پول و مرگ

Shargh - - يات -

«بینگــو» بــا عنــوان فرعــي «صحنههایي از پــول و مرگ»، عنوان نمایشنامهاي اســت از ادوارد باند که بهتازگي با ترجمه بابك اشرفخاني در نشر اختران منتشر شده است. «بینگو» نمایشنامهاي اســت در دو پرده که در سال 1973 نوشته شده و یکي از دلایل شهرت و اهمیتاش، حضور شکسپیر در این نمایشنامه اســت. در «بینگو»، شکســپیر در دام تعدادي عمدهمالك قرار ميگیرد کــه ميخواهند بهنوعي دســت به اصلاحــات ارضــي بزنند و این موضوع بر درآمدي که شکســپیر از اجارهبهــاي زمینهاي خود دریافت ميکند تاثیرگذار اســت. شکســپیر دو راه پیشرو دارد؛ اینکه با عمدهمالکان توافــق کند یا بــا آنهــا مخالفت کند و به فقــرا کمك کند. آنطــور که در توضیحــات کتاب آمده، نویســنده این نمایشــنامه، ادوارد بانــد، از جملــه نمایشنامهنویســاني اســت کــه بــا بازنویسي متون گذشته و اسطورهزدایي از تاریــخ، گســتره جدیــدي را در تئاتر بریتانیا رقم زده است. وي را شاید بتوان یکي از تکمیلکنندگان همان سنت تئاتر حماسي دانســت که برشت طلایهدار آن بود. تئاتر باند بهصحنهبردن انساني اســت که تغییرپذیــري او در ارتباط با شــرایط تعریف ميشــود. باند تئاتر را جديتریــن میعــادگاه عمومي بحث در مورد مســائل فرهنگي ميشناسد. باند پیرو همان سنت ادبیات رئالیستي قرن نوزدهم اســت اما بــا این تفاوت کــه واقعگرایي او در امتداد رئالیســم دیالکتیــك برشــت- لــوکاچ حرکت ميکنــد. رئالیســم باند، رئالیســمي خردهبیان و مخالف رئالیسم کلاسیك اســت زیرا او معتقد اســت رئالیســم کلاســیك، اصولي را که بــر آن مبتني اســت کتمان ميکند و مانــع بازنمود تناقضــات عریان ميشــود. همین امر مانع اصلاحات اساسي است. در پایان کتاب مقالهاي با عنوان «تئاتر عقلاني ادوارد بانــد، میــراث مکتب برشــت » آمده که در بخشــي از آن ميخوانیم: «باند بــا این باور کــه آگاهي ذهن هر انسان، آگاهي ذهن یك طبقه اجتماع اســت، تعارضــات و تعامــلات بیــن شخصیتها را برخاســته از تناقضات موجــود در جامعــهاي ميداند که بر مبناي فاصله طبقاتي اســتوار اســت. تئاتر باند وراي مســائل روانشناختي، بیننــده را از حقایق سیاســي پنهان در روابــط اجتماعي آگاه ميســازد. تئاتر باند تصویر علتهاي ســیهروزي بشر است. او در تفســیر تئاتر عقلاني خود مينویســد: باید تصور یا تفسیر)از یك موقعیت، و نه یك شخصیت( مصداق یك احساس باشد، و این تصور یا تفسیر یا اندیشه اســت که اجرا ميشود. این کار شــخصیت را چنان بــه رویدادي اجتماعــي مربــوط ســاخته کــه وي داســتانپرداز قصه خودش ميشود ». باند در آثارش به تاریــخ توجه زیادي دارد و به خوانش تاریخياش برگرفته از «نگاه تاریخگرایانه» برشــت اســت کــه روایتهاي خــود را در چارچوب واقعیتهاي تاریخي قید ميکند. باند بــه تعامل ادبیات و تاریخ توجه زیادي دارد و از تاریــخ به منظور «بازســازي نظم اجتماعي» موجود بهره ميگیرد. باند نیز چون برشــت بــه تاریخ نقب ميزند و مســائل تاریخي را در خدمت اهداف سیاســي خود بــهکار ميگیرد. «بینگــو»، نمایي از زندگي شکســپیر، بهعنوان هنرمندي کــه بهنوعي نهاد فرهنگــي جامعه انگلیس بهشــمار مــيرود ارایــه ميدهد. بانــد در این نمایشــنامه با پرداختن به رابطه میان شکسپیر و زمینداران، به طرح پرسش دیرینــه نقش هنرمنــد و تعهدش به جامعه در جهان معاصــر ميپردازد. او بــا بهکارگیري موضوعــي تاریخي، امکاني براي تئاتــرش ایجاد ميکند تا اهداف نقادانهاش را مطرح کند.

بینگو ادوارد باند ترجمه بابك اشرفخاني نشر اختران

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.