بمرانی ف برایگمتاوگوب ناگیروهبمر كانیکارگاه است

Shargh - - موسيقي -

↙ مواجهآلبومشده است. جدیدتانبا خودتاناستقبالچنین انتظاری چشمگیریدر داشتید؟میان اقشار و سنین مختلف کیارش عمرانی: نه انتظارچنینداشــتیمانتظاریبهترنداشتیم.باشــد؛ ولی اینکه اینطوری ارتباط برقرار بهزاد عمرانی:

کند جهانیارنه. قربانی: بهتر نسبت به آلبوم قبلی. ↙ بودید،آلبومقبلی هیچکدامبه به ناماندازهمخرجمشترک آهنگهایو اینحتیآلبومبا اقبال تکآهنگهاییروبهروکه نشدهمنتشر بودند.کرده در این آلبوم چند قطعه برجسته داشتید.

مانی مزکی: شــاید هم به این خاطر اســت که در این کار وســواسمان کمی بیشــتر بود. برای آلبوم قبلی، بعد از اینکه پروسه مجوزش یک سال طی شد، انگار خودمان هم دیگر زیاد دوســتش نداشــتیم؛ ولی برای این آلبوم خیلی ذوق داشــتیم که بیرون بیاید و ببینیم چه میشود. بااینحال واکنشهایی از آدمهای زیادی دیدیم که خیلی خوشایند نبود. رونماییاش هم خیلی عجیبوغریب برگزار شد؛ چون حضور آن همه ↙ طرفدار و صفکشیدن و... دور از انتظار بود.

بهزاد عمرانی: بله ســر این آلبوم سورپرایز شدیم. به شانس هم مربوط است. یک دفعه آلبومی اینجوری میشود. البته همین مسئله کارتان را در آلبومها و کنسرتهای آینده سخت کرد. ↙

بهزاد عمرانی: هیچوقت خیلی به این چیزها فکر نمیکنیم. این کار را خودمان خیلی دوســت داشتیم و خیلی دلی بود. تا ببینیم برای آلبومهای آینده حال و هوایمان چطور خواهد بود. اما ازآنجا که یک شالوده و سبک و سیاق کلی در آلبوم هست، نمیشود ↙ گفت همهچیز فقط به حال و هوا برمیگردد؛ یعنی بیشــتر از اینها روی این قطعات کار شده است.

مانــی مزکــی: در این آلبــوم، با تجربــه مخرج مشــترک، هم در ســاززدن و تنظیمکردن مهارت بیشتری پیدا کرده بودیم و هم تهیهکننده اضافه شده بود و جلسات بیشتری با هم داشتیم و وسواس بیشتری به خرج دادیم. یعنی حالا که یک گروه مجوزدار بودید و تهیهکننده حرفهای داشتید، کار ↙ را خیلی حرفهایتر پیش بردید و برنامهریزی دقیقتری داشتید.

جهانیــار قربانــی: دقیقا. قبل از این هــم برنامهریزی میکردیــم؛ اما در عمل هیچکدام اتفاق نمیافتاد؛ اما این بار طوری برنامهریزی کردیم که در تاریخ از قبل معلومشده، هر اتفاقی که باید میافتاد افتاد.

بهزاد عمرانــی: فکر کنم یک کمی کمتر عقدهای ســاز زدیــم! قبلش دلمان میخواست تا میتوانیم با تمام قدرت ساز بزنیم و خود من دلم میخواست تــا میتوانم نعره و فریــاد بزنم. این کار را در مخرج مشــترک انجام دادم و خیالم راحت شد. پس از کامنتهایی که آن آلبوم دریافت کرده بود، استفاده کردید. ↙

بهزاد عمرانی: یک کامنت بامزهای که گرفتیم، این بود که کاش بهجای مخرج مشــترک، این آلبوم را میدادید. انگار ما یکســری آلبــوم داریم که انتخاب میکنیم کدام را امســال بیرون بدهیم و کدام را ســال دیگــر! اما بهطور کل مخرج مشترک باعث و بانی آمدن این آلبوم شد. یکسری هیجاناتمان تخلیه شد، از یک فصل رد شدیم و حالا این آلبوم یک مرحله دیگر است. در این آلبوم میشــود یک صدای واحد را از گروه شــنید و به اصطلاح ↙ صاحب سبک شدهاید. کسب این نتیجه به زمان زیادی نیاز دارد.

