احیای تالاب «هورالعهظیومر» یااتلغییعراتجبریگشبت ناپذیر و شوری آن

Shargh - - جامعه -

اثرات منفی تخليه زهابهای كشت و صنعت نيشكر باید با دقت مورد بررسی قرار گيرد تا بدانيم چه ميزان خسارات به محيط زیست وارد شده است. مثلا تخليه این زهابهای آلوده به رودخانه دز و كارون در سالهای گذشته و آبياری نخلستانهای خرمشهر و آبادان با این آبهای آلوده باعث خشكی كامل و برگشتناپذیر زمينهای كشاورزی و نخلستانهای آن شد

تــورج فتحی، كارشــناس محيط زیســت و منابع آب:

هورالعظیم در مرز میان ایران و عراق یکی از مهمترین تالابهای منطقه است که در 4٠ سال اخیر آسیبهای بزرگــی را متحمــل شــد. آســیبهایی کــه منجر به خشکشــدن بخشهــای بزرگی از آن شــد. مهمترین دلایل خشکیدن هورالعظیم در منطقه سرزمینی عراق را میتوان اینگونه برشــمرد: در چند دهه گذشته روند خشــکاندن تالاب از دهه 195٠ تا 197٠ میادی ادامه یافته و زمینهای کشــاورزی زیــادی از قلب تالاب و در محدوده باختری آن بیرون کشــیده شــد و ابعاد تالاب کوچک و کوچکتر شــد. زمینهای اســتحصالی )زیر کشت( در سالهای بعد مصرف آب بیشتری پیدا کرده و در نتیجه حقابه تالاب کمتر و کمتر شد. در اواخر دهه ٨٠ و 9٠ میادی، در زمان صدام حسین، این کار توسعه و شدت یافت و جمعیت ســاکن در این منطقه از آنجا رانده شــدند. بیش از 9٠ درصد تالاب تا ســال ۲٠٠٣ و ســقوط صدام خشک شده بود و از آن سال با بازگشایی نهرها مساحت تالاب به ٣٠ درصد افزایش یافت.

در منطقه سرزمينی ایران نيز:

الــف- تکهتکهشــدن تالاب: در ســالهای پس از جنگ تحمیلی بــه موازات نوار مــرزی، خاکریزی با بلندای چند متر در تالاب در راســتای شمالی-جنوبی ایجاد شــد. ایجاد ایــن دیواره مصنوعی ســبب قطع طبیعی جریان اصلی آب، کمترشدن عمق آب، تبخیر بیشتر آب، تکهتکهشــدن تالاب و در نتیجه تسریع در روند خشکاندن آن شــد. این روند در سالهای بعدی )در دهه ٨٠( به وســیله وزارت نفت با انگیزه کشــف نفت )میدان نفتی آزادگان( شــدت و گســترش یافته و باعث شــد تا تالاب در بخش ایرانی به پنج ســلول موســوم به مخــزن تبدیل شــود. ایجاد ســلولهای بیشــتر و قطع کامــل ارتباط جریان آب بین ســلولها و ســپس خشــکاندن آبهای داخل هر سلول، انجام فعالیتهای نفتی را آسانتر، سادهتر و کمهزینهتر )اما به قیمت خشکشدن تالاب( کرد.

ب- توسعه ناپایدار آب: آغاز اجرای طرحهای ابنیه هیدرولیکی در سطح حوضه آبریز کرخه پس از جنگ تحمیلی، ســبب شد تا از ورود جریانهای طبیعی آب به تالاب جلوگیری شود. بزرگترین پروژههای اجراشده روی رودخانه کرخه، سدهای سیمره و کرخه از طریق وزارت نیرو بوده اســت. با آبگیری سد کرخه )1٣٨1) عمــا جریــان آب رودخانه کرخه که ســهم اصلی و عمده تأمین نیــاز آبی تالاب را برعهــده دارد، بهطور تقریبا کامل قطع شــد. حجم طبیعی آب دریافتشده تالاب هورالعظیم از رود کرخه حدود شــش میلیارد مترمکعب در ســال بــوده و بعد از آبگیری ســد این میــزان بهطور میانگین به رقمــی کمتر از ۲٠٠ میلیون مترمکعب و در برخی سالها به صفر رسیده است. در نتیجه روشن است که توســعه ناپایدار و سوءمدیریت منابع آب در خشکاندن تالاب نقش داشته است.

