احمدينژاد یكشبه مسكن مهر را 75 برابر كرد

Shargh - - اقتصاد -

اگر بتوانیم یــک میلیون واحد ادامه از صفحه5 مســكونی بســازیم، 8٠٠ هزار واحد جایگزین بافتهای فرسوده و فقط 2٠٠ هزار واحد ظرفیتســازی میشود. اما اگر بتوانیم همین 25 سال را به 33 سال برســانیم )با اجرای یکسری سیاستهاي پروژههای ســاختمانی، نظارت بهتر و مدیریت مناسب، عمر مفید ساختمانها را افزایش دهیم( میزان استهلاک ساختمانمان به ســه درصد میرسد؛ یعنی سالانه 6٠٠ هزار واحد مســتهلک میشــود و با یــک میلیون واحد ســاخت ســالانه، میتوانیــم 4٠٠ هزار واحــد ظرفیت اضافی تولید کنیم. در این رابطه پروژههای مســكن مهر متأسفانه اثر بســیار منفیاي را در سطح کشور گذاشته. ســاختمانهایی که ســاخته شــده گفته میشود هنوز به مرحله بهرهبــرداری قرار نگرفته به بافت فرســوده پیوستهاند. یعنی عمر مفیدشان فوقالعاده پایین است و این متوســط عمر ساختمان در کشور را به شدت کاهش داده اســت. اگر به این محــور نگاه کنیم یک نمره منفی قابل توجه به پروژه خواهیم داد. محور ششــم، افزایش درجه ایمنی ساختمانهاســت. بعد از فاجعه دردناک ســاختمان پلاسكو، که کل کشــور را متأثر کرد، اینگونه مطرح شــد کــه از برجهای بــزرگ و گرانقیمتی که در تهران ســاخته شــده، فقط دو مورد ساختمان است که از نظر ایمنی در رتبه عالی هســتند. مشــخص است با این وضعیت، در سطح کشــور خیلی مشكل داریم؛ چه رســد به بافت فرسوده و ساختمانهای مسكن مهر، که در شــرایط نامطلوب و نامرغوب ســاخته شــده. درباره ایمنی ســاختمانها هم کاری نكردهایم. فقط ساختمان ســاخته ميشــود و آمار پروژههای قابل افتتاح افزایش پیــدا ميکند. در این برنامه هــم نكته مثبتی نمیبینیم. محور هفتم بهینهسازی مصرف انرژی، در حوزه ساخت و دورانی است که ساختمان بهرهبرداری میشود. بهطور طبیعی در کشــوری که اتلاف منابع گستردهای دارد و با مشــكلات فراوانی مواجه اســت، باید در ساختوســاز مسكن به سمت بهینهسازی مصرف انرژی برویم. در این برنامه اقدامی در اینباره پیشبیني نشــده است. خیلی از پروژههایی که در بعضی مناطق ســاخته شده، بعد از اینكه به مصرفکننده تحویل داده شــده دیوار را سوراخ کرده و لوله بخاری نصب کردهاند؛ یعنی ســازنده حتی جای لوله بخاری را هم پیشبینی نكرده است. مشخص اســت که در این ساختمان میزان ایمنی و اتلاف انرژی تا چه حد خواهد بود. در این رابطه هم نمره منفی به این پروژه میدهیم.

نذری نگاه کردن در مسکن مهر

نام محور هشتم را «نگرش چندنسلی و برنامه برای همه متقاضیان» گذاشتهام. افرادی که الان در شرایطی هســتند که بتوانند در فهرست متقاضیان ثبتنام کنند، برگ برندهای پیدا میکنند که دیگران نخواهند داشت و فقط فرزندان آنها مسكن مهر را از آنها به ارث خواهند برد. باید برنامهای داشته باشید که فقط برای یک نسل نباشــد. دو ســال قبل آقای آخوندی، وزیر فعلی راه و شهرســازی میگفتند باید در کشــور دولت در این حد آماده خدمتگزاری باشد که به سؤال «چگونه میتوانم مسكن بخرم؟» هر فردی پاسخ مناسب بدهد. به عبارتی سایتی در فضای مجازی وجود داشته باشد که حتی یک نوجوان ١٠ ســاله هم بتواند به این سایت مراجعه کند و بگوید من میخواهم در آینده مســكن خریداری کنم، شما چه برنامهای به من پیشنهاد میکنید و آن سیستم به او میگوید؛ شما فعلا حساب بانكی پسانداز جوانان باز کن، بعد از دیپلم اطلاعات بعدی را به تو میدهیم. نه اینكه فرد از حالا بهعنوان کابوسی با این قضیه مواجه باشد که باز هم دولت مهرورز وارد میدان خواهد شد و پروژهای به نام مسكن مهر مطرح خواهد کرد ومعلوم نیســت من هم بتوانم در آن ثبتنام کنم یا نه. این نگاه مثل نذری نگاهکردن است. کسانی که در محل هستند میتوانند از غذای نذری اســتفاده کنند و براي کسانی که از گرد راه رســیدهاند و متقاضی خواهند شد فكری نكردهایم. متأسفانه بسیاری از واگذاریهای مسكن در سالهای اول انقلاب از این دست بود. امتیازي برای کســانی که در آن زمان میتوانســتند متقاضی شــوند فراهم شــده، که دیگران باید 7٠ سال تلاش کنند تا بتوانند جبرانش کنند. این نگاه به خاطر نبود نگرش بیننسلی است.

