سیر دگرگونی مديريت شهری در اصفهان

Shargh - - جامعه -

ســتیز اصفهان با گفتمانهــای مدیریتی و نظریات نوســازی تمامی ندارد انگار. نماد قوس آذر که بر ســر در بــازار تاریخی قیصریه خودنمایــی میکند و اکنون به نشــان تاریخی اصفهان تبدیل شده، تصویر حیوانی اسطورهای است که ســر آن، کمان به دست، تیر را به عقبه تاریخی خود نشانه رفته و مدتهاست که از چله اســطوره، رهایش نمیسازد: نه ســر سازش دارد و نه نشانی از پایان جدالش هست.

این ســتیز در دورانهــای متوالی، اصفهــان را در وضعیت بلاتکلیف جنگ و صلح نگاهداشــته و هر بار که از الگوی بومی توســعه اصفهان صحبت میشود، مبنای تاریخی و فلســفی خاصــی نمییابد و تفاهمی هم بر ســر آن نیست. هم از این روســت که اصفهان همچنان بر آســتانه تجدد و ســنت مــردد باقی مانده است: گاه مهد صنایع کلاســیک ملی است که آلاینده اما اشتغالزا، هم درد است و هم درمان! و گاه کریدور علم و فناوری و مهد دانش بنیانی ایران لقب میگیرد کــه نمیخواهد موزه صفویه باقی بماند اما عبور مترو از چهارباغ را هم برنمیتابد و بر یونســکو که خواهان تغییــر ارتفاع برج جهان نماســت، ســر تعظیم فرود میآورد.مدیریت شــهری اصفهان نیــز از مدتها پیش تاکنــون درگیرودار این جدال اســطورهای اســت و به همین دلیــل شــهرداری اصفهان افتــان و خیزان راه خود را رفته اســت. نمونه آن دوران 1۲ساله حاکمیت دکترسقاییان نژاد، شهردار کنونی قم، بر اصفهان است کــه در همان زمــان، مترو قلب صفویه را شــکافت و همه ســرمایه های انسانی و اجتماعی شهر را در برابر خود به مخالفت دید. اما با استیضاح شهردار اصولگرا در فضای ســه قطبی شــورای چهارم، مدیریت شهری نیز شــاهد برآمدن چهره ای جدید شــد: شهرداری که در دوران ســقاییان نژاد ردای ســازه و مهندسی بر تن داشــت، امروز از گفتمانهای مدیریتی، و نه مهندسی یا فلســفی، دفاع می کند، هرچند همچنان نماد سر در بازار قیصریه، مانع از توسعه متوازن و پایدار خودنمایی میکند.دکتر مهــدی جمالینژاد کهبا دفاع تمام قد از دیپلماســی شــهری، تز دکترای خود را در اصفهان به ســرعت پیاده کرد ، گفتمان حاکم بر مدیریت شهری را در مدتــی کوتاه تغییرداد. مدیریــت قبلی که با رویکرد ســنتی و تاریخی و خوانــش اصولگرایانه از فرهنگ و شهروندی، ساختارهای شهرداری را دگرگون کرده بود، در دوران مهدی جمالی نژاد مدافع دیپلماسی شهری شــد، خواهرخوانده ها و مدیریت بین الملل شهرداری دوباره اهمیت یافتند؛ ســرمایههای نمادین و اجتماعی اصفهان تقدیس شــد و محورهــای تاریخی فراموش شده برای جذب گردشــگران مطالعه و احیا شدند اما پس از طرح گفتمانهای دیگر شــهردار همچون شهر خلاق، شهر کارآفرین و شــهر دانش بنیان اصفهان باز در ایستگاه توسعه نامتوازن متوقف ماند.

