تحریم بهانه بود، از قبل میخواستند به زنجانی نفت بدهند

Shargh - - اقتصاد - مهدی افشارنیک

محمدجواد عاصمیپور برای سه ساعت بحث، یک نفس جان و توان دارد. مو سفید کرده اما از تب و تاب نیفتاده اســت. با ذهنی که هنوز جزئیات ســفرهای کاریاش را دقیق به تصویر درمیآورد. میگوید من چپ هســتم . « » یک چپ دهه شصتی و تمام ســعیاش را میکند که از پیله چپ ســنتی خود در نیاید. یــک در پیله خودی که زندگی با حقوق بالای نفتی در لوزان ســوئیس را تجربه کرده است و بیپرده میگوید که داشتم دچار دگردیسی میشدم و برگشــتم. روزگاری که او مدیرعامل نیکو بود، سوآپ نفتی از دریای خزر متوقف شد و جدالی بین او و میرکاظمی وزیر وقت نفت را دامن زد و این تمام ماجرا نبود. امروز او در این مصاحبه از ارادهای پرده برمیدارد که گویا دنبــال دورزدن رویههای فــروش نفت قبل از تحریم نفتی بوده اســت. رویههایی که واحد بینالملل نفت روی آن تعصب دارد و بههیچوجه حاضر نیســت نفت به دلال و شخص بدهد. عاصمیپور میگوید قبل از تحریم نفتی هم این اراده وجود داشت و دنبال میشد... با او درباره خیلی از جریانات کلان نفت بحث کردیم؛ از نقــد IPC، از نقد جنوبیها که خود روزگاری جنوبی بود، از چپبودن و لوزاننشینی و اینکه میرکاظمی را در قامت یک سیاستورز و در ستاد یکی از کاندیداها مشغول دیده است... .

آقای دکتر شــما یک نفتی اصولگرا هستید یا یک ↙ نفتی اصلاحطلب؟

ما که چپیم. از اول انقلاب که خط ســیر ما را ببینی؛ همیشــه خط ملیکردن را دنبال کردیم.آن موقع که من در وزارت معادن و فلزات بودم، وقتی وارد جلسات اتاق بازرگانی میشــدیم، به ما میگفتند جوجهکمونیستها آمدند. کســانی که آنموقــع حاضر نبودنــد با انقلاب هماهنگ شــوند و همراهی نشــان بدهند، بــا ما که آن موقع در فضای انقلاب به محرومان و مستضعفان نگاه داشتیم، جوجهکمونیست میگفتند. چپ مدرن شدهاید یا همان دهه شصتی؟ ↙

من هنوز از پیله اول انقلاب بیرون نیامدم.

کسی که چپ است، میشود که مدیرعامل نیکو ↙ باشد؟ بله؛ چراکه نه. این چه دیدگاهی است که تو داری.

چپ اول انقلابی! شــما خودتــان الان به اتاق ↙ بازرگانیهــای اول انقلاب طعنه میزنیــد... . بعد مدیرعامل نیکوبودن و حقوق دلاری و... .

مگر ما در نیکو چه کار میکردیم؟ نفت میفروختیم و بــرای پروژههای نفتی تأمین مالی میکردیم. اشــکال کار ایــن اســت که چــپ در ادبیات سیاســی ایــران بد تعریف شــده است. البته ما داریم درباره چپ اسلامی و انقلابی صحبت میکنیم. برای ما حرف در نیاورید که ما کمونیست هستیم. این بدتعریفشدن مثلا چگونه است؟ ↙

مثل الن که یک نفر از منتهیالیه راســت سیاســی میآید و شعارهای چپ میدهد.

خب؛ خوب است. قبول دارید که این شعارها... ↙ از چپهاست... .

نه؛ چپ واقعی به محروم و قشر فرودست این نگاه عوامگرایانه را ندارد.

