روحانی مديون کیست؟

Shargh - - صفحه اول - احمد غلامی سردبیر

روحانی بیش از هر کسی مدیون دشمنانش است؛ دشــمنانی که با حملات خود چهــرهای متفاوت از او ساختند. از این رهگذر محبوبیتی عاید روحانی شد که انتظارش را نداشت، همانگونه که در سال 92 او را بر کرسی ریاستجمهوری نشاندند. اگر روحانی بخواهد با شیوه ســقراطی با مخالفانش عادلانه برخورد کند باید چیزی را به آنان بدهد که مستحق آنند.

«ســقراط: آیا ما بایــد آنچه که به دشــمنانمان مدیونیــم را ]نیــز، بهماننــد دوســتانمان[ بــه آنها بازگردانیم؟

پولمارخوس: دقیقا چنین اســت، درست آنچه را که به آنها مدیونیم؛ و من فرض را بر این قرار میدهم که یک دشــمن، درســت همان چیزی را به دشمنش مدیون اســت کــه درخور و ســزاوار اوســت: یعنی آسیبرساندن.

سقراط: بســیار خوب، بنابراین صناعتی که عدالت خوانده میشــود چــه چیزی را به چــه چیزهایی باز میرساند؟

پولمارخوس: سقراط! اگر پاســخ ما میبایست با آنچه از آن آغاز کردیم ســازگار باشد، پس باید بگویم ]عدالت[ صناعتی اســت که به دوستان منفعت و به دشمنان آسیب میرساند».

آیا در چهار ســال گذشــته روحانی با مخالفانش چنین عادلانه رفتار کرده اســت؟ آنچه مســلم است رئیسجمهور پــس از پیروزی رفتاری مســیحایی در پیش نگرفــت. او با بیاعتنایی بــه مخالفان و گاه در تنگنــا قراردادن آنان به منظــور جلوگیری از اقدامات انحصاری که در دست آنان بود، توانست با مخالفانش آنگونه رفتار کند که باید میکرد. آنچه امروز قالیباف را خشــمگین ساخته و موجب شــده بیش از هرکس دیگــری تمام توشوتوان خود را بــه کار گیرد تا جای روحانی بنشــیند و در صورت موفقنشــدن دیگری را جای او بنشــاند، از همین نوع عدالتی نشــئت گرفته اســت که روحانی درباره مخالفانش بــه کار گرفت. روحانی را مخالفــان دگرگون کردند تا ناگزیر به روش و منش خودش که تدبیر و اعتدال بود، پشــت پا بزند و وارد گود سیاست شود. گودی که در سالهای دوره اول از ورود به آن برای زورآزمایی پرهیز داشت. او راه سکوت و مهار را پیش گرفته و با این تئوری نشان داد ســکوت و مهار بهترین شیوه برای برخورد با مخالفان است. اما شیوه سکوت و مهار چنان مخالفانش را به خشم آورد که دیگر پنهانکاری را تاب نیاورند و آشکار به هر بهانهای با صراحت و خشم به او حمله کردند. رســانههای اصولگــرا گاه از حد مجــاز مواجهههای سیاســی فراتر رفته و با الفــاظ و تصاویری که بیانگر خشم آنان بود به مقابله با روحانی پرداختند و چنان تخریبــش کردند که اگر این کار از ســوی هر روزنامه دیگری در دولــت نهم و دهم رخ مــیداد، بیتردید با آن برخوردی جدی میشــد. رســانههای اصولگرا اگرچه چنــدان رغبتی به آزادی ندارنــد اما بهراحتی از فضــای آزاد متکی بر نهادهــای قدرت بهرهبرداری میکنند. آنان سالهاســت که تلقی متفاوتی از آزادی دارند، آزادی، خیابانی یکطرفه اســت در اختیار آنان. روحانــی برخــلافِ مخالفانــش تمایل به ســوگیری نداشت و تلاش میکرد در میانه میدان بایستد و همه چیز را چنان سروســامان دهد کــه موجب تخاصمی جدی میان دوســتان و مخالفان نشــود. اما مخالفان روحانی که با آموزههای دیگری آشنا بودند، او را وادار کردند به این سیاســت تن بدهد که هر سیاستمداری یک دوست حقیقی و یک دشمن حقیقی دارد و زمانی فرا میرســد که بدون درنگ و تردیــد باید حمایتش را از کســی علیه کســی دیگر آشــکار کند. مخالفان ناچارش کردند تا بپذیرد این مسیر در سیاست، همواره ســودمندتر از بیطرف باقیماندن است. اینگونه بود کــه جهانگیری پا به میدان گذاشــت تا ســدی برای حملات قالیبافِ خشــمگین باشد. اسحاق جهانگیری اصلاحطلب با حضور در ردههای پایین و میانی قدرت خوب میدانســت مخالفان برای نیل به هدفشــان دست به هر کاری خواهند زد و برای رسیدن به مقصد هر آنچه را در برابرشان باشد، لگدکوب خواهند کرد.

شــاید حســن روحانی در مواجهه بــا مخالفانش بهانــدازه کافــی واقعبیــن نبــود، او تصــور میکرد مخالفانــش در مقابله با او حــدی از حرمت و حریم برای او قائل خواهند شد. روحانی هرچه به پایان دوره اول نزدیکتر میشــد، درک میکرد کــه چیزی بهنام مصلحتاندیشي در برابر کســانی که منافعشان را از دســت دادهاند، معنا ندارد و تنها چیزی که میتواند آنــان را به روحانی گــره بزند، اشــتراک منافع برابر و عینی اســت ولاغیر. خواســتهای کــه روحانی تلاش کــرد به آن تن ندهــد و اگر صحنه سیاســت داخلی ایران امروز صحنه سیاســتمداران خشمگین است، ازهمینرو است.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.