اتهام تند توكلی به روحانی

Shargh - - سیاست -

احمد توكلی، نماينده پيشــين مجلس شــورای اســلامی، ديروز بــه وعده دو روز پيــش خود عمل كرد و نامهای به «حســن روحانی» نوشــت؛ نامهای تند و تيز؛ مانند يادداشــتی كه روز سهشنبه در سايت «الف» (ســايت متعلق به توكلی( منتشر شده بود. توكلی در اين نامه از اظهارات چند روز اخير روحانی در سخنرانیهای انتخاباتی بهشــدت انتقاد كرده و نوشــته «اگر امام بود و يا مدارا و حلم رهبری نبود، شــما جرئت تيغكشــيدن بر روی نظام را داشتيد؟». او در ايــن نامه روحانی را به ايــن متهم میكند كه «ملت را برخلاف مصلحت مسلم عمومی و دستور رهبــری، به دو قطب متخاصم تقســيم میكند»؛ او رئيسجمهوری را متهم میكند كه «با زيرسؤالبردن تمام تاريخ انقلاب زمينه فتنه را فراهم میســازد»؛ توكلی روحانی را متهــم میكند كه «تمام مخالفان خــود را طرد و نفی مینمايــد»؛ او رئيسجمهوری را متهم میكنــد كه «خط امام و رهبــری را ناديده میگيــرد»؛ توكلی، روحانی را متهم میكند كه «قوه قضائيه، ســپاه و نيروهــای انقلابــی غيرمتمايل به خويــش را بيراهه و خود را راه نجــات میخواند»؛ توكلی پس از اين اتهامزنیها آورده كه «در «فرض» پيــروزی در انتخابــات، چگونــه میتواند كشــور را اداره كنــد؟». توكلــی همچنيــن از اصلاحطلبــان درخواســت میكند كه «از ادامه اين روند جلوگيری كنيد»؛ البته به همينجا ختم نمیشــود و از عواقب جلوگيرینکــردن از آنچــه او «اين رونــد» خوانده، نوشته و به اصلاحطلبان هشدار داده كه «وگرنه در تمام مظالمی كه احتمالا در اثر آن پيدا شــود سهيم و شريک هستيد».

توكلی در ابتدای نامــهاش كه خطاب به «ملت شــريف ايران» اســت، نوشــته: «اين روزها حوادثی رخ میدهد و مواضعی از مقام دوم رســمی كشور ســر میزند كه انســان میماند به امام و شهدا چه بگويــد! از روزهای نخســت تبليغــات انتخاباتي به آقــای روحانی برادرانــه تذكر دادم كه چون شــما نامزدي هستيد كه درعينحال رئيسجمهور مستقر است، اگر به مصالح ملی مقيد باشيد، نمیتوانيد هر حرفی را بزنيد. مقصودم از هر حرفی خطاب به ساير نامزدها بود. متأسفانه وی نهتنها به اين تذكر توجهي نکرد كه هيچ، حالا میبينيم در هيئت يک اپوزيسيون تيغ به روی نظام جمهوری اســلامی میكشد! كاش ما نبوديم و اين استحالهها را نمیديديم».

او در ادامــه پــس از ذكركــردن ســخنان رئيسجمهوری در سخنرانیهای همدان، اروميه و كرمانشاه، مخاطبش را عوض كرد. توكلی بند بعدی نامهاش را با «به آقای روحانی بايد گفت»، آغاز كرده و سپس نوشته است: «اگر شما راست بگوييد، با آن ســابقه ســطوح بالای امنيتی، در خير و شر كاركرد نظام در بالاترين سطح شــريک هستيد و نمیتوانيد مدعی كســی باشــيد و اگــر اين ســخنان تهمت و توهينی بيش نباشد -كه چنين است- كه برای جلب رأی مخالفــان نظام بر زبان جــاری میكنيد، وای به حال شما!

شــما كه با اين ســخنان بخش عظيمی از مردم را طرفــدار نامزدهايی با آن ويژگیها میشــماريد، حرمت مــردم را رعايــت كردهايــد؟ در اين صورت جنابعالــی رئيسِ «جمهور» هســتيد؟ اين اســت پاسداشت جمهوريت و مردمسالاری؟ اگر امام بود يا مدارا و حلم رهبری نبود، شــما جرئت تيغكشيدن بر روی نظام را داشتيد؟».

او افزود: «آقاي روحاني، شما و مشاوران شما كه چنين جملاتي را در ذهن و زبان شما قرار دادهاند، به اين اميد واهی كه صدارتتان تداوم يابد، بايد بدانيد كه اولا: ضرر اين سخنان، براي عاقبت شما بهمراتب بيشتر از نفع كوتاهمدت احتمالي آن براي جنابعالي خواهد بود و شما را در آغاز مسيري قرار خواهد داد كه برخــي از پيشــينيان با همين تصــور در آن قدم گذاشــتهاند، مســيري كه بيش از آنکه خوشنامي و عاقبتبخيري برايشــان داشته باشــد، بدعاقبتي و بدنامي را برايشــان رقم زد. يکي از شــرايط تدبير و رفتار عقلايي، محاســبه منطقي هزينه و فايده است. در هزينه و فايده اين سخنان و اقدامات بينديشيد.

