با شعارهای معیشتی آموزش به حاشیه ميرود

Shargh - - تخته سفيد - پدرام سلطانی*

تلاش برای مهندسی روانی دستور رهبری

در اوایل ســال 1394 و به دنبال دســتور مقام معظم رهبــری مبنــی بر لــزوم تحصیــل کلیــه دانشآموزان افغانســتانی ساکن ایران، موجی از شــادی و به دنبال آن تقدیر و تشــکر از رهبری و مســئولان جمهوری اسلامی ایران در فضای مجازی، نشــریات و رسانههای افغانستان و گروههای مهاجــران به راه افتاد. این مســئله بهقدری در رســانههای افغانستان بازتاب داشــت که خبرگزاری بیبیسی فارسی در برنامهای به این موضوع پرداخت. این شبکه با پررنگکردن این مسئله که «چرا این دستور، سالها پیش صادر نشــد؟»، تلاش زیادی برای بهحاشیهکشاندن دســتور اخیر رهبری داشت، با این حال تمام زمان برنامه بیبیســی به تماس تلفنی مردم افغانســتان و تقدیر و تشــکر از مقام معظم رهبری سپری شــد. به دنبال سفر «دکتر محمد اشرفغنی»، رئیسجمهوری افغانستان، به ایران و دیدار با مقام معظم رهبری، وی مراتب تشکر ملت افغانستان را خدمت ایشان رساند.

بررسی نحوه اجرای دستور مقام معظم رهبری

«هیچ کــودك افغانســتاني، حتــي مهاجراني که به صورت غیرقانوني و بيمدرك در ایران حضور دارند، نباید از تحصیــل بازبمانند و همه آنها بایــد در مدارس ایراني ثبتنام شــوند». این جمله، بخشــي از بیانــات رهبري درخصوص تحصیل مهاجران افغان مقیم در ایران است کــه موجي از امیــدواري را در بین فعــالان حوزه کودك به وجود آورد. به دنبال این دســتور، ســخنگوی دولت از استقبال دولت از این دستور خبر داد. با این حال، چگونگی اجرای این طرح از ســوی دولــت موجب یأس و ناامیدی بسیاری از فعالان حوزه آموزش افغانها شد. این مسائل عبارتاند از:

مهلت کوتاه ثبتنام در کنار تبلیغات بسیار ضعیف رســانهای باعث شــد تا به گفته خانم «اشرفی»، مسئول بنیاد حامی، تنها در حدود 11 درصد )معادل 46 هزار نفر( از دانشآموزان واجبالتعلیم افغــان، «مجوز ثبتنام» دریافت کنند.

از ســوی دیگر، بســیاری از مدارس به دلیل آنچه «نداشــتن ظرفیت» نامیده شــد از ثبتنام دانشآموزان افغــان دارای مجوز ثبتنام امتناع کردنــد. این در حالی اســت که دولت اعلام کرد زیرساختهای آموزشی مورد نیاز تحصیل این کودکان را تدارک دیده است.

گزارشــات متعــدد دریافــت شــهریههای گزاف غیرقانونی از ســوی مدارس برای ثبتنام کودکان افغان، بارها از سوی خانوادهها و NGOها ثبت شده است.

نتایــج تحقیقی کــه در ســال 95 انجام شــده، نشــاندهنده ایــن اســت کــه شکســت طــرح «ادغام دانشآمــوزان» منجر به تــرک تحصیــل دانشآموزان میشــود. گراف زیر نشــاندهنده تعــداد دانشآموزان مــدارس خودگــردان در ســال 95-94 )پس از دســتور رهبری( و 94-93 )پیش از دستور رهبری( است.

همانطور که مشاهده میشود، تعداد دانشآموزان مدارس خودگردان در ســال 95-94 افت زیادی نسبت به ســال پیش از آن داشــت. نســبت به ســال گذشته، افت محسوســی یافت، اما از نیمــه دوم مهرماه، تعداد دانشآمــوزان مــدارس خودگردان افزایــش دوبرابری مییابــد. دلیل این امر، بازگشــت مجــدد دانشآموزان افغان بــه مدارس خودگــردان بود. «عــدم پذیرش از سوی همکلاســیها» و «تبعیض آموزشی» از سوی 84 درصد دانشآموزان به عنوان اصلیترین عامل بازگشت بــه مدارس خودگردان اعلام شــد و نکتــه مهم اینکه، متأســفانه 40 درصد دانشآموزانی که از مدارس دولتی انصراف دادهاند؛ بــه طورکامل «ترک تحصیل» کردند و این مســئلهای است که با روح دســتور رهبری در تضاد قرار دارد.

