نقبرزدلالشیهاسیتههاشورای شهر

Shargh - - جامعه -

شــرق، معصومه اصغری:

شــورای پنجم، شــورای لیستهای غیرکارشناسی، سوخته و باورنکردني بود. یک لیست، ناشــناس و غیرقابل اعتماد بود و لیستی دیگر از فرط تکراری و سوخته بودن امتیازی نداشت. درسنگرفتــن از اتفاقات و تجربیات قبلی همیشــه گریبان جریانهای مختلف را گرفته و اما در این میان مردم نشــان دادند در هــر دوره اگرچه انتخابهای اشتباهی داشــتهاند اما آن تجربه اشــتباه را دوباره تکرار نکردند و به دنبال تکرارهای دیگری هستند.

آزمون تکرار لیست

لیســت اصلاحطلبان شــورای شــهر تهران که اســتثنائا در این دوره و در غیــاب رد صلاحیتهای گســترده میتوانســت انتخابهــای خــوب و بیدغدغهای داشته باشد به پرایرادترین شکل ممکن بسته شد. لیستی که از بالا تا پایین بدنه همه احزاب و گروههای منتفع و غیرمنتفع اصلاحطلبی و نزدیک به آن، منتقد داشت و درعینحال بدنه اصلاحطلبی و جریان مردمــی همراه با آن انواع و ســؤال ابهام را داشــتند. لیســتی که اگر رئیس دولت اصلاحات روی آن مهری نمــیزد، معلوم نبود از آزمون تکرار لیست سرنوشت شهر چگونه بیرون بیاید و اوضاع از همانی هم که بود چقدر خرابتر میشد.

بــرای لیســت اصلاحطلبــان کــه به شــکلی پیشبینیشــده با انتقاد از عملکــرد اصلاحطلبان دوره قبل و حذف معنیدار آنها بسته شد، از مدتها قبــل اعلام میشــد که مشــت شــورای هماهنگی اصلاحطلبان پر از گزینههای اثرگذار و معروف است و همانطور هم بود اما در ادامه روند دیگری اجرائی شــد و پایان دیگری را رقــم زد. اصلاحطلبان که در دوره چهارم از دو اتفاق مهم یعنی چرخش سیاسی گزینهها و گرفتن پست و مقام منتخبان درس گرفته بودنــد، تلاش کردند با نوشــتن میثاقنامهای جلوی بخشــی از این خطرات را بگیرنــد. میثاقنامهای که بــه دلیل نبود حــزب و جریان حزبــی در جامعه و حتی در میان افرادی که ســابقه فعالیتهای مدنی دارنــد، چندان معنی پیدا نکــرد و باید منتظر ماند و دیــد که چقدر در فضای شــورا و شــهرداری تهران مانع و جامع اســت. لیســت امید که به دنبال تکرار لیســت امید در انتخابات دور دهم مجلس شورای اســلامی و موفقیت آن بود، دقایقی بعد از انتشــار مــورد انتقاد درونی و بیرونی قرار گرفت؛ انتقادهایی که در چنــد مورد اصلی یعنی انتخاب افرادی بدون ســابقه اجرائی و معروفیت اجتماعی، انتخابشدن افرادی درجهچندم در مقابل انتخابنشــدن افرادی با امتیازات بالا و در نهایت وجود شــائبه سهمدهی حزبــی و سیاســی، کامــلا پذیرفتنــي و مســتحق پاســخهایی منطقی بودند. در ادامــه توضیحاتی از ســوی افراد سرلیســت و اعضای شورای هماهنگی اعلام شــد که البته نتوانســت افکار عمومی را قانع کند. از همان ابتدای انتقادها به لیســت امید و حتی جریان مخالف یعنی لیســت خدمــت اصولگرایان، جریانهــای مختلــف گروهــی و انفــرادی ایجــاد لیستهای جدید و به قول برخی کاربران شبکههای اجتماعی دزدی از لیستهای اصلی را شروع کردند و بــا ایجاد لیســتهای جعلی نام خودشــان را در لیســت اصلی میگذاشتند یا ائتلافها و جریانهایی را با عناوینی جدید به راه میانداختند. بهعبارتی هر دو لیســت گرفتار لیستهای جعلی شــدند تا آنجا که مهدی چمران سرلیســت اصولگرایان با دستخط خودش لیستی را نوشت تا در رسانهها و سطح شهر پخش کنند و محمدرضا عارف هم عکســی از خود همراه با لیست امید منتشر کرد.