کیارش عمرانی: اگر اینطور اســت، مایه خوشحالی است. پروسه تولید ترکها یک کار جمعی اســت و ما با ســاززدن با هم آنها را تولید میکنیم؛ بنابراین سلیقه همهمان در آن تأثیر دارد. یک نفر تنظیمکننده نیست. همهتان پختهتر شدهاید. ↙

مانی مزکی: همینطور است. واقعیت این است که بخش مهمی از ساززدنمان را هــم در بمرانی یاد گرفتیم. آن اوایل حداقل من و جهان، آنقدرها نوازنده نبودیم. در هر آلبومی چیزهای جدیدی هست که خودمان هم یاد میگیریم. یکی از نکات جذاب بمرانی این اســت که شعرها را به صورت گروهی ↙ میگویید. چطور این اتفاق میافتد؟

جهانیــار قربانــی: معمولا یک نفــر محتوایی مــیآورد که خــودش میداند ایرادهایــی دارد یا نصفه اســت. بعد پای تخته ایدهپــردازی میکنیم و فکر میکنیم که به کدام سمت باید برود. بعد به جزئیات بیشتری میپردازیم. بهزاد عمرانی: البته همیشــه بیشــترین جواب را وقتی میگیریم که کسی یک ملودی شــعر را شــروع کرده، در بمرانی ادامهاش میدهیم یا غلطگیری و جراحی روی آن انجام میدهیم.

جهانیار قربانی: اینطوری هم داشــتهایم که بعضی از چیزها را از صفر با هم شروع کنیم، اما ممکن است ابیات کمی از هم دور شوند.

بهــزاد عمرانی: فضای عاشــقانه هرچه شــخصیتر باشــد ملموستر و بهتر میشــود تا این که بخواهیم مثلا گروهی یک شــعر عاشقانه بنویسیم. شعر اجتماعی برای این کار مناســبتر است. شعرهایی که تم عاشقانه داشتهاند مثل «به من بخند»، «دوری» و «پپرونی» یک نفر شــعر را گفته و بعد با هم تغییراتی در آن ایجاد میکنیم. پس همه هم در آهنگسازی و هم در شعر دخیل هستید. ↙

