خوشامدگویی به کودکی که بالغ شد

Shargh - - صفحه اول - احمد پورنجاتی . فعال سیاسی

يک واقعيت بسيار مهم درباره انتخابــات كه بــه نظر میرســد كمتر به آن توجه شــده، رخدادی اســت كه در يکــی، دو دوره اخير رياســتجمهوری شــاهد بوديم؛ يعنی چيزي شــبيه رشد و بالندگی يک كودک بهسوی نوجوانی و بعد دوران بلوغ. احساس میكنم بسياری از اطرافيان به آنچه بهلحــاظ كيفيت و حتی ماهيت درونی و شخصيتی اين كودک و نوجوان رخ داده، كمتر توجه كردهاند. مقصودم اين اســت كه پس از پيروزی انقاب اســامی و استقرار نظام، با چند برهه مختلف و البته تأملبرانگيز و درخور مطالعه مواجه بوديم. در عرصه عمومی يعنی روحيــه و رفتار اجتماعی و نوع تعامــل جامعه با روند مديريت كشــور و رخدادهايی كــه پيش میآمده و بهويژه در مناســبات بين اقشــار جامعه با هم، شاهد چند الگو بوديم كه از نظر نگارنده میتواند با فرايندی كه اشــاره كردم - رشد و بالندگی از كودكی و نوجوانی به بلوغ در يک انســان- مقايسه شود. در دهه نخست پس از انقاب دورهای پشت سر گذاشته شد كه در مجموع دستكم از نگاه نگارنده، از نوعی هژمونی و گستره نظر و رفتار جريان چپ انقابی حکايت میكرد؛ جريانی كه بعدها بهتدريج نام و نشان و البتــه رويکردی را به خود گرفــت كه اصاحطلبان امروزی هســتند. نکتــه درخور توجه ايــن كه جريان چــپ انقابــی در آن دوران بــا اين گمــان كه هم به پشتوانه حمايتی كه از گرانيگاه نظام در اختيار داشت و هم فرصتهای مناســبی كه در ســطوح اجتماعی پيدا كرده بــود تصور میكرد میتوان بــا يک رويکرد كمالطلبانه همه جامعه را يکدست و تکقطبی كرد. بههميندليل شاهد بوديم در برهههای انتخاباتی اين نگرش كه با عنوان خط امام از آن ياد میشــد، هم در جامعه برجســتگی خاصی داشــت و هم در سطوح مديريت كشور و هم گاهی انگار به سليقههای ديگر يا طيفهای ديگری كه درون خانواده انقاب هم بودند، از زاويه طعنهآميزی نگاه میكرد. در فصل دوم تاريخ نظام جمهوری اسامی، بنا به دلايل و رخدادهايی كه مجال يادآوری آنها نيست، شرايطِ كاما متفاوت و حتی متضادی با فصل اول به وجود آمد؛ اما گويی با همان منطق، قاعــده و نوع نگاه، جريــان دوم، يعنی جريان راســت ســنتی و نامهايی كه بعدها پيدا كرد، كوشيد كه انــگار، جريان مقابل را ناديــده بگيرد و با هژمونی و تفــوق تکتازی، هم عرصه عمومی و هم ســاختار مديريت كشــور را در اختيار داشــته باشد. از حق نبايد گذشت كه بعد از اين دو دوره، آغاز بهرسميتشناختن ديگری و حتی مخالف دوران اصاحات بود كه بهدليل تغييــرات و درک روش مطلوب از ســوی همان گروه اول، به سرانجام رسيد و هرچند توانست نقش سازنده و رشــديابندهای در شــخصيت جامعه ايرانی داشته باشــد؛ اما متأسفانه در سالهای 84 تا 92 دچار سکته تاريخی شد. نگارنده از جهت دورنمايه، رفتاری بسيار خرســندكننده و اميدآفرين را در عملکرد انتخاباتی دو دوره اخير بهطور خاص مشــاهده میكند كه فراتر از موضوع برگزيدن يــک كانديدا بهعنوان رئيسجمهور يا روند رقابتی پرشوری كه شاهد بوديم، جامعه ايران را بهگونهای برخوردار از مشخصههای جامعه مدنی درآورده كه بســيار متفاوت با يک جامعــه تودهوار يا ژلهای، متکی بر عقانيت و پذيرش ديگری در كنار خود اســت؛ «ديگری» كه ممکن است تفاوتهای بسياری از نظــر اهداف مطلــوب يا راهکارها و ســازوكارهای متفاوت مد نظر داشته باشد. به نظر میرسد در تحليل جامعهشــناختی امروز جامعه ايران، پديــده يا پروژه انتخابــات رياســتجمهوری يازدهــم، مجلس دهم و بهويــژه در دوره اخير )رياســتجمهوری دوازدهم و شــوراهای پنجــم(، میتوانــد بهعنوان يــک مورد مطالعاتی برای شناخت مختصات دوران بلوغ جامعه ايران، مورد توجه قرار بگيرد.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.