ته لیستهای مردم در لیست خدمت

اصولگرایــان بــا اعتمادبهنفســی که ناشــی از آمارهای غلط و جریانسازیهای خودشیفته درونی بود لیســتی را تهیه کردند که مردم از دیدن تعدادی از آنها برای دو یا ســه دوره خسته شدهاند و بخش دیگــر را هم اصلا نمیشناســند. اصولگرایان در این ســالها در جریانسازی ارائه لیســت افتادند و البته در دورههای قبلی از این موجســواری خوب نتیجه گرفتنــد، فارغ از اینکه در ایــن دوره دیگر آن یک نفر مهم را برای تمامکردن کارشان ندارند.

لیســت خدمت با افرادی تکراری و با ســابقهای پرابهام بســته شــد درحالیمردم پایتخت از افرادی که در عمل نشــان دادنــد که قصــد ندارند فضای خدمت را برای شهر و مردم آن باز کنند، خسته شده بودند. لیست خدمت در حالی بسته شد که به جای سرمایهگذاری روی افرادی جدید و جوان روی افراد سوخته و بیاعتبار لیستهای جریان مقابل یا مدیران ناشناس و درجهچندم قالیباف حساب باز کرد. افراد منتخب در لیســت خدمت مانند افراد ناشــناس در لیست امید که حتی در گوگل هم سابقهای نداشتند، نبودند چراکه سالها مدیر شهرداری بودن، به اندازه کافی از آنها خبر ایجاد کرده بود اما با وجود این برای مردم ناشــناس بودند. اما باید گفت به همان اندازه که این ۹ نفر جدید لیســت خدمت برای شهروندان تهرانی جدی و ناشــناس بودند، باقی لیست هم که دو دوره یا ســه دوره نماینده مردم تهــران بودهاند شناختی جز نا کارآمدی را در اذهان عمومی برجای نگذاشتهاند.

اصولگرایــان در دوره چهــارم تقریبــا نیمــی از صندلیهای سبز شــورا را باختند اما از این باختشان درس نگرفتنــد و متوجــه نشــدند که باید لیســت خدمتشــان را با نیروهایی جدید پر کنند که ســابقه درخشــانتری داشــته باشــند. اصولگرایانی که در لیســت خدمت تکــرار شــدند همــان اصولگرایان دوره چهارم شــورا بودند کــه در بزنگاههای مهم و تکاندهنده این شــهر و مردمش مثل حادثه پلاسکو جز ســلفیها و عکسهایشــان با آوار پلاســکو کار دیگری نکردنــد و درباره پروندههــای مهمی مانند قتــل درختــان و باغات تهــران ســکوت و تخریب کردند. میتوان گفت که اشتباه اصولگرایان انتخاب افرادی در لیست خدمت بود که نهتنها هنوز نیامده به دنبال ســهم خود از ســفره انقلاب و شــهرداری تهران هســتند بلکــه در پروندههای مهــم و بزرگی ماننــد واگذاری املاک به مدیران و اعضای شــورای شــهر و افراد خاص در اذهــان عمومی پروندههایی باز دارند. اصولگرایان میتوانســتند با تأخیری که در ارائه لیست شوراها نسبت به زمان ارائه لیست امید داشتند، لیســتی را آماده و ارائه کنند که شهروندان مختلف و حتی جریان مقابل منتقد به لیســت امید را به ســمت خود بکشــاند؛ اما اینطور نشد؛ چراکه تهیهکنندگان این لیســت که خودشــان از گزینههای اصلی بودنــد، نمیتوانســتند از انحصارطلبی خود بگذرند و خودشان را سرلیست نگذارند.

بههــرروی، براســاس آخرین شــنیدههایی که تا زمان انتشــار این گزارش حتما کاملتر شــده است، لیســت خدمت ســهم اندکی از 21 صندلی شورای شــهر تهران دارد و این اعضــای انحصارطلب باید منتظر حذفی تاریخی باشــند. اعضایی که ســالها شــورای شــهر تهران را در انحصار خــود گرفتند و شــهردار تهران را با همین انحصار و تخلف و تغییر قانونی یک دوره بیشــتر شــهردار نگه داشتند، حالا دستهجمعی از بهشت میروند.

