انکار قتل در حمايت از برادر متهم مدعی است در حمایت از برادرش وارد دعوا شده اما او ضارب نبوده است

Shargh - - حوادث -

متهمی که بهخاطر قراردادن کیسه میوه مقابل حجره دوســتش با او درگیر شــده و او را به قتل رسانده است، در دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شد.

به گزارش خبرنگار ما، یک سال قبل مأموران پلیس باخبر شــدند درگیری شدیدی در مرکز میوهوترهباری در تهران اتفاق افتاده است که بافاصله مأموران پلیس در محل حاضر شــدند و تحقیقات خود را آغاز کردند. آنها متوجه شــدند این درگیری بین چند دوست بوده است کــه قبــل از روز حادثه هم چندباری با هــم دعوا کرده بودنــد، این در حالی بود که درگیــری بین آنها منجر به زخمیشــدن مرد جوانی هم شده بود. یکی از شاهدان گفت: دعوای اصلی بین کامران و بهزاد بود. آنها از چند روز قبل از حادثه با هــم دعوا کرده بودند و آن روز هم کامران با برادر بهزاد دعوا کرد. بعد بهزاد به هواخواهی بــرادرش آمد و با هم دعوا کردند؛ اینطور بود که بهزاد با چاقــو به کامران حمله کرد و او را زد. ســاعاتی بعد از ایــن بازجویی بود که به مأموران خبــر دادند کامران در بیمارســتان جان خود را از دســت داده اســت. این مرد جــوان به پلیس گفت: من قتل را قبول ندارم؛ یادم نمیآید چه کســی کامران را زد اما قاتل من نیستم. این گفتههای مرد جوان در حالی بود که شاهدان میگفتند بهزاد را دیدهاند که با چاقو کامران را زده اســت و بعد هم قصد داشــته از محل فرار کند که او را گرفتهاند. با توجه به اظهارات شاهدان، شــکایت اولیای دم و سایر مــدارک موجــود در پرونده، کیفرخواســت علیه متهم صادر و پرونده برای رســیدگی به دادگاه کیفری اســتان تهران فرســتاده شد. در جلسه رســیدگی به این پرونده ابتدا نماینده دادستان کیفرخواست علیه متهم را خواند و خواســتار صدور حکم قصاص شد. در ادامه متهم در جایگاه حاضر شــد و آنچه را اتفــاق افتاده بود توضیح داد؛ او گفــت: من و بــرادرم در مرکز میوهوترهبار حجره داریم و کنــار ما هم حجره دیگری هســت که متعلق بــه مقتول بود. چند روز قبل از حادثه چند کیســه میوه آورده بودیــم و چون در مقابل حجره خودمان جا نبود، آن را مقابل حجره مقتول گذاشــتیم. او به من و برادرم اعتراض کرد که چرا این کار را کردید و جروبحثی بین ما به وجود آمد. فردای آن روز باز هم کامران اعتراض کرد و ما هم گفتیم کیســههای میوه را برمیداریم. قرار بود شــب همان روز به عروسی بروم، به همین خاطر زودتر از محل کارم بیرون آمدم و به عروســی رفتم. در مراسم بودم که با من تمــاس گرفتند و گفتند برادرم را با چاقو زدهاند بافاصله خودم را به میدان میوهوترهبار رساندم که ببینم چه اتفاقی افتاده اســت. برادرم زخمی شــده بود و حال خوبی نداشت. در دفاع از برادرم با کامران و دوســتانش که به او حمله کرده بودند، وارد دعوا شدم. کامران چاقو خورد و روی زمین افتاد؛ من چاقو نداشتم و مــن او را نزدم و نمیدانم چه کســی ایــن کار را کرد. متهــم ادامه داد: بعد از زخمیشــدنش هم یک نفر با خودروی پرشــیا آمد و او را برد و به بیمارســتان رساند. چند ســاعت بعد گفتند که کامران فوت کرده است. این موضوع ربطی به من ندارد؛ با اینکه من با او دعوا کردم اما عامل قتل نبودم. در ادامه یکی از شــاهدان قتل در جایگاه حاضر شــد؛ او گفت: مــن در میدان میوهوترهبار کار میکنم و آن روز هم شــاهد دعــوا بودم و دیدم که بهزاد با چاقو به کامران حمله کرد و او را زد. وقتی هم کامران روی زمیــن افتاد، ما خودمان با اورژانس تماس گرفتیم و کمک خواســتیم. آنچه بهزاد در مورد ماشین پرشــیا میگوید درست نیست؛ او چاقو داشت و من هم شاهد این ماجرا بودم.

با پایان گفتههای متهم و شــاهد، وکیل متهم در جایگاه حاضر شد؛ او دفاعیات خود را از متهم انجام داد و سپس ختم جلسه از سوی رئیس دادگاه اعام شد. با پایان جلسه رسیدگی قضات برای صدور رأی دادگاه وارد شور شدند.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.