شاعرانگیهای صحنه

Shargh - - هنر -

وقتی میبینیم بازیگری در اولین دیالوگ خود صدایش میگیرد و مجبور به صافکردنش میشــود، آنهم به شــیوهای که بســیار مؤکد، مذموم اســتادان فن بیان بوده و هســت، آنــگاه فکر دیگری نمیتــوان کرد جــز اینکه او قبل از آغاز نمایــش و ورود به صحنه، این آداب و شــئون را بجا نیاورده اســت. از اینکه بگذریم، باید گفت محمد حاتمی در شــکلدهی به شخصیت «شمیل ابیانه» از تسلط بر نقش و حضور صحنهای مناســبی برخوردار اســت، اما نتوانسته به ژرفاهای این شــخصیت دســت یابد. وی اندکی در بیرونیکردن شخصیت نویسنده کمتر از ســطحی که باید، ظاهر میشود. شراره رنجبــر و بهناز توســلی در نقشهــای لادن و شــکوفه در تحلیل شــخصیتها در حد کفایــت عمل کردهانــد و در بازیها نیز خوب ظاهر میشوند، اما مریم زارعی در نقش نیلوفر، در مبحث تحلیل تا حدودی سرگردان به نظر میرسد. تغییر رفتارهای درشت و پررنگ او دلیل محکم و کافی ندارند و در بازی، برخی از مواقع، بهخصوص صحنه پایانی بازیکردن او دیده میشــود، درحالیکه شــیوهای که برای بازیگری این نمایش ازسوي کارگردان لحاظ شده با این جنس بــازی تفاوت دارد. شــبنم قلیخانی نیز ماننــد زارعی نمیتواند به توفیــق دو همبــازی دیگر خود در تحلیل نقش و بازی دســت یابد و نحــوه عکسالعملهــا، بیرونیکردن حسهــا و همینطور آن تنالیته صدایی لازم که برای بازی بر صحنه تئاتر مورد نیاز اســت در نقشآفرینیاش با ضعفهایی همراه میشود.

در مبحث کارگردانــی از فضای معمول کافه در طراحی صحنه که بگذریم، با یک پرده سیاه مواجهیم که در ابتدای نمایش جلو آن نویســنده و ارغوان یکدیگر را میبینند، سپس باز میشود و حوادث نمایش را میبینیم و در پایان نیز آن را میبندند؛ همان اســتفادهای که از پرده عمودی بالارونده در سالنهای پرسینیوم به عمل میآید و کارکردی بیش از این برای این پرده در طراحی صحنه این نمایش نمیتوان دریافت کرد. از این نکته که بگذریم، کارگردان در طراحی میزانســنها و ترکیببنــدی عناصر صحنه، آکسســوارها و... موفق عمل میکند و حرکت یا شــيء و وســیلهای از اجــرا بیرون نزده و ماجرا با روانی مناســبی در بســتری از فضای رئالیستی بر مخاطب عرضه میشود.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.