آواربرداری محتاطانه مديريت شهری جواب داده است؟

Shargh - - جامعه -

عقبه تاریخــی اصفهان همچون دایــه مهربانتر از مادر، گاهی برای این شــهر بركت و نعمت اســت، مایه امیدواری به گردشگری است، دستمایه برندینگ شهری و نقطه تمایز آن از كلانشهری جدید و قدیم ایران و سرمایه ایســت نمادین كه گاهی در گنبدهای فیروزه ای و زمانی در پل های تاریخی و محورهای میراثی خلاصه میشود. ســابقه تاریخی اصفهان زمانی دردسر ساز هم بوده، گاه بهانهای است برای مردد ماندن اصفهان بر دروازه های پیشرفت و باقی ماندن در موزه صفویه و گاهی مانعی بر سر راه توسعه به روایت سنتیهاست: همان نگرشی كه بافت تاریخی را فرســوده میخواند و محورهای میراثی را، ســد راه مترو در گشایش چهارباغ! از این رو زمانی كه تحریمهای بین المللی، یقه ســرمایه گــذاری و راه ورود گرشــگرخارجی را به اصفهان بست، آمار رخوت و ركود در اصفهان بیش از تراز ملی شد.

مشکل آنجاست كه تاریخ بر سر اصفهان آوار شده و نه تنها تفکر نوین توسعه پایدار كه حتی ذهنیت عمومی را هم درگیر كرده است. سال های سال، مدیریت شهری با نگاه یکســویه به تاریخ و تفکرات ســنتی غیرپاسخگو به نوســازی، مطالبات را برهم انباشــته و با بیعملی و بیتوجهی به زیرســاختهای توســعه و گردشــگری و برندینگ و دیپلماسی شهری كوشید تا نهادهای دلخواه را و نه همه ســرمایه های اصفهــان را، از زیر آوار تاریخ درآورد. نتیجه آن ارگ جهان نما شــد كه در قلب شــهر نزدیــک به 2000 میلیارد تومان از ســرمایه های مردم را بلعید تا تلی از آجر و بتون اكسپوزه برجا بگذارد و علاوه بر اتلاف و اســتهلاک ســرمایه ها، یونسکو را نیز حساس و بدبیــن كند، بدنه شــرقی چهارباغ نیز تنهــا با دیدگاه اقتصادی تخریب شــد و الگویی همچون ارگ جهان نما را در چهارباغ، تاریخیترین محور شــهر،تکراركرد، قصه میدان آزادی و میدان عتیق نیز با همه تبلیغات همچنان نتوانست اعتماد عمومی را به خود جلب كند و نتیجه آن مراكز و میادینی هستند كه اگر چه ظاهری از تاریخ دارند، اما باطن آنها جوابگوی مطالبات تاریخی مردم نیست.

مدیریت جدید شــهری اصفهان اما چــاره را در احیا و بازخوانی و خلاقیت یافــت، احیای بافتهای تاریخی همچون دولتخانه صفوی، بازگرداندن ســنگفرشهای صفوی به چهارباغ عباسی پیادهرو، برای ساخت فضای مکث و تماشا و كاستن از سرعت روندی كه میخواست ماشین توسعه را با سرعت هرچه تمام از كوچههای تنگ تاریخی ولو به قیمت تخریب همــه آنها! عبوردهد و از همه مهمتر زیباسازی شهر در محلاتی كه هویت تاریخی و نوین خود را یکجا به فراموش سپرده بودند ....

در واقع جریانی كه شهر را همچون موجود فاقد روح تلقی میكرد، با تحلیل طبقاتی، جنوب و شمال شهر را از هم گسسته و هر آنچه از تراكم و عوارض بود را در شمال فقیر هزینه كرده بود تا حاشــیه نشینی را در همان نقطه از شهر گســترش دهد و طبقه متوسط ضعیف و لاغرتر شود. در واكنش به این سیاست های غلط، طبقه متوسط جدید در شــمال شــهر از درون خیابان های كاوه و خانه اصفهان و ملکشــهر ســربرآورد و مراكز نوین متمایل به طبقه متوسط، با سرمایه گذاری در جنوب شهر، گفتمان های ارتجاعی شهردار قبلی را ناكام گذاشتند .

مدیریت شــهری جدید ولی با هوشیاری و آگاهی، از اشتباهات گذشــته دوریكرد و حركتی رو به جلو برگزید و از كلانشــهری كه به ســودای پایتخت فرهنگ و تمدن در خواب توســعه درمانده بود، رو به جهانشــهر خلاق، كارآفرین و دانایی محور آورد و آینده پژوهانه ســعیكرد بــرای این جهانشــهر، آوار برداری را به تاســی از دولت روحانــی از تاریخ و فرهنگ اصفهان و مطالبات ناشــی از آن آغازكنــد. این اقدام پر ریســک، ظریف هم بود. چرا كه در صورت ناكامی میتوانست مطالبات مردمی را باز دامن بزند و میزان این آواربرداری اگر به دقت محاســبه نمیشد، ســطح انتظارات را بالاتر هم میبرد و مشکلی بر مشــکلات اصفهان میافزود. مشــکل آنجــا خود را نمایان ساخت كه مدیریت شهری، زیرساختی برای حمل توسعه بر شانههای خود نداشت و اگرچه محله محوری رونق یافته بــود اما باز گره كور توســعه در اصفهان در اقتصاد و مدیریت شهری به آسانی گشوده نشد. از همین رو نهادهای جدیدی همچون مركز خلاقیت را تاســیس كرد و زیباســازی را وسعت داد تا كالبد شهر از حالتی كه در بدنه شــرق چهارباغ و ارگ جهان نما و ســاخت ساز در حریم زاینده رود مرده بود، انسان وار نگریسته شود.

