تهران چ نادز توصيمهنبراتیخگزبیداگاننشب چشورها میيخستاواهد؟

Shargh - - زاويه -

امید اســت که برجستهترین شــیرزنان و جوانمردانی آگاه، آشنا به شــرایط کشور و دوستار واقعی این خانه مشترک، ایران عزیز، دارای تجربه مفید و سابقهای پاک، آنانی که دغدغه وحدت تمامی ساکنان این مرز و بوم را در ســر دارند، خواهان مشــارکت پایــدار، واقعی و فعالِ یکایک ایرانیاناند، رنج، درد و نیازهای محرومان را به خوبی میشناســند، از درگیریها به هر نام و علتی بیزارند، به راستی و آگاهانه هرگونه زدوبند، باندبازی و رانتخوری و رانتدهی را زهری کشــنده بهشــمار میآورند، منافع واقعی و نیازهای گوناگون، حیاتی و فوری شــهر و روستای خود را میشناســند و برآمده از رأی پاک اکثریت انتخابکنندگان شهر و روستای خویش محســوب میشــوند و تنها و تنها برای خدمتی ماندگار به میدان آمدهاند، بر کرســیهای عضویتِ شــوراها تکیه زنند که چنین بادا. پس از شکلگیری اولین شورای شهر تهران، برگزیدگان محترم بر این ناتمام منت گذارده از او خواستند با آنان به گفتوگو نشیند. در آن جلسه با برشمردن کاســتیها و تناقضهای گوناگون و مســئلهآفرینِ قانون حاکم بر شوراها، سه پیشنهاد مطرح و دلایل و ضرورت آنها به بحث گذاشته شد. نخستین آن سه پیشنهاد تکثیر شورا از طریق شوراهای منتخب محلهها بود که به دلیل مســکوتبودن این اقدام، نگارنده با بهرهگیری از تبصره یکی از مواد قانون شــورا، طرح شــورایاری محلهای ایرانزمین را که نخستینبار برای برنامه فقرزدایی و مشــارکت مردمی شــیرآباد زاهدان طراحی شده و به اجرا در آورده بود، پس از بازبینی و درنظرگرفتن شــرایط تهران، به شــورا هدیه کرد. پیشــنهاد دیگر آغاز برنامه آموزش عملمحورِ اعضای محترم شورا و ســومین پیشــنهاد اعام موضع اعضا درباره مسائل، معضات و راهحل هریک بر پایه نظرســنجی از متخصصان هر حیطه در قالب تدوین اولین منشــور شهر تهران بود که سه سال بعد با پایمردی یکی از اعضای محترم شــورا به فرجام رسید. نگارنده به شــهادت چهار پژوهش جامع و انتشــار چندین اثر در بیش از 20 ســال پایداری و شهروندمداری آنهم براســاس شــرایط تاریخی و اکنونی شهر و روســتا در ایران را راهبردهای بدون جایگزین ملــی، منطقهای و فضایی مکانی اعام و با تدوین شــهرِ شهروندمدار و 21 پروژه تعریفشــده در قالب شهرِ شهروندمدار، بارها از آن دفاع کرده اســت. اکنون نیز ایمان دارد که ایــن دو راهبرد چنانچه بر پایه ویژگیهای تاریخی، اقتصادِ سیاســی، اجتماعــی، فرهنگی و فضایی و براســاس موقعیتســنجی علمی و کاما مســتند و بــا تحلیل دقیق توانمندیهای بالقوه و در دســترس، مبنای برنامه جامع فعالیت شوراها در محدوده زمانی چهارساله به شمار آید و با مشارکت واقعی مردم و نه دغلکاری به نام مشارکت، به اجرا درآید و نظارت همگانی درهمتنیده با دانش متخصصان نامداخلهگر بلکه تسهیلکننده امور، در تمامی مراحل جزئی از برنامهها و مراحل هر برنامهای به حســاب آید، کاری کارســتان به فرجامی نیکو خواهد رســید. پایــداری داروی بیهمتای ناپایداری هر دم ژرفترشــونده کنونی فضا مکان ایرانزمین، ازجمله شــهرها و بهویژه تهران ا سدرتت.