منطق و تعهد به فلسفه

Shargh - - انديشه -

ضيا موحد در گفتوگو با مهر: در هر دوره کسانی یافت میشــوند که از فلسفه در جایگاه سفســطه ســود میبرند، یا به راههایی بســیار غیرعادی میروند. قدما بــرای توصیــف منظــور چنین کســانی از اصطلاح «خالف تعرف» یا همان «مخالفت کن تا مشهور شوی» اســتفاده میکردند. من این توصیف را ناکافی میدانم. چه بسیاری از ایشان با جدیت به عقاید خویش پایبند هستند و حتی نظراتشان را در فرمهای منظمی ارائه میکنند. در حقیقت آنچه فلسفه قــارهای یا اروپای متصل را از فلســفه تحلیلی جدا میکند «توجیه» اســت. هر چه ما در فلسفه تحلیلی استدلالی هســتیم و میکوشیم مباحثمان دایر بر توجیه باشــد، آنهــا کمتر به تقویت وجوه اســتدلالی کار خود علاقه نشان میدهند. «پل اســتون» فلاســفه را از منظر توجه به اســتدلال دســتهبندی کرده و عقیده دارد بار استدلالی فلسفه اروپایــی متصل کمتر اســت. البته ما میتوانیم برای رصدکردن سفسطهها از ابزار منطق استفاده کنیم؛ در حیطه «فرمالوژی» (صورتشناسی( مشکلی وجود نــدارد. مثلا تعریف کامپیوتر به سادگی همان مهندسی برق به علاوه منطق اســت. جایگاه چنین پدیدهای از لحاظ علمی و تکنولوژیکی بســیار محفــوظ اســت. اصــولا پدیدههای کاملا صــوری بهندرت گرفتار مغالطه میشــوند، ولی در حوزه عمومی باید از گفتــار «اینفرمالوژی» (غیرصوری( استفاده کرد. اساســا «اینفرمالوژی» برای تبیین حوزههایی بنیان میشــود کــه احتمــال مغالطــه در آنهــا بالا مــیرود. ما میدانیم مــردم از نوعی استدلال غیرصوری استفاده میکنند؛ به همین خاطر گفته میشود اگر کسی به مطالعه منطق ریاضــی بپردازد تا خوب اســتدلال کند عمــر خویش را تلف کرده اســت. اما کاربــرد منطق «اینفرمالوژی» یا غیرصوری این است که نشــان میدهد منطق شــهودی مــردم چگونــه کار میکنــد، به چه صورت به مغالطه میافتد و اساســا چگونه اســت کــه در گفتوگوهای عمومــی مردم مغالطــات یکدیگر را درک میکنند. کاربرد دیگر این گرایش، تدقیق در نوشــتههای فلاسفه است. بدیــن صــورت کــه پاراگرافهایی از یک مقاله یا کتاب انتخاب میشــوند تا بدانیم از چه اســتدلالی اســتفاده کردهاند یا دچار چه اِشــکالی هستند. بدین ترتیب میتوانیم روی فلاسفهای که بــه اســتدلال و توجیــه اهمیت کمتــری دادهانــد تحقیق کنیــم. این فعالیتها بدین منظور انجام میشوند که ما از تعهد فلسفه دور نشویم.

منطق در ايران

در دورهای، یعنــی تا قــرن هفتم منطــق در ایران بســیار شــکوفا بود. پس از آن مباحث منطقی به واســطه ترجمههــای لاتین بــه اروپا رفت. من مقالهای دارم که در آن نشان میدهم چهار فرمول کــه در مطالعات منطق موجهــات بــه «بارکــن» و «بوریک» نســبت داده شــده در حقیقــت از کشــفیات «ابنســینا» بوده است. این نمونهها نشــان میدهد کــه ما تا چه پایه درخشــان و دقیــق بودهایم. ولی فلسفه ما رفتهرفته عرفانزده و طبعا از بار منطقیاش کاســته شد. فضایی که در ایــران حاکم بود موجب شــد منطق رو به ضعف و زوال بگذارد. در ایــن زمینه تقصیر چندانی هم متوجه مــردم ایران نیســت. بعــد از انقلاب نخستین کنگره بینالمللی در ایران و تأسیس یک مدرسه منطق باعث شد بار دیگر ایرانیــان فرصت کنند درباره منطق مطالعات بیشتری داشته باشند. کتاب مرحوم مصاحب در منطق جدید بسیار پیچیده بود و میتوان گفت برای یــک نوآموز راهی ســربالا و ســخت محســوب میشــد. من کتابی ساده در منطق جدید نوشــتم و همکارانم کارهای مشــابهي کردنــد. هماکنون دانشــجویان و اســاتید منطق ریاضی مــا در حــال سهیمشــدن در منطق قرن بیســتم هســتند. مقالاتی که من و همکارانم مینویســیم در مهمترین نشــریههای جهان چاپ میشــود و در همیــن مــدت کم اســتعدادهای فراوانی کشــف شده اســت. هنوز در زمینه منطق فلســفی کمکار هستیم؛ ولی میتوانیم با سرمایهگذاری بیشتر و جــذب دانشــجو در این رشــته نیز توفیقاتی به دست آوریم.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.