وقتی المانهای اولیه زیباسازی شهری سربرآوردند، انتقاداتی هــم از جمله توجه بیش از حد به رئالیســم ســطحی متوجه مدیریت شهری شد، به اعتقاد منتقدان كبوتران پلاســتیکی كه در نوروز 95 بر در و دیوار شــهر، جا خوش كــرده بودند، نتوانســتند آزردگی خاطر مردم اصفهــان از كوچ پرندگان مهاجر زایندهرود پر آب را زنده كنند و مجســمهها انگار بازخوانی و بازسازی خود مردم اصفهــان بود كه در ترافیک و بینشــاطی مســخ مانده بودنــد. پیرمردی كــه كنار جهان نمــا، قلمزنی میكرد، حــرف تازه ای برای مردم اصفهان نداشــت و كافی بود نمونه آن را در تیمچه قیصریه و نقش جهان، یا در فیلم های طنازانه اصفهانیها، ناراحت از بیکاری و ترک شغل پیدا كنند. به گواه منتقدان ،طرح های زیباســازی كه در تهران و تبریز شــاید تجربهای موفق به حساب میآیند، در اصفهان ناموفــق خواهندبود و از همین رو, اصفهان باید چاره را در بومی ســازی بداند چــرا كه تلاش برای احیای شــکوه صفوی و ســلجوقی آنقدر زمان میبرد كه به عمر هیچ مدیریت شــهری قــد نمیدهد، جمالی نژاد اما با هوشــیاری یکی دولایه پیشــتر رفت و به جای بازگشــت تمام قد به دوران صفوی، تیغ آواربرداری خود را عمیق نگرفــت و احیای اصفهان دهه ســی و چهل شمســی را هدف قرارداد. با این استراتژی هم اصفهان، حافظه تاریخی خود را دوبــاره مییافت و هم به دنبال تجویز راهبردهای آینده پژوهانه، زیرساختهای خود را در جلب مشاركت و افکار عمومی محقق میدید .اصفهان به دلیل انباشــت فرهنگی قادر به حركت بلند و جهش جسورانه نیست و آوار تاریخی را باید لایه لایه از روی آن برداشت. ابتدا پیاده رو شدن چهارباغ ، بازگشت دوچرخه هــا به محورهــای تاریخی، گشــایش محــلات به روی توریســتها برای حفظ آثار تاریخی، بازسازی خانههای تاریخــی در قلــب مراكز گردشــگری و ســپس احیای دولتخانه صفوی با توزیع مکانی وزمانی ســفر مسافران و گردشگران داخلی و خارجی....

كاركرد مفید سیاست های شــهرداری كه سخت بر همه این مسایل پای فشرد، حالا ملموس تر از قبل است، چرا كه لازم بود در اولین لایه برداری از مطالبات "خاطره ژنتیک" مردم اصفهان همانند سرمایههای اجتماعی آنها دوباره زنده شود تا نه لازم باشد اصفهان با صرف هزینه های بسیار سنگین و عمدتا ناموفق گذشته موزه صفوی و ســلجوقی باقی بماند و نه به خــواب خوش پایتخت فرهنگ و تمــدن فرورود.بلکه از تاریخ همین چند دهه پیش میتوان خاطره رو به فراموشــی اصفهان را یافت و تصویــرش را برای مردم اصفهان مایه هویت و خاطره ازلی دانســت تا اصفهان دوباره زنده شود. درست مثل چهارباغ عباســی و دولتخانه صفوی و یا حتی باقیمانده كاخ چهلستون كه دورش شیشــه ایست. حالا مدیریت شــهری در دوران جمالینــژاد در اولیــن لایــه برداری خود، خاطرات دهه چهل و ســی اصفهان را زنده كرده اســت: فضای آرام چهارباغ، خانــه های آرامش بخش تاریخی و محورهای پرخاطره میراثی كه در همین نســل هــم میتوان تصویر آنها را ســراغ گرفت: در بریانیهای قدیمی، عکاسیهای سنتی و پیرمردان "دوچرخه لاری" به دســتی كه كه نگران از آینده اصفهان، عکس جوانی خــود را را بــه نوههای چموش هم نشــان نمیدهند و پنهانش كرده اند، از ترس بیاعتنایی.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.