تحریم بهانه بود، از قبل میخواستند به زنجانی نفت بدهند

Shargh - - اقتصاد -

ادامه از صفحه4 ما رفتیم قرارداد بستیم و جای پا

در شــمال آفریقا بــاز کردیم. در فضایی که رابطه با مصر قطع بود، این قرارداد میتوانست پله خوبی برای ایجاد رابطه سیاســی باشد که باید چوب امدادی را وزارت خارجه از ما میگرفت. حالا فکر میکنید چه شد؟ میرکاظمی تا شنید ما این قرارداد را بستیم، گفت کنسل کنید. مجبور شدیم لغو کنیم. کلا میرکاظمی با نفت خیلی بیربط بود. زمان ایشــان خســارتهای فراوانی به نفت وارد شد که باید دستگاههای نظارتی به این موضوع ورود میکردند؛ مثلا در پایینآمدن استانداردهای HSE در دوران ایشان کسی زیاد کنکاش نمیکند. ما در انفجارهای خطوط لوله، پالایشــگاهها حدود صــد عزیز را در صنعت نفت از دست دادیم. کسی اینها را مثل کشتههای پلاسکو شــهید اعلام نکرد. کســی هم بازرسی و نظارت و پرسش نکرد. این همه کشته از کجا آمد، چرا آمد و چطور آمد... . اینها ثمره وزارت کســی است که هیچ شــناختی از نفت نداشــت و اصلا هم نمیخواســت شــناخت پیــدا کند و بیشناخت و بدون تخصص تصمیمهای بزرگ میگرفت. از همه مهمتر دروغهایی که گفته شد. به اسم خودکفایی بنزین، بنزین پتروشیمی تولید کردند و مجلس هم واردات بنزیــن را ممنوع کرد. بعد دیدند هیــچ چیز با هم جور در نمیآیــد، رفتنــد بنزین یــورو4 وارد کردند امــا در ثبت و اظهارنامههــاي گمرکــي نوشــتند کاتالیزور کــه با بنزین پتروشیمي مخلوط شد و تازه اکتان 85 بهدست آمد.

شما با دیدن آقای میرکاظمی در ستاد آقای رئیسی متعجب نشدید؟

کل تیمشــان گویــا همینهــا هســتند. دربــاره آقای میرکاظمــی مثــل آدمــی کــه تداعــی معانی کــه در روانشناســی میگویند، به من دســت داد که قرار است دوباره چــه اتفاقی بیفتد، دوبــاره همان تاریــخ، دوباره همان بیاعتمــادی، دوباره همان دورریختن سیســتمها و ســاختارهایی که در دوران ایشــان در نفت فروریخت، HSE که به طور اساســی در وزارت ایشــان ســاختارش فروریخت، آشــوب نفتی درســت کردند. کجایند آن صد نفر، چرا خونبهای آن صد نفر را پرداخت نکردند، همان صد نفری که در دوره آقای میرکاظمی در پتروشــیمیها در خطوط لوله نفت مرکزی در پالایشــگاهها کشته شدند و امروز دوبــاره همان تیمی که آن بلا را ســر ما آوردند، شما )رئیسی( آنها را به ستادتان آوردهاید؟ حداقل آنها را جلــوی ویترین و دوربین نگذار. فقط بگوییم بهعنوان یک آدم آزاد حرف بزند.

آقای رئیســی بحث مالیاتهــا را میفرمایند که ما به محرومــان کمک میکنیم؛ پس در مپنا چه کاری میکنید. در نفت برای چه دنبال دکلداری رفتهاید؟ بگذارید دولت بــه محرومان برســد. بگذاریــد دکل را دکلدار و صنعت بسازد. همانقدرکه برای بنگاهداری به بانکها ایراد وارد میشد، همان ایراد هم به اینگونه اماکن وارد است، شما در کنار آن ســازمان تبلیغات اســلامی قم را دارید که یک ســازمان اقتصادی عظیم اســت و کارخانه نوشابهسازی دارد، آنوقت وقتی به فرهنگ میرســند، میگویند وزارت ارشاد مسئول است.

آقا بــرای مقداری تنفس باز همان ســؤال اول را بپرسم؟

چه؟

واقعا چطور میشود آدم چپ باشد با حقوق بالای نیکو و زندگی در لوزان؟ شــنیدم دفتــر نیکو کنار یک دریاچه خیلی زیبا هم هست... .