حالا کاری به کاندیداها نداشته باشیم؛ به خودتان ↙ بپردازیم. یک چپ دهه شــصتی و مهندس موسوی میتواند مدیرعامل نیکو باشد و در لوزان زندگی کند؟

خب مگر قرار است چه کار کنیم؟

مهمترین تجــارت دولتی ایران کــه خیلی هم ↙ شــکل تجاری و ســوداگرایانه دارد، دست شما بود. فکر نکردید دارید همان کار اتاق بازرگانیها را انجام میدهید؟

اینکــه بخــش خصوصــی نیســت. بــرای کشــور نفت میفروشــد. یــک روز گندم هم میفروشــیم. قیر میفروشــیم. چــه فرقی میکنــد. داریم بــرای دولت میفروشــیم. منطقــت بجا نیســت. این شــرکت برای پروژههای نفتی ۲۵ میلیارد دلر سرمایه تأمین میکند. شما براساس چپبودن و توجه به محرومان بود ↙ که با احمدینژاد کار کردید؟

من با احمدینژاد کار نکردم.

مگر مدیر نفتیاش نبودید؟ ↙

یکی از شــاگردان من شد مدیرعامل نفت... یکی هم شــد وزیر؛ من هم شــدم قائممقام شــرکت ملی نفت. دولتهای نهم و دهم در همین دوران نفت اســت که میتوانند به آن افتخار کننــد. چون ما تولید را روی ‪4/ ۲‬ میلیون بشکه نگاه داشتیم؛ قبل از پاکسازی میرکاظمی. شما با میرکاظمی هم کار کردهاید؟ ↙

خب این ســؤال مثل این اســت که بگویید چرا آقای زنگنه از آقای بازرگانی استفاده میکند یا آقای سلحشور.

من از شــما یک ســخنرانی در اهواز شنیدم که ↙ میگفتید دوران خاصی در نفت ایجاد شده است.

مــن همانموقع که میرکاظمی در وزارت نفت بود و من هم مدیر بودم، در ســایت خبرآنلاین از برخی شرایط انتقاد میکردم.

به هــر جهت یک دلبســتگی در یــک زمان به ↙ احمدینژاد داشــتید. وقتی قائممقام نفت بودید... جمله «دوران خاصی در نفت شــروع شــده است » معنی مشخصی دارد؟ کنگره حفاری سال 86 بود.

من اصلا منظورم احمدینژاد نبود. آن وقت استفاده درستی از نیروهای متخصص داخلی نفت در حال انجام بود. احتمال منظور من همان بوده.

خب به چپبودن شما برگردیم. این مدل امروز ↙ شما چطور است؟

چپ در دهه 60 یک مدل بود؛ امروز یک مدل. ما یک زمان با آقای کاظمپوراردبیلی در بازرگانی هر سردخانه

بالی پنج هزار تن مصادره میکردیم. آن روز معنای چپ این بود اما امروز معنای توســعه متوازن کشور معنی و مفهوم چپ است. توسعهگرایی اصلا حاصل چپ است. ↙ داعیه احمدینژاد هم همین نبود؟ توسعه بر پایه عدالت برای همه... .

احمدینژاد پوپولیسم بر مبنای )غیرقابل بیان(.

↙ آقای دکتر طوری صحبت کنید که ما بتوانیم چاپ کنیم.

این حرفهــا را من همان موقع هم گفتم... . شــما بروید تحقیق کنید.

↙ شما یک زمان مدیر ارشد دولتش بودید... .

اینها از نفت نفرت داشتند؛ نفت را نکبت میدانستند. ↙ از نفت که خیلي بهره بردند...

بله اما در پس اندیشــه خــود از نفتی و نفت نفرت داشــتند. به خاطر همین هم آشــوب نفتی به پا کردند. همین الن هم دوباره صحبت از نفت بال زده است... . ↙ کجا؟

همین که آقای میرســلیم میگوید در رشد اقتصادی نفت این مقدار دخیل بوده اســت. انگار این نفت همین طوری از دل زمین بال میآید. انگار روی هر دکل و ســر هــر کارخانه نمکزدایی، توی گرمــای 60 درجه آدم کار نمیکنــد و تولید صــورت نمیگیرد کــه در نظر آقایان اهمیت نــدارد. من یک خاطره از آقای میرســلیم دارم. بــه دردت میخورد؟ یک وقت نگویــی از موضوع پرت شدهایم... . ↙ نه بفرمایید... .