بهزاد عمرانی: در ساززدن و خواندن همدیگر هم دخالت میکنیم. کیارش عمرانی: بیشتر در ساززدن همدیگر دخالت میکنیم تا ساززدن خودمان! جالب اســت که برایتان تهیهکننده پیدا شــد. مایه مباهات اســت که ↙ تهیهکنندگان موسیقی به این بینش رسیدهاند که از گروههای مستقلی مثل شــما با یک سبک و ســیاق متفاوت و مخاطبهای خاص حمایت کنند. از طرف تهیهکننده چقدر با مخالفت مواجهید؟ مانی مزکی: خیلی خوششانس بودیم که داریم با این تهیهکننده کار میکنیم. بهزاد عمرانی: ایشان نسبت به بقیه دید دیگری دارند. مانی مزکی: خودشــان هم آن جریان اصلی پاپ را خیلی نمیپســندند. ایشان تهیهکننــده پالت و داماهی و کماکان هســتند. با هم نقاط مشــترک زیادی داشــتیم و تبدیل به یک تیم شــدیم. تا جایی که دوست داشتیم در جلساتی که داریم شــرکت کنند. در این پروسه یکساله اصطکاک زیادی نداشتیم. اگر هم مخالف چیزی بودیم بعد میفهمیدیم که چندان هم بیراه نگفتهاند. بهزاد عمرانی: بحث و جدل هم خیلی کردیم، اما همین که میشــود دیالوگ برقرار کرد و قانع شد، خیلی خوب است. آرش عمرانی: وقتی ایشان سر شعر و تنظیم نظر میدهد، یکی از اعضا میشود و فقط یک رأی دارد. اینطوری نیست که نظری را بر دیگران تحمیل کند. بهزاد عمرانی: برخلاف تهیه کنندههای دیگر اینطوری نیســت که در زمان کم بخواهد به سود هنگفتی برسد. داستان را هنریتر و درازمدتتر میبیند. بهزاد عمرانی: چیزی که میبینیم این است که در دولت فعلی هم اتفاقات فرهنگی گستردهای افتاده. همین که به جشنواره فجر بخش تلفیقی اضافه شده، نشان میدهد که یک جریان شروع شده است. آلبوم «گذشتن و رفتن » پیوسته سرعت قابلتوجهی در پروسه گرفتن مجوز طی کرد. قدیمها اینطوری بود که یک آلبوم یک ماه در ارشاد میماند؛ ولی ما با کمترین اصطکاک از لحاظ گرفتن مجوز، دو ماه درگیر آن بودیم. همینطور برای کنسرتهایی که دادیم به مشکل خاصی برنخوردیم با وجود این در مسیر سوددهی هم هستید. هم کنسرت و تئاتر در دست ↙ دارید و هم انگار از خاص بودن صرف درآمدهاید و کمی معروفتر شدهاید. شاید هم مخاطبانتان خودشان را به شما نزدیکتر کردهاند. مانــی مزکی: بهخاطر زیادشــدن و همهگیرشــدن فضای مجــازی، مخاطبان چیزهای بیشتری شنیدهاند و پذیرششان بیشتر شده. جریانی که شکل گرفته اینطور اســت که توجه و استقبال از موسیقی تلفیقی بیشتر شده است. این به گروهها ربطی ندارد. جامعه میخواهد چیز دیگری بشنود. عامدانه فکر نکردید که چه قشر یا گروه سنی یا طبقه اجتماعی کارهایتان ↙ را گوش کنند؟

جهانیار قربانی: آدم به این چیزها فکر نمیکند. مانی مزکی: این چیزها فاکتورهای مشــخص ندارد. یعنــی مثلا مگر یک آدم ۳0 ساله چه شکلی اســت که برایش یک موسیقی بسازم که او گوش کند؟ آدم هر چیزی دلش بخواهد میسازد، بالاخره مخاطبش را هم پیدا میکند. الان هم فضا خیلی باز شده که مردم این سبک موسیقی را گوش میکنند، ↙ وگرنه تا سالهای گذشته خیلی عجیب بود مردم این سبک را گوش کنند... .

مانی مزکی: طبیعی است؛ چون موســیقیاي که از تلویزیون پخش میشود، پاپ اســت. حتی موســیقی کلاسیک ارکسترال هم نمیشــنوند. بنابراین هر چیزی غیر از آن میتواند عجیب باشد. اما این فضا بهواسطه فضای مجازی در حال عوضشــدن است. فضای مجازی خوراک بیشتری به آدمها میدهد

و آنها را با فضاهای دیگر آشنا میکند.

بهزاد عمرانی: چیزی که میبینیم این اســت کــه در دولت فعلی هم اتفاقات فرهنگی گستردهای افتاده. همین که به جشنواره فجر بخش تلفیقی اضافه شــده، نشــان میدهد که یک جریان شروع شــده اســت. آلبوم «گذشتن و رفتن» پیوســته سرعت قابلتوجهی در پروسه گرفتن مجوز طی کرد. قدیمها اینطــوری بود که یک آلبوم یک ماه در ارشــاد میماند؛ ولــی ما با کمترین اصطــکاک از لحاظ گرفتــن مجوز، دو ماه درگیر آن بودیــم. همینطور برای کنســرتهایی که دادیم به مشــکل خاصی برنخوردیم. همکاری بیشتر شده و اهمیت بیشتری به ساخت برنامههایی راجع به موسیقی، بهتصویرکشیدن موســیقی و رســاندن آن به گوش مردم داده شده اســت. در فروشگاههای موسیقی گزینهها و دستهبندیها بیشتر شده و مردم میتوانند موسیقیهای متنوعتری گوش کنند و سلیقهشــان گستردهتر شــود و انتخابهای بیشتری داشــته باشند. اینکه نســبت به قبل آدمهای بیشتری بمرانی گوش میکنند، به خاطر این اســت که در فروشــگاهها وجود دارد و میتوانند انتخاب کنند؛ یعنی تصمیمهایی که در ســه، چهار ســال اخیر گرفته شده، تأثیرات خیلی زیادی داشته. همینطور جریان موســیقی تلفیقی که انگار الان ژانر محبوب اســت و ↙ همپای موسیقی پاپ شده، در جذب مخاطب تأثیر داشته. راجع به تلویزیون صحبت کردید . «خندوانه» در معرفی شما چقدر مؤثر بود؟

