یادداشتی در باب مخترعان جعلی و ادعای اختراعات شگرف «آلونسو کیخانو» چگونه «دن کیشوت» شد؟

Shargh - - لم - عرفان کسرایی*

«آلونسو کیخانو»، شخصیت اصلی رمان دن کیشوت، بعد از خواندن داستانهایی از شوالیههای ماجراجو بهشدت تحتتأثیر این کتابها قرار میگیرد و تصمیم میگیرد خود نیز یک شــوالیه شود. دن کیشوت خود را شکســتناپذیر میداند، اما از آنجایی که در دنیای خیالی خود گرفتار شــده، دشــمنان فرضی او اغلب کوهها و درختها هستند. او احساس میکند یک شوالیه شجاع است، اما در دنیای توهم خود به آسیاب بادی میتــازد. از دنیای ادبیات که بگذریم، دنیای علــم و فناوری نیز همواره دنکیشوتهای بسیار داشته است. یک جستوجوی ساده اینترنتی نشان میدهد تعداد «خودمخترع پندار»ها و دن کیشــوتهای علم و فناوری بهمراتب بیش از آن است که تصور میشود. افراد بسیاری هستند که خود را صاحب اختراعات بزرگ و شگرف و تاریخسازی میدانند که روزی دنیا را تکان خواهد داد. چنین موضوعی ابدا تازه نیست و تاریخ علم از قرنها پیش، نمونههای بســیاری از این دســت را ثبت کرده اســت؛ افرادی که متوهمانه، مدعی اکتشافات بزرگ، اختراعات شگرف و ایدههایی بودهاند که چهره جهان را تغییر خواهند داد. برای ســالیان طولانی، تب ساختن ماشینهای حرکت دائمی، یعنی ماشینهای ناقض قوانین ترمودینامیک کــه بدون وجود منبع انــرژی برای ابد به حرکت خــود ادامه میدهند، بهقدری بالا گرفته بود که اداره ثبت اختراع و نشان تجاری ایالات متحده آمریکا USPTO() اعلام کرد که چنین طرحهایی را دیگر حتی بررسی هم نمیکند، مگر آنکه یک نمونه عینی از آن ارائه شده باشد.

چگونه میتوان اختراعات جعلی را تشخیص داد؟

مدعیان اختراعات بزرگ میخواهند یکشبه ره صدساله بروند و بدون زحمت و بدون مطالعه تبدیل به دانشمند یا مخترع بزرگ شوند. تفکیک و تشــخیص مخترعنماها از مخترعان و پژوهشــگران واقعی، از دیدگاه متخصصان علوم و فناوری، عملا به ســهولت ممکن است. پژوهشگران حرفهای یا دســتاندرکاران تولید علم و فنــاوری، به پیچیدگیهای امر پژوهش یا تولید علم و فناوری بهخوبی واقفند و ازاینرو مخترعان جعلی عموما نمیتوانند نزد این گروه از متخصصان، خود را بهعنوان مخترعان خبره و پژوهشــگران قابل جا بزنند و جعل کنند. مخترعان جعلی، برای خلاصی از توضیح محتوای اکتشــاف یا اختراع خود به متخصصان و به جهت اجتناب از ارائه آن به مجامع علمی رســمی و دانشگاهی، تلاش میکننــد درعوض، یافتههای خود را به رســانه یا به عموم مردم عرضه کنند و با بهکارگیری هیاهوی کاذب تبلیغاتی، اختراع و اکتشــاف خود را تکاندهنده جلوه دهند. مخترعان جعلی خوب میدانند که متخصصان و نهادهای رسمی آکادمیک، اختراعات مورد ادعای آنها را نه تحتتأثیر تبلیغات و تعریف خود افراد که به صورت دقیق و موشکافانه و با ضوابط علمی شناختهشــده مورد بررســی قرار خواهنــد داد و از افراد خواهند خواست که درخصوص اکتشاف یا اختراع خود، توضیحات دقیق بدهند و منابع مطالعاتی و پژوهشــی خود را نیــز عرضه کنند. درحالیکه افراد غیرمتخصص که اطلاعی از پیچیدگیهای پژوهش و اختراع و اکتشــاف ندارند، مخترعان جعلی را به چالش نمیکشــند و چهبســا از ادعاهای شگرف آنها حیرتزده شوند.