پ- توسعه ناپایدار کشاورزی: اتفاق دیگری که در حوضه آبریز تالاب رخ داد «ایجاد و توسعه واحدهای کشــت و صنعت نیشــکر» بود. ایجاد و توسعه کشت و صنعــت دهخــدا در حوضه بافصــل و اثرگذار بر تالاب در دهه ٨٠ با بیــش از 15 هزار هکتار زمین زیر کشت بهطور مســتقیم و غیرمســتقیم بر اکوسیستم تالاب اثرات منفی گذاشته است. مهمترین مؤلفههای منفی اثرگذار بر تالاب را بهطور خاصه میتوان چنین ذکر کــرد: 1- مصرف بیشازحــد آب و راندمان پایین آبیاری: در هر دوره آبیاری نیشــکر حدود ٨٠٠ میلیون مترمکعب آب برای زمینهای زیر کشت نیشکر مصرف میشــود. ۲- مصرف بیرویه انواع و اقسام کودهای شــیمیایی و ســموم دفع آفات: در هر دوره از کشــت انواع کودهای شــیمیایی با توجه به نوع آنها سه هزار تــا چهارهزارو 5٠٠ تُن و 45٠ تا 65٠ هزار لیتر ســموم دفع آفات مصرف میشــود. ٣- آبشویی خاک و بار آلودگی بســیار بالا: خاکهای منطقه جلگه خوزستان شور و قلیایی و دارای مقادیر متفاوتی از انواع نمکها هســتند. برای اینکــه بتوان چنیــن خاکهایی را برای کشت نیشکر مهیا کرد، باید با عملیاتی بهنام آبشویی خاک اصاح شــوند. ســالانه برای آبشویی خاکها یا اســتحصال زمینهــای جدید حــدود 7٠٠ میلیون مترمکعب آب مصرف میشــود. نتیجه این است که واحد کشــت و صنعت نیشــکر دهخدا رقمی بالغ بر یکونیم میلیارد مترمکعب آب را در هر دوره کشــت مصرف و حــدود یک میلیــارد مترمکعب زهابهای کشــاورزی تولید میکند که در محیط زیســت تخلیه میشــود. همچنین مقادیر زیادی از انواع آلایندهها در این زهابها وجود دارد کــه مهمترین آنها عبارتاند از: علفکشها، قارچکشها، مواد و ترکیبات کلروره، ســولفاته، سدیم، پتاســیم، کلســیم، ذرات کلوئیدی، فلزات ســنگین )آهن، مس، کادمیوم، جیوه، ســرب، نیکل و کبالت(، ترکیبات فســفر و سایر اماح محلول و جامد موجود در خاک، تخریب ساختمان و بافت خاکها. از نظر کیفیت، زهابهای تولیدشــده در رده «آبهــای اَبَرشــور]1]» قرار میگیرنــد و در نتیجه با توجه به بار آلودگی بســیار بالا هیچگونه «کارکرد اکوسیستمی» درباره آن متصور نیست.

ت- خشکســالی و تغییرات اقلیمی: اتفــاق دیگری که در دو دهــه اخیــر در منطقــه رخ داد، خشکســالی بود. خشکســالی حادثشــده سبب شــد تا میزان آب ذخیرهشــده در سد کرخه تا سالها بعد از آبگیری آنقــدر کم باشــد که امــکان هرگونه رهاســازی آب از آن ســلب شــود. بنا بر اعام وزارت نیرو شــاخص آسیبپذیری ناشی از خشکسالی استان خوزستان به رقمی بیش از 7٠ رسیده است )در دهه ٨٠ تا 9٠(. در نتیجه بایای طبیعی، انسانزاد آخری که ضربه کاری را بر پیکر محیط زیست حوضه آبریز تالاب هورالعظیم وارد کــرد، همانــا «تغییرات اقلیمی» بــود که باعث برخاستن مواد و نهشتههای ریزدانه و رسوباتی شد که به نام پدیده بحرانزای «ریزگردها» شــناخته میشود. این کانونهــا، چه آنهایی که در بخــش ایرانی و چه در داخل کشور عراق )در استانهای بصره و العماره( قــرار گرفتهانــد در مجمــوع زمینهایی با مســاحت

