قتل، پایان غمانگیز زندگی کودک معتاد

متهم به قتل که جوان موادفروشی است، به کودک 11سالهای مواد فروخته و سپس او را به قتل رسانده است

Shargh - - حوادث -

شــرق:

مردي جوان که متهم اســت کودک 11ساله معتادی را مورد تعرض قرار داده و به قتل رســانده است، با رضایت اولیای دم از قصاص نجات یافت و به حبس و شلاق محکوم شــد. به گزارش خبرنگار ما، 13 اردیبهشــتماه ســال 89 مأموران پلیس در تماس تلفنی شــهروندی باخبر شدند جسد کودکی در یک خرابه رها شــده است. زمانی که مأموران به محل رســیدند، مرد جوانی به نام کیان که در محل ایســتاده بود، به مأموران گفت او تماس گرفته است و صبح که از خانه بیرون آمده، جســد این کودک را پشت خانهاش دیده است. به دستور بازپرس پرونده جســد به پزشــکی قانونی انتقال یافت و تحقیقات مأموران برای مشخصشدن ماجرا آغاز شد.

وقتی مأموران مرد جوانی که مدعی بود جسد را پیدا کرده مورد بازجویی مجــدد قرار دادند، متوجه تناقضگوییهای او شــدند و بــه اداره پلیس انتقال دادند. کیان ابتدا مدعی شــده بود کودک 11ســاله را نمیشناسد اما بعد گفت او را میشناسد و چندباری او را دیده اســت. او گفت: نامش ســیاوش اســت؛ او را چندبــاری در پــارک دیده بودم کــه دنبال مواد میگشــت؛ مصرفکننده بود و از فروشــندگان مواد میخریــد. وقتی مأموران ســوابق کیان را بررســی کردند، متوجه شدند او خودش فروشنده مواد است و با توجــه به اینکــه در گفتههایــش تناقضگویی داشت، او را بازداشــت کردند. از طریق سرنخی که کیان به مأموران داده بود، پلیس موفق شــد والدین ســیاوش، کودک 11ســاله را شناســایی کند. آنها به پزشــکی قانونی رفته و هویت جسد را تأیید کردند و گفتند: سیاوش مدتها بود که مواد مصرف میکرد. او در مدرســه به مــواد روی آورد و تــلاش ما برای کمک به فرزندمان به جایی نرسید و درنهایت مجبور شدیم رهایش کنیم. بیشتر شبها به خانه نمیآمد. آنها همچنین از کیان شکایت کرده و گفتند خواستار مجازات او هســتند چراکه فکــر میکنند کیان فرزند آنها را به قتل رسانده است.

با توجه به شکایت انجامشده کیان مورد بازجویی قرار گرفــت؛ او اتهام قتــل عمد را قبــول نکرد اما پذیرفت در مرگ کودک 11ســاله نقش داشته است. او گفت: ســیاوش از من مواد میخرید؛ بیشتر شیشه و کراک استفاده میکرد و مصرفش هم بالا بود. شب حادثه با مــن تماس گرفت و گفت میخواهد از من مواد بخرد. بعد حدود ســاعت دوونیم شب بود که مقابل خانه آمد و از من مواد خواست. بعد از اینکه جنــس را به او دادم گفت میخواهد شــب را پیش من بماند. خیلی از مــن خواهش کرد و گفت پدر و مادرش این ساعت شب او را به خانه راه نمیدهند. حدود ساعت سهونیم بود که برایش غذا گرم کردم؛ مادرم با صدا بیدار شد و از من پرسید برای چه کسی غذا گرم میکنم؛ گفتم دوستم در خانه ماست.

متهــم گفــت: بعــد از اینکــه مــادرم ســلام و احوالپرســی کرد، دوباره به آشپزخانه برگشت و به من گفت سیاوش را از خانه بیرون کنم؛ متوجه شده بود که معتاد است. گفتم او بچه است و میخواهد همین امشــب را در خانه ما بمانــد و صبح میرود؛ مادرم راضی شــد. موقع خواب به ســیاوش لباس راحتــی دادم و به او پیشــنهاد کردم بــا هم رابطه داشته باشیم و او هم قبول کرد.

متهم ادامه داد: چندساعتی بود که خواب بودم؛ با صدای خرخر ســیاوش بیدار شــدم و سعی کردم او را بیدار کنم اما نتوانســتم؛ دستم را روی دهانش گذاشــتم که صدایش کم شــود؛ باز هم نشد و بعد خوابیدم. صبح که بیدار شــدم متوجه شــدم بدنش سرد است. موضوع را به پدر و مادرم گفتم و آنها به من گفتند که او را به بیرون منتقل کنم.

متهم گفت: فکر نمیکردم ســیاوش مرده باشد؛ او را بیــرون بــردم و مقابل آفتاب قــرار دادم تا بدن سردش گرم شود و بعد هم با اورژانس تماس گرفتم و پلیس را خبر کردم.

با توجــه به اعترافــات متهم و نظریه پزشــکی قانونــی درباره اینکه مقتول به خاطر خفگی جانش را از دســت داده است و همچنین شــکایت اولیای دم، کیفرخواســت علیه متهم صــادر و پرونده برای رســیدگی به شــعبه چهارم دادگاه کیفری اســتان تهران ارســال شــد. متهم پای میز محاکمه رفته و بــا وجود اینکه قتل را انکار میکرد، از ســوی هیئت قضات مجرم شناخته شد و به قصاص محکوم شد. رأی صادره در دیوان عالی کشــور نیز مورد تأیید قرار گرفت تا اینکه با گذشته هشت سال از حادثه، متهم موفق شد رضایت اولیای دم را جلب کند.

وی روز گذشــته به لحاظ جنبه عمومی جرم پای میز محاکمــه رفت. بعد از اینکه نماینده دادســتان کیفرخواست را خواند و خواستار مجازات متهم شد، وی در جایــگاه قرار گرفت. او یک بــار دیگر مدعی شد ســیاوش را خفه نکرده است و گفت: من سعی داشــتم صدای خرخــر او را بند بیــاورم و چندباری جلوی دهانــش را گرفتم و دســتم را روی گلویش گذاشــتم که صدایــش بند بیاید اما نشــد. من اصلا قصدم کشتن او را نداشتم. با این حال به خاطر اینکه به کودکی 11ساله مواد میفروختم پشیمان هستم.

با پایان جلســه رســیدگی، هیئت قضــات برای صدور رأی دادگاه وارد شــور شــدند و متهم را به 8 سال حبس و 99 ضربه شلاق محکوم کردند.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.