من وقتی رفتم نیکو یک خانهای برای مدیرعامل نیکو خریداری شده بود، به قیمت شش میلیون دلار. من گفتم خانه را بفروشــید، پولــش را برگردانید به نیکو و برای من همــان خانه را اجــاره کردند به قیمت پنــج هزار فرانک. همان هم برای ما کاخ بود. چهارخوابه بزرگ.

حقوقتان چقدر بود؟

هفت تا هشــت هزار فرانک... . نسبت به حقوق اینجا خیلی خوب بود و درآمد خیلی خوبی بود.

خب این حقوق و آن زندگی از پیله چپ سنتی شما را درنیاورد؟

این حقوقی بود که قبل از من تعیین شده بود.

این جواب من نبود. شما را واقعا از پیله درنیاورد؟

چــرا من یک مقاله نوشــتم، اســمش هم رســتاخیز مدیریت بود. من که بچه خرمشــهر بودم و صبح به صبح بــا خانمم کنار آن دریاچه قــدم زدم. خب برمیگردم لب کارون بــا این وضع بهداشــتیاش... . خب برایم ســخت اســت. قبــول دارم. نمیتوانم بگویم متأثر نشــدم. وقتی میخواستیم برگردیم، مشکل داشتیم. ما سوار بنز شدیم، حالا میگویند برگرد به پیکان. من از خودم مطمئن نبودم کــه کارت اقامتم را هم پس دادم. در من هم دگردیســی ایجاد شده است.

پس این چه فرمایشی است که میفرمایید من در پیله خودم ماندم.

ســعی میکنم در پیله بمانم. سعی میکنم بند نافم به حقوقم بند باشد.

شما هم رفتید شرکت خصوصی کار کردید... .

بله، ولی دوام نیاوردم که... . .

مخالفتتــان بــا قراردادهــای تازه نفتــی هم به چپبودنتان که برنمیگردد؟

نه من حرفم این اســت که باید از امکانات بیع متقابل بهره برد و سریع قرارداد بزرگ بست.

قراردادهای تازه میخواســت مشکل بیع متقابل را در بهرهبرداری و اینکه شرکت خارجی بعد از توسعه باید میرفت، حل کند... .

خب با بیــع متقابل باید تأمین مالی را انجام میدادیم تا... .

خب به مشــکل برخورده بود. خــود آقای مهدی حسینی هم اعتراف کرد که بایبک به مشکل برخورده بود و جذابیتی نداشت.

من در نیکو که بودم، با شــرکتهای تولیدی خودمان وارد یک رابطه مالی شــدیم. بــه مناطق نفتخیز جنوب، پایانههای نفتی و فلات قاره گفتیم که ما برای شــما تأمین مالی میکنیم و شــما پولي که میخواهید به پیمانکارتان بدهید، به ما بدهید، ما میدهیم. نتیجه این شــد که برای فلات قاره ســه دکل اجاره کرد. چون بودجه و برنامهاش سالانه بود و نمیتوانســت سهساله کار کند. خب میشد با بایبک هم همین مدل را جلو برد... اما در قراردادهاي تازه، شــما صفر تا 100 مدیریت مخزن را به شــرکتهاي خارجي ميدهــي که هر کدام براي خودشــان رویههاي مختلفي دارند.

به هر جهت در مدل شما هم مسئله بهرهبرداری و تأمین مالی و تکنولوژی حل نمیشود.

چرا میگویم کــه ما یک مــدل راه انداختیم در نیکو. همان را میشد گسترش داد.

ایــن از آن مدلهایی نبود که خاص دوران تحریم بود؟ چون شرکتها نمیتوانســتند پول پیمانکاران را بدهند، میدادند شما در خارج بپردازید... .

نــه خــاص تحریم نبــود. مــا روی این داشــتیم فاند میگرفتیــم کــه میرکاظمی جلــوی این را هــم گرفت... حرف من این اســت که بالاخره بعــد از این همه دعوا بر ســر بایبک و این همه هزینه وقت بهرهبرداری از آن بود. خداحافظی با بایبک زود بود.

من که تخصص نــدارم در این خصوص اظهارنظر کنم اما گفته میشد که دیگر جذابیت برای شرکتهای خارجی نداشت. به همین خاطر بهرهبرداری از میدان را داخــل این قراردادها کردند کــه طول مدت حضور مزیت ایجاد کند اما برای من جالب اســت که شــما روزگاری منتقد بایبک بودید، الان مدافع شدهاید... .