خــروج حرفهایهــا از بــازار مسکن

نكته نهــم، خروج حرفهایها از بــازار مســكن اســت. در طول سالهای گذشته همه بسازبفروش و سازنده شدهاند. هرکسی در کنار فعالیت خودش، پروژه ساختمانی کوچــک و بزرگ هم انجام داده اســت. این نوع فضای ساختوساز باعث شده افراد غیرحرفهای و آماتور وارد بازار شــوند. طبعا اینها ساختوسازشان غیرفنی بوده، نظارت خوبی انجام نشــده و هزینه تولیدشان بالا بوده است. سودشــان هم قاعدتا کم بوده اما به دلیل اینكه در دورهای قرار داشــتهاند که قیمت مســكن بهشدت بالا میرفته، با همین ریخت و پاشها هم ســود زیادی کردهاند. در کشور ما، یكی از بهترین فعالان حوزه فرش، که تاجر بزرگی شده و توانسته برندی را ایجاد کند، همین که منابع مالی و سرمایهای به دست میآورد، بلافاصله پروژه ساختوســاز راه میاندازد. فرد دیگری که چهره ماندگار صنعت تولید کود و سم در کشور، کارآفرین موفق و توانمند است و کاملا سالم و بدون رانت کار میکند نیز در کنار فعالیت پرسود و پرارزش اجتماعی خودش کار ساختوساز انجام میدهد. یا سرمایهگذار معروفی که چندی پیش از زندان آزاد شــد و معــروف به عابربانک حوزه فوتبال اســت، با اینكه فعالیتــش کارخانهداری در حــوزهای دیگر بــوده مــدام صحبــت از تجارت و خریدوفروش زمین و ساختوساز میکند. بهعبارت دیگر شــرایط اقتصادی ما بهگونهای بوده که هر کارآفرین در حوزه خودش همین که پولی به دست آورده، دنبال این نبوده که ادغام افقی یا عمودی شكل دهد و فعالیتش را گسترش دهد؛ بلكه بلافاصله دنبال این بوده که فعالیتی در حوزه ساختوساز داشته باشد. این هجوم گسترده در حوزه ساختوســاز از یک طرف باعث ایجاد تورم شده و مهمتر اینكه ساختوســاز غیرحرفهای شــده است. یعنی افرادی وارد این حوزه شدهاند که اینکاره نیستند. اینهــا بهطور طبیعی آثار فنی، مالــی و اقتصادی به بار ميآورد. محور دهم در پروژه مسكن مهر افزایش نقش سیســتم بانكي در تأمین مالي خریداران مســكن است. سیستم بانكي قاعدتا فقط به این منظور تهیه نشده که پول ســپردههاي کوچك مردم را جمــعآوري کند و در اختیار مشــتریان کلان خودش قرار دهد. در کشورهاي توسعهیافته شــاخص «مانده تسهیلات بخش مسكن» نسبت به «کل تســهیلات بانكي» عدد بزرگي است. اگر خاطرتان باشد رکودي که در سال 2٠٠8 در آمریكا شروع شــد از اینجا بود که بانكها در بخش تسهیلات مسكن ســرمایهگذاري عظیمي کرده بودند و یكباره مثل بازي دومینو به تمام مؤسسات مختلف مالي اعتباري منتقل شد و ورشكستگي و رکود را به اقتصاد آمریكا و در سطح جهان تحمیل کرد. معمولا در این کشورها در حد 4٠ تا 45 درصد در سالهاي قبل از این رکود ، «مانده تسهیلات بانكي» در اختیار بخش مســكن است؛ یعني به حدي متقاضیان مســكن وجود دارند کــه از بانك وام بگیرند و به جاي اینكه اجاره مســكن بدهنــد به طور طبیعي اقساط مسكن را ميپردازند؛ یعني عمده مشتري بانكها انگار کســاني هســتند که ميخواهند مســكن بخرند. درحاليکــه در جامعه مــا در آن زمان ایــن عدد پنج، شــش درصد بیشتر نبود. هر کسي هم نتوانست اقساط را پرداخت کند، بانــك ملك را تصرف کرده و در اختیار متقاضي دیگري با همان تسهیلات قرار ميدهد. در این رابطه برنامه مســكن مهر با عنایت به اینكه بانكها را درگیــر کرد، ميتواند نكته مثبتي باشــد، اما درواقع امر درگیرکــردن سیســتم بانكي با برنامه مســكن، حرکتي مصنوعي اســت؛ یعني اینطور نبوده که بانكها مسیر اســتفاده تسهیلاتشــان را عوض کنند، بهجاي اینكه به مشتریان میلیاردي و کلانسرمایهدارها وام دهند یا حتي به سهامدارهاي خودشان وام دهند، این پول را به سمت پروژههاي ساختوساز مسكن و امثالهم برگردانند؛ بلكه سیستم بانكي را ملزم کرده که از طریق چاپ اسكناس و دســتکاريها در نظام بانكي منابع فراوان پولي را به پروژههاي مســكن مهر تزریق کند کــه نتیجهاش تورم گستردهاي بود که شكل گرفته اســت. این تئوري نكته مثبت دارد، اما شیوه عملكرد بسیار مخرب بوده است.

