زنان، آموزش و خشونت خانگی

Shargh - - جامعه - خدیجه پاکضمیر . معلم

خشــونت علیه زنــان و به طور خاص خشــونت خانگی که امــروزه به عنوان یکی از معضلات اصلی اجتماعی در بسیاری از جوامع در مرکز توجه بسیاری از متخصصــان علــوم اجتماعی و دولتمــردان قرار گرفته اســت، پیشــینهای به اندازه تاریخ بشــر دارد و پدیدهای نوظهور نیســت. این پدیــده در حقیقت به چرخهای معیوب مبدل شــده اســت که با گذشــت قرنها و ظهور نســلهای جدید، بشر همواره در حال تکرار آن اســت. نگاهی دقیق به مهمترین نظریات و پژوهشهای مطرحشده در میان انواع متعدد نظریات و پژوهشهای مطرح در تبییــن علل بروز این پدیده، نشــان میدهد انواع خشونت و اشکال آن علیه زنان، چه بــه صورت پنهان و چه به صورت آشــکار، عملا بنمایهای فرهنگی دارد و برایندی از ساختار فرهنگی حاکــم بر جامعه اســت که مردم و جامعــه را وادار به پذیرش این اَشــکال از خشــونت میکند. براساس پــارهای از این نظریات موســوم به نظریــات یادگیری اجتماعــی، وضعیتهــای اجتماعــی و محیطی در آموزش رفتارهای خشــونتآمیز به افراد نقشی مؤثر دارد. براســاس این دســته از نظریات و پژوهشهای صورتگرفته بر مبنای آن، پرخاشــگری و خشــونت بهمثابه رفتارهایــی اجتنابناپذیر تلقی نمیشــوند، بلکه بهعنوان رفتارهایی در نظر گرفته میشــوند که افراد با مشــاهده و تأمل در الگوها و پیامدهای رفتار بــه یادگیری و تکرار آن رفتــار میپردازند؛ ازاینرو این نظریــات پیشبینی میکنند پســرانی کــه در دوران کودکی خود شاهد خشونت علیه مادرانشان بودهاند یا خود مورد خشونت واقع شدهاند، در دوران بزرگسالی بیش از ســایر پســران برای حل اختلافات خانوادگی خود به خشــونت روی میآورند و در مقابل دخترانی نیز که در کودکی شــاهد خشــونت علیه مادرانشان بودهاند با احتمال بیشــتری، بیش از ســایر دختران، قربانی خشونت شوهران خود میشوند.

دســتهای دیگری از این دســته نظریــات که قویا معتقدنــد خشــونت خانگــی رابطــه تنگاتنگــی با ســاختارهای فرهنگی و اجتماعی یک جامعه دارد، نظریات فمینیســتی اســت. ایــن دســته از نظریات، ریشــه اصلی خشــونت علیه زنان را در شــیوههای جامعهپذیری نقشهای جنســیتی، از گذشــته تا به امروز میداند و معتقد اســت هویتهای جنســیتی حاکم در یک جامعه از طریق فرایندهای جامعهپذیری موجود در افراد و خانواده درونی شــده و به فرزندان انتقال مییابد و این خود علتی مهم در دائمیشــدن سلطه مرد و مطیعبودن زن در خانواده است؛ زیرا این شــیوههای جامعهپذیری، غالبا از زنان تصویری آرام، مطیع، منفعل، عاطفی و وابسته و از مردان تصویری مستقل، استوار، منطقی و توانا ترسیم میکند. و علت این نــوع جامعهپذیری نیز از دید این نظریهپردازان به ساختار قدرت شکل گرفته بر پایه گفتمان پدرسالاری بازمیگردد. از دید این نظریهپردازان، زندگی از دریچه دید مردان تعریف، تولید و بازتولید شده و میشود.

ایــن نظریــه، بــا درنظرگرفتــن دو منبــع عمده تعریفکننــده هویت در ایران، یعنی گفتمان ســنتی و گفتمان مــدرن، تعارضات و تنشهــای حاصل از جامعهپذیــری نقشهای جنســیتی در نهاد خانواده را با وجود چیرگی الگوهای فرهنگی پدرســالارانه بر جامعه حاصل روبهروشــدن جامعه ایران با مدرنیته و تأثیرپذیری ســاخت فرهنگی و اجتماعی جامعه از این گفتمان میداند و درســت به همین دلیل اســت که بسیاری از پژوهشها نشان میدهند هرچه میزان پذیرش نقشهای جنسیتی از سوی زنان بیشتر باشد...

ادامه در صفحه 17

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.