در حقیقــت، نظریه مصــرف تاریخ کــه این روزها دامنگیر بســیاری از رمان نویســان جوان ایران شــده و جایی در تاریخ نویســی باز کرده، روند توســعه شهر اصفهــان را کنــد کــرده بــود: اصفهان کــه در عصر سلجوقیه و صفویه، "بلدیه" خوانده میشد، در دوران نوســازی آمرانه قجر و پهلوی "شــهر" خطاب شد و با برآمدن شــورای دوم و سوم، کلانشــهری لقب گرفت که ســخت افزارانه، ســازه های مهندســان اصولگرا را بالابــرد، امــا همزمان کــه کلانشــهرهای جهان به دنبــال برندینگ جهانــی و براســاس الگوهای جدید شهری، نســخههای آرمانشــهری و جهانشهری خود را میجســتند، اصفهان توانایی گذار برای اســتفاده از ظرفیت های دیپلماسی شهری را از دست داده بود و نزدیک به دو دهه انباشت مطالبات فرهنگی، سرانجام کار را به جایی رســاند که جهانشــهری برای اصفهان، انگار رویا میمانســت . اگرچه رویکرد "شهر خدماتی" که فضای کالبدی شــهر را تنهــا مختص ارایه خدمات میخواســت، از خاطر مدیران قبلی رفته و به ســمت تئوری"فعالیت فرهنگی"ســوق یافته بود؛ با راه اندازی خانه جوان و مراسم شــعرخوانی و خیاطی و آشپزی، فرهنگ ســتبر اصفهان را با روایت مــوج دومی خفه کرده بــود .اصولگرایان بعدها با رویکرد برخاســته از ذهنیات ضد توســعه، به مهندسی رویکرد سوم یعنی "فرهنــگ شــهری" پرداختند تا با توســل به خانههای فرهنگ و کمیته شهروندی، ادب شهرنشینی را توسعه دهند اما آنان هرگز نتوانســتند طبقه متوسط اصفهان را، همچنان که مضمون و محتوای خانه فرهنگ ها را، احیا و به پشتوانه خود بدل کنند.

هنگامــی که دکتر ساســان و دکتر رنانــی بر پایان ظرفیــت های اکولوژیک و نیز افت ســرمایه اجتماعی اصفهان به نسبت شــاخص ملی سخن گفتند، الگوی جهانشــهر برای شــهردار جدید اصفهــان، آخرین تیر ترکش بــرای بازســازی و احیای اصفهان بر اســاس مدل های جدید به شــمار رفــت. و این همزمان بود با وقتــی که طرح ها و ایده های شــهردارجدید اصفهان در انباشتگی فرهنگی اصفهان گیرافتاده و چارهای جز تغییر نگرش و گفتمان ســازی برای مدیریت شــهری نوین متصور نبود.

از یــاد نباید برد بنابر یافتههای متخصصان مدیریت شــهری، اصفهان ســه الگوی "خدماتــی"، "فعالیت فرهنگی" و "فرهنگ شــهری" را پشت سر گذاشته و در دوران مدیریت جمالی نــژاد وارد دوران چهارم ،یعنی "شهر فرهنگی "شــده است .الگوی "شــهر فرهنگی" که از دو ســال سال پیش در دســتور کار شهردار جدید اصفهان رفت، گفتمان اصلی جهانشــهر اصفهان شد و رویکــرد "فرهنگ شــهری" جای خود را به " شــهر فرهنگی " داد.

مدافعان نظریــه فعالیت فرهنگی کــه از رویکرد خدمات محور که در اموری چون جمعآوری زباله ها و آسفالت رسانی محدود بود، با تاکید بر غنیسازی اوقات فراغــت؛ مدعی ســلامت شــهروندان از نظر فرهنگی شــدند و با تاســیس خانه های فرهنــگ در محلات، ســعی در صدور این نظریه و یکسان سازی جغرافیای متفاوت اصفهان داشــتند، اما نظریه فرهنگ شهری در دوران شــهردار ســابق اصفهان به صورتی کاملا یک طرفه، شــهر را به روایت اصولگرایان مهندسی کرد تا کمیتههای مختلف شهروندی، آمرانه و ناصحانه حتی تابلوهای تبلیغات شهری را هم انباشته کنند که نتیجه آن، خیزش طبقه متوسط اصفهان بود که با بیاعتنایی به مهندســی فرهنگی اصولگرایان، از شــعار درد نان شــورای دوم گذشتند و به شعار "تدبیر و امید" روحانی رای دادند. در شــهرداری برگزیده شــورای چهارم اما، شهر فرهنگی شهر همچون یک "زیستگاه انسان محور" تلقی شده که رشــد مدنیت و شهروندان مشارکت جو را محقق میکند و فضای کالبدی شهر را انسان محور و معناگرا برمیشــمارد. تا پایداری توسعه را رقم بزند. ترویج گفتمانهــای کارآفرینی، تاکید بــر دانش بنیان بــودن اصفهــان و راه اندازی مراکــزی همچون مرکز خلاقیت در این راستاست و برپایی جلسات هم اندیشی برای برندینگ شهری و جهانشهر اصفهان نیز در همین مسیر دنبال شده تا کلانشــهر اصفهان که دوره گذار را به سرعت طی میکند؛ با سوق دادن مطالبات فرهنگی اصفهانی ها ، رویای شــهروند مشــارکت جو و طبقه متوســط را دوباره احیا کند. نتیجه این رویکرد در نتایج انتخابات شورای پنجم هویدا خواهدشد.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.