دویــن برنامه پایداری شــهری و روســتایی کشــورِ عزیزمان، شهروند بر بنیاد حقوق و مهمتر از آن، وظایف شهروندی، آنهم بــه دلیــل کمترتوجهکردن به وظایف و تأکید یکســویه بیشــتر بر حقوق، از ســوی فرهیختــگان و آحاد مردم و بالاخــره موضوع اصا توجهنشده اما بسیار حیاتی و لازم یعنی نهادینه و درونی کردن شهروندی، محور منطقی و روش شــناختی آغاز نگریستن بر پایداری است. زیرا آنگاه که شــهروند بهگونهای روشــمند، محور و بنیاد مرکزی برنامهای فضایی مکانی، تلقی شــود، اجزای برنامه، نه براســاس خواست محقق بلکه در رابطهای منطقی با محور اصلی، یکی پس از دیگری مشــخص میشوند و در برنامهای علمی و عملی، جایگاه مناســب و روششناسی دقیق خود را مییابنــد. زیرا با درنظرگرفتن شــهروند میتوان از خود پرســید که چه مسئلهای حیاتیترین اســت؟ پس از پاسخ منطقی، دوباره همان پرسش تکرار شــده و در پایان، زنجیره بههمپیوســته اولویتها و اهمیت هر یک آشکار میشــود. به این شکل که هر گاه شــهروند مرکزیت برنامه فراگیرِ پرداختن به سشاهمرتشیوتد،م اامولیی ا ننمساحنورهابهییشکک لکیشبــدیوره،یموسضاومتعیی اوملسیتا.ست. اما در شــهر و روســتا آنچــه به فضــا مکان مربوط اســت، آلودگیهای محیطی اســت. در ایــران آلودگی هوا و موضوع نادیدهگرفتهشده آلودگی صوتی شدید در برخی مناطق، آلودگی آب، خاک، نابودی و فقدان فضای ســبز، تولید زباله و به دلیل ناتوانی در بازیافت که طای کثیف خوانده میشــود، امحای زباله کــه در برخی نقاط از جمله شــمال کشــور به آلودگیهای جدی محیطی از جمله نابودی جنگلها منجر شده است، آلودگیهای اشارهشده از جمله عوامل جدی صدمه بر سامتی شهروندان و ساکنان بهطور کلی است. امروزه فراتر از شهروندان از ســاکنان نیز برکنار از ویژگیهایشان یاد میشود که باید حقوق آنان نیز مانند شهروندان محترم شمرده شود. زبالهسوزی معضل محیطی دیگری اســت که هوای آلوده را آلودهتر میکند. مســئله فاضابهای شــهری و صنایع را نیز باید به این فهرســت افزود. در روســتا اســتفاده گسترده از سموم و کود شیمیایی که از طریق محصولات کشاورزی و باغی به چرخه موادغذایی مصرفی مردم وارد میشــود، مسئلهای جدی است. در پایان نیز آلودگی شــدید آب و خــاک را دامن میزند و تشــدید میکند. آبیاری کشــت و کار با آبهای آلوده و گاه خطرناک و امحای زباله بیمارســتانی به شــکلی غیراصولی را نیز نباید از یاد برد. باید توجه داشــت که مناطق شــهری بهویژه مناطق گرانتر شــهرهای بزرگ و ســرآمد همه مکانها، تهران، از نظر کیفیت زیستی، شرایط بسیار نامطلوبی دارد. هجوم سرمایه بهویژه انواع رانت در ترکیبی نادرســت با ســاختار اداری شهرها، بهجای ســرمایهگذاری در بخشهای تولیدی اشتغالزا، اصطاحا زمینگیر شده، ضمن نابودی گســترده فضای ســبز از قدیم موجود، نابودی سرمایههای شهری و ملی را به دلیل تخریب زودهنگام بناهای موجود، دامن میزند. همچنین ضمن ایجاد فســاد گسترده و شدیدا مســری و پایدارشونده، به آلودگیهای محیطی بهویژه آلودگی صوتی منجر میشود.

