بنن، رئیسجمهور در سایه آمریکا باقی میماند

Shargh - - علم -

بله اگر از بیرون و در ظاهر به این دو اندیشه نگاه کنیم، آن را به هیچ عنوان قابل تجمیع نمیدانیم؛ مثلا اگر از دید یک روزنامهنگار روشنفکر و انســانی صاحب اندیشه به مسئله نگاه کنیم به نتیجه شما میرسیم که این دو در یک قالب تناقضگونه قابل هضم نیســت، اما اگر از زاویه شــیفتهکردن مخاطب و توده مردم به آن نگاه کنیم، اتفاقا این تناقض، یک ترکیب بســیار موفق، کارا و جذابی را ایجاد میکند؛ پس این مسئله با این دید قابل درک اســت؛ بنابراین با این دیــد، اگر فرمان منع روادید برای شــش کشور را به بوته تحلیل ببریم، بهخوبی میتوان این تناقض را دید؛ چراکه از یکســو با نگاه آکادمیــک و علمی، نهادهای حقوقی، دانشگاهی و رســانهای این فرمان را بهشدت نادرست میدانستند؛ زیرا نه با تئوریهای علمی همخوانی داشت و نه با قانون این کشور.

اما از دید طرفداران بنن و ترامپ، این فرمان بهشــدت مورد استقبال قرار گرفت؛ پس میبینید دستورات و فرمانهای ترامپ اگر با دید علمی تحلیل شود، بهشدت متناقض اســت و این تناقض بهقدری جدی است که نه با اندیشه دموکراتها نسبتی دارد و نه جمهوریخواهان؛ بنابراین نکات مطرحشده بهخوبی روشن میکند که جذب آرای توده مردم چقدر مهم است.

با گذر از جایگاه مهم شخصیتی استیو بنن، در مدت اخیر، ترامپ او را از شــورای امنیت ملی خارج کرد. آیا این مســئله نشــانهای از کمرنگشدن بنن نیســت؟ آن هم کسی که همه او را «رئیسجمهور» در سایه مینامیدند؟

بنن هنوز «رئیسجمهور در ســایه» و همچنان در ســاختار مدیریتی کابینه ترامپ شــخصیتی بسیار مؤثر اســت. اما این سؤال مهم شما به بُعد اختلافی بنن با کوشــنر و ترامپ میپردازد؛ البته تنش کوشنر و بنن ریشهایتر از یک اختلاف عقیده ساده است؛ ازاینرو که این دو نفر، نماینده دو طیف فکری کاملا متضاد هســتند. هنگامی که دستگاههای نظامی و امنیتی برنامههای خود را در قالب سیاست کلی آمریکا به ترامپ دادند، اختلاف میان بنن و ترامپ شکل گرفت و بعد از آن هم شدت یافت؛ برای شــخصی مانند خود بنن چیزی غیر از آمریکا اهمیت ندارد؛ این اهمیت و تعریــف آن از دید اندیشــههای بنن فقط معطوف بــه اعتلای داخلی آمریکاست و در این راستا نباید هزینههای سنگین و گزافی که میتوان آن را صرف توسعه آمریکا کرد، برای جنگهایی که برای واشنگتن هیچگونه فایدهای ندارد هزینه کرد.

