ریسمان اعتماد

Shargh - - سیاست - عبدالرحمن نجلرحیم عصبشناس و عصبپژوه

این روزها در جنبوجوش انتخابات، موضوع مهم انتخــاب و اعتماد، اهمیت خود را به رخ میکشــد. از حجم مقالات علمی مشــخص اســت که امروزه در دنیا بررســی موضوع اعتماد در مغزپژوهی با رویکرد اجتماعی در محافــل علمی مورد توجه بســیار قرار گرفته اســت. برهمیناســاس برای پرداختن ریشهای به اهمیت احســاس اعتماد برای انتخــاب، میتوان موقعیتی خیالی و اســتثنایی بین مــرگ و زندگی را در نظر گرفت تا بشود به ابعاد گوناگون پیچیدگی این امر پرداخت. به نظرم رسید شاید تمثیل زیر تا حدی بتواند این موقعیت فرضی را ترسیم کند و نوعی تمرین ذهنی و فکری برای رویارویی با واقعیت باشــد. البته لازم به تأکید است که ساختن چنین موقعیت فرضی تخیلیای در علم مغزپژوهی و فلسفه رواج دارد و لزوما تطبیق عینی آن با شــرایط خاص موردنظر نیست. حال با این مقدمه، موقعیتی فرضی را تصور کنیم که شــخصی در ته چاهی عمیق گرفتار آمده اســت و در این شرایط میان مرگ و زندگی، او میبایســت برای نجات خود از ته چاه به کســی اعتماد کنــد و او را از میان چند نفر برای نجات خود انتخاب کند. این چند نفر خاص مأمور میشوند از جلو دهانه چاه بگذرند و با هر وسیلهای که ممکن است به فرد گرفتار پیشنهاد طناب نجات برای بالاکشــیدنش از ته چاه بدهند. بنابراین، شخص در ته چاه میبایست فقط به یک نفر اعتماد کند و سرنوشت مرگ و زندگی خود را به دست او بسپارد. فرض بر این اســت که فرد در ته چاه از پیــش میداند که صاحب منصب و مقام و منزلت اجتماعیشــدن فرد منتخب از طرف او مشــروط به اجرای تعهد از طرف فرد مورد اعتماد نیســت. بنابراین فرد گرفتار در ته چاه میداند که رقابت در جلب اعتماد در میان افراد گزینششــده داوطلــب برای نجات او، بســیار جــدی و پرتبوتاب اســت و میتواند با وعدههای فریبنده گاه توخالی نیز همراه باشــد. در این راســتا، بههیچوجه بعید و دور از ذهن به نظر نمیرسد که افراد پیشنهاددهنده هرکدام وعدههایی هرچند غیرعملی و دورازدســترس را هم برای جلب اعتماد فرد گرفتــار در ته چاه مطرح کنند و مبالغهآمیزانه ســعی در قانعکردن او برای انتخاب آنها بهعنوان بهترین فرد و روش نجات داشــته باشند. از طرف دیگــر فرد گرفتار در ته چاه کــه برای مرگ و زندگی میجنگد، بــرای اعتماد و انتخاب حیاتی خود میبایســت به نکات مهم دیگــری توجه کند: آیا نیت خیر انساندوســتانه و جهانشمول و بدون قیدوشرط نجاتبخــش در ضمــن عملیات بالاکشــیدن طناب تغییر نمیکند؟ آیا در میانــه راه هویت نژادی، بومی، اعتقادی، مســلکی، آیینــی و فرقــهای، نجاتش را با قیدوشــرط روبهرو نمیکند؟ آیا ملاحظات اینچنینی باعث ولشــدن طناب و ســقوط مجدد فرد به ته چاه نمیشــود؟ از همــه بدبینانهتر، آیا پــارهای از این نوع تفاوتها و اختلافنظرهــای بیناگروهی، طناب نجات را بــه طنابی برای اعــدام او تبدیل نمیکند؟ همه این اماواگرها در این تمثیل فرضی اســت که مغزپژوهان امروز را وامیدارد که کار مغز در اعتماد به فردی دیگر را بسیار حســاس و پیچیده ارزیابی کنند. بدیهی است که در ایــن موقعیت، مغز احساســی و خیالپرداز ما همه امکانات برای کشف رمزورازهای معانی پنهان در رفتار دیگری را به کار میگیرد تا در حدس نیت و قصد دیگری و اعتماد و انتخاب کسی که با ادعای نجات او آمده است، دچار خطا و اشتباه نشود.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.