ســال 6۲ بود که دولت میرحسین تشکیل شد و یک هفتــه از معرفی کابینه از ســوی مقــام معظم رهبری میگذشت. دو وزیر رأی اعتماد نیاورده بودند؛ یکی وزیر اقتصاد و دیگری وزیر صنایع. من را میرحسین برای وزارت اقتصاد معرفی کرد. پنجشنبهروزی بود که من شنبهاش باید برای پیگیری و جلســات کمیسیون و در نهایت هم گرفتن رأی اعتماد به مجلس میرفتم. آقای میرســلیم که مسئول دفتر رئیسجمهور بود، چنان از دولت که رأی اعتماد گرفته بود بد میگفت و عبارتهای ناپسند به کار برد که من کلا منصرف شدم بروم مجلس. مأیوس شدم. حتی این را بعد از ۲0 ســال به مهندس موســوی گفتم. این دوگانه رفتارکردن و پشــت دولت مستقر و مردمی را خالیکردن و زدوبندکردن از همان ابتدا در کار و ســیاق بعضیها بود... . به همین سادگی؟ ↙

بله، واقعا برنامه هم نوشته بودم. یعنی ترسیدید؟ ↙ نه؛ دیدیم فضا، فضای کارکردن نیست... .

از چپهــای انقلابی دهه 60 ایــن روحیه بعید ↙ است... .

نه واقعا نمیشد کار کرد. مثل همین امروز که علیه این دولت اینطور موضع میگیرند. من راضی نشدم به آن مدل اختلافات ورود کنم.

چرا به نخستوزیر نگفتید؟ ↙

چون نمیخواستم تشنج ایجاد کنم.

به هر جهت باید او میفهمید حوالی دولتش چه ↙ خبر است؟

شــاید باید میگفتم. آن موقع استخاره کردم بد آمد؛ ولی بعد از ۲0 سال به ایشان گفتم.

بگذریم... ؛ از اختلافتان با میرکاظمی بفرمایید. ↙

اصل اختلاف ما ســر ســوآپ بود. هر روز تقریبا هر ساعت به من زنگ میزد که «به ویتول زنگ زدی؟ فکس زدی؟ گفتی که قرارداد باطل است؟». من میگفتم سه ماه بیشــتر از قرارداد ســالنه ما با ویتول نمانده اســت؛ حداقــل این مــدت را مهلت بدهید که برای کشــور بد نشود. این در حالی بود که بخش بینالملل شرکت نفت هم مخالف توقف سوآپ بود؛ اما وزیر زیر بار نمیرفت و روزی چند بار این قضیه را پیگیری میکرد.

ببینید ما یک روز ۵0 هزار بشــکه ســوآپ میکردیم. به شــرکت نفت تکلیف شد که آن را به 1۵0 هزار بشکه برســاند. این را هم انجام دادیم؛ کاری که از زمان دولت آقای هاشــمی دنبال شــده بود. 1۷٩ میلیون دلر برای این کار خط لوله کشــیده بودیم. در پالیشــگاه تهران و تبریــز برای این نفت واحد گوگردزدایــی راهاندازی کرده بودیــم. API نفــت وارداتی ما از آســیای میانه ۳1 بود درصورتیکه نفت تحویلی به آنها در جنوب ۳4 بود و ما «سهایپیآی» جلو بودیم که در بنزین تولیدیمان تأثیر خوبی میگذاشت.

