این زندگی ماست

Shargh - - سیاست - مرضیه رسولی

هــر دوره انتخابــات یکــی از پرتعدادتریــن ســؤالهایی که میشــنوم این اســت: «حالا این چهارسال هم گذشت و رأی دادیم، بعدش چی؟»

آنقدر حرارت این روزهای انتخابات زیاد است که از ســؤال بــه این مهمی میگذرم و پاســخی سرسری به آن میدهم.

با خودم قرار گذاشتهام ایندفعه برای تشویق کســی به رأیدادن به نامــزد موردنظرم، از روش همیشــگی فاصله بگیرم: از آوردن استدلال برای دیگران که انتخــاب بین مرگ و زندگی/ بد و بدتر است. از بهوحشتانداختنشــان که اگر کاندیدای مــا رأی نیاورد از فردای انتخابات تاریکی شــروع میشود، زندگیمان به خاک مینشیند و خیلی از چیزهایی که با بودنشــان امنیت، از بین میرود و تبدیل به آرزویی دور میشود.

خــدا میدانــد چقدر ایــن رویه که دســت از ســرش برنمیداریم در بلندمــدت حال همهمان را بد کرده، بیتکیهگاهمــان کرده، ترسخورده و بیآیندهمان کرده. فضای آخرالزمانی میســازیم که شــرایط بــرای کوتاهمدت بحرانی شــود و از بحران اســتفاده کنیم و بــا عذابوجداندادن، با گذاشــتن بار مسئولیت یک کشــور فقط به دوش یک رأی، با ترســاندن و هشدارهای پیاپی دیگران را به پای صندوق بکشیم.

یکهــو به همهچیــز نــگاه یکبارمصرف پیدا میکنیم، فکر نمیکنیم و انــگار برایمان اهمیت ندارد که دســت در دســت کاندیداها آنچه برای بحرانیکردنش تاش میکنیم، بزرگترین سرمایه یک کشــور یعنی امنیت و اعتماد مردم است. من فکر میکنم بزرگترین خیانت هرکس به کشورش )هرچند ناخواســته(، ارائه تصویری دروغ و حتي اغراقشــده برای ازبینبردن اعتمــاد مردم برای زندگی در آن کشور است.

بیاعتمــادی مردم فقط محــدود به دولتها نمیمانــد، به تکتک مناســبات و آدمها تســری پیدا میکند و هویــت و ماهیت همهچیز را تغییر میدهد. بیاعتمادی، بیانگیزه و دلسرد میکند و فردایی باقی نمیگذارد.

چــرا ســراغش میرویم؟ چــون میخواهیم بــرای مجابکــردن آدمها با ســاح ترس پیش برویم که آســانترین راه است و در کمترین زمان ممکن به بیشترین نتیجه میرسیم. بقیه روشها بــرای ما که متخصصان کارهای هیئتی هســتیم، زمانبر است. چهارســال یکبار به اهمیت مردم پی میبریــم و یکهو در عرض دوهفته تمام نظام فکریشــان را بههــم میریزیم، آنهــا را متوجه تصمیم یا بیتصمیمی زیانبارشــان میکنیم و با بهوحشتانداختنشــان از فردای کشور، مشارکت را بــالا میبریم. خوشخیالانه فکر میکنیم رعب ایجادکردن محدود به همیــن روزهای انتخابات میمانــد، درحالیکه لانــه میگــذارد و ذرهذره فاصله مردم را از هم، از حس مسئولیتی که باید نســبت به محل زندگیشان داشــته باشند بیشتر میکند.

بیتفاوتــی آدمها بــه انتخابــات و اینکه چه کســانی در مســند قدرت باشند، بیمســئولیتی اجتماعی بزرگی اســت که بخــش مهمی از آن ثمره همین بیاعتمادی است.

نمیشود در کوتاهمدت درمانش کرد، نمیشود بــا حربهای واحد به جنگش رفت، نمیشــود در عــرض دوهفته بحرانیاش کرد، فضای بهشــتی و جهنمی ســاخت و فردای انتخابات بیخیالش شد.

فعالیتهــای دوهفتــهای و چندهفتــهای، راهانداختن بازی مرگ و زندگی/ بد و بدتر از طرف ما و از طرف نامزدها، حضورشــان در مناظرات و پروندهسازیهایشــان علیه یکدیگــر، همهوهمه اعتمــاد مــردم را در بلندمــدت نشــانه گرفتــه. فکر میکنــم روش ثابت ما بههمــراه مناظرات تلویزیونی باعث شــده هر دوره آدمهای بیشتری به جمــع بیتفاوتها، بیانگیزگان و بیاعتمادان بپیوندنــد. برای همین اســت که هرچه ســعی میکنیــم نزدیکتر شــویم و یکی شــویم، دورتر میشویم.

راهش چیســت؟ یک راهــش در کوتاهمدت تمرکز بر دســتاوردها و برنامههای کاندیدایمان و در بلندمدت با روشهای غیرشتابزده آگاهکردن شهروندان درباره نقششــان و همینطور سازوکار اداره این کشور است؛ با همه ویژگیها و مختصاتی که دارد، با همه تفاوتها و شباهتهایش به یک مدل جمهوری.

هنوز خیلی از شهروندان از وظایف و اختیارات قوه مجریه یا مقننه خبر ندارند.

باید کمی هم به خودمــان بپردازیم. موتوری کــه چهارســال یکبار روشــن میکنیــم، نیاز به تعمیر، تغییر مســیر و اخذ گواهی فنی ســامت مداوم دارد.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.