاندایی آن پررنگ شــده و به همــان میزان، باورپذیری آن پایین اســت. مستندی که از محمدباقر قالیباف پخش شــد نمونهای از این جنس مستندهاســت که نه ذوق هنری در آن رعایت شــده و نه زیباییشناسی بصری و مهمتر از همه یک مستند پرادعاســت که به جای اغنا و ترغیب، از طریق برجستهســازیهای پروپاگاندایــی به دافعه مخاطب منجر میشــود. حتی در روایت و بازنمایی بصری شــعارهای یک نامزد آنقدر ظرافت به کار نرفته تا تبلیغ غیرمســتقیم را جایگزین شــعارهای عریان کنند! واقعیت این است که یک مســتند تبلیغاتی حتی از نوع سیاســی باید سینمایی هم باشــد یعنی همه مؤلفههای زیباییشناســی و بصری را که در ساخت یک فیلم داستانی وجود دارد رعایت کند و درنهایت آن را به یک متن تصویری بدل کند. به عبارت دیگر یک مســتند سیاسی باید ســاختار و زبان دراماتیک داشته و عقل و عاطفه مخاطب را در یک حس همدلانه با قهرمان اثر که همان نامزد انتخاباتی اســت، پیوند بزنــد. درواقع باید مســتند انتخاباتی را در درجــه اول به مثابه یک ابژه هنری و تصویری دید نه لزوما یک تمهید تبلیغاتی صرف. شاید ســاخت یک مســتند تبلیغاتی برای یک کاندیدا سختتر از ساخت یک فیلم ســینمایی درباره او باشــد چون هدف از آن نه ســرگرمی که آگاهی اســت. بااینحال باید ســویه ســرگرمکننده هم داشــته باشــد به این معنا که ریتم و روایت آن بهگونهای باشد که حوصله مخاطب را ســر نبرد، زیادهگو نباشد و شعارها و پیامهای سیاسی را در یک فرمت هنری، صورتبندی کند. مســتند مهندس جهانگیری هــم از این حیث بســیار ضعیف بود و حتی میتوان گفت مســتند نبود، بلکه یــک میزگرد تلویزیونی بود که با حضور او و پرســش و پاســخ چند نفر از کارشناســان حوزههای مختلــف صورت گرفت. آنچه در مســتندهای انتخاباتی مهم است، تبدیلکردن نامزد به یک قهرمان اســت و همه کارگردانهای این مستندها تلاش میکنند از همــه ظرفیتهای تصویری و کلامی و موســیقایی آن بهره ببرند تا نامزد مــورد نظر را به یک قهرمان سیاســی و ملی بــدل کنند و از طریق برانگیختن احساسات همذاتپندارانه با قهرمان این قصه به افزایش آرا او و شــانس انتخابشــدنش کمک کنند. شاید دشواری کار درست در همین نقطه اســت؛ جایی که باید بهگونهای نامزد را به قهرمان بدل کرد که به ضدقهرمان تبدیل نشــود. شــاید ازاینرو میتوان گفت مســتند انتخاباتی باید صادقترین نوع مســتند باشد کــه رئالیته آن چنان با ظرافتهای تصویری و کلامی همراه شــود که در عین برانگیختن احساســات مردم به احساساتیشــدن دچار نشــود و در دام اغراق و روایتی اگزجره نیفتد. مستندهای انتخاباتی را نباید دستکم گرفت؛ بهویژه با توجه به مخاطبشناسی ایرانیان. ایرانیان حتی در سیاست هم با زبان احساس و عاطفه ارتباط برقرار میکنند اما احساســاتیکردن مســتند انتخاباتی ممکن است باعث ســوءتفاهم سیاســی در افکارعمومی و مصداق عوامفریبی شــود. مســتند انتخاباتی اگر بتواند صداقت خود را در ذهن و دل مخاطب بنشاند و اثر را به یک اثر باورپذیر بدل کند، آنگاه میتوان قدرت آن را پای صندوقهای رأی ســنجید. مستند انتخاباتی سیدمحمد خاتمی در ســال 80 نمونه موفقی است که توانســت با اقبال به او در پای صندوقها و حتی کشاندن رأیهای خاموش به صندوق مؤثر باشد و این امر نشــان میدهد چگونه میتوان از معادلات ســینمایی در تغییر مناســبات سیاسی استفاده کرد. مستند برخلاف گفتوگوهای تلویزیونــی و مناظرهها به دلیل بهرهگیــری از همه حواس و هنرها از جملــه تصویر، کلام، فیلم، موســیقی، نقاشــی و... میتواند رأي شهروندان مردد یا بهاصطلاح رأیهای خاموش و خاکستری را هم به نفع کاندیدای مورد نظر تغییر دهد. ازاینرو یک مستند انتخاباتی هم باید ســاختار ســینمایی و فیلمنامه داشته باشد. مستندی که از دکتر روحانی دیدیم نمونه نســبتا موفقی بود که توانســت از همه برنامهها و شــعارهای یک نامزد با پیوســت تصویری و اســتفاده از تصاویــر و فیلمهای آرشــیوی در کنار برخی تمهیــدات گرافیکی و اســتفاده از یک سخنرانی جذاب بهعنوان خط اصلی فیلم استفاده کند که هم تنوع بصری داشــت و هم تقطیع شده بود به طوری که تمــام حواس و تمرکــز مخاطب را مجذوب خــود میکرد و از یک عقلانیت احساســی برخــوردار بود که در نهایت حــس امید را در مخاطب برمیانگیخت. مســتند انتخاباتی باید قهرمانی باورپذیر و محبوب بســازد که نهفقط در ذهن که در دل مردم بنشــیند تا برای تبدیلکردن قهرمان فیلم به قهرمان واقعی با اعتمادی آگاهانه پای صندوقهای رأی بروند.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.