آثار آلودگی صوتی هنوز در تهران و ســایر شهرها مورد بررسی جدی قرار نگرفته اســت. حیطه آلودگی آفرین دیگری کــه در دو دهه اخیر به شــکل روزانه تشدید میشــود، آلودگی ناشــی از امواج موجود در فضا ازجمله امواجِ تلفن همراه و ســایر وســایل مدرن ارتباطی است. امروزه متخصصان مغز و اعصاب و سایر رشــتههای مرتبط، ظهور بیماریهایی بــا تظاهر بیرونی شــامل ترکیب آثار بیرونی چند بیمــاری مغز و اعصاب که هنوز علت اصلی بروز آنها ناشــناخته مانده اســت را به وجود و رشد باورنکرد نپیا سماوزاسجاامدتشی،د ههنرسشبهرت ونمدی ندیاهزنمدن.د سرپناه است تا پس از غوغای روزانه زندگی، شــب هنگام، در سرپناه خود ســر بر بالین نهاده، دمی بیاساید. در این رابطه مســئله اجارهبها بهعنوان مهمترین رقم سبد هزینههای خانوار بهویژه پنج دهک پایین هرم درآمدی، معضلی بسیار جدی است. بهویژه در شرایط ناکافیبودن درآمد، رقم بالای نرخ فقر مطلق و حتی نســبی برای درصدی که گرچه بالاتر از خط فقر قرار دارند، با محرومیت گســترده و رو به رشد دستبهگریباناند، مسئلهای رنجآور و دائمی میشود. مسئله مهم دیگری که اکنون فقط خاص شهرهای بزرگ و متوســط نبوده، به برخی شهرهای کوچک و شهرنماها نیز هرچند فعا محدود، ســرایت کرده است. موضوعی اســت که به اشتباهی نادرست و برای ســاکنان این قبیل سرپناهها، ناخوشــایند و آزاردهنده، حاشیهنشینی خوانده میشود. با وجود هشدار درستِ متفکران برجسته شهری که پس از ســالها پژوهش میدانی گسترده بر نادرســتبودن این مفهوم آن هم برای بیش از 40 سال تأکید روا داشتهاند، هنوز برخی بر کاربرد آن پافشاری میکنند!!!! ســازمان ملل متحد نیز با نقد مفهوم حاشیهنشــینی از عنوانِ اسکان غیررسمی یاد کرده است. واژه غیررسمی در آن هنوز مسئلهزاست. نگارنده در سالهای اخیر از عنوانِ اجتماعات سرپناه خودساخته، استفاده کرده و برعکس خیل عظیمی از محققان، مســکن خودساخته را معضل شــهری نمیداند. متأســفانه کارشناســان و مســئولان زیادی که هنوز از مفهوم حاشیهنشــینی استفاده میکنند، آن را چون معضل مینگرند. اما بهراستی سرپناه خودساخته که امروزه گاه تا 40 درصد سرپناههای برخی از شــهرها را در بر میگیرد، گرچه ناخوشــایند اســت و با کرامت انسانی سازگار نیست، راهحل یا برنامهریزی مردمی برای حل نداشتن مسکن است یا معضلِ شــهری؟ اگر بیش از 10 میلیون نفر که بدین شکل هزینه داشتن ســرپناهی را از ســبد نحیفِ هزینههای خانوار خود حــذف کرده و نوعی ارتقــای درآمدی را تجربــه کردهاند، قادر بدین کار نبودند و برای داشــتن ســرپناهی مجبور به پرداخت اجارهبها و اصطاحا پول پیش میشــدند، در شرایط کمدرآمدی، بیکاری آشکار و پنهان، فقر نسبی و مطلق )توجه شــود که این نوع اســکان با اجارهدادن یک یا دو اتاق به خیل گستردهای از محرومــان جایی براي زیســتن دادهاند(، میزان آســیبهای اجتماعی چقدر افزایــش مییافت؟ تعداد خیابانخوابان، زیــر پل و پلهخوابان، به چه میزان بالاتر میرفت و جدیتر میشــد؟ مسئله دیگری که باز هم به مســکن محرومان و لایههای پایین و در موارد محدودتری به لایه سوم و چهارمِ هرم درآمدی مربوط است، موضوعی است که بازهم به اشتباهی با آثار مخرب برای مشــارکت مردمی، مناطق فرســوده شــهری، خوانده میشود. راهحل ساده لوحانهای نیز تحت عنوان تجمیع پاکها و اسکان صاحبان آنها در آپارتمان بهجــای خانههای کوچکِ حیاطدار آنانِ یعنی تجمیع به شــکل عمودی به امید کسب فضای لازم برای انجام بهسازی و نوســازی محیطی، مطرح و بارها و بارها تکرار شــده و میشــود که نه با شــرایط کشــور و روحیه مردم همخوان اســت و نه تاکنون از حدودِ 10 درصد، تجمیع بیشــتری را تجربه کرده و در کنار آن، با نارضایتی گسترده کسانی همراه بوده است، که بدین کار مبادرت کردهاند. این آرزوی تجمیع در صورت تحقق نیز به معضات، سرنوشت و حتی فاکت درصد مهمی از مستأجران اینگونه بناها که با بهسازی و نوسازی قادر به تقبل افزایش اجارهبها نیســتند، کاما بیتوجه بوده و راندهشدن مستاجران به فضاهای زیستی به مپراتسا بزکسورپچناهک ، ترشازهرآنونچداه نداوشدترها منجدمراونعظاسراهکنمانی بکانیندد . هر صبحگاه از منزل بیرون روند و به کاری مشــغول شــوند. اینجاســت که بحث حملونقل شهری، مسائل متعدد آن و ترافیک سرسامآور به فهرســت مشــکاتِ در انتظار راهحل عملی و بهینه، افزوده میشود. ترافیکی که در چندین ســاعت از شــبانهروز زمینگیر است، دهها معضل دیگر را از پی خود شــکل میدهد. مثا معضــات عصبی و روانی و آثار ناشــی از رنج روان آدمیان، هزینههای اتاف وقت در ترافیک و مهمترین عامل مهم در افزایش آلودگی هوا.

شهروندی که معضات ترافیک باورنکردنی را به جان خریده و از سرپناه خویش بیرون آمده باید در جایی به شغلی مناسبِ کرامت انسانی، یعنی در درجه نخست شغلی شریف مشغول باشد و درآمدی کافی برای گذرانِ زندگیای آبرومندانه به کف آورد. گرچه ایجاد اشتغال امری ملی است و تابع سرمایهگذاری مولد و اشتعالزا، شهرها که در دوران جهانیسازی از بالا یا از دریچه اقتصاد، در سرمایهداری قمارخانهای، عرصه دگرگونیهای پرشــتاباند، باید در ایجاد اشــتغال ســهمی جدی داشته باشــند. از این روی مدیریت بــه روز، مردمی و آگاه نه تنها برای اشــتغال، حداقل برای افزایش درآمد خود باید زمینه ســرمایهگذاریهای مولد و پاک را مهیا کند و انگیزههــای لازم را پدید آورد تا به فروش فســادانگیز و مخرب فضای شهری بهچانقالنیکتهی مآلاودحهظبهه ا منوی اشعــراوندب تا،امنبتادخاربت بنهکتنردی.