در واقع دکترین بنن بازســازی آمریکا از درون است؛ بنابراین نباید در افغانستان، عراق، ســوریه و حتی کره، تایوان و... دلارهای آمریکایی که میتوانــد به اشــتغال و تولید بینجامد را خرج کــرد. از دید بنن، امنیت ســوریه، افغانســتان، عراق و هر جای دیگری ارتباطی به آمریکا ندارد. او همواره این ســؤال را مطرح میکند که چرا یک ســرباز آمریکایی باید برای امنیت یک کشور دیگر کشــته شود؟ پس بهواسطه تأثیری هم که ترامــپ از بنن میپذیرفت تقریبا شــعارهایی را بهخصــوص در دوران تبلیغات انتخاباتی در همین راســتا میداد، مثلا انتقاد شــدید از دولت بوش به واســطه جنگ افغانســتان و عــراق یا انتقــاد از دولت «باراک اوباما». اما به مرور دســتگاههای استراتژیست، ســازمانهای امنیتی و نظامــی به ترامپ فهماندند که این رویه فکــری به دور از واقعیتهای امروز صحنه بینالملل است و به واسطه این سیاستهای ترامپ، هیئت حاکمه در آمریکا به این نتیجه رســیدند کــه در تنظیم نظم جهانی به حاشیه رفتهاند. پس این دســتگاهها در راستای نمایش قدرت آمریکا و مخابره آن به جهان، ترامپ را هم مجاب کردند که باید دست به انجام عملی بزند تا بازیگران بینالملل، بهویژه در سوریه دوباره متوجه جایگاه اول آمریکا شــوند. زمانی که مسئله حملات شیمیایی به منطقه «خان شــیخون» سوریه به وجود آمد، بستر بســیار مناسبی برای این کار شکل گرفت تا به کشــورهای جهان و بهویژه متحدان ســوریه بفهماند هیچ معادلهای در روابط بینالملل بدون درنظرگرفتن آمریکا صورت نخواهد گرفت؛ بهخصوص که نشستهای «آستانه» و «ژنو»، بدون نقشآفرینی واشنگتن انجام شــده بود که با حمله موشــکی به «شعیرات» ویترین بسیار زیبایی را برای این هدف خود انتخاب کردند. باوجود اینکه بسیاری از تصمیمات آقای ترامپ اشــتباه بود و رنگ پوپولیســتی غیرعقلایی و غیرحقوقی داشــت، حمله موشکی اخیر به سوریه یک تصمیم ارزیابی شده، دقیق و ســنجیده از منظر تثبیت منافع ملی آمریکا بود. من کلمه «ویترین مناســب» را گفتم؛ «این ویترین مناسب استفاده از سلاح کشتار جمعــی علیه غیرنظامیان ســوریه بود». حال فارغ از اینکه چه کســی مســبب اصلی فاجعه اســت؛ نکته مهم این بود که در این حادثه تلخ، 89 نفر کشته شدند و این آمار تلخ، آن فرصت طلایی بود تا ترامپ نشان دهد در قبال قربانیان چنین فجایعی ساکت نخواهد نشست و نسبت به آن واکنشی انسانی نشان میدهد. اما همین مسئله همانطور که گفتم به نقطه اختلاف استیو بنن و ترامپ بدل شد و علاوه بر آن، نیکی هیلی، رکس تیلرسون، جارد کوشنر و... هم بر دامنه اختلافات این دو افزودند. بنن همچنان معتقد است که آمریکا نباید در هیچ جنگی به طور مستقیم حضور یابد و هزینههای هنگفت ایجاد کند. او معتقد است آمریکا نباید در باتلاق جنگ فرو رود و این باتلاق جنگ بدون شک سوریه است؛ در این باتلاق از یک ســو گروههای متعدد معارضی مانند داعش، احرار الشام، ارتش آزاد و... و در طرف دیگر هم دولت «بشــار اســد» وجود دارد که هدف آنها نابودی همدیگر است. البته نکته مهم دیگری هم که باید ذکر کرد آن است که در این باتلاق، کشورهای دیگر منطقهای و فرامنطقهای درگیر هســتند. باتلاق جنگ سوریه در طول تقریبا شش سال گذشته به تضعیــف نیروهای آنها انجامید و در نهایت بــرای تجدیدقوا و نیرو، این کشورها دست به خرید ســلاح ميزنند که این موجب رونقگرفتن بازار ســلاح و کمپانیهای اسلحهسازی آمریکا میشود و همین دقیقا فصل اختلاف بنن و ترامپ اســت و ادامه هم خواهد داشــت. اینجاست که من به جمله اول خود در گفتوگو باز میگردم که اگر مشــاوران امنیت ملی، اعضای شــورای امنیت ملی و... کسانی مانند خانم رایس یا «جان بولتون» بودند، با فهم آکادمیک و تحلیل دقیق خود، ســهم استراتژیک خود در این مســائل را قطعــا به خوبی ایفا میکردند و ســبب کاهش این تعارضات داخلی میشــدند. البته من معتقدم بنن، یک پوپولیست صرف نیست؛ چراکه دیدگاههای او منجر به رشد و بهرهمندی اقتصادی داخلی آمریکا میشــود، اما نکته اینجاست که در این دیدگاه، مشکلاتی وجود دارد؛ نخســت آنکه از ســوی پوپولیســتها و عامه مردم مورد توجه قرار میگیرد و دوم، ارائه تحلیلی ساده از مسائل بینالملل است. بههمیندلیل هم صاحبــان این ذهنیت فکر میکنند که با برقرارنکردن رابطه به راحتی میتوانند به رشد اقتصادی داخلی آمریکا دست یابند.

ترامپ میان اندیشــههای بنن و استراتژیستهای هیئت حاکمه آمریکا به کدام ســمت گرایش پیدا میکند؛ و یا اینکه راهحل ســومی وجود دارد و ترامپ با استفاده از هوش سیاسی خودش، روی لبه تیغ حرکت میکند؟

بگذارید خلاصه و در یک جمله بگویم، من هم به راهحل ســومي که شما مطرح کردید معتقدم و باور دارم که ترامپ این هنر را دارد که میان این اندیشههای متناقض توازن ایجاد و هر دو سر این طیف را حفظ کند.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.