ثانيا: فضاي كشــور را در مســيري قــرار خواهد داد كــه بوي فتنه و آتش از آن به مشــام ميرســد. خودكامگــي بــراي جلــب رأي، نبايــد بــه قيمت رقيبهراســي، ديو و دلبرنمايي، احساســاتيكردن جوانــان و طرفداران و برانگيختن نفرت نســبت به رقيبــان و طرفــداران آنها و در نهايــت به جان هم انداختــن تودههاي مــردم تمام شــود. هزينهكردن از ســرمايه اجتماعي كشــور براي پيشبــرد منافع فردي، خطايي نابخشــودني است كه در سال 13۸۸ عــدهاي با وعدههاي مردمفريبانــه و عدهاي ديگر با طغيــان در مقابل قانون و نظام به آن دســت زدند و زخمــي را ايجاد كردند كه آثــار آن به زحمت در حال بهبود اســت. مگــر در آن انتخابات نامزدی كه رئيسجمهور بــود، چه حرفی میزد كه شــما اين روزهــا نزدهايد. از جمله سياســتمداران بدعاقبتي نباشيد كه نهتنها مانع ترميم اين زخم نميشوند كه بر آن خنجري ديگر ميزننــد. ثالثا: بهدليل مناصب متعدد شــما از اول انقلاب تاكنــون، هرگونه اظهار نظر خلاف واقع شــما درمورد سياستهاي دفاعي و قضائي كشور در گذشــته در مبارزه با داعشهای داخلــي، منافقين كوردلی كه ســالها پيش از آنکه داعش به آتــشزدن و مثلهكــردن روي بياورد، در اين راه پيشقدم شــدند و پوست سر مردم كوچه و بازار را درحالیكه زنده بودنــد، میكندند و هرگونه اظهــار نظر خلاف واقع شــما در امــور بينالمللي كــه منافع نظامي و تجاري خــود را در آتشافروزي و بمبــاران ملل بيدفــاع و كمدفاع بــه بهانههاي مجعــول دنبال ميكنند، ميتوانــد بهعنوان گواهي نظام عليه خودش توســط معاندان ايران اســتفاده شود و زمينهساز محدوديتها و اقدامات جديد عليه اين نظام و مردم مظلوم شــود، چراكه اين سخنان را رئيسجمهور مستقر ابراز میكند.»!!

او در پايان باز هم به مخاطب اولش بازمیگردد و به آنها میگويد كه «هشيار باشيد!» و ادامه میدهد: «كســی كه امروز ملت را برخلاف مصلحت مســلم عمومــی و دســتور رهبری، به دو قطــب متخاصم تقسيم میكند و با زيرسؤالبردن تمام تاريخ انقلاب زمينــه فتنه را فراهم میكنــد و تمام مخالفان خود را طــرد و نفــی مینمايــد و خط امــام و رهبری را ناديده میگيرد، قوه قضائيه، سپاه و نيروهای انقلابی غيرمتمايل به خويــش را بيراهه و خود را راه نجات میخوانــد، در فرض پيــروزی در انتخابات، چگونه میتواند كشور را اداره كند؟

ايــن انتخابــات فرصتــی بــود بــرای احيــای اصلاحطلبــان وفــادار به نظام و وطنخــواه ولی با اين روش فرصت مذكور از بين میرود. به خواهران و بــرادران اصلاحطلبــی كه با تمام قــوا در صحنه حمايــت از آقای روحانی به ميــدان آمدهاند عرض میكنــم، بايد وظيفــه دينی و ملی خويــش بدانيد كه از ادامه اين رونــد جلوگيری كنيد وگرنه در تمام مظالمــی كه احتمالا در اثر آن پيدا شــود ســهيم و شريک هســتيد. به آقای روحانی هم میگويم، فأين تذهبــون؟ از راهي كه در پيش گرفتهايد بازگرديد كه اين راه براي شــما در دنيا و آخرت جز خذلان و براي ملت و نظام، جز خســارت در پي نخواهد داشــت. رداي رياســتجمهوري، ولــو با تمســك به چنين رفتاري حاصل شــود، حتي اگر بداخلاقي احتمالي رقبا، شــما را به افتادن در چنين دامي وسوسه كند، به خسارات آن نميارزد». توكلی نامهاش را اينگونه خاتمه داد: «من آنچه شرط بلاغ است با تو میگويم؛ تو خواه از ســخنم پند گير خواه ملال». روز سهشنبه هم سايت متعلق به توكلی در بخشی از يک مطلب خود، روحانی را «محتاج آرای سياه و مرده» دانسته اســت؛ يعنی به تعبيری، بخشــی از افرادی كه حق رأی دارند، آرايشان «سياه و مرده» است. نويسنده در ادامه نوشته: «كارنامه قابل دفاعی ندارد و وعدهای هم از او شــنيده نمیشــود؛ اما بخش قابل توجهی از آرای ســياه متعلق به آرای جريان افســرده و ضد انقلاب است. سخنان روحانی تصريح دارد كه هدف اصلیاش بهميدانآوردن آرای سياه است. اين آرا نيز تنها در شــرايط دوقطبی بسيار تند و خشن به ميدان میآينــد». نويســنده در ادامه میافزايــد: «روحانی با اين ســناريو شايد موفق شــود. اما يک نکته؛ آرای ســياه اگر «با اين دوقطبی» فعال شود، دامنه اثرش تنها صندوق رأی نيست. اين جريان سال ۸۸ كمترين جرمش بهآتشكشيدن شهر بود».

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.