شناسنامهام را بياوريد

Shargh - - يادداشت - نعمت احمدی . حقوقدان

مــادرم بيمار اســت، از آن دســت بيماریهايی كه فرزنــدان و نوهها دورش جمع شــدهايم. درســت مثل صحنــه آخر فيلم مادر اثر زندهيــاد علی حاتمی، با اين تفاوت كه بيماری جســمی توش و توان مادرم را گرفته و باورم نمیشــود زنی كه روزگاری فكر میكردم با يک دست خود قادر است همه دنيا را تكان دهد، ضعيف و ناتوان روی تخت افتاده و دارد نصيحت میكند نصيحت كه نه، وصيت؛ شناســنامهام را میخواهم شناسنامهام را بياوريد، تعجب میكنم. با اين حال و روز شناســنامه را بــرای چــه كاری لازم دارد؟ وضع اموالش را مدتها قبل روشن كرده است. قصد دارد وضعيت تازهای داشته باشد، قادر به حركت نيست. ويلچرش را هم میخواهد؛ مدتهاســت از ويلچر اســتفاده نكرده است. میگويد شناســنامه را برای رأیدادن میخواهم و ويلچر را برای رفتن تا پای صندوق رأی. اين آخرين رأیدادنی است كه من زندهام؛ اصلا از خدا میخواهم تا جمعه زنده باشم و آخرين وظيفهام را انجــام دهم، آن وقت بميرم! بلند میشــوم و از اتاق میزنم بيرون، گوشهای مینشينم و اشكی میريزم؛ بقيه هم همين وضع را دارند. با ويلچر به اتاقش برمیگردم و دســت خواهرم هم شناســنامه مادر اســت. میگويد همه بايــد رأی بدهند... اين روزها من هم نگرانم. ترامپ ديوانه درســت يــک روز بعد از انتخابات ما در اولين ســفر خارجی خود عازم عربستان اســت. عربســتان كه مطيع و سربهراه اســت و هرچه اسلحه بفروشند میخرد! چرا بايد در اولين سفر خارجی به جــای ديدار از همپيمانان قدرتمنــد اروپايی خود به عربســتان بيايــد؟ بیتعارف انتخابات پيــشرو با همه انتخابات گذشــته فرق دارد. اگر با تكيه بر واقعيتهای موجود بررسی كنيم، به اين باور كه هيچ، به اين تكليف میرســيم كه بايد حتما در رأیدادن شركت و ديگران را به رأیدادن تشويق كرد. سكان اداره آمريكا برای اولينبار به دست مردی افتاده كه در كارنامه سياسی خود حتی ســابقه يک روز كار اجرائی را ندارد. اما او تاجری است كه همهچيز میخرد و میفروشد. خندهدار است در قرن 2۱ ســكان اداره بزرگترين اقتصاد دنيا به دســت كسی افتاده كه با ديد تجاری به همه قضايا نگاه میكند؛ كنگره آمريكا تحت ســيطره جمهوریخواهان تندرو درصدد تصويب تحريمهای جديد عليه ايران بود كه به اصطلاح دست نگه داشتند تا تكليف انتخابات ايران روشن شود. جالب است اولين سفر رئيسجمهور آمريكا يک روز بعد از انتخابات ايران كه در واقع نتيجه انتخابات روشن شده است، به كشــوری صورت میگيرد كه بيشترين دشمنی را با ايران داشــته و دارد. جنگ هشتســاله عراق عليه ايران، از خزانه عربستان تغذيه میكرد، رجزخوانيهای جوان حاكم، محمد سلمان، وليعهد زاپاس را شنيدهام و گزافگويیهــای عادلالجبيــر وزير امــور خارجه اين كشور را و مهمتر از آن ترامپ تاجر كه میگويد بايد ناتو هزينههای خود را بپردازد، بايد عربســتان را دوشيد و اگر میخواهد از مواهب كشــور ما سود ببرد هزينه بپردازد. سابقه تندروی را هم در همين سالها داريم. آن روز كه آقای احمدینژاد بساط سخنرانی را سر هر كوچه و بازار پهن و از ورقپارهها صحبت میكرد و آدرس آبريختن بر آتش خشم ديگران را میداد و از اثرات تحريم در شهرها كه مردم مســتأصل نسخه به دســت دنبال دارو اشک میريختنــد، با زبان طعنه ســخن میگفت را فراموش نكردهايم، يكی از داروهای مادر بيمارم را كه بايد هر روز مصرف میكرد، به ســختی از اين دوســت و آن دوست بــا قيمت گزاف تهيــه میكرديم. اما امــروزه در همان شهرســتان زرند كرمان با كمترين قيمــت در اختيارش میگذارند، زمانه تندروی گذشــته و نمیتوان با ادبيات قديم بــه جنگ ديوانهای مانند ترامپ رفت. عربســتان ابايی ندارد كه دشــمنی خود را با ايــران علني كند و با تأسف نسل اول فرزندان عبدالعزيز رو به انقراض است و با مرگ مرده متحرک ملک ســلمان، ســكان اداره اين كشور ثروتمند كه گوش به فرمان آمريكاست، به دست نسل دوم فرزندان عبدالعزيز افتاده كه نمونه رفتار آنان را در گفتمان محمدبنسلمان، زاپاس وليعهد عربستان ديدهايم. نگذاريم تاريخ تكرار شود. تكرار تراژيک آن برای نوبت پيشرو از سوی كسانی كه با ادبيات عوامانه خود درصدد انسداد سياســی و بهعقببردن كشور هستند. تعهد اخلاقی و سياسی را در رفتار كانديدای انصرافداده ديديــم كه با چه لحنی به حضور آقای دكتر جهانگيری در رقابتهای انتخاباتی اشــاره كرد و با نيشــخند گفت كه صداقت شــما چند روز ديگر معلوم میشــود؛ شما آمدهايد كــه از وقت اســتفاده كنيد و يک مشــت آمار دولت را بخوانيد؛ اين مرغ زيــرک با آن ادبيات را ديديم كه عطای دولت مردم را به لقای دولت كرامت بخشيد، ديگر كانديدا را هم میشناسيم كه در سابقهاش يک روز كار اجرائی نكرده اســت و دم از سوءمديريتها میزند، میگويد ما منبع مالی برای افزايش چندبرابری يارانهها و ايجاد ميليونها شــغل را داريم اما سوءمديريت داريم و دريغ از يک برگ از حســن مديريــت خود. روز جمعه 29 ارديبهشــت تنها يک روز ســاده در تقويم سياســی كشــورمان نيست حتی انتخاب يك فرد برای چهار سال آينده نيست، تعيين نقشــه راه مديريت كشور به وسيله يک تفكر اســت؛ تفكری كه همانند هشت سال دولت محمود احمدینژاد كشور را به ورطه ورشكستی كشاند يا تفكر اعتدالی كه چهارسالی است سرگرم خارجكردن چرخهــای دولت از آوار ويرانی دولت ســابق اســت و میرود نقشــهراهی را پيش پايمــان بگذارد كه آيتالله هاشمیرفســنجانی نويد آن را بــا ادبيات اعتدالی خود داد يا ســيد اصلاحات كه برنتافتند. وقتی مادر بيمار رو به موت من با ويلچر اول وقت روز 29 ارديبهشــت پای صندوق رأی حاضر اســت و به اعتدال و ميانهروی رأی میدهــد، چرا عدهای بــا پای راهــوار در خانه بمانند و منتظر تندروی باشند؟

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.