قاتل پدرزن باز هم محاکمه میشود

Shargh - - حوادث -

شرق: مرد جوانی که ادعا میکند 10 سال پیش در دفاع از خود، پدرزنش را به قتل رسانده است، بار دیگر پای میز محاکمــه رفت. او یک بار به قصاص محکوم شــده، اما دیوان عالی کشور رأی را نقض کرد.

به گزارش خبرنگار ما، رســیدگی به این پرونده سال 86 در پــی تماس مردی بــا پلیس 110 در دســتور کار پلیس قرار گرفــت. این مرد جوان به مأموران گفت مرد میانسالی نزدیک یکی از دادســراهای پایتخت با چاقو به قتل رســیده اســت. پلیس پس از شــنیدن این خبر، خود را به محل وقوع جنایت رســاند. آنها در تحقیقات ابتدایی متوجه شــدند مقتول مرد میانسالی به نام امیر اســت که در یک نزاع خانوادگی به دســت دامادش که مهران نام دارد، به قتل رسیده است. یکی از شاهدان به پلیس گفت: در خیابان ایســتاده بودیم که امیر و مهران با یکدیگر درگیر شــدند. امیر تنها نبــود؛ چند مرد دیگر هم با او بودند. او یک زنجیر در دســت داشــت. ابتدا با هــم کمی بحث کردنــد و بعد از چند دقیقــه، درگیری شــدت پیدا کرد و به سوی یکدیگر حمله کردند. ناگهان مهــران با چاقو ضربهای به امیر زد و او روی زمین افتاد. مأموران با توجه به شــواهد و اطلاعات موجود، مهران را بازداشت و از او بازجویی کردند. او به مأموران جنایی گفت: دو سال بود که با نرگس، دختر امیر، عقد کردهام. بارها خواســتم دســت همســرم را بگیرم و سر خانه و زندگیمان برویم؛ اما هر بار که خواســتم این کار را انجام دهم، امیر مانع میشد. همسرم را خیلی دوست داشتم و با او هیچ مشکلی نداشتم؛ اما با پدرزنم کمی اختلاف داشــتم. برای همین تصمیــم گرفتم از طریــق دادگاه مشــکلاتم را با او حل کنم. بــرای همین به دادگاه رفتم و از او شــکایت کردم. روز حادثه هنگامی که از دادسرا پایم را بیرون گذاشتم، دیدم پدرزنم همراه با چند مرد آن طرف خیابان ایستادهاند. وقتی به آن طرف خیابان رفتم، پدرزنم شــروع کرد به من ناسزا گفتن. پدرزنم یک زنجیر و یکی از مردانی که با او بود یک چاقو در دست داشتند. ناگهان به طرف مــن حمله کردند. ابتــدا امیر با زنجیر چند ضربه بــه من زد، یکی از مردانی هــم که با او بود چنــد ضربه چاقو به طرف من پرتاب کرد که یکی از آنها صورتم را زخمی کرد. خیلی ترسیده بودم، میخواستم فرار کنم؛ اما نتوانســتم برای همین سعی کردم چاقو را از دســت آن مرد بگیــرم. با او درگیر شــدم و چاقو را از دســت او گرفتم. نمیدانم چه اتفاقی افتاد که چاقو در ســینه پدرزنم فرو رفت و او جان خود را از دســت داد. نمیخواستم او را بکشم فقط میخواستم از خودم دفاع کنم. با توجه به گفتههای مهران و سایر مدارک موجود، کیفرخواستی علیه مهران صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه 74 وقت دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد. پس از قرائت کیفرخواست، اولیاي دم در مقابل قضات ایســتادند و خواستار قصاص متهم شدند. سپس مهران در جایگاه حاضر شــد و بار دیگر روز حادثه را همانطور که قبلا توضیح داده بود، تعریف کرد و گفت: قصد کشتن پدرزنم را نداشــتم فقط میخواستم از خودم دفاع کنم. در پایان جلســه، قضات وارد شور شــدند و مهران را به قصاص محکوم کردند؛ اما دیوان عالی کشــور به دلیل اینکه معتقد بود مهران به دلیل دفاع مشــروع پدرزنش را به قتل رســانده اســت، رأی را نقض کــرد و پرونده را برای رســیدگی مجدد به شعبه 113 وقت دادگاه کیفری ارسال کرد که در آن دادگاه مهران تبرئه شد و به 10 سال حبس و پرداخت دیه محکوم شد؛ اما دیوان عالی کشور بــار دیگر رأی را نقض کرد و مجدد پرونده را به شــعبه همعرض در دادگاه کیفری اســتان تهران ارســال کرد و مهران بهزودی پای میز محاکمه حاضر میشود.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.