علم چیست و روشهاي علمی کدامند؟ سرآغاز دانستن

Shargh - - عل - پوریا ناظمی

«علم»، یکی از آن اصطلاحهایی است که همه ما با آن آشنا هستیم، اما واقعیت این است که اختلافنظرهای بسیاری درباره این کلمه ساده وجود دارد. برداشــت اشــتباه از علم نه موضوع تازهای است و نهفقط مربوط به جامعه ماســت. واقعیت این اســت که حتی فلاســفه علم نیز درباره تعریــف آن، رویدادها و روندهایی که ما آن را علم مینامیم، توافق ندارند. اما با وجود همه این تفاوتها، دانشمندانی که فراتر از کار تخصصی خود به چیستی کارشان میاندیشند، در کنار فلاسفه علم )که به تحقیق درباره ماهیت و چیســتی علم مدرن پرداختهاند(، مسیری را مشخص کردهاند که جریان علم مدرن را توضیح میدهد.

علم چیســت: علم چیســت؟ چه فرقی با دانش دارد؟ چه تفاوتی با آگاهی دارد؟ چه قدمت و تاریخــی دارد؟ وقتی میگوییم علم با فلان موضوع موافق یا مخالف اســت، از چه چیزی صحبت میکنیم؟ علم مــدرن مفهومی جدید اســت، علم مــدرن اگرچه مانند دیگر اقســام روشهای آگاهی، سرآغازش میل به دانستن است و نقطه عزیمتش این است که انسان میخواهد بداند، اما روشش تازه است.

مفهوم علم مدرن: علم مدرن، مفهومی اســت که از قرن ۱۷ میلادی بهوجود آمده اســت. آنچه ایــن روش و این مفهــوم را از انواع دیگر دانستن و تلاشهای دیگر برای پاسخدادن به پرسشها متمایز میکند، روشی است که علم مدرن دنبال میکند. علم مدرن با شککردن آغاز میشــود و در اولین گام برمبنای مشــاهده رویدادها ساخته میشود. درباره چگونگی رخدادن رویدادهــا نظریهپردازی میکند و این نظریه را به آزمون و تجربه میگذارد. نتایج آن را با نگاهی شــکاک بررســی میکند و بر مبنای آن، فرضیات خــود را اصلاح میکند، نظریات دیگر را نقد و ســعی میکند آنها را نیز به آزمون بگذارد. در این راه بسیاری از نظریهها و یافتهها را غربال و مســیرهای جدید همراه پرسشهای جدید ایجاد میکند.

روش علمی چیست: روش علمی روشی است که در آن از جزمگرایی یا تعصب و خشکاندیشی دوری میشود. هر نظریه تا زمانی معتبر است که شــواهد تجربی و استدلالهای منطقی و گامبهگام آن را تأیید کند و فقط تا زمانی معتبر باقی میماند که توضیح بهتری برای آن پدیده ارائه نشده باشد. در علم تجربی ما با قطعیت سروکار نداریم، بلکه با بهترین نظریههای موجود مواجه هستیم.