تقریبی ٨٠٠ هزار هکتار را دربرگرفتهاند. تعیین حریم تالاب

برای آنکه بدانیم چــه اقداماتی باید صورت گیرد تا ســبب احیای تالاب شود، در گام نخست باید عرصه موردنظر بــرای احیای تالاب را بهطــور دقیق بدانیم. بایــد ضمن انجــام مطالعات تعیین حریم، با کشــور همسایه نیز توافق مشــخصی دراینباره صورت گیرد. در نتیجه هرگونــه اظهارنظر درباره مســاحت دقیق تالاب و در نتیجه درصد احیا و آبگیری تالاب جملگی تقریبی بوده و خالی از اشکال نیست. براساس قوانین و مقــررات وزارت نیرو با همکاری ســازمان حفاظت از محیط زیســت مکلف شــده عرض حریم تالابها و دریاچههــا را براســاس شــاخصهای مربوطــه با تهیه نقشــه حریم و عامتگــذاری آن تعیین کند که تاکنون انجام نشــده است. از ســوی دیگر با توجه به اینکه تالاب هورالعظیم یک تالاب فرامرزی به حساب میآیــد، در تعییــن حریمهــای کمی و کیفــی باید با کشــور عراق هماهنگیهای لازم صــورت گیرد تا در اجرای برنامههــای حفاظت، بهرهبرداری خردمندانه، عادلانــه و حتــی نجــات تالاب رویکردهــای واحــدی به عمل آیــد. در مــاده شــش معاهده 1975 الجزایــر و پروتکلهــای الحاقــی آن یــک کمیتــه فنی مشــترک پیشبینــی شــده تــا درخصــوص مــوارد اختافــی بررســی و رســیدگی دوطرفه از سوي این کمیته صورت گیرد که در این مورد نیــز تاکنون اقدامی انجام نشده اســت. در نتیجه با انجــام مطالعــات لازم و تعیین حریمهای کمــی و کیفی تالاب در دو ســوی مرز برای اجرای برنامههای احیای تالاب امکانپذیر خواهد بود.

ج- حقابه تالاب: دربــاره روشهای تعیین حقابه محیــط زیســت تاکنــون بیــش از ۲٠٠ روش در دنیا مطالعه شــده و به اجرا درآمده، امــا در ایران دارای سابقه نیست. برای مثال سدهایی که پیش از دهه ٨٠ در کشــور ساخته شــده و به اجرا درآمده اساسا بدون مطالعه حقابه بوده اســت. چنانچه بــرای رودخانه کرخه حقابه تعیین شــود، باید دربــاره میزان حقابه تالاب هورالعظیم نیز محاســبات مربوطه انجام شود. از نهرهای مختلف منتهی به تالاب از رودخانه کرخه )ســابله، نیســان، معرز، کرخهکور و ســایر کانالهای طبیعی و متروکه موجود( )شــش میلیارد مترمکعب در سال( و رود دجله )مانند نهرهای مشرح، الکمحا، نهروان، زبیر، نصفالشــطاط، خنیزیرا، مشاقل، رشید، ازرق در عــراق( )۲ میلیارد مترمکعب در ســال( )به طور میانگین ســالانه حدود هشت میلیارد مترمکعب آب( به تالاب ســرازیر میشــده که برابــر برآوردهای اولیــه )بــا روش مونتانــا( میــزان حقابــه ســالانه هورالعظیم رقمی حدود یک تا دو میلیارد مترمکعب در ســال را نشــان میدهد. ضمن اینکــه باید توجه داشــت وقتی تالاب در معرض خشــکیدن قرار گرفته یا درصد زیادی از آن خشــک شــده باشد، حقابه باید میزان بیشتری نســبت به شرایط متعارف داشته باشد )بیش از رقم مذکــور(. بدون تردیــد رودخانه کرخه مهمتریــن تأمینکننده حقابه تــالاب بوده و بعد از آن نهرهای مشتق از رودخانه دجله قرار دارد. با توجه به اینکه وضعیت رودخانه دجله نیز مانند کرخه بوده و در ســالهای اخیر دچار کمآبیهای بیسابقهای شده و اجرای پروژه گاپ در سرشــاخههای این رودخانه از سوي ترکیه در آینده بیشــتر بر مشکات این رودخانه و تــالاب هورالعظیم خواهد افــزود، در نتیجه وظیفه دولتمردان کشــور رسیدگی هرچه ســریعتر به منظور ایجاد یک توافق با کشور همســایه برای آبرسانی از هر دو رودخانه به تالاب است.