ظهور لیستها و ائتلافهای یکشبه

پــس از اعلام دو لیســت اصلــی اصولگرایان و اصلاحطلبان، مخالفان و منتقدان این دو لیســت که برنامهریزی دیگری برای انتخابات داشــتند، شــروع به ایدئولوژیســازی و جریانســازی، لیستســازی و تیمســازی برای حرکتی مســتقل و مجزا از لیست اصلی بــه راه انداختند. جریانهای منشعبشــده از اصولگرایــان به تکرار لیســت شــورای چهارم و ارائهنــدادن چهرههــای جدی و معتبــر برای مردم اعتــراض داشــتند و برنامهریزی را بــرای تبلیغات مستقل شــروع کردند. در میان اصلاحطلبان اما این لیستسازیها و ظهور یکشــبه ایدئولوژیستهای دانشــگاهی، بیشــتر مدعی بود؛ بهنحویکه بخش زیادی از ضد تبلیغ لیســت اصلی، همین لیستهای جعلی و خنثیســازی آنها بود. افراد و جریانهایی که انتظار به حضور در لیســت داشتند؛ اما از لیست جــا مانده بودنــد، ائتلافهایــی با نامهایی ناآشــنا ایجــاد کرده و از اعتراض و انتقــاد طرفداران جریان اصلاحات از لیســت اعلامشــده، بهنفــع خود بهره بردند و قصد ایجاد جریان سوم و میانی را داشتند.

در ایــن دوره بــه عکس دوره قبل کــه موجی از ورزشــکاران و هنرمندان بــرای انتخابات شــوراها شــرکت کردند، با تعداد کمتــری از این افراد مواجه بودیــم و حتــی ورزشــکاران دوره چهــارم هم که کارنامه بسیار ضعیفی داشتند، نتوانستند در لیستها و تبلیغات شهری جایی موجه و متناسب با خودشان داشته باشــند و به نظر میرسد آنها هم میدانستند مردم به خوبی عملکردشان را دیدهاند و قرار نیست از یک سوراخ دو بار گزیده شوند.

تلگرام به جای کف خیابان

انتخابات این دوره شوراها دچار یک تحول جدید بود؛ در نگاه اول، برداشــت عمومی از استقبال شهر و شــهروندان در انتخابات شــوراها، بــه جز دو روز پایانی تبلیغات، اینگونه بود که شــهروندان توجه و مشــارکتی در انتخابات ندارند و فضایی سرد حاکم است. این شرایط به واقع وجود داشت؛ با این تفاوت که کاندیداها و شــهروندان همــه حضور و فعالیت انتخاباتــی خــود را به فضای مجــازی منتقل کرده بودند؛ فضایی که هم بخش زیــادی از آن رایگان و بدون صرف کاغذ، پول و نیروی انســانی است و هم میتوان در هر لحظه مخاطبان بیشــماری داشــته باشد و درعینحال مشمول بســیاری از بگیروببندها و مقرارت ســطح شهر نیســت. در دو روز پایانی بود کــه تراکتها، بنرهــا و تبلیغات متــری و رنگارنگ کاندیداها از در و دیوار شــهر آویزان شــد و در عین ایجــاد فضــای نوســتالژیک انتخاباتــی، پایتخت را بیریخت کرد.

در میانــه انواع و اقســام تبلیغات متنــوع و گاه عجیبــی که در ایــن دوره از کاندیداهــای باتجربه و بیتجربه شاهد بودیم، شاید باید لیستی از کاندیداها تهیــه میکردیــم که با زیرپاگذاشــتن قانــون، هنوز نمیدانستند تبلیغاتشان را نباید به هر جایی از شهر آویزان کنند و حقوق مردم شهر را زیر پا بگذارند. در این دوره شاهد بودیم چه افرادی که سه دوره است عضو شورای شــهر هستند و چه کاندیدایی که دوره اول است چنین سطحی از مدنیت را تجربه میکند، هــر دو هنوز نمیدانند نباید تبلیغاتشــان را کیلویی و کیلومتری بر بدن شــهر آویــزان کنند و برای مردم شهری که قرار اســت برایشان خدمت کنند، زحمت بیافرینند.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.