مفهوم ابطالپذيری: علم مدرن )حداقل براســاس برخی معیارهای بیشتر پذیرفتهشده( قابلیت ابطالشدن دارد. اگر موضوعی امکان نقض و ابطال را نداشته باشــد، اصولا موضوعی علمی نیست. ابطالپذیری به معنــی غلطبودن یا باطلبودن نهایی علم نیســت و نقطه ضعف آن به شــمار نمیرود، بلکه ابطالپذیری باعث میشود علم مرزهای خود را شــفافتر کند. اگر نظریهای درســت اســت، در شرایطی اعتبار خود را به دســت میآورد که راه را بر آزمایشهایی که ممکن است به ابطال آن منجر شود، نمیبندد و اتفاقا از آن استقبال میکند. یعنی به شــما میگوید این فرضیه بر مبنای مشاهدات، محاسبات و آزمایشها و شــواهد موجود بنا شده اســت و اگر راهحل و آزمایشی پیدا شود که آن را باطــل کند، مــا در نظریه بازنگری میکنیم. بــرای مثال موضوع ســادهای مانند گرانش را در نظر بگیرید. علم میگوید گرانش نیرویی است که با نسبت عکس مجذور فاصله تغییر میکند. به عبارت دیگر میتوان آزمایشهای متعددی انجام داد و این نســبت را ارزیابی کرد. اگر این فرضیه غلط باشــد، میتوان شــرایطی به وجود آورد که در آن نیروی گرانش با این نســبت تغییر نکند، در ایــن حالت گرانش نیاز به بازنگری دارد. بنابراین فرایند روش علمی بنا میشــود؛ روشــی که با مشاهده آغاز میشــود، براساس آن آزمایشها و تجربههای متعددی صورت میگیرد، نتایج آزمایشها براساس فرضیهها و دادههای واقعی و اندازهگیریشده توضیح داده میشــود. برمبنای نتایج بهدستآمده پیشبینیهایی ارائه میشــود و این پیشبینیهــا را میتوان به بوته آزمایش و بررســی ســپرد تا ببینیم آیا از آن موفق بیرون میآید یا نه. اگــر فرایندی بدون ایــن وجوه بود، دیگر علمی بــه معنی علم مدرن نیســت. اســتفاده از روش علمی فقط محدود به استفاده در جامعه علمی نیســت. من و شــما، هم میتوانیم و هم باید ایــن روش را در زندگی روزمره خود دنبال کنیم و این یکی از دلایل ترویج علم اســت. نفع ترویج علم در جامعه فقط توسعه درک عمومی از مفاهیم علمی نیســت؛ بلکه توســعه روش علمی و مسیر آن اســت. اگر ما در برابر ایدهها، حرفها و ادعاهای جدید اندکی شکگرایی پیشه کنیم، آن ادعا را بــا دادهها و تجربهها مورد آزمون قرار دهیم و از هر چیزی به اندازه اعتبارش اســتفاده کنیم، بخش عمدهای از مشکلاتی را که در زندگی روزمره فردی و اجتماعی با آن مواجه هستیم، میتوانیم حل کنیم.

دنیای شبهعلم: رشد شبهعلم، نشانه این اســت کــه تا چه اندازه علم به مرجعی معتبر و قابل اطمینان بدل شده است که حتی سودازدگان ناچارند برای فروش کالای تقلبی خود، لباس آن را به تن کنند. شبهعلم، معمــولا از واژههای علمی اســتفاده میکند و یکــی از خطرناکترین بازیهــای اجتماعی را بــرای فریبدادن مخاطــب و قبولاندن ایده یا دیــدگاه خود انجام میدهد یعنی واقعیــت و دروغ را درهم میآمیزد. برای این کار سودازدگان و شــیادان از واژههای علمی آشنایی استفاده میکنند، اما آنهــا را در معانی دیگر )و گاهی بدون هیچ معنی( به کار میبرنــد. گروهی که ادعا میکنند به روشــی فراطبیعــی برای درمان بیماریها دســت یافتهاند، وقتــی با مخالفت جامعــه علمی مواجه میشــوند، جعل واژه میکنند و برای مثال نام کار خود را انرژیدرمانی میگذارند. مخاطب فکر میکند او درباره انرژی با همان مفهوم علمی حرف میزنــد، غافل از اینکه انرژی در دنیای علم تعریف مشــخص و معلومــی دارد و نمیتوان بهراحتی هر جایــی آن را به کار گرفت. در طالعبینی وقتی میبینند دنیای ستارهشناسی و نجوم تا این حد پیشرفت کرده اســت، ســعی میکنند ســتارهبینی خرافی را برمبنای نیروهای گرانشی و میدانهای شگفتانگیز انرژی و تأثیر نیروهای کشندی توضیح دهند، بدون اینکه از نظر علمی چنین ارتباطی اثبات شده باشد. شبهعلم خرافه دنیای مدرن است؛ روشی نو برای فریب مردم در دنیایی که علم مســیر زندگی ما را هموار میکند و به پرســشهای ما پاسخ میدهد. البته ســودازدگان و شیادان برای سوءاستفاده از علم و توجیه شبهعلم به تاریخ هم متوسل میشوند. آنها از جلوبودن خود از زمانه میگویند و اینکه «در زمان گالیله هم کســی او را جدی نگرفت»! غافل از اینکه آنچه علم و شبهعلم را متمایز میکند، روش بیان و استدلال در موضوع اســت؛ یعنی ارائه مســیری با قابلیت آزمایش بــرای عموم و قابلیت ابطالپذیری. راههای مختلفی برای تفکیک ســره از ناسره وجود دارد و یکی از آنها بهکارگرفتن آزمون ابطالپذیری است.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.