حباب قيمت زمين شهري باید حذف شود

بند یازدهم از مباحث این اســت که برنامه بلندمدت مســكن در یك دهه 2٠ ساله باید در مسیر کاهش هزینه تولید ســاختمان پیامي داشته باشــد و برگ برندهاي رو کنــد. اینجــا ميتوانیــم در مورد صنعتيســازي بحــث کنیــم. ساختوساز از صورت سنتي خارج شود و استفاده از مصالح جدید با فناوريهاي جدید براي ارزانکردن قیمت مسكن در دســتور کار قرار گیــرد، بهگونهاي کــه متقاضیان کمبضاعــت هم بتوانند مســكن ارزانقیمــت را خریــداري کننــد. اینجا به عبارتي بحث این است که کاهش هزینه تولید مسكن باید از طریق صنعتيسازي اتفاق بیفتد. کار دیگري کــه در جامعه ما باید شكل بگیرد این اســت که حباب قیمت زمین شــهري در کشــور باید حذف شود. قیمت زمین شــهري در جامعه ما در مقیاس عظیمي بالا رفته است.

در کشور ما، یکی از بهترین فعالان حوزه فرش، که تاجر بزرگی شده و توانسته برندی را ایجاد کند، همین که منابع مالی و سرمایهای به دست میآورد، بلافاصله پروژه ساختوساز راه میاندازد. فرد دیگری که چهره ماندگار صنعت تولید کود و سم در کشور، کارآفرین موفق و توانمند است و کاملا سالم و بدون رانت کار میکند نیز در کنار فعالیت پرسود و پرارزش اجتماعی خودش کار ساختوساز انجام میدهد