نقد من به ســاختار مدیریت بــود. میگفتم بایبک را باید مناطق نفتخیز جنوب اداره کند. شــرکت تولیدکننده نه شرکت متن. اما شما برداشتی شرکت جنوب را تکهتکه کردی و از اقتدارش کاستی که وزارتخانه تقویت شود. من اتفاقا با آقای الهام در دانشگاه صنعتی شریف درخصوص بایبک مناظره کردم. اتفاقا من مدافع بایبک بودم.

من یادم است از شما یک مطلب خواندم سال 81 که میگفتید مدیریت توســعه مخزن را نباید به شرکت خارجی داد. مخزن برای ماست.

نــه من با گســل در مدیریت مخزن مســئله داشــتم. صاحــب مخزن مشــخص اســت کــه کیســت. هرکس میراثدار کنسرســیوم است. صفر تا صد میدان و مخزن و حتی فروش نفت هم دستش بود. خب من که این ساختار را به ارث بردم، باید ســاختارهای موفق را حفظ میکردم. ساختاری که نفت 35سنتی تولید میکرد.

یعنی شــما مشــکلی با مدیریت مخزن به وسیله خارجیها ندارید؟

نه من حرفم این اســت که قرارداد را به جای شرکت متن، خود مناطق نفتخیز ببندد.

ولی الان سر آیپیسی میفرمایید که برگردیم به بایبک. همیشه یک قدم عقبتر نیستید؟

نه من عقب نیســتم. اتفاقا شاید جلوترم. میگویم که؛ شــما وقتی از امکانات موجود بهــره نمیبری، زمان را از دســت میدهی، طوری که در دولــت اول روحانی هیچ قرارداد بزرگی نبســتی. چــون زمانمان براي شــکل تازه قراردادها و شــوهای مختلفش تلف شــد. بایبک بود، با همان میشد اقدامات خوبی انجام داد.

از این بگذریم شما از بزرگان جنوب بودید، اما الان به جنوبیها تیکه میاندازید؟ و گویا فاصله گرفتید...

نه آخر این دوســتان که به IPC() آیپیسی و شرکت نفت سر توتال و شل ایراد میگرفتند، الان خودشان با چه شــرکتی قرارداد میبندند؟ شما با شــرکتی که یک ایرانی پشــتش است و در سال 2012 ثبت شده است بدون توجه به ســهم 51 درصد داخل قرارداد بســتید. خب آن همه ادعاهای بزرگ و این رفتار با هم همخوانی ندارد. برای من مهم است که شل به جنوب بیاید.

با لوک اویل و شلمبرژر هم دارند مذاکره میکنند.

مشکل اینجاست که اهواز 37 سال از مذاکره و مراوده محروم بوده است. الان میگویید که برو بینالمللی شو.

یعنی اعتقاد دارید اهواز نمیتواند مذاکره کند؟

صددرصد. چون در مذاکرهکردن اخته شده است.

به نظرتان سر کار نیســتند؟ خیلیها این را به من گفتند.

نمیدانم )بلند میخندد(.

یک سؤال تنفسی بپرسم؟ شما دوست دارید وزیر نفت شوید؟

آره، حتما با سر قبول میکنم.

اگر در دولت بعدی به شما پیشنهاد شود میروید؟

دقیقا. حتی مدیرعامل شــرکت نفت هم پیشنهاد شود با سر میروم.

به نظرتان در دولت بعدی میشــود قرارداد بزرگ نفتی بست؟

بســتگی دارد چه کسی رئیسجمهور شــود؛ بله. اگر دولت میانهرو و توسعهگرایی داشته باشیم منظورم است.

این به شــهامت و جســارت نیاز دارد کــه مثل برجام نشود، برجام را کلیت نظام قبول کرده، ولی هنوز میگویند که چیز کوچکی است و علیه آن سخن میگویند؛ بنابراین از ابتــدا باید درباره فرمت قرارداد IPC همگی توافق کنند و باید کاری کنیم که به سرنوشــت برجام تبدیل نشــود و مدیران از امضای آن بترســند. مثل کرسنت که مدیران از ترس ایجاد یک کرسنت دوم امضا نکنند.

به نظر شما شــرکتهای بزرگ نفتی منتظر اعلام نتیجه انتخابات ایران هستند؟

بعید میدانم که بخواهند وارد این موضوع شوند؛ زیرا حداقــل از جانب ایران پذیرش برجام را مطمئن هســتند، ولی ما باید در صد روز اول دولت بعد روحانی، یک قرارداد بزرگ نفتی ببندیم. باید کســبوکار شرکتهای خصوصی را هم ســامان دهیم. در داخل بسیاری از شرکتهایی که قــرارداد خصوصی با آنها دارید جلــوی آنها را به حق یا ناحق گرفتهاید.