چرا؟ چون میخواستیم جلوی آمریکا و خط لوله باکو - جیحان دربیاییم و رقابت کنیم. میخواستیم به همســایگان شمالیمان بگوییم مسیر عبور نفتتان از ایران است نه مسیرهای دیگر. برای خودمان هم خوب بود. ما نفت را از جنوب باید به شــمال میفرستادیم تا مسئله سوخت شــمال کشور را حل کنیم. خب این حملونقل صورت نمیگرفــت. در چنین فضایی یک

آدم ناآشــنا و بیگانه با نفت، لحظه به لحظه به شما فشار وارد کند که قرارداد را لغو کن، قرارداد را لغو کن. در برابر اصرار آقای میرکاظمی چه گفتید؟ ↙

به ایشان گفتم این تصمیم دولت و شورای امنیت ملی است. شــما صلاحیت چنین تصمیمی را ندارید؛ مصوبه را آنجا بگیرید، به من بدهید من اقدام میکنم. یا شــخص خودتان بنویســید که ایــن تصمیم دولت اســت و فورسماژور این کار را انجــام دهید. من هم همین یادداشت وزیر را به ویتول دادم و گفتم وزیرمان این طور دســتور داده اســت. همین یادداشــت برای میرکاظمی دردسر شــد. چون در دادگاه شرکت نیکو متهم نشد؛ بلکه شخص ایشان محکوم شد و باید پنج میلیون دلر خســارت بدهد. ما نگذاشتیم نیکو آسیب ببیند و اعتبارش از دست برود. من خودم منتقد قطعکردن سوآپ هستم ولی ↙ خیلی هم عایدی برای کشور نداشت... .

نه مسئله فقط عایدی نیســت. اول ما برای انتقال نفت به پالیشگاه تهران و تبریز هزینه میکردیم و این کار این هزینه را کاهش میداد؛ ضمن اینکه ما بابتش ترانزیت فی هم میگرفتیم. این فرصت اقتصادی که از دست کشور میرفت، ضررش هر بشکه سه دلر بود. خب چرا این کار را کرد؟ کاری که همه مخالفش ↙ بودند... .

فکر میکرد دارد با رانــت اقتصادی یک جماعتی برخورد میکند شاید میرکاظمی میخواست کارسوآپ را از یک باند بگیرد و به باند دیگر بسپارد.

خب چرا قطعش کرد؟ ↙

باید دلیلی میآورد که بهانه این کار را به دســتش بدهد... .

آدمها یا شرکت نیکو را خلع میکرد و امور را به ↙ بخش بینالملل نفت میسپرد.

باور میکنی همین پیشنهاد را دادیم که آقا این کار را متوقــف نکن. از نیکو ایــن وظیفه را بگیر و بده مثلا به بینالملل... .

کلا چقدر ضرر کردیم؟ ↙

ما در کل مدت قرارداد ۲40 میلیون دلر بابت سوآپ فی پول گرفته بودیم. به اضافه اینکه ما برای هر بشکه سهدرجهای پیای بهتر دریافت کردیم که یعنی بنزین بیشــتر و فراورده بیشتر. به علاوه هزینههایی که بابت حمل نفت برای ســوخت شمال کشور پرداخت نمی کردیم و الن باید پرداخت کنیم را که من حساب کردم میشد یکمیلیاردو ۷00 میلیون دلر که میرکاظمی ما را از این مزیتها محروم کرد. اینکه شایعه شــده بود درآمد سوآپ به جیب ↙ خانواده آقای هاشمی میرود، چقدر تأثیر داشت؟

از ایــن حرفهــا آن موقعها زیاد بــود. اینکه تأثیر داشــت و نداشــت را نمیتوانــم دقیــق بگویم ولی حرفی که خیلی تکرار میشود شاید منظوری پشتش خوابیــده و جریانی دنبال چیزی از این حرفهاســت. ولی جالب اســت که اگر قرار بود مثلا با رانتی مبارزه شود، نمیدانم چرا آقایان که امروز هم در ستاد آقای رئیسی هستند، دستور خرید ۵0 بنز را با اعتبارات نیکو صادر کردند. همینها که آقای جهانگیری در مناظره اشــاره ↙ کرد؟

بله، البته بعد از من خریداری شــد اما دســتور از تهران بود.