برنامه دولت دوازدهم در بخش مسکن و زمين

دولت دوازدهم اگر بخواهد برنامه جامع و بلندمدت براي مســكن طراحي کنــد، یكي از اولیــن قدمهایش باید این باشــد که به فكر کاهش قیمت زمین شهري و خارجکردن آن از بازار تجارت عظیمي که شــكل گرفته و باعث افزایش قیمت شــده، شود. امروز متوجه شدم وعدههایي در رابطه با افزایش تســهیلات مسكن داده ميشــود. در این رابطه باید این نكته را گفت که اگر در کشوري ببینیم یكســري سرمایهگذار کالایي مثل روغن نباتي را احتكار کرده و قیمــت را بالا بردهاند، با احتكار مبارزه ميکنیم یا به خریداران بالقوه روغن نباتي که پول ندارند این کالا را بخرنــد، وام ميدهیم که روغن نباتي گرانقیمت بخرند. اگر بــه اینها براي خرید روغن نباتي وام بدهیم، برنده این وام چه کسي است؟ مصرفکننده روغن نباتي یا احتكارکننده؟ قاعدتا احتكارکننده ســود ميبرد. افزایش وام مســكن نقشــي از این نوع دارد. در درجه اول برنده این اتفاق کســاني هســتند که قبلا در این حوزه ســرمایهگذاري کردهاند یا اشخاص و نهادها و بنگاهها هستند. بخش مهم دارایي شهري در اختیار این مجموعه است. اگر قیمت زمین شهري بالا باشد، قیمت دارایيهاي آنها حفظ ميشود. درحاليکه براي کاهش هزینه تولید براي مسكن باید صنعتيسازي و انبوهسازي اتفاق بیفتد و با نظارت و مدیریت بهتر، قیمت تمامشده مســكن کاهش پیدا کند. در این رابطــه هرچند برنامه مســكن مهر این نگاه را داشــته که هزینه تولید کاهش پیــدا کند و براي ایــن کار، به این نكتــه توجه کرده که گراني قیمت زمین، عامل افزایش قیمت مســكن است، اما راهش این نبود که در بیابانها به مردم زمین بدهیم که بســازند و بعد هــم دیگر نتوانند به شــهر برگردند. باید در همان زمینهاي شــهري و بافتهاي فرســوده این کار را انجــام ميدادند. از طرف دیگر کاهش هزینه تولید غیر از مســكن هم مورد توجه بود که متأســفانه نگاهــي که انتخاب شــده به کاهش قیمت مســكن و هزینه تولید مســكن به این ترتیب بوده که مثلا مصالح کمي در مجتمعها استفاده شــده و با کمترین امكانات و رفاه ممكن براي کارکنان ســاخته شوند، حتي سازنده جاي لوله بخاري را هم متعهد نشــده باشد که قیمت کم شود. بهعبارتي با یك نوع اقدام تخریبي، هزینه تولید مســكن را در مســكن مهر پایین آوردیم، نه به صورت اصولي. نكتــه دوازدهم، مهار تقاضاي ســفتهبازانه و واســطهگري اســت. مثل هر کالاي دیگــري باید بازار مسكن را ســاماندهي کنیم بهگونهاي که تولیدکنندگان و مصرفکنندگان واقعي در آن باشــند و کسي به نیت احتكارکردن وارد این بازار نشــود. هرچند برنامه مسكن مهــر در کل کشــور چنیــن کاري نكرده، امــا در حوزه واگذاريهــا، ماهیت این برنامه نبود واســطهبازي بوده است. نكته سیزدهم، تقویت بخش خصوصي سازنده و کاهش نقش دولت است. بهعبارتي، زماني در کشور ما بوده که مشكل مسكن داشتیم و قرار بود مسكن ساخته شود. برنامه جامعي که تهیه ميشود قاعدتا باید در این مسیر برود که ممكن است دولت در ابتدا نقش بیشتري داشته باشــد، اما باید بهتدریج نقش دولت کاهش پیدا کند. بهگونهايکه دولت با سربلندي اعلام کند در زمان شروع برنامه، ســهم دولت در بخش مسكن فلان قدر درصد بوده و الان ســهمش کاهش پیدا کرده و بخش خصوصــي این کار را انجام ميدهد. بنا نیســت بخش مسكن براي همیشه وبال گردن دولت باشد و دولتها مــدام با ســهمي رو به فزونــي در رابطه بــا تعهدات خودشــان این کار را انجام دهند. در این رابطه ميبینیم دولت از ابتدا بهطور جدي در قضیه مســكن مهر وارد شده؛ به عبارتي نقش دولت در تأمین مسكن را افزایش داده و این افزایش هم پررنگتر شــده. به عبارتي دولت یكسري برنامهها و تعهدات گسترده را براي دولتهاي بعدي ایجاد کرده و باعث شده دولتهاي بعدي مجبور به ادامه آن پروژه باشــند. مسكن مهر دراینزمینه نمره منفي دارد چون در مســیر برعكس حرکت کرد. عنوان آخرین مورد، «ســاماندهي اقدامات انساني» است. یك تــوان عظیم و انگیزه قوي در جامعــه وجود دارد براي حضور در فعالیتهاي اجتماعي و انساندوســتانه که باید ساماندهي شود. اگر ساماندهي نكنیم این فعالیت به ســمت برگزاري مراسم مذهبي ميرود. افراد خیري ميبینیــم که مثلا ميخواهند کار خیــر انجام دهند در اعیــاد مذهبي، هزینه گزافي را بــه عنوان ریختوپاش صرف ميکنند. نباید در جامعهاي که امكانات عظیمي به صورت فعالیتهاي خیرخواهانه و انساندوســتانه ميتواند تقویت شــود، در چنین مســیري وارد شــود. سالهاســت در جامعه «خیران مدرسهســاز» فعالیت ميکنند. تشــكیلاتي به نام «خیران مسكنساز» هم در این سالها شكل گرفته؛ اما حضور محسوسي در جامعه ندارد. اگر دولتي بخواهد برنامه بلندمدت براي مسكن بهویژه در کشوري مثل ایران با همه کاستيهاي موجود، داشته باشد، باید در این رابطه حرفي براي گفتن داشته باشد و افراد خیر را تشویق کند. نیكوکاري را تشویق کند که خیلي از هزینههایي که به اشكال نامناسب به عنوان خیرات صرف ميشــود، به سمت ساخت مسكن براي افراد نیازمند صرف شود.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.