ن راهبردهای حیاتی، مســائلی که باید مدیریت شــهری برای بهبود زندگی شهروندان و براســاس حق مشــخص و خاص به شهرِ مشــخص )حق به شــهر( برای بهبود هر آنکــس با هر ویژگی که در شــهر زندگی میکند، انجام دهد، به نحوی روشمند، یکی پس از دیگری خود را آشکار میکند. شهروند، در سطح شــهر باید ایمن باشد، پس آمادگی کامل و همهجانبه برای وقوع ســوانح طبیعی و انسانســاخت، از آموزش همگانی، درست و پایــدار تا ایمنبودن در مقابل تمامی ناامنیها از منابع مختلف شــهری و روســتایی، امنییت روانی، جلوگیری از آسیبهای اجتماعی و روانی نیز از راه میرســند. شهروندان و ســاکنان نیازمند اوقات فراغتِ مفید، کافی و خاقاند، باید در شــهری ســرزنده، پویا، فاقد اغتشــاشِ سیما و منظر، باهویت، خوانا، دارای زیرساختهای مدرن و دائما نوشونده و آیندهنگرانه باشــند. نیازمند نظارتکردنِ دائمی، خواهان شــفافیت و پاسخگویی و از همه مهمتر حضور و مشارکت واقعی و فعال در تمامی عرصهها، جوانب و مسائل شهرند. بیهوده نیست که امروزه برنامهریزی مشارکتی در تمامی ســطوح، از خردهمحله یا واحد همســایگی تا ســطح ملی و بینالمللی، راهبردی لابزمحاــلاجثرادروآمحدیاتشـیـتهلرقیی درشادیهراانسبحت.ثی مســتقل و فوری اســت که برگزیدگان شــورا باید به مجرد ورودِ رســمی به شورا بدون لحظهای درنگ بــه آن بپردازند. فروش ناعادلانه تراکم جدای از ظلــم به امروزیان و آیندگان و جانبخشــیدن به نوکیســگی ضدملی، قطبیکــردن شــدید جامعه شــهری و دامــنزدن به بغــض اجتماعی وحدتشــکن، نابودکننده ســرمایه اجتماعی دســتگاهها بهویژه شوراها و شــهرداریها، حاوی فسادی مســری، بدنامکردن گروهها و سازمانها، ضدشــهروندی و ضد پایداری شهری، به بنبســت قطعی رسیده است. شــورای شــهر تهران باید بــر ارگانی بــا بدهــی 60هزارمیلیاردتومانی و پیشفــروش یک میلیون مترمربع تراکم و دههــا پروژه ناتمام نظارت کند و آن را هدایــت کنــد. نگاهی گذرا به مناطقی از شــهر تهران و مقایســه آن با تصاویر سراســری 30 ســال پیــش، بهخوبی نشــان میدهد چه بر سرِ این شهر آمده است. خرید تخلف ســاختمانی بیحیثیتکردن قانون و قانونمداری اســت. بااینهمه بیانصافی اســت اگر فراموش شود که اقدامات ارزشمندی نیز به فرجام رسیده و صدها مدیر، کارشناس و کارمند شــریف و زحمتکش نیز در شهرداریهای کشــور به کاری مولد و مثبت مشــغولاند که بسیاری از آنان از شیوه کنونی کسب درآمد، رنجی جانکاه میبرند و آرزومند توقف و جایگزینکردن آن هســتند. اما مســئله فروش تراکم که اقلیتی با آن به نابودی شــهر کمر بســتهاند و شیوه مرسوم آن، آنقدر مسئلهزا و نادرست است که فداکاریها، اقدامات مثبت و زحمات اکثریت کارکنان را تحتالشعاع خود قرار میدهد. باید اضافه کرد درآمد ســالم شهر، حتی قادر به پرداخت بخشی از هزینه جاری شهر نیز نیست. پس چه باید کرد؟ در اولین گام باید به بررســی شیوههای کسب درآمد در کانشهرهای مشابه تهران آنهم با انجام پژوهشی مقایسهای و ضربتی به روشهای گوناگون، اقدام کرد و در صورت موضوعیتداشتن، برخی از آنها را فورا عملیاتی کرد. درعینحال، باید به فهرســتی از توانمندیهای فــراوان تهران که میتوانــد درآمدی پایدار را رقم زند دســت یافت و به توانمندیهای بالقوهای اندیشید که در کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت، قابل دســتیابیاند و فورا زمینههای بالفعلکردن آنهــا را آماده کرد و به اجرا درآورد. استفاده از امکانات شهرها، عادلانه نیست؛ عدالت در تمامی ابعاد و وجوه شــهر، اقدام مهم دیگری اســت. شفافســازی قراردادها، گامی حیاتی اســت. در فرجام نوآوری در درآمدزایــی، بحث و اقدام روز دنیاســت. از روز نخست فعالیت، باید تشکلی داوطلبانه از متخصصین و صاحبنظران شــریف و آگاه پدید آید. بهمیدانآوردن آحاد مردم شهری معجزهســاز است. شــهرگردی پویا و فرهنگمحورِ نامخرب، حیطه مهم دیگری اســت. از ورود جهان بــه دوران انقاب گردشــگری، بیش از دو دهــه میگذرد. نگارنده ســالها پیش در معرفی طــرح جامع و مردمی برنامهریزی گردشگری از 13 نوع گردشگر یاد کرده است که تنها دو مورد آن، مناســب ایران نیست. برگزاری انواع همایشهای بینالمللی خودکفا و سودآور، نقل محافل شهری اســت. استفاده دائمی از امکانات موجود در شهرها، بناهایی مانند گالریهای هنری، انواع سالن، تئاتر و آمفیتئاتر، برای اقدامــات مختلفِ درآمدزا را نیز نباید از یاد برد. ســخن در این باب بسیار اســت، لیکن نگارنده باور دارد که با صداقت، شفافیت، پاسخگویی همراه با خدمت، مردم پای در راه یاریدهی میگذارند، آنگاه بهراســتی معجزه ام رمیی هروِنزمماربههمشیدشتوتد.وانمند است. باید التهاب عمومی به آرامش، دوســتی و کار و تاشِ دیگرخواهانه بدل شود. اخاق فردی و جمعی به دلایل متعدد به خطر افتاده است. یکی از مهمترین و شــاید مهمترین دلیل آن، قبحزدایی از فســاد و زیرپاگذاشتن ارزشهای بنیادین، یکشبه ره صد ساله رفتن، آنهم بدون کمترین دلیل و بدون هیچ توجیهی اســت. شوراهای شهر و روســتا به دلیل محلیبودن، میتوانند پلی تلقی شوند برای به میدان کار و تاشآوردن مردم و زدودن دیوار بلند دشمنی، بیاخاقی، رانتخواری و انواع سوءاستفاده. مسئولان محترم در ســطح ملی نیز با استفاده از نظرات اندیشمندان شریف و آگاهی که خود قبول دارند و در صداقت و میهندوســتی و درد مردم داشتن آنان تردیدی نیست و از حب و بغضهای متداول تا آنجا که ممکن است تهی یا بر آنها دهنه زدهاند، بخواهند تا به تدوین گزارش تصویر واقعی کشــور با تأکید بر نقاط قوت و ضعف، همت گمارند، معضات هر حیطه را فهرســت کنند و در رابطه با هر مســئله، راهحلهای عملی را برشــمارند. جامعه ایران باید وارد دوران نهادسازی شود. حضور واقعی مردم پیششرط موفقیت چنین فرایند راهبردی است. چنین بادا.

میهنِ ما بهشدت توانمند است اما اخلاق فردی و جمعی به دلایل متعدد به خطر افتاده؛ یکی از مهمترین دلایل آن، قبحزدایی از فساد و زیرپاگذاشتن ارزشهای بنیادین، یکشبه ره صد ساله رفتن است. شوراهای شهر و روستا به دلیل محلیبودن، میتوانند پلی تلقی شوند برای به میدان کار و تلاشآوردن مردم و زدودن دیوار بلند دشمنی، بیاخلاقی، رانتخواری و انواع سوءاستفاده

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.