بهــزاد عمرانی: هنوز خیلی از مردم راجع به خندوانه میپرســند و به حضور ما اشــاره میکنند یا میپرسند فلان قسمت کی پخش میشود. انگار ما آنجا کار میکنیم؛ یعنی از این طریق خیلی دیده شــدیم، اما یکســری مشکلات وجود دارد مثل اینکه اســم گروه را نمیشــود برد، همینطور باید در شکل ظاهری تغییر ایجاد کنیم. بههمینخاطر تلویزیونرفتن سخت است. البته در این سالها فضا بازتر شده و همین حضورمان در خندوانه و ساززدن با تبلت، اتفاق نویی بود که باعث شد آدمها موسیقی را بیشتر بشنوند. چطور شد که تصمیم گرفتید در نوروز کنسرت بدهید؟ ↙

مانی مزکی: دو، سهسالی است که کنسرتهای نوروزی شروع شده و رواج پیدا کرده. از طرف تهیهکننده پیشــنهاد این کار شــد و ما هم قبول کردیم. اصولا عیدها خیلیها تهران را بیشتر دوست دارند و میمانند. بهزاد عمرانی: در ســینما هم یک زمانی میترســیدند ســانس نوروزی داشته باشند، ولی الان سر اکران نوروز دعواست. برنامهتان برای کنسرت چه بود؟ ↙

آرش عمرانی: برای آدرس یک نکته را بگویم. تا ســه، چهار سال پیش خودم هم نمیدانســتم کجاست. زیر برج آزادی یک ســالن خیلی خوب است که آنسامبلی مثل ما خیلی خوب صدا میدهد. چه قطعاتی را اجرا کردید؟ ↙

بهــزاد عمرانی: قطعات آلبوم جدید را زدیم، از آلبومهای قبلی هم آنهایی که مردم دوست داشتند را زدیم. بعد از سالها همکاری، فکر میکنید بمرانی کجا ایستاده؟ ↙

بهــزاد عمرانی: دقیقــا نمیدانم، امــا آرزو میکنم که ادامهدار باشــد؛ یعنی همینجا پیروپیرتر شــویم و بمانیم. در این حد که یکسری از کنسرتهایمان به خاطر کهولت سن کنسل شود!

مانی مزکی: این گروه برایمان مثل یک کارگاه اســت. خیلی چیزها یاد گرفتیم. یاد گرفتیم که اگر ســر کار کســی غر میزند یا مخالفت میکند، به خاطر کار است، نه چیز دیگری. ســاز یاد گرفتیم، تجربههای متفاوتی داشتیم و هرروز هم اینطوری اســت که انــگار از پلکانی در حال بالارفتن هســتیم و خیلی دوست داریم این اتفاق پایدار باشد. دوست دارید غیر از کنسرت و آلبوم، فضاهای دیگری را هم تجربه کنید. ↙ ماجرای این تئاتر چه بود؟

بهزاد عمرانی: اساسا تئاتر در شناختهشــدنمان خیلی کمک کرد. داستان این اســت که قبل از اینکه تبدیل به گروه شــویم، تئاتر تماشا میکردیم و دوست داشــتیم. بعضی از تئاترها موسیقی زنده داشــتند. همیشه میگفتیم چقدر خوب است که اینها ۳0شب اجرا میکنند. حدود شش سال پیش در یکی از کنســرتهایمان سجاد افشاریان آمده بود، گفت تئاتری به نام صد سال پیش از تنهایی ما را در تئاتر شهر داریم، کارگردانش آقای جودکی است و سیامک صفری هم در آن بازی میکند، خود آقای افشــاریان هم نویسندهاش بودند. ما را برای این کار که خیلی پیچیده هم نبود، دعوت کردند. از همانجا شروع شــد و چون مجوز نداشتیم، نمیتوانستیم در سالنها بزنیم، در تئاتر ساززدن خیلی کیف میداد. بعد برای نمایشهای مختلف رفتیم و یک دفعه در سال 9۱ پرکارترین موســیقی تئاتر شدیم. بعد رفتیم ســراغ مجوز و آلبوم و از کار تئاتر کمی دور افتادیم.