یکی از شرکتهایی که خیلیها میگویند مانع رونق

کســبوکار حفاری و بالادست در ایران است، شرکت ملی حفاری اســت که قرار بود واگذار شود و خود شما مخالف بودید. بله، مخالفم چون هنوز چپ هستم.

چرا مخالف هستید؟ به نظرتان شرکت ملی حفاری بازار حفاری ایران را به انحصار درنیاورده است؟

من میگویم که شــما 40 شرکت خصوصی حفاری را درســت کردهاید، در واقع با آنها رقیبی برای شرکت ملی حفاری درســت کردهاید؛ ولی سوپاپ اطمینانی باید برای خودتان نگه دارید. من میگویم شــما همه پالایشگاهها را میخواهید واگذار کنید، یک پالایشگاه را برای خودتان نگه دارید تا بخش خصوصی ما را زمین نزند.

شــما میفرمایید کسبوکار شــرکتها را سامان بدهیم. چرا اینقدر به بخش خصوصی بدبین هستید؟ این هنوز همان نگاه دهه شصتی است؟

نه بدبین نیســتم. ولی اگر بازار کلا دســت اینها باشد شــاید مقدرات ملی را زمین بزنند. شما سوپاپ اطمینانی باید داشته باشید.

شرکت ملی حفاری سوپاپ اطمینان نیست، خیلی بزرگتر از سوپاپ است. تمــام مناقصههــای بینالمللی خصوصی هســتند، شرکت ملی حفاری را هم نگه دارید.

شرکت ملی حفاری قیمت پایین میدهد و پروژه را میگیرد. شرکتهای دولتی هم ترجیحشان این است که پروژه را به شــرکت دولتیِ ارزان بدهند که دردســر بازرسی و دیوان محاسبات را نداشته باشند.

اگــر میخواهیــد خصوصیســازی کنیــد، درســت خصوصی کنید و به کارکنان بدهید و تقسیم کنید.

قرار بود به سه شرکت تقسیم شود.

ما از این میترسیم که به چه کسی واگذار شود.

ولی شما برای رفیقتان همه کار کردید!

کدام رفیقم.

آقای حیدر بهمنی.

ایشان رفیق من هستند، یا رفیق آقای زنگنه؟

بیشتر رفیق شما اســت و در آن سخنرانی معروف شما در زمستان...

بنده به توانایی آن شخص اعتقاد دارم.

بحث تواناییهای ایشــان نیست. بحث این است که نمیگذاریم شــرکت ملی حفاری خصوصیســازی شــود و صدای بخش خصوصــی حفاری بــه جایی نمیرسد.

اعتقادمان اســت، اگر غلط است اشــکالی ندارد؛ مثل این اســت که میگوییم گاز باید به اروپا صادر شود، نه به عمان.

بحث اعتقاد جداســت. بحث این است که تسلط شرکت ملی حفاری در بازار حفاری ایران حفظ شود.

در سیستم باید کارها را تقسیم کنید. به صورت تکلیفی، مگر سیراف، تلکیفی انجام نشد؟ واگذاری کارهای حفاری را نیز تکلیفی انجام دهید، به شرکتهای کوچک به جای مناقصه، برنامه دهید و بازار را تقسیم کنید.

شــرکتهای نفتی دولتی مثل مناطق یا مرکزی یا فلات. زمانی کــه ملی حفاری قیمتهــای پایینتری میدهد، آیا پروژه را مثلا به دانا واگذار میکنند؟

بنده هــم همیــن را عرض میکنــم. زمانــی که من مدیرعامــل حفاری بودم، قیمتهــا را هیئتمدیره تعیین کرده بــود و ما با همان قیمتهای تکلیفی کار میکردیم، قیمــت تکلیفی، واگــذاری تکلیفی، به شــرکت دانا چند پــروژه به اندازه توان خودش بدهید و به ملی حفاری هم به اندازه خــودش پروژه بدهید و بازارها را تقســیم کنید. بهاینترتیب میتوانیم به ســمت خصوصیسازی حرکت کنیم.

بــه قول شــما درحالحاضــر که تکلیفــی پروژه نمیدهند.

مگر به ســتاد اجرائي فرمان امــام بهصورت تکلیفی پروژه داده نشد.

