روحيه فردی و انتخاب ائتلافی

Shargh - - زاويه - پرویز پیران سیدهاکرم میرزایی*

انتخابــات هرچــه کــه باشــد، نمونــهای از تاش ما بــرای زندگی فــردی اســت. اگــر این گفتــه نقل بــه مضمــون افاطــون را بپذیریم، بسیاری از مناسبات سیاسی از جمله انتخابات شورای شــهر را میتوانیم با وضعیت روحی و خاســتگاههای فردی و اجتماعی افراد بررسی کنیم.

انتخابــات شــوراهای شــهر و روســتا، بــه دو دلیل در بســیاری از مــوارد تابــع ائتافهــا و جمعها و گروهها میشــود. در این مــوارد به جــای انتخاب یک فرد، فهرســتی از چند نامزد به توافقرســیده بهعنوان لیســت پیشــنهادی ائتــاف مطرح میشــود تا مــردم بتواننــد از میان ازدحــام کاندیداهــای مختلف- که در شــهرهای بــزرگ بعضــا بــرای عمــوم ناشــناخته هســتند- بــه افــرادی با ســایق نزدیکتر به خود رأی دهنــد. نظام رســیدن به چنین ائتافهایــی گاه ســاده – خصوصا در شــهرهای کوچک- و گاه بســیار پیچیده است چراکه هر ائتافی برای بهدستآوردن مشــارکت حداکثری مــردم ناچــار اســت که دســت به انتخابهــای جــدی و بــا تأکید بر موضوعات کلیدی بزند. رســیدن به یک ائتاف میتواند مردم متمایل به جریــان مورد نظــر را از اتاف وقت، ســردرگمی و اضطراب نجات دهد. در اینجا، مســئله این است که مردم برای همه کاندیداهای طیف نزدیک به خود احترام قائلند اما رأی خود را به فهرســت ائتافی میدهند به سه دلیل که عموما منشأ روانی دارد: 1-اعتماد به ریشسفیدها 2-دوری از تنشهــای پس از اعام نتایج 3 دوری از تنشهــای گروهــی بــا همفکــران خود که رأی نیاورده یا در فهرست نبودهاند.

در ایــن میــان امــا یــک نکته را نباید نادیده گرفت، هــر انتخابی که براســاس فهرســت ائتافی صورت میگیــرد )در مورد فهرســتهایی کــه عموما بــه تأیید ریشســفیدان جریانهــای سیاســی، فرهنگــی و اجتماعــی( میرســد ایــن ظرفیت را بــرای فــرد رأیدهنده بــه وجود مــیآورد کــه پــس از رأیآوردن نامزدهای فهرســت، از طریق همان ریشسفید از آنها طلب مطالبه کند.

عموما ائتافهایــی که اخیرا در انتخابات پنجمین دوره شورای شهر صورت گرفت، فهرســتهایی بدون ریشســفید به همراه داشــت. این موضوع به خودی خود نشاندهنده افزایش روحیــه کار گروهی نامزدها بوده و طبعا چه از نظر محیطزیستی و چــه از نظــر اثربخشــی سیاســی قابل تقدیر اســت اما فهرســتی که منبــع و مرجــع گزینش آنهــا، فردِ سرلیست است چطور میتواند برای رأیدهنــدگان فضــای مطالبهگری را ایجــاد کنــد؟ براســاس دانــش مشــاورهای، مطالبهگــری جمعی و مطالبهگــری فــردی دو تفاوت مهم دارند. شــما بهعنوان شــهروند یک کشور، پس از انتخاب رئیسجمهور، چه به او رأی داده باشید و چه نداده باشــید، حق مطالبهگــری دارید این موضــوع امــا در مــورد مطالبهگری جمعی با چالشهایی همراه اســت. تعدد افرادی که به شوراهای شهر راه پیــدا میکنند، مجال مطالبه فردی را از فردِ رأیدهنده میگیرد و به نوعی او را تحت این فشــار قرار میدهد که « اگر به فــرد یا افرادی که مرجعیتی فردی آنها را برای من گزینش نکرده رأی بدهم چــه ضمانتی وجود دارد که آن افــراد مطالبهگر مطالبات من باشــند؟» چنین پرســشهایی صرفا پرســشهای سیاسی نیســتند، ما در نظام خانواده و تربیــت هم با چنین ســؤالاتی مواجه هســتیم و شاید به همین دلیل است که از کودکی، سعی میکنیم نظام خانواده را براســاس و حول محــور یک فرد )پــدر یا مادر( باور کنیم و در مراتب بعدی، خواهان این هســتیم که پیوندهای خانوادگی و فامیلی ما با مرجعیت ریشســفید فامیل عمیقتر شود.

* مشاور و مدرس دانشگاه

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.