انتقاد به شيوه برگزاری مناظرهها

Shargh - - رسانه -

آقای دکتر، شیوه مناظره را چطور ارزیابی میکنید؟

وقتی شنیدم گفته شده جامعه ما ظرفیت مناظرههای دونفره انتخاباتی را ندارد، متوجه نشدم که آقایان براساس کدام یافته علمی در حوزه دانش ارتباطات به چنین بیانی دســت یافتهاند که بــرای من اینقدر عجیــب و غیرعادی اســت. شــک دارم اگر مجموع مقالات علمی منتشرشده در این حوزه را جســتوجو کنیم، مقالهای بیابیم که در آن جوامع را براساس ظرفیت شــنیدن مناظرههای دونفره و چندنفره دستهبندی کرده باشــد. درهرحال آقایان با تکیه به یک بیان غیرعلمی اما بهظاهر عالمانه، شــیوه معمول و جهانــی مناظرههــای دونفره این مقطــع از انتخابات را کنار گــذارده و اقدام به خلق یک شــیوه ارتباطی خاص و «مندرآوردی» کردند که اگرچه دو بخش از آن اجرا شده، امــا قضاوت دقیق و عالمانه درباره کارکرد، پیامدها و نقاط ضعف و قوت آن بدون یک پژوهش کامل و وقتگیر ممکن نیســت. مثلا از یکسو باید با رویکرد تلفیقی کمی و کیفی هر ســه برنامه را تحلیل محتوا کرد و با همان رویکرد، به شیوه آزمایشگاهی هر سه برنامه را در یک پنل کارشناسی نمایش داد تا معلوم شود که اینها با آن فتوای مندرآوری چــه بلایی بــر ســر شــش کاندیدا و بینندگان درآوردند.

اگر فعــلا بخواهیم به صورت چند فرضیه، به قضاوت دراینباره بنشــینیم، چه نکاتی را باید مورد توجه قرار دهیم؟

تصور میکنم این شــیوه ارتباطی به «ابهامســازیهایی» منتهی میشد که چون مباحث در قالب بســتههای چنددقیقهای حصارکشــی شــده بود، ابهــام شــکل میگرفت بــدون آنکه فرصت «ابهامزدایی» فراهم شود. آنوقت کاندیدا مجبور میشــد مرحلــه رفع ابهام را بــا ابهامســازی دیگر نه در تلویزیون، بلکه در تریبونی دیگر دنبال کند. مثلا در سخنرانی سنندج برای رفع ابهام بحثی از مناظره ششنفره، به مردم اطلاع دهد که آستان قدس مالیات نمیدهد. اگرچه با این اطلاعرســانی از یک ابهام رفع ابهام میشــد، اما خودش ابهــام جدیدی میآفرید که چند ســاعت بعــد کاندیدای دیگر در تریبونی دیگر توضیح میداد که آســتان قدس به فلان دلیل مالیات نمیدهد. اما این زنجیره ابهامســازی و ابهامزدایی پایان نمییافت زیرا کافی بود که کارشناس یک فرستنده ماهوارهای فارسیزبان بپرسد اگر قرار بوده آستان قدس معادل مالیاتی که باید میپرداخته به فقرا بدهد، چرا فهرســت دقیق این پرداختها تاکنون منتشر نشده است؟ درواقــع زنجیره ابهامســازیها و ابهامزداییهایی که باید در مناظره، با کمک یــک مصاحبهکننده متخصص خاص چنین مناظرههایی به سرانجام برسد، رهاشده در هوا پایان میپذیرد.

مجری برنامه چطور؟

در ابتدا باید از شــما بپرســم که چرا میگویید مجری؟ ما برای اداره مناظره به یک مجری نیازمند نیســتیم، بلکه یک مصاحبهکننده توانــا میخواهیــم. مصاحبهکنندهای که بدون پررنگکردن نقش خــود در صحنه مناظره، اداره گفتوشــنودها را بر عهــده بگیرد و فرمان این ماشــین را طوری تنظیم کند که اگر به دلیلی، کمی از مســیر منحرف شــد، با حرکتی کوچک آن را به مسیر اصلی خود برگرداند. در مناظرههــا، مصاحبهکننده در حکم یک مبصر نیســت، بلکه یک تنظیمکننده است اداره مناظره میان دو کاندیدای ریاســتجمهوری کار بســیار تخصصی اســت که مجال توضیح بیشتر آن اینجا نیست و فقط خوانندگان کنجکاوتان را ارجاع میدهم بــه چاپ دهم کتاب روشهای مصاحبه خبری. اما به طور خلاصه بگویم او باید آدمی باشــهامت، توانــا در مدیریــت عناصــر موجــود در صحنــه مناظره و درعینحال غیرپرخاشگر اما الزاما نه خیلی مؤدب، مسلط بر اطلاعات حرفهای وسیع، حتما دارای تحصیلات دانشگاهی روزنامهنــگاری و از همــه مهمتر دارای این باور راســتین کــه نماینده بینندگان برنامه اســت نه نماینــده یا مقامات رســانه، باشــد. ســالها پیش در انتهای یک برنامه خبری زنده پاسخگوی ســؤالات مصاحبه ایشان با خودم بودم که کار بهخوبی انجام شــد. اما آن مصاحبهها با اداره مناظره انتخاباتی بســیار متفاوت اســت. نکتهای کــه ادارهکننده مناظره دونفره سال 1388 نیز به هیچوجه از آن آگاه نبود. درهرحال اینکه مجری مناظره یک گوینده تلویزیونی مبادی آداب خوشصدا که ضمنا آموخته باشــد که مواظب شأن افراد و دستگاهها باشد، کار را درست نمیکند.