منظور من این اســت که اگر قرار باشــد دولت در پروژهدادن هم تســلط داشــته باشــد، پس از مدتی شــرکت ملی حفاری میگوید که به مــا پروژه کم داده شــده و چون در اهواز در حال ایجاد اشتغال هستیم، پروژه بیشتری به ما بدهید، ظرفیت خالی هم که داریم. اصلا مگر قرار است دولت همهچیز را تقسیم کند؟ مگر هافبک وسط فوتبال است...؟

واگذاری IPC را مگر مناقصه میکنیم؟ با توتال مذاکره میکنیــم. همانند بورس اســت. باید مطمئن شــوید که پروژههای بزرگ را به چه کســی واگذار میکنید. آییننامه معاملات شرکت نفت به ما این اجازه را میدهد به کسی بیــش از حــد توانش کار ندهیــم و ما بیــش از حد توان شــرکت ملی حفاری به آن کار میدهیم و روی قیمتها تکیه میکنیم.

پس شــما هم قبول دارید که شرکت ملی حفاری بازار حفاری ایران را منحصر به خودش کرده است؟

بله و باید این انحصار شکسته شود.

باید تبدیل به سه شرکت شود.

خیر، اولویت با نحوه واگذاری اســت، ســاختار را باید اصلاح کنیم تا اینها توان بگیرند و رشد کنند.

شــما تمام حرفهای مــن را قبول داریــد و تنها مشکلتان آقای حیدر بهمنی است.

خیر.

با ســخنرانیای که شــما کردید، حیــدر بهمنی را اسطوره حفاری ایران کردید.

اعتقــاد دارم، مگــر مملکت اعتقاد نداشــت که آقای احمدینژاد نابغه هزاره سوم است؟

چه ربطی دارد آقای دکتــر؟ من قبول دارم آقای حیدر بهمنی در صنعت حفاری ایران زحمت بســیاری کشــیده، ولی پیوندزدن ویژگیهای شــخصیتی آقای بهمنی با سرنوشــت ملی حفــاری دو مبحث جداگانه است.

گیر وزارت نفت و ســازمان خصوصیسازی روی آقای بهمنی است؟

نمیدانم. من نه نماینده وزارت نفت هســتم، نه نماینده بخش خصوصی، من فقط یک خبرنگارم.

آقای بهمنی آنقدر توانمند است که توانسته جلو این جریانات را بگیرد، من میگویم الان که خصوصیســازی دســت آقایان اســت واگذار و به جلو حرکت کنند. حکم آقای بهمنی را ســه وزیر و سازمان خصوصیسازی امضا میکنند. طبق قانون، آنها انتخاب را انجام میدهند اصلا ایشان را عوض کنند.

قرار بود ایشــان تغییــر کند، ولــی دیدید که چه جنجالی به راه افتاد و یکی از سخنرانیهای شما باعث جلوگیری از موضوع شد.

من که الان مدیرعامل شرکت ملی حفاری نیستم، من با تمام وجودم بحران و سیلوهای خالی را لمس کردم.

شما که دهه شصتی هستید هنوز هم ترس از جنگ دارید؟

شــما شــعار میدهید و میگویید که دروغ است مگر شما در سوریه و عراق نیســتید، مگر شما مرزهای امنیتی خودتان را از مرزهای جغرافیایی گسترش ندادهاید؟

ولی اگر قرار باشــد که قرارداد 200 میلیارد دلاری ببندیم قرار نیست دوباره تحریم شویم.

خیر، ولی قرار نیســت از ســوریه بیرون بیایید و آن به شــما کمک میکند و بخشــی از ابزار قدرت شماســت و مرزهــای امنیتی را تا مرزهای اردن پیــش بردهاید و اینها بخشی از مؤلفههای قدرت ملی است.

حتما آقای بهمنی هم مدیر اقتدار در حوزه حفاری است؟

خیــر، آقــای بهمنی یکی از مدیرانی اســت که شــما باید بهعنوان یک ســرمایه نگه دارید. شما اگر نمیتوانید شــخصی را مدیریت کنید، نباید نفی کنید، بلکه شما باید مدیریتکردن آن شخص را یاد بگیرید.

ولی قبول کنید که سخنرانی شما خیلی رفاقتی بود.

خیــر، رفاقتی نبود، هرکســی در صنعت حفاری آمده، مــن از آن دفاع میکنــم و تا زمانی که ســاختار نظام ما اینگونه اســت و ساختاری که ما در مؤلفههای قدرت این عوامل را تعریف میکنیم... .