کیارش عمرانی: ولی خیلی دلمان میخواست ادامه پیدا کند. بهزاد عمرانی: دقیقا. خلاصه چهار ســال از تئاتر دور بودیم. پیشنهادهایی هم داشــتیم، اما وقت نکرده بودیم برویم. تا اینکه آقای کوشکی تماس گرفتند و پروژهای را پیشنهاد کردند که خیلی جذاب به نظر میرسید، اما چون سفری داشــتیم که باید میرفتیم، نتوانســتیم قبول کنیم. خیلی دلمان میخواست کار را ببینیم، اما یک ماه ســفر بودیم، یک ماه درگیر رونمایی از آلبوم بودیم، بعد توانستیم کار را ببینیم و در کمال تعجب دوباره ایشان زنگ زدند و گفتند ســر کار نمیآیید؟! برایمان خیلی تعجبآور بود که هنوز در حال اجراست. اینطوری شــد کــه در یکماهونیم پایانــی کار به گروه اضافه شــدیم. آقای کوشکی سعی کردند کار را به ایده اولیه نزدیک کنند. گرچه همان نمیشود، بههرحال خیلی خوب است. برنامههایتان برای سال 96 چیست؟ ↙

مانــی مزکی: از همان اول با کنســرت در برج آزادی شــروع کردیم. دوســت داریم شرایط مهیا شــود برای اینکه در تابستان در یک سالن بزرگتر کنسرت بگذاریم. برای شــهرهای دیگر مثل شــیراز و اصفهان و رشت هم فکرهایی داریــم که برنامه اجرا کنیم. کمکم باید قدمهــای اول برای آلبوم بعدیمان را هم برداریم. الان که در حال ساختن قطعات تکی هستید. ↙

مانی مزکی: اصولا یکســری پروژههایی در کنار آلبوم اصلی هســت. هرکسی یکسری ایده دارد که کمکم روی آنها کار میکنیم. به کنسرتهای خارج از ایران هم فکر میکنید؟ ↙

مانی مزکی: خودمان دوســت داریم که تجربهاش کنیم و امیدواریم این اتفاق

بیفتد. چقدر از گروهها و خوانندهها و موســیقی آن طــرف آب ایده گرفتید؟ ↙ خصوصا در زمینه ترانه؟ کیــارش عمرانی: در ژانــر خودمان گروهی در داخل ایران نبود که کارشــان را دنبال کنیم.

مانــی مزکی: ما یکســری موزیک گــوش میکردیم که در این ســالها تغییر کردهاند. دوست داشــتیم کارهایی در آن زمینهها انجام دهیم. صدای بهزاد هم شاید اینجا عجیب باشد، ولی خیلی شبیه خوانندههای کانتری و جیپسی میتواند باشــد؛ یعنــی در جاهای دیگری صدای متداولی اســت. دوســت داشتیم شبیه به آنهایی که شنیدهایم کار کنیم و آن حالوهوا را در کارهایمان داشته باشیم. گروه خاصی هست که دنبالش کنید؟ ↙

مانی مزکی: تایگر لیلیز را خیلی زیاد دوســت داریم، همینطور ســونتین هیپیز یا گوگول بوردلو. جهانیار قربانی: اینها مشــترک هســتند و هرکســی هم برای خودش چیزهای دیگری را دوست دارد. قطعا در آهنگسازی و نوازندگیتان هم تأثیر داشته است؟ ↙

جهانیار قربانی: طبیعی است که چنین تأثیری غیرقابلانکار باشد.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.