صداها و آشوبها

Shargh - - يات -

«خانم بودن به چه دردی میخورد؟» دومین رمــان مریم حســینیان، «ما اینجا داریــم میمیریــم» بــا این جملــه آغاز میشــود. رمــان روایت آدمهایی اســت با جهــان و ذهنیات و رویاهــای متفاوت که گویا از ســر اتفــاق در یک خانه زندگی میکنند و ناگزیر به تحمل یکدیگرند. چنانچه در پشــت جلد رمان نیز آمده اســت، در این رمــان زنها و مردهایی هســتند که در یک هممکانــی اجباری رویاهای خاصی در ســر دارند. از زنی متعصب که کینه خواهر کوچک سرخوشــش را بــه دل دارد تا دختر جوانی کــه میخواهد برای انتخابــات رأی جمع کند، یا زنــی خانهدار که شــاهد فروریختن خانهاش اســت و البته چند شــخصیت جادویی کــه ناظران این جهــان پرقصهاند. «انگار پری بــود. میگفت از زیر کابینت صدا میآید. ســه چهار روزی میشــد که هر وقت میرفت توی آشــپزخانه همین را میگفت. خــودش مهمان دعوت میکرد و خودش هم از زیر کارکردن فرار میکرد. الکی سوســک و مورچه را بهانــه میکرد. همه عمرش کارهــا را میانداخت گردن بقیه. با جارودســتی زیر کابینت را جارو میکشید... آهی کشید و سری تکان داد و بــا خاکانداز آشــغالها را جمع کرد. جارو را گوشــهای پرت کرد و رفت مســواک بزند و بخوابد. هرچــه زودتر میخوابید، زودتر از شر صداها و آشوبها خلاص میشد.» حسینیان در ضمنِ روایت زندگی چند تیپ شــخصیتی متفاوت از زنان، امر فانتزی را نیز بهکار میگیرد و جهانی مرموز را تصویر میکند که با جهانی واقعی درهم تنیده شده است.

ما اینجا داریم میمیریم، مریم حسینیان

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.