شــرکتهایی که دو تا هم دکل دارند باید کار کنند یا خیر؟ همه اینها دکلهایشــان را به ملی حفاری زیر قیمت میدهند تا حداقل بیکار نماند... .

این فرق میکند، باید تقســیم کار کنیم، انحصار دست ماســت و ما واگــذار میکنیم. دکلهای خشــکی به کجا میروند؟ اروندان، نفت مرکــزی، مناطق نفتخیز، غیر از این سه مورد است؟ من در هیئتمدیره شرکت ملی نفت مینشینم و براساس تواناییها تقسیم میکنم، مثلا همین IPC، شرکتهایی که صلاحیت شرکتها را تأیید کردهاند، شــرکتهای حفاری را هم تأیید کنند، بگویند شرکتهای درجه یک و دو و ســه هرکدام چه مقدار ســهم داشــته باشند.

شــما هنوز هم تفکرتان اینگونه اســت که دولت بزرگ باشد، درصورتیکه در IPC تفکر اینگونه است که شرکتها خودشان بزرگ شوند.

بــرای مثال بهجای اینکه به مناطــق نفتخیز بگوییم با شــل قرارداد ببندند، بگذاریم بروند با یک شرکت 2012 قرارداد ببندند، کدام را ترجیح میدهید؟ حرف من نظارت اولیه پیشگیرانه است.

به هر جهت اگر قرار اســت بــزرگان نفتی دنیا به کشور بیایند، باید محیط رقابتی را سامان داد تا کنترل دولتی و روشهای مرسوم...

الان IPC را میبندیــم و کنسرســیومهایی را به مدت 25 ســال تشکیل میدهیم، بحث دو، سه سال بیع متقابل نیست، حالا همان کار بیع متقابل را با چیدمان تقسیم بازار کار بین ایرانیها الزام کنیم و نگذاریم شــرکتی برود و دم اِنی را ببیند که دکلهای آن را هم بیاورد، توان شرکتهای داخلــی را میدانیم، مثلا آذرآب و ماشینســازی اراک را میشناسیم. اینها را تقســیمبندی کنیم و ساختار تکلیفی را شکل دهیم.

بعد با خارجیها هم کار کنیم و در صد روز اول یک قرارداد بزرگ ببندیم؟

خیلی از کارهای شــما به خارجی ربطی ندارد؛ آنها را تکلیفی جلو ببرید. وقتی وزارت نفت داریم یعنی کنترل و نظارت و حاکمیت. شرکت نفت خالی نداریم که...

با این دوگانگی میتوانیم کار بزرگ انجام دهیم؟ با توجه به اینکه شکلگیری مگاپروژهها بهراحتی گذشته نیســت. قیمتهای نفت و گاز پایین است. انرژیهای دیگر هم در بازار خیلی قدرتمند شدهاند.

خســته شدم افشار... بس نیست؟ ببین در غرب کارون ما بایــد تمدن دومــی را دنبــال کنیم و بایــد در اولویت دولــت دوم آقای روحانی قرار بگیرد کــه در دولت آقای خاتمی اوج گرفــت. با اینپکــس در آزادگان، دارخوین با انی، یاران شــمالی و جنوبی و قراردادهای هشــت میدان در نفت مرکزی در دولت آقای خاتمی بســته شــد و باید توجه داشــته باشیم که اگر دنبال این هستیم که چه کسی کلنگ را زد و چه کسی آجر روی آجر گذاشت و چه کسی تمام کرد، باید بگوییم که 30 ســال نســل اول انقلاب که نمادش الان دولت آقای روحانی اســت و هشت سال هم آن دولت ناچسب، این سهمها را باید اینگونه تقسیم کنیم و اشــاره کنیم که هیچکدام از بخشهای نظام جمهوری اســلامی ایران بــدون همدیگر نمیتوانند نفس بکشــند، بخــش نظامی و بخش امنیتی بدون حضور و پشــتیبانی دولت امکان تحقق ندارد، کل صنایع دفاع و ســرمایهاش متعلق به دولت اســت، بودجهاش در وزارت دفاع است، همانطور که در دوران جنگ ســالی ســه میلیارد دلار از ظرفیتها استفاده میکردند.

واقعا خســته نباشــید... ممنون از ایــن وقت که گذاشتید.

افشار به کی رأی میدهی؟

این سؤال خصوصی است آقای دکتر.... نه اصلا. از تو پرسیدن خصوصی نیست... میخندد...

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.