دوره آقای جشنساز؟ ↙

من و آقای جشنساز ندارد. ما مجری هستیم؛ وزیر است که دستور میدهد.

بنزخریدن مأموریت نیکو اســت؟ درباره بابک ↙ زنجانی هم نیکو، فقط مجری بوده است؟

صددرصد. با دستور مستقیم وزیر نفت وقت یعنی آقای قاسمی، نفت تحویل زنجانی شد.

اما گویا در برخی نامهنگاریها نوشته بود «طبق ↙ ضوابط اقدام شود».

آقای قاســمی که خودش قبول کرد معرف بابک زنجانی بوده اســت. چهار وزیر هــم نامه میدهند و ضمانتنامه بانک مالزی را قبول میکنند. بعد به امور بینالملل شرکت نفت معرفی شد.

که امور بینالملل مخالفت میکند... . ↙

نیکو هم مخالف بود. این را هم ابراز کرده بود. یک دقیقــه اجازه بده من رابطه امــور بینالملل را با نیکو برایت توضیح دهم. ما کارگزار امور بینالملل بودیم و هستیم. قرارداد را میبندند و آن قرارداد را ما بهعنوان کارگزار اجرا میکردیم. اینکه خــارج از رویه بینالملل بود که نفت به ↙ شخص و واسطه داده شود... .

بله، خارج از رویه بود اما منظورم میزان تخصیص نفتی است که مقرر شد این مقدار نفت را به این شکل بفروشند.

↙ بله،کهقبولبینالمللنکرد... . قبولنکرد... . ↙ چونبه خبآنچرا نیکو تکلیفقبولشد... . کرد؟ ↙ مگر به بینالملل تکلیف نشده بود؟

چون نیکو خارج از کشــور بود و توانایی و امکاناتی داشت که این کار را پیش ببرد و مربوط به خصوصیات یک مدیر اســت که تشــخیص میدهد ایــن کار در آن شرایط به نفع کشور است. من روی مین نمیرفتم؛ مدیر بعدی روی مین رفت. ↙ به شما هم چنین تکلیفی شــده بود که خارج از رویه فروش نفت، نفت بفروشید؟

بله، به من هم یک مصوبه نشان دادند از یک ستاد... که باید ۳00 هزار بشکه نفت را خارج از رویههای مرسوم بفروشم؛ منتها من باهوشبازی درآوردم و میدانستم که پشت این مصوبه میخواهند اشخاصی را به من معرفی کنند که در بینالملل نتوانستند جا بیندازند. ↙ زمان شــما که تحریمها هنوز سخت نشده بود و تحریم نفتی نشده بودیم.

بله، دقیقا.

↙ شخص به شما معرفی نکردند؟

نه معرفی نکردند. من همــان اول کار گفتم که این کار را نمیکنم. اســتدللم هم ایــن بود که ما الن طبق قراردادی که بینالملل میبندد، روزی 600 هزار بشــکه میفروشــیم؛ حال این ‪۳ 00‬هزار تــا قطعا بازار را بههم میریزد و فروشنده نفت ایران دودست میشود.

↙ در واقــع ارادهای وجود داشــته که حتی قبل از تحریمهای نفتی رویههای فروش نفت را دور بزند و نفت را به شخص و دلالهای خاص بدهد؟

بله، صددرصد. من نبودم، مسئله بابک زودتر اتفاق میافتاد. هیچ ربطی هم به تحریمها نداشت. بازار نفت و خوراک پالیشــگاهها مشخص اســت. کسی خارج از این رویه نمیتواند کاری کند. درســت موقعی که مثلا در چین منفــی دو پلاتس میعانات فروش نرفت، طرف )بابک زنجانــی( آمد و گفت من مثبــت 14 میخرم و میفروشم. خب این خیلی روشن است که نمیخواهد پول را بدهد. چون یک بازار است، یک مشتری است. این هشدارها را بینالملل نفت داده بود به همین دلیل است که امور بینالملل یک پرونــده قضائی ندارد، یک واحد پاکی است. درواقع میخواستند بابک زنجانی به همان مشتریهای سابق بینالملل نفت بفروشد یعنی بابک را جایگزین بینالملل نفت کردند. نیکو هم همراهی کرد... . ↙

عرض کردم که به او تکلیف شد.