ادعاهایگزاف

گاهــی ادعای دانشــمندان و مخترعان جعلــی بهخصوص آنها که در غــرب زندگی میکنند برای عموم مردم جذابتر اســت. دلیل آن هم این اســت که عموم مردم از شــهرت و موفقیت هموطن خود در اروپا و آمریکا احساس غرور و تفاخر ملی میکنند. این دسته از مخترعان جعلی ممکن است خود را پروفســور نامیده و با پوشش کت و شلوار و کراوات چنــد همایش نیز برگزار کنند. یکی از این دانشــمندان جعلی که خود را کاشــف سیستم خوددرمانی بدن میداند و روی این سیستم، نام بیمعنا و بیمحتوای «دنسروخ» گذاشــته، میگوید: «همیشه نابغهها، در عصر خود، به ســبب حرکت در خارج از زمان خود، دیر شــناخته میشوند و گاهــی با عنادهای مختلف هم روبهرو شــدهاند، ولــی بالاخره در تاریخ ماندگار میشــوند!» در یک نمونه، فردی با داشــتن سن حدود ۲۰ سال ادعا میکند بیش از صد سخنرانی و کنفرانس در همایشها، سمینارها، دانشگاهها و مراکز معتبر علمی کشور ارائه داده و دهها کتاب تألیف کرده است. دیگری که مدعی اختراع یک دستگاه عظیم فناوری امواج و مدعی اســت اختراعش، موجب جذب تمام فرکانسهای ارســالی از زمین و از ماهوارهها میشــود، مینویسد: «مکانیســم عملکرد این دستگاه، جذب فرکانس قبل از رسیدن به پردازشگرهای زمینی است، با شروع به جذب فرکانسها شامل موبایل، اینترنت، تلویزیون، رادیو و... قطع خواهد شد!».

چگونه میتوان مخترعان یا دانشمندان واقعی را تشخیص داد؟

پژوهشگران قابل، مخترعان و مهندسان واقعی و دانشمندان حقیقی، یافتههای خود را در ســمینارها، دانشگاهها و فستیوالهای معتبر علم و فناوری مطرح میکنند. پژوهشــگران واقعی اما ادعا نمیکنند که دهها مقاله در نشریات معتبر منتشــر کرده و زمینههای تحقیقاتی گستردهای داشتهاند، بلکه آنها «واقعا» چنین رزومه روشنی دارند. صلاحیت علمی پژوهشــگران، مخترعان، دانشمندان و مهندســان واقعی را دانشگاهها، نهادهای رسمی علمی داخلی و بینالمللی تعیین میکنند، نه وبلاگها و ادعاهای شخصی. مخترعان و دانشمندان واقعی، جزئیات فنی یافتههای خود را به نهادهای رســمی متولی علم و فناوری عرضه میکنند، چراکه از پس توضیح و تبیین یافتههای خود برمیآیند و دلیلی برای کلیگویی و بیــان مبهم ندارند. ادعای انجام یک اختراع با واقعیبودن آن متفاوت اســت. مخترعان جعلی صرفــا میگویند و تبلیغ میکننــد، درحالیکه مخترعان و دانشمندان حقیقی، یافتههای خود را به مجامع علمی معتبر و باصلاحیت ارائه میکنند. مخترعان جعلی اطلاع دقیقی از ادعای خود ندارند، به جهت خلاصی یافتن از توضیح ابداع و اختراع یا اکتشاف مورد ادعای خود برای متخصصان، به بیان عبارات کلی و غیردقیق میپردازند.

زمینه اجتماعی یا فردی ظهور این پدیده چیست؟

شــاید یکی از عوامل دخیل در بروز مســئله ادعای اختراعات جعلی بــزرگ، اغراقها و تمجیدهای کاریکاتوری اطرافیان، خانواده و دوســتان ناآگاه از قابلیتهای فرد باشد. احتمالا اغلب دیدهایم خانوادهها، کودکان و نوجوانان خود را کــه میتوانند نصب ویندوز یا رایت CD انجام دهند، مغز متفکر کامپیوتر میدانند. بســیاری هستند که نوجوان محصل خود را صرف اینکه دوشــاخه پریز برق را تعمیر کرده یا با گوشی تلفن همراه هوشــمند کار میکنــد نابغه یا مخترع یــا اینشــتین و... نامیدهاند. برای مخترعبودن باید مخترع بود و برای دانشــمندبودن، دانشمند. هیچکسی بدون زحمت و زمینه علمی نمیتواند این عناوین را جعل کند. همانگونه که دن کیشوت با خواندن داستان شوالیهها، شوالیه نشد و تنها در توهم شوالیهبودن بهسر برد و فقط با آسیابهای بادی جنگید.

* پژوهشگر مطالعات علم و فناوری دانشگاه کاسل

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.