با بررســی کارنامــه عملکــرد NGOهــای ایرانی و افغانســتانی فعال در حوزه آموزش اتباع افغانســتانی، شــاهد این هســتیم که این مجموعهها عمدتــا کارنامه قابل قبول و در مواردی درخشان دارند. پیشنهاد میشود دولت جمهوری اســلامی ایران با فعالســازی و تسهیل در صــدور اجازهنامــه فعالیت ایــن مجموعهها، ضمن ســبکترکردن بار آموزش از دوش خــود، زمینه آموزش بهتــر مهاجــران را نیز فراهم کند. اســتفاده از پتانســیل جامعه فرهنگی و دانشگاهی افغانهای ساکن در ایران، کمککننده دولت در امر آموزش اتباع افغانستانی ساکن در ایران اســت. امید است مســئولان با کسب تجربه از سیاستهای اتخاذی در حوزه مهاجران، شرایط آموزش و زندگی مهاجران در ایران را قانونمند و عزتمند کنند.

موضوع مهــم آموزشوپرورش در مناظرههای انتخاباتی و در برنامههای تبلیغاتــی عمومــی کاندیدهــا که از صداوســیما پخش شد، خیلی شکافته نشده اســت. علت اصلی موضوع این است که شــرایط عمومی و رفاهی در جامعه به گونهای اســت که بیشترین میــزان انتظــارات مــردم و جامعــه رأیدهنــده )بخش اکثریــت جامعه رأیدهنــده( انتظــارات معیشــتی از نامزدهاست یا حداقل نامزدها اینگونه فکر میکنند. از اینکــه برخی نامزدها صرفا بحثشــان این اســت که چقدر یارانه میدهنــد یا چگونه پول را توزیع میکنند و در اعداد ایجاد اشتغال با هم رقابت دارند یا مرتب شعار فقر و فلاکت میدهند، میتوان دریافت ایشــان چه جامعــه مخاطبی را هــدف گرفتهاند. طبیعتــا ایــن نــوع شــعارها، جامعه تحصیلکــرده را ارضــا نمیکند، بلکه آنها را سرخورده میکند. این روش یک چرخه معیوب است. به این ترتیب که ما هر دورهای که پیش برویم باید انتظار داشته باشیم کاندیداها بیشتر شعارهای معیشــتی بدهنــد و کمتر شــعارهای توســعهای داشته باشــند. بدینترتیب حاصل چنین انتخابی بعد از انتخابات برای خــودش تعهداتی براســاس آن شــعارها ایجاد کرده و وعدههایی داده اســت کــه میخواهد آنهــا را محقق کند. البته وظیفه دولت این اســت که شرایط ایجاد اشتغال را فراهم کند و از اقشار آسیبپذیر حمایت کند اما ناگزیر چنان تمرکزی در دوره چهارســاله در این بخشهــا به وجــود میآورند که آموزش مثل همیشــه فدا میشــود و چون فدا میشود سطح آگاهی عمومی جامعه تا چهار ســال بعد هم افزایش قابل قبولی پیدا نمیکنــد. بنابراین باز هم وعدههاى نان و شــغل سکه رایج انتخابــات پــس از آن خواهــد بود. با این شــیوه نمیتوان گامهایی جدی در اصلاح نظام آموزشــی برداشت و این درحالی اســت که آموزش سنگبنای توســعه درازمــدت و توســعه باثبات اســت. اگر میخواهیم جامعــه را از وضعیت فلاکت و ســختی معیشــت خارج کنیم باید آن را توانمند کنیم. اگر بخواهیم توانمندیها را پرورش دهیم باید مهارتافزایی داشته باشیم و برای این مسئله باید آموزش داد.

یــک نکتــه را باید در نظــر گرفت؛ چــون در فضای عمومــی مناظرهها و مدت فشــرده و کوتاه رقابت، خیلی از تفکرات و برنامههای بنیادین کاندیداها مجــال کالبدشــکافی و طــرح بحث ندارنــد ازایــنرو باید بــه کارنامههای آنها توجه کنیم؛ کســی که کارنامه در تقویــت و تلاش برای بهترشــدن نظام آموزشی دارد و رویکردش یک رویکرد آموزشمحــور اســت و جامعــه را به ســمت رواداری و خــروج از تعصبات ببرد. فردی که نگاهش این اســت که افراد در تعامل با جامعه و فراهمبودن مجــاری یادگیری قرار گیرنــد البته این مجاری فقط معلــم و چارچوب درس و مدرسه نیســت. دسترسی به فضای مجــازی بــرای شــهروندان و میــزان گســترش آن از شــهرها به روســتاها، برقــراری آمــوزش باکیفیت بــه اقوام دوزبانه، رســمیتدادن به زبان مادری اقــوام و ترویــج آن از جملــه مواردی اســت که باید بــا ذرهبیــن در کارنامه کاندیداها جســتوجو کرد یا در بیان و گفتارشان و سوابقشان به دست آورد. در اینصورت هرکدام از کاندیداهایی که در این زمینهها کارنامهاى دارند طبیعی است برای آموزشوپرورش میتوانند تأثیرگذار باشــند و کسانیکه خلاف این مســیر حرکت کردهاند نکتــه منفی در کارنامهشان است.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.