خب، به بینالملل هم تکلیف شده بود اما زیر بار ↙ نرفت... .

بلــه، ولی گفتنــد کشــور دارد به هــم میخورد و فروش نفت ایران خیلی افت کرده اســت و از این مدل استدللها... .

شما هم قبلش قبول نکرده بودید. ↙

بلــه، مــن قبــول نکــردم. مــن حتــی تیتــی ‪TELEGRAF. TRANSFER(‬ ). را هــم از شــل قبول نمیکردم. یک روز آقای جشنساز که مدیرعامل شرکت نفت بود با آقای عرشــی که در بینالملل بودند به من زنگ زدند که از شل بدون السی، تیتی را قبول کن. من گفتم طبق این مدل که فرمش را برای شما میفرستم و شما بیزحمت از اعضای هیئتمدیره نفت مصوبهاش را بگیرید من تیتی را از شــل قبول میکنم. تازه آن هم از شــل. دوستان هم بالوپایین پریدند که مخازن دارد پر میشــود بنادر ما اینطور است شــما قبول کن... گفتم تــا هیئتمدیره تصویــب نکند و مدیر مالــی و نه مدیر بینالملــل نفت به من ابلاغ نکنــد، من قبول نمیکنم. چون مدیر مالی ذیحساب است.

خب، باز همان ســؤال مطرح است که نیکو چرا ↙ زیر بار فروش نفت به بابک رفت. نه شما قبول کرده بودید که خارج از رویه نفت بدهید نه بینالملل... .

ببینید این کار با دستور مستقیم وزیر نفت اتفاق افتاده اســت. حکم هم دراینباره دادگاه بایــد بدهد. من هم جای مدیرعامل بعدی نیکو نبــودم... من روی این مین نرفتم ولی باید به فضایی که برای مدیر ساخته میشود هم توجه کرد... که بنادر اینطور است... مخازن پر شده است... نفت فروش نمیرود. بینالملل هم نمیفروشد. تــو بیا بفروش. بله من روی مین نمیرفتم و نرفتم ولی خب همه مثل من نیســتند و بســته به تحلیلشــان از شرایط دست به این ریسکها میزنند. آن نشستی که بین بابک و مدیران وقت نیکو در ↙ لوزان برگزار شد، چه؟

بعد از معرفی وزیر نفت بود.

حرف من این اســت که بالاخره در آن سیستم ↙ متولی اصلی فــروش نفت ایران یعنــی بینالملل نفت زیر بار این کار نرفت آنها هم که می دانســتند وضــع بنادر چطــور اســت و مخازن خــارک هم وضعش مشــخص بود اما قبول نکردند که خارج از رویههایشان کارکنند.

در دولت احمدینژاد همه چیز ‪one man company‬ بود؛ یعنی هرچه ایشــان میگفت، چــون فاصله قدرت و عملکردش با وزیر خیلی زیــاد بود، بیبروبرگرد انجام میشد. بانک مرکزی کشور رسما قلک دولت شده بود.

مسئله شما و میرکاظمی فقط سوآپ بود؟ ↙

نه، ایشــان یک تصمیم عجیب دیگــری هم گرفت. ما به پشــتوانه ســوآپ و اعتبار آن، رفته بودیم با پایانه نفتی ســومد مصر قرارداد بسته بودیم که به غیر از بندر روتردام نفتمان را از آنجا هم مارکت کنیم. جالب است بدانید که ۳0 درصد این پایانه برای عربستان بود. ادامه در صفحه 15

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.