تماشای رنج دیگران

Shargh - - تئاتر - *عنوان کتابی از سوزان سونتاگ دکتر اشا صدراشکوری

ایده نمایش بیپدر، ایدهای اســت بهشــدت معاصر وامگرفته از داستان «شــنگولومنگول» قصــهای که در کودکیهایمــان جریــان دارد و بــه محض شــنیدنش ترس از اجازه ورود دیگری به -حریم خصوصی- مان در کودکی شــکل گرفته است؛ زمانی که آیفونهای تصویری و ابزار مدرن برای شناسایی آن دیگری پشــت در وجود خارجی نداشت و تنهایی نسل فرزندانِ کارمندانــی کــه بــرای ســاعتهای متمادی در را بایــد «قفل» میکردند. چنانچه این امر، نوستالژی بازی آتاری و نشانههایش در لحظهلحظه این اثر حفظ شده اســت، از بروشور گرفته، تا افکتهای صدا و... مــا را به دهه 60 پیــش از ورود کامپیوترها و تلفنهای هوشــمند میبرد. امروز اما تکنولوژی بــه حریــم خصوصــی مــا تعــرض کــرده اســت و همانقدر خشــونت؛ خشــونتی که دیگر حتی تلاشی برای پنهانشــدن نمیکند. هر روز تنها اگر برای چند دقیقهای در فضای مجازی، اینســتاگرام و... بچرخید، حداقل چند عکــس خشــونتبار را ورق خواهید زد. جنگ، تجاوز، بیهویتی و درندگی انسان پســتمدرن جهان را به سمت اضمحلالی تراژیک سوق میدهد. اما همه اینها بن اندیشــه نمایشی است کــه فانتزی خشــونتبارش، بازنمایی معاصریتی اســت که با شــتاب در آن زیست میکنیم و سیدمحمد مساوات بهدرســتی آن را درک کــرده اســت. ایــده اصلــی چیدمــان واقعیتهای بیپــرده امــروزی و ترسهایــش؛ ایدهای درخشــان اســت. مطمئنا ما در ایــران نیازمند گونههــای مختلف اجرائــی، تفــاوت در ســلیقه انتخاب درام و نگاههــای متفــاوت از یکدیگر هســتیم؛ آنچه آثــار نمایشــیمان را از هــم متمایز میکنــد و به مخاطب تئاتری اجازه میدهد تا تجربه دیداری و شــنیداری متفاوتــی از دیدن یک اثر نمایشی داشــته باشــد. گونه کمدی امــروزه بیش از هر چیــزی مخاطبان را به ســمت خود کشــانده، کمااینکه دیگر کمدی به ســخیفترین شکلش، عنــوان تئاتر بــه خود گرفته اســت و مخاطب درجستوجوی قهقهههایی بلند روانه سالنهای نمایش میشود. دیگــر آن «کاتارســیس» معــروف رنــگ باخته و جایگاهش را از دســت داده اســت. پدیــدهای ترســناک کــه میتوانــد کارگردانهای جوان و حتی پیشکســوتان را به یک همسانگرایی تراژیک در دوره کاریشان سوق دهد. مساوات این مرز را گذرانده و دست به تجربهای کاملا تئاتری زده است؛ تئاتری با فانتزی هولنــاکِ «فرزندخوری!» اما سؤال آنجایی مطرح میشود که لزوم نمایش امر خشونتبار به مثابه جنایتی هولنــاک روی صحنه تئاتر چیســت؟ مساوات در «بیپدر» با تمام تلاشش از ساختن اثری متفاوت، بهشدت معاصر و نقادانه نســبت به جامعه خویش، دچار چنــد لغــزش حرفهای شــده است. اول از همه مســاوات بهعنوان امــری اخلاقی و حرفــهای باید پیش از اجــرا به مخاطبش اجــازه انتخاب دهد که آیا توانایی روحی و جســمی دیدن صحنههای خشــونتبار را دارد یا خیــر؟ نهتنها این اتفاق پیش از اجرا نمیافتد که عنوان «طراح عروســک» بــه این امر بار دیگــری اضافه میکند که شاید بتوانیم با کودکانمان به دیدن این نمایش برویم؛ «شنگولومنگول و حبــه انگوری» که با عروســک همراه میشــوند. انتخاب چنیــن عنوانی به جــای «طراح قطعه» یا «اسپشــیال»، آگاهانه بــه مخاطب ضربــه میزند؛ ضربهای که طراح و کارگردان خودش آن را در طول اثرش به صلابه کشــیده و نقد میکند. سومین و آخرین نکته در این مقام زمانی است که مساوات زمان پســتمدرن حاضر را برعکس شتاب جاریاش کش مــیآورد، مخاطب را همچنان به دردی محکوم میکند که میتواند از حوصلــهاش فراتر رفته و از لذت تماشــای ایده هوشمندانهاش جا بماند.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.