این فرد باید چه ویژگیهایی داشته باشد؟

به نظرم روزنامهنگارانی داریم که امروز در روزنامههای کشــور فعالیت میکنند و میتواننــد در چنین مناظرهای حاضر و بدون مرعوبشدن، مقامزدهشدن و بازی در نقشِ ادارهکننده یک دستگاه قرعهکشــی، نشست را اداره کنند. درواقع، تواناییهــای لازم برای مصاحبهکننده یک مناظره محدود به همینها نیست، او باید کاربری تئوریهای دانش ارتباطات را بلد باشد.

سوای عملکرد مجری، آیا خصوصیات اجرائی و فنی یک مناظره در این مناظرهها رعایت شده است؟

ملاحظه کنید نکتهای که از آن سر در نیاوردم، اهمیتی بود که آقایان با ورود به «حساب احتمالات» برای قرعهکشی قائل بودند. اینکه ســه جام بلوریــن بگذاریم جلویمان و همهچیــز را با قرعهکشــی جلو ببریم، خــودش عاملی از نتایج غیرعقلانی بود. اگر صداوســیما میخواســت با این قرعهکشــیهای همهجانبه، بیطرفی خود را ثابت کند، از منطق ماهیت و کارکرد مناظره خارج شــده بود. چه کسی گفته قرعهکشی موضوعات مورد بحث بهترین گزینه اســت؟ موضــوع تقریبا شــبیه آن اســت که یک خانم خانهدار نوزادی داشته باشــد که در انتظار شیر مادر است، پســر هفت، هشتسالهای داشــته باشــد که در انتظار میانوعده عصرانه اســت و شوهری که تازه از سر کار آمده و معمولا در این ســاعت یک اســتکان چای میخــورد. حالا بگوییم برای اثبات بیطرفی قرعهکشی کند که اول به چه کســی خوراکی دهد. بدتر از آن قرعهکشــی کند که اول کدام خوراکی را به کدامیک از این سه نفر بدهد. بعد قرعهکشــی کند و سؤال مربوط به نیازهای ورزش کشور را که خوراک آقای هاشمیطباست، به آقای رئیســی دهد. حالا در شــرایطی که ادامه زنجیره مناظره پرتابشــده به تریبونهای اینسو و آنسوی کشور، مردمی که پای تلویزیون نشســتهاند دربــاره چنین روندی در توزیع و دریافت پاســخ ســؤالات مناظره چه واکنشــی باید نشــان دهند؟ میدانیم در دانــش ارتباطات، پنج نوع گوشدادن شناخته شده است؛ «گوشدادن آگاهیبخش»، «گوشدادن انتقادی»، «گوشدادن همدلانه»، «گوشدادن الهامبخش» و «گوشدادن قدرشناســانه» برخی از آدمها مانند یک راننده – بدون آنکه اســم ایــن گوشدادنها را بدانند- حســب آنکه در جاده چه میگــذرد دنده عوض میکنند و شــیوه گــوشدادن خــود را تغییــر میدهند. درحالیکه به نظر میرســد این شــیوه عجیــب مناظره، نهتنها به بیننده در تنظیم شیوه گوشدادن مناسب کمک نمیکند، بلکه او را گیج و ســردرگم نیز میکند زیرا سؤالی خاص از آدمی خاص مطرح شده که منطبق نیست.

ســوای نقد شــما بر قرعهکشــی، عامل دیگر در شکلگیری این وضعیت ارتباطی را در چه میدانید؟

ببینید، هر کنشــی به یک بستر و هر بازی، به یک زمین مناسب نیاز دارد. نمیشود در اتاق پینگپنگ، فوتبال بازی کرد، همانطور که نمیشود گفتوگوی جدی درخصوص یک موضوع مهم را در تاکسی انجام داد. نباید از خاطرمان بــرود که ورود بــه یک بحث مهــم و جــدی درباره یک موضوع بهخصوص )مثلا ایجاد ایکس میلیون شــغل در کشــور( نیازمند ساختاری است که معمولا از یک مقدمه آغاز میشود که خودش مستلزم صرف وقت است. سپس محتواهایــی ارائه میشــود که باید با یــک نظم منطقی چیده شود که مخاطب تلویزیونی از آن محتوا بهاصطلاح «مفهومی » صید کند منطبق بــا محتوا و در انتها به یک جمعبندی حسابشده شخصی دست یابد. حالا در شرایط این شــیوه بهاصطلاح مناظره، کاندیدای مــورد نظر قرار اســت چطور همه اینها را در دو دقیقه خلاصه کند؟ اصلا ایــن دودقیقهها به چه درد او میخــورد؟ بیننده نیز هنوز گــوشدادن خود را تنظیم نکرده، دو دقیقه کوپنی کاندیدا تمام شــده بدون اینکه موضوع برایش باز شــده باشــد. کل ماجرا شــبیه آن اســت که بگوییم جامعه ما ظرفیت تماشــای بازی فوتبال در زمین فوتبال را ندارد و لازم است ورزشکاران عزیز بروند روی میز پینگپنگ بایستند و فوتبال بازی کنند.

ادامه در صفحه14

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.