ح- احیای تالاب هورالعظیم با زهابهای کشــت و صنعت )یا خلق چالشــی جدید(: به نظر میرســد اثرات منفی تخلیه زهابهای کشت و صنعت نیشکر بایــد با دقت مورد بررســی قــرار گیرد تــا بدانیم چه میزان خسارات به محیط زیست وارد شده است. مثا تخلیــه این زهابهای آلوده بــه رودخانه دز و کارون در ســالهای گذشته و آبیاری نخلستانهای خرمشهر و آبــادان با این آبهای آلوده باعث خشــکی کامل و برگشتناپذیر زمینهای کشاورزی و نخلستانهای آن شد. در ســالهای اخیر نهرهای فرعی رودهای کرخه و دجلــه حاوی مقادیر زیادی زهابهای کشــاورزی و فاضابهای شهری و روســتایی بوده و در نتیجه جز تخلیه آلودگیها به تالاب اثر مثبتی نداشــته اســت. موضوعی کــه اخیرا برای رفع مشــکات ریزگردها و پیشگیری از خشــکیدن کامل هورالعظیم مورد توجه مسئولان قرار گرفته، هدایت و تخلیه زهابهای کشت و صنعت نیشــکر به تالاب هورالعظیم است. با توجه به اینکه تالاب هورالعظیم )نسبت به تالاب شادگان( یک تالاب بســته محسوب میشــود و از سوی دیگر با توجه به بار آلودگی بسیار زیاد این زهابها، تخلیه آن به تالاب هورالعظیم در چند سال آینده موجب شوری تالاب و رســوبات آن شــده و برای همیشه آب تالاب آلوده و شور خواهد شد. در تالاب شادگان پیشروی آب شــور خلیجفارس تا حدودی اثرات منفی زهابهای نیشکر را به صورت طبیعی خودپالایی میکند، اما در هورالعظیم بــا توجه به اینکه جریانهای طبیعی آب درون تالاب بــا ایجاد دایکهای مختلف قطع و تالاب به چند تکه تبدیل شــده، احتمال شوری اجتنابناپذیر اســت. اصولا پیش از تخلیه زهابها باید مطالعات و آزمایشهای لازم صورت میگرفت و سپس با رعایت اصول علمی اقدام میشــد. تغییــر کیفیت آب تالاب هورالعظیم و شــوری و آلودگی آن دلیــل دیگری بر توســعه ناپایدار و سنگینترشــدن خسارات حاصل از آن بر محیط زیســت جلگه خوزستان است، جلگهای که در بالادســت آن منابع آب در حــال انتقال دارد و در پاییندســت آن با تخلیــه میلیاردهــا مترمکعب زهابهای کشاورزی، فاضابهای شهری و روستایی و انــواع فاضابهای صنعتی و ســمی، به هیچوجه تصویــر خوشــایندی را در آینــده نشــان نمیدهد و نســلهای بعدی ما باید تاوانهای ســنگین اقدامات نسنجیده امروز ما